try another color:
60% 70% 80% 90% تغییر اندازه فونت متن:
امروز: چهارشنبه, 5 مهر, 1396

«سبك زندگي» پيشينه، واژه و مفهوم‌شناسي

Send to friendSend to friend
نام نویسنده: 
مجتبي فيضي

درآمد

بحث از آئين و روش زندگي در اديان الهي يا بشري، به مفهوم عام، از ديرباز مطرح بوده است؛ اما موضوع «سبك زندگي» به عنوان يك اصطلاح، در گذشته به‌صورت مستقل مطرح نبوده بلكه بخشي از محتواي آن (با تسامح در معني) در ضمن مسائل ديگر مانند آئين و آداب زندگي، برنامه زندگي و... عنوان شده است.

خاستگاه بحث «سبك زندگي» با اين عنوان خاص، به عالم غرب بر مي­گردد؛ كه از عمر آن حدود صد و اندي سال مي‌گذرد. اين مفهوم در آغاز با مباحث طبقه و منزلت اجتماعي پيوند خورده بود. در اوائل قرن بيستم، از يك سو «سبك زندگي» فرصت تبيين‌‌هايي غير ماركسيستي را فراهم كرد و از سوي ديگر بسياري از جامعه شناسان، اين اصطلاح را گوياتر از شاخصه‌‌هاي رايج در مطالعه طبقه‌بندي اجتماعي دانستند. در غرب كار‌هايي در اين موضوع صورت پذيرفته كه به‌عنوان نمونه مي­توان به ديدگاه‌هاي آدلر، وبلن، زيمل، هوتن، كانل و بورديو اشاره كرد؛ كه برخي از آن‌ها به طور صريح و برخي ديگر تلويحاً اين موضوع را مورد مطالعه و ملاحظه قرار داده­اند. طرح علمي اين موضوع براي نخستين بار در روان‌شناسي، از سوي آلفرد آدلر بود و سپس پيروان او آن را گسترش دادند.

«سبك زندگي» از دهه 1990ميلادي مورد اقبال بيشتري قرار گرفت و آثار و مقالات مختلفي با رويكرد‌هاي متمايز در اين زمينه به رشته تحرير درآمده است. برخي آثار مكتوب فارسي نيز در اين زمينه منتشر شده است.

چيستي و ماهيت سبك زندگي

مطالعه و پژوهش در موضوع سبك زندگي بيشتر به عنوان يك حوزه مطالعاتي «بين‌رشته­اي» تلقي مي­شود. ورود دانش پزشكي و دين­شناسي به اين حوزه نيز شاهدي بر مدعاي فوق است. سبك زندگي به عنوان دانشي نوپديد و فراگير، ظرفيت مسأله‌سازي در حوزه­‌هاي مختلف عمل و زندگي از يك طرف و علم و نظر از طرف ديگر را داشته و دارد.

اين موضوع اگر با نظر به خاستگاه، پيدايش و رشد اوليه آن در سده گذشته مورد ملاحظه قرار گيرد، طبعاً در بستر و فضاي مدرنيته غربي با مباني و معيار‌هاي تمدن غربي و ليبرال دموكراسي و فرهنگ مصرف­گرايي و توجه به جلوه بيروني و نمود ظاهري، همراه است. ورود اين مفهوم به فضاي فرهنگ ديني به ويژه در اسلام، طبعاً اين واژه را دستخوش تفاوت‌هايي در زاويه نگاه به آن خواهد نمود، چرا كه مباني و معيار‌هاي اديان آسماني در تقابل كامل نسبت به مدرنيته غربي قرار دارد. طبيعي است كه در اين فضاي جديد تعريف مفاهيم نيز بايد با تكيه بر اين مباني و ارزش‌هاي معنوي صورت پذيرد. واژه «سبك زندگي» مقسمي است براي اقسام و انواع سبك‌هاي مختلفي از زندگي با رويكرد‌هاي متفاوت، مانند سبك زندگي اسلامي، غربي، شرقي و يا سبك زندگي در روانشناسي، جامعه­شناسي و... . در مجموع آنچه از مفهوم سبك زندگي معمولاً در نوشتار، گفتار، رسانه­‌ها و به ويژه در فضاي مجازي و اينترنت به تصوير كشيده مي­شود، بيشتر ناظر به همان جلوه‌هاي بيروني و خارجي حيات و تمدن غربي ازقبيل مد، دكوراسيون، الگوي مصرف­ و مفاهيمي از اين قبيل مي­باشد.

همانگونه كه اشاره شد واژه­‌ها هنگامي‌كه در فرهنگ‌‌هاي مختلف وارد مي­شوند سرنوشت‌هايي بعضاً متفاوت نسبت به زمان شكل‌گيري آن‌ها پيدا مي­كنند؛ و اين موضوع يك امر طبيعي است كه اصطلاحات تحت تأثير فرهنگ غالب جوامع قرار مي‌گيرند و بار معنايي خاص پيدا مي­كنند. البته اين سخن به معناي استحاله آن واژه و اصطلاح نيست به گونه­اي كه تنها بتوان از آن به عنوان مشترك لفظي استفاده نمود بلكه بر عكس اين واژه مشترك معنوي بوده و وجه جمع ميان برداشت‌هاي مختلف از آن وجود دارد.

واژه‌شناسي

معادل واژه «سبك» در زبان عربي تعبير «اسلوب» و در زبان انگليسي «style» است. عبارت «سبك زندگي» در شكل نوين آن (life style) اولين بار توسط «آلفرد آدلر» در روانشناسي در سال 1929 ميلادي ابداع شد. اين عبارت به‌منظور توصيف ويژگي‌هاي زندگي آدميان مورد بهره­برداري قرار گرفت. در كتاب‌هاي لغت انگليسي، اين واژه در معاني كم و بيش مشابهي به كار برده شده است: «سبك‌هاي زندگي مجموعه­اي از طرز تلقي­ها، ارزش­ها، شيوه­هاي رفتار، حالت­ها و سليقه­ها در هر چيزي را در بر مي­گيرد. موسيقي عامه، تلويزيون، آگهي­ها، همه و همه، تصورها و تصويرهايي بالقوه از سبك زندگي فراهم مي­كنند.»[1] «روش نوعي زندگي فرد، گروه يا فرهنگ را سبك زندگي گويند.»[2]«روشي كه يك فرد يا گروهي از مردم براساس آن كار و زندگي مي­كنند: يك زندگي سالم و راحت، بخش سبك زندگي مجله (= بخشي از آن كه با لباس‌ها، فرصت‌ها، عادات... ارتباط دارد)»[3].

در ميان انديشمندان علوم اجتماعي غربي، سبك زندگي با رويكرد‌هاي مختلفي تعريف شده است:

مفهوم‌شناسي           

«آلفرد آدلر» از اين اصطلاح براي اشاره به حال و هواي زندگي فرد استفاده كرد. سبك زندگي هدف فرد، خودپنداره، احساس‌هاي فرد نسبت به ديگران، و نگرش فرد نسبت به دنيا را شامل مي­شود.[4]

«ليزر» (1963م) سبك زندگي را براساس الگوي خريد كالا تعريف مي‌كند. به نظر وي سبك زندگي نشان دهنده شيوه زندگي متمايز جامعه يا گروه اجتماعي و نشان‌دهنده شيوه­اي است كه مصرف كننده در آن خريد مي­كند و به شيوه­اي كه كالاي خريداري شده مصرف مي­شود، بازتاب‌دهنده سبك زندگي مصرف‌كننده در جامعه است.[5]

«ياسر من» (1983م) سبك زندگي را الگويي از مصرف مي­داند كه دربردارنده ترجيحات، ذائقه و ارزش­هاست[6] ؛ سبك زندگي به‌مثابه مجموعة منسجمي از انتخاب­ها، ترجيحات و رفتارهاي مصرف­گرايانه است.[7]

از ديدگاه «سويل»، سبك زندگي عبارت است از «هر شيوه متمايز و بنابراين قابل تشخيص زيستن»[8]. «سولومون» اعتقاد دارد كه هر جامعه­اي داراي سبك و شيوه زندگي متفاوتي است. سبك زندگي، فعل و انفعال فرد را در محيط زندگي او نشان مي‌دهد. در جوامع سنتي انتخاب­هاي مبتني بر مصرف به شكل گسترده­اي براساس طبقه، كاست، محيط روستا يا خانواده ديكته مي­شود؛ در حالي‌كه در جوامع مدرن به‌هر حال مردم داراي آزادي عمل بيشتري در انتخاب كالاها و خدمات و فعاليت­هايي هستند كه به نوبه خود هويت اجتماعي را خلق مي­كند.[9]

به نظر «آرتور آسابرگر» براي تعريف اصطلاح «life style» با واژه فراگيري روبرو هستيم كه از سليقه فرد در زمينه آرايش مو و لباس تا سرگرمي و تفريح و ادبيات و موضوعات مربوط ديگر را شامل مي­شود. كلمه «سبك»، «مد» را تداعي مي­كند؛ پس سبك زندگي در واقع مد يا حالت زندگي يك فرد است.[10]

برداشت «گيدنز» از مقوله سبك زندگي عبارت است از: تلاش براي شناخت مجموعه منظمي از رفتارها يا الگويي از كنش­ها كه افراد آنها را انتخاب كرده و كنش­هاي آن‌ها در زندگي روزمره به واسطه آن‌ها هدايت مي­شود.[11]

«سازمان بهداشت جهاني» سبك زندگي را اين‌گونه تعريف مي­كند: «اصطلاح سبك زندگي به روش زندگي مردم و بازتابي كامل از ارزش­هاي اجتماعي، طرز برخورد و فعاليت‌ها اشاره دارد. همچنين تركيبي از الگوهاي رفتاري و عادات فردي در سراسر زندگي (فعاليت بدني، تغذيه، اعتياد به الكل و دخانيات و...) است كه در پي فرايند جامعه­پذيري به وجود آمده است.»[12]

«محمد فاضلي» در كتاب «مصرف و سبك زندگي»، معناي اين واژه را عبارت مي­داند از «طيف رفتاري­اي كه اصلي انسجام‌بخش بر آن حاكم است و عرصه­اي از زندگي را تحت پوشش دارد و در ميان گروهي از افراد جامعه قابل مشاهده مي‌باشد و الزاماً براي همگان قابل تشخيص نيست؛ اگر چه محقق اجتماعي ميان آن و بقيه طيف رفتارهاي افراد جامعه، تمايز قائل مي­شود.»[13] نويسنده «كتاب دين و سبك زندگي» مي­نويسد: «سبك زندگي عبارت است از الگوي هم‌گرا (كليت تامي) يا مجموعه منظمي از رفتارهاي دروني و بيروني، وضع­هاي اجتماعي و دارايي­ها كه فرد يا گروه بر مبناي پاره­اي از تمايلات و ترجيح­ها (سليقه)اش و در تعامل با شرايط محيطي خود ابداع يا انتخاب مي­كند. يا به اختصار، سبك زندگي: الگو يا مجموعه نظام­مند كنش­هاي مرجح است.»[14] در تعريفي ديگر چنين آمده است: «سبك زندگي، عبارت است از الگوي زندگي فردي كه در فعاليت­ها، دلبستگي­ها و افكار شخصي، خود را نشان مي­دهد.»[15]

برخي نيز سبك زندگي را با «هويت» پيوند مي­زنند: «سبك زندگي نظام‌واره و سيستم خاص زندگي است كه به يك فرد، خانواده يا جامعه با هويت خاص اختصاص دارد. اين نظام‌واره، هندسه كلي رفتار بيروني و جوارحي است و افراد، خانواده­ها و جوامع را از هم متمايز مي­سازد.»[16] اين تعريف به گونه­اي هويت فرد را در برابر ديگران به نمايش مي‌گذارد. وي در جاي ديگري منظور از سبك زندگي را چنين بيان مي­كند: «مجموعه‌اي از رفتارها و عملكردهايي كه يك فرد به منظور تامين نيازها و احتياجات روزمره خود به كار مي­گيرد. شيوه زندگي هر فردي بيانگر هويت و معرّف شخصيت آن فرد است.»[17] مؤلف كتاب «سبك زندگي اسلامي و ابزار سنجش آن»، سبك زندگي را اين‌گونه تعريف مي­نمايد: « شيوه­اي نسبتاً ثابت كه فرد اهداف خود را به آن طريق دنبال مي­كند.»[18]

نتيجه

در موضوع «سبك زندگي»، با طيف وسيعي از لغات و اصطلاحات مواجهيم كه هر كدام براساس بينش و نگرش خاص محققان، مورد تاكيد قرار گرفته­اند. در تعاريف جامعه‌شناسانه بيشتر بر هنجارهاي اجتماعي افراد و توصيف نگرش و منش اجتماعي افراد در جامعه تأكيد مي­شود و در روان‌شناسي بيشتر به بعد فردي و شخصيتي مي‌پردازند.

پي‌نوشت‌ها:


1.www.wikipedia.15/5/90.

[2]. میریام و بستر، merrian-websters collegiate Dictionary، ص 672.

[3]. آکسفورد ادونس – دیکشنری، oxford Advanced learners Dictionary of current English، ص 743.

[4]. فیست جی و گریگوری جی فیست، نظریه­های شخصیت، ص 97.

[5]. ناهید خوشنویس، رسانه و سبک زندگی، ماهنامه روابط عمومی ایران، 73 (1389): 10.

[6]. رسول ربانی و یاسر رستگار، سبک زندگی و فرهنگ مصرفی، مجله مهندسی فرهنگی، 23 و 24 (1387).

[7]. همان.

[8]. حسن چاوشیان و یوسف اباذری، از طبقه اجتماعی تا سبک زندگی، مجله نامه علوم اجتماعی، 20،(1381)،ص24.

[9]. محمدرضا رسولی، بررسی مؤلفه­های سبک زندگی در تبلیغات تجاری تلوزیون، مجله علوم اجتماعی، 23 (1382)،ص 54.

[10]. همان.

[11]. ناهید خوشنویس، رسانه و سبک زندگی،ص 11.

[12]. سایت همهمه، 4/5/90 و pichak.net، مصطفی قاسمی پاکرو.

[13]. محمد فاضلی، مصرف و سبک زندگی، ص 83.

[14]. محمد سعید مهدوی کنی، دین و سبک زندگی، ص 78.

[15]. شهناز شوشتری زاده، بررسی تأثیر آموزش رفتارهای سلامتی بر تغییر روش زندگی مبتلایان به بیماری عروق کرونر قلب مراجعه کننده به بیمارستانهای منتخب شهر اصفهان در سال 1382،(پایان نامه کارشناسی ارشد، اصفهان دانشگاه آزاد اسلامی واحد خوراسگان، 1382، ص84

[16]. احمد حسین شریفی، همیشه بهار، ص 146.

[17]. همان.

[18]. محمد کاویانی، سبک زندگی اسلامی و ابزار سنجش آن، ص 16.