try another color:
60% 70% 80% 90% تغییر اندازه فونت متن:
امروز: یکشنبه, 30 تیر, 1398

«اخلاق الاهي»

Send to friendSend to friend
زیر عنوان: 
اندوه‌يادي از فقيه اخلاقي آيت‎الله‎ حاج آقامجتبي تهراني(ره)

«اخلاق الاهي»[*]

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحيم

با تأسف و تأثر فراوان، خبر درگذشت عالم عامل ربّاني، مرحوم آيت‌الله آقاي حاج آقا مجتبي تهراني(ره) را دريافت كردم. اين حادثة ناگوار، ضايعه‌اي براي حوزة علميه و روحانيت و جامعة مذهبي تهران و به‌ويژه ارادتمندان و شاگردان ايشان و جواناني است كه از مجالس پرفيض و درس‌هاي سازندة اين معلم اخلاق بهره مي‌بردند. اينجانب تسليت صميمانة خود را به آن بيت شريف و بازماندگان، به‌ويژه اخوي بزرگوار و نيز به همسر مكرّم و آقازادگان ارجمند و ديگر بازماندگان اين بيت شريف تقديم داشته، علوّ درجات آن فقيد سعيد را از خداوند متعال مسألت مي‌نمايم.

سيد علي خامنه‌اي/۱۳ دي ماه ۱۳۹۱

 

حاج آقامجتبي در حديث ديگران

 کونُوا دُعَاة النَاسِ بِغَيرِ أَلْسِنَتِکمْ

مرحوم آيتاللهالعظمي حاجآقا مجتبي تهراني، در حقيقت يکي از چهره‎‎هاي برجسته فقاهت، روحانيت و مرجعيت شيعه بود. ايشان مورد علاقه و توجه بزرگان حوزه علميه قم، مراجع حوزه علميه قم و حوزه‎‎هاي کشور و جهان اسلام بود و اين نبود جز اينکه ايشان علم را با عمل درآميخته و انساني بيادعا بود، او مصداق بارز «کونُوا دُعَاة النَاسِ بِغَيرِ أَلْسِنَتِکمْ» بود؛ يعني منش و رفتار ايشان بيانگر تمام ويژگي‎‎هاي اخلاقي بود. (آيتالله سيدهاشم حسينيبوشهري، مدير حوزه‎‎هاي علميه کشور)

ذاتاً حسيني، علوي و فاطمي

ارادت آيت الله تهراني نسبت به اهل‌بيت عصمت و طهارت(ع) مثال‌زدني بود. ايشان نسبت به اهل‌بيت(ع) مخصوصاً امام حسين(ع) فاني بود، ايشان زماني که در ماه محرم در بيمارستان شيمي‌درماني مي‌کردند، با اصرار خودشان از بيمارستان ترخيص شدند و در جلسه روضه امام حسين(ع) شرکت کردند و تا زماني که نفس داشتند با تمام وجود يا حسين مي‌گفتند. ايشان ذاتاً حسيني، علوي و فاطمي بود، آرزوي ايشان اين بود که در روز اربعين به لقاءالله بپيوندد. و در مراسم تشييع جنازه آيت‌الله انواري نيز به من فرمودند رفقاي ما يکي يکي مي‌روند و بعد از ايشان(آقاي انواري) نوبت من هست.(حجت الاسلام و المسلمين صديقي، امام جمعه موقت تهران)

به معيارها مي‌پرداخت، نه افراد

در صحبتهايشان تلاش ميکردند به افراد معيار دهند؛ حتي در جلسات خصوصي به هيچ وجه اجازه نميدادند از کسي غيبت و بدگويي شود و ميگفتند: موضوع را بگوئيد، من جواب ميدهم و خودشان هم عمدتاً به موضوع ميپرداختند. اين رفتارها ميتواند براي روحانيون و علماي ما الگويي باشد که در تبليغ دين و تربيت جامعه بهجاي پرداختن به افراد، به معيارها و آرمان‎‎ها تکيه کنند.(قاسم تبريزي، پژوهشگر تاريخ معاصر)

عالمي مردمي

ايشان گذشته از جنبه‎‎هاي فقاهت و مقام شامخ علمي و جنبه‎‎هاي زهد و تقوا و اخلاق و معرفت و عرفان، به معناي کامل، عالمي مردمي بودند. ما بزرگاني داشتهايم که صدها شاگرد فقيه و ملا و فرهيخته از محضرشان استفاده کردهاند ولي آنطور که بايد و شايد در بين عموم مردم، جوان‎‎ها و دانشجويان، بازاري‎‎ها و مردم کوچه و خيابان حضور نداشتهاند؛ ولي اين بزرگوار علاوه بر درس‎‎هاي عالي حوزوي، سي و چند سال در خيابان و بازار، بين مردم، جوان‎‎ها و دانشگاهيها، دانشآموزان، مسجدي‎‎ها حاضر ميشدند. کمتر فقيه و عالم بزرگواري مثل ايشان اين توفيق را داشته که هزاران نفر از مجالس معنوياش استفاده کنند. اکنون تقريبا ميتوان گفت هر جا در هر سنگري در دانشگاه، ادارات، وزارتخانه‎‎ها، داخل و خارج كشور، عناصر مفيد، مؤثر، نافع و کساني که در سنگرهاي حساس اين نظام خدمت فرهنگي، سياسي، اجتماعي و اقتصادي ميکنند آنهايي که در تهران بزرگ شدند بهنحوي از انفاس قدسيه اين بزرگوار بهرهمند بودهاند.(حجتالاسلام سيد مصطفي ميرلوحي، عضو هيأت علمي دانشگاه امام صادق(ع))

عوام فهم و خواص پسند

مباحث را بهگونهاي به مخاطبان ميرساند که عوام، جوانان و توده مردم مباحث را ميفهميدند و خواص هم مباحث و نکات دقيق و ظرايف علمي بحث را ميپسنديدند. ويژگي جلسات و مباحث ايشان اين بود که عوام مطالب آن را ميفهميدند و خواص مطالب و موضوعات را ميپسنديدند. بهنظرم اين کاربرديترين نکتهاي بود که در مباحث و جلسات ايشان به چشم ميآمد.(حجتالاسلام مرتضي وافي/پژوهشگر)

شاگرد خاص حضرت امام(ره)

يکي از امتيازات ويژه ايشان شاگردي خاص حضرت امام(ره) بود. وقتي که حضرت امام در قم تدريس ميفرمودند، مرحوم آيتالله تهراني، از شاگردان برجسته و مبرز حضرت امام(ره) بودند که همان وقت درس اصول حضرت امام را تقرير و چاپ کردند. ايشان از امتياز خاص شاگردي حضرت امام(ره) برخوردار بوده و در عرفان، فلسفه، فقه و اصول از شاگردان برجسته حضرت امام(ره) بودند. ايشان از آغاز حرکت انقلاب اسلامي جزء اساتيد بزرگ حوزه علميه قم بودند که در نوشتن اطلاعيه‎‎ها، پيامها، تلگرافها، تشکيل جلسات و اجراي برنامه‎‎ها براي پيشبرد اهداف انقلاب اسلامي و حرکت در مسير حضرت امام(ره) نقش فعالي داشتند.(حجتالاسلام والمسلمين اختري، دبيرکل مجمع جهاني اهل بيت(ع))

مورد نظر خاص امام(ره)

ايشان بعد از دروس سطح، درس مرحوم آيت‎‎الله بروجردي را درک کرده بودند و بهدنبال آن در درس‎‎هاي مرحوم حضرت امام(ره) شرکت ميکردند و همان موقع هم جزو فضلاي قم محسوب ميشدند و بر کتاب رسائل امام(ره) پاورقي و کارهاي تحقيقي داشتند و ظاهراً جزو مجموعهاي بودند که آراي امام(ره) را در سال 1341 و 1342 بهصورت رساله درآوردند و مورد نظر علمي خاص امام(ره) بودند. در آن زمان با وجود اينکه سنشان کم بود، چنين جايگاهي داشتند.(آيت‌الله سيدمحمد غروي، عضو شوراي عالي حوزه علميه قم)

ذوبِ در استاد

آيتاللهالعظمي آقامجتبي تهراني از لحاظ اخلاقي و سلوکي بهشدت از حضرت امام خميني(ره) متأثر هستند و طرز تفکر معنوي و سلوکي ايشان در مقام نظر و عمل کاملا با امام مشابهت دارد. از حيث مباني اجتماعي و مواضع سياسي، تماما در استادشان ذوب و عميقا از استادشان حضرت امام(ره) متأثر هستند. (استاد علياکبر صادقي رشاد، مدير حوزه علميه تهران و رئيس پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي)

مدرسِ خارج اخلاق

آيتاللهالعظمي آقامجتبي تهراني هيچگاه از تتبع در آراي بزرگان خسته نميشوند. نقدهاي علمي فراوان دارند، اما هيچگاه جانب حرمت ديگران را فروگذار نکردهاند. مخاطب ايشان، اگر صخره صماء هم باشد در برابر قطره قطره آب حياتي که از فيوضات ايشان ميبارد، تأثير ميپذيرد. معروف است کساني بايد به درس خارج ايشان بروند که يکبار درس خارج رفته باشند! حتي برخي از بزرگان مي‎‎فرمودند که ايشان در اخلاق هم درسِ خارج اخلاق ميدهند. (دکتر محسن اسماعيلي، عضو حقوقدان شوراي نگهبان و رئيس دانشکده حقوق دانشگاه امام صادق(ع))

رشد اخلاقي شهيد

ارتباط شهيد صياد با آيتالله تهراني، يکي از موقعيت‎‎هاي خوبي بود که توانست در زمينه رشد اخلاقي و معنوي به پدرم کمک کند. پدرم سعي ميکرد خانواده را هم در اين فضاي اخلاقي وارد کند. شهيد صياد تلاش داشت نوشتههايش[از جلسات اخلاقي آيت‌الله آقا مجتبي] را در صحنه زندگي و کار و اجتماع به اجرا درآورد. يادم هست که پدر خيلي تأکيد داشتند به نماز حاجآقا برسند و اول وقت در مراسم حضور داشته باشند. بعد از شهادت ايشان نيز، ما سعي کرديم کماکان از محضر آقا مجتبي بهره ببريم. (مهدي صياد شيرازي، پسر شهيد صياد شيرازي)

 

گزيده توصيه‌هايي معنوي از آيت‌الله آقا مجتبي تهراني

مانع اصلي چيست؟

اين را بدانيد آنچه که مانع است، «تعلقات نفساني» است. تعلقات نفساني، مانع است؛ نه ميگذارد حق را تشخيص دهي، نه راه رسيدن به حق را، نه حرکت در راه حق را و نه ميگذارد پايداري در اين راه کني. اگر اينها را کنار بگذاري، حق ميدرخشد؛ راهش را هم خودش نشان ميدهد. بعد هم وقتي زيبايياش را ديدي، به حرکت ميافتي. مانع همه اينها، تعلقات نفس است. علي(ع) به «استقامت» و «صبر» سفارش ميکنند؛ «وَالِاسْتِقَامَه الِاسْتِقَامَه ثُم الصبْرَ الصبْرَ وَ الْوَرَعَ الْوَرَعَ إِن لَکمْ نِهَايه فَانْتَهُوا إِلَي نِهَايتِکمْ» بر شما باد به پايداري، پايداري؛ سپس به صبر، صبر؛ ورع و پرهيزکاري؛ همانا براي شما پاياني است، پس خويش را به مقصد خويش برسانيد!

 

براي رسيدن به شهود چه کنيم؟

آنهايي که ميخواهند به شهود برسند بايد همين مسير شرع را بروند. اين را بدانيد که از نظر مقامات معنوي راهي جز همين راه شرع نداريم؛ يعني ترک محرمات و اتيان واجبات. خيال نکنيد ذکر و وِرد و امثال اينها آدم را بهجايي ميرساند! اگر اين [مسير شرع] نباشد، همه آنها بياثر است. گاهي به من مراجعه ميکنند و ميگويند چهکار کنيم؟ ميگويم اين ادا و اطوار درآوردن يعني چه؟! اگر واقعاً ميخواهي معصوم شوي، با ترک محرمات و اتيان واجبات، ميشوي معصوم؛ مستحبات و مکروهات هم پيشکِشت! اين را مقيد باشيد. بنا نيست نعوذبالله، انسان يک‌زبان افسارگسيخته داشته باشد، چشم افسارگسيخته داشته باشد، گوش افسارگسيخته داشته باشد، اعضا و جوارح ظاهرياش را از نظر مسائل شرعي اصلاً رعايت نکند، بعد اين با ذکر و وِرد به مقامات معنويه برسد. نه خير! معلوم ميشود که هيچ درک نکردهاي معارف اسلام را...

 

بعضيها حق را تشخيص دادند اما...

علي(ع) فرمود: از حق دست برنداريد! از اين جمله معلوم ميشود که نظر حضرت به عدهاي بوده است که حق را تشخيص دادند، راه رسيدن به آن را هم پيدا کردند و چه بسا مدتي هم در آن راه قدم گذاشتند، بعد عواملي موجب شد که ديگر پايداري نکردند. «فَلَا تَزُولُوا عَنِ الْحَق وَ وَلَايه أَهْلِ الْحَق فَإِنه مَنِ اسْتَبْدَلَ بِنَا هَلَک» چقدر زيبا مي‌گويد. اينها از حق کناره گرفتند و رابطهشان را با کساني‌که راهبران بهسوي حق بودند و در مسير حق راهبر بودند، قطع کردند و براي همين هلاک شدند.

 

مؤمن اين دو ويژگي را ندارد

پيغمبر اکرم(ص) فرمودند: «خَصْلَتَانِ لَا تَجْتَمِعَانِ فِي مُؤْمِنٍ الْبُخْلُ وَ سُوءُ الظن بِالرّزْق» دو خصلت هيچگاه براي مؤمن بهوجود نميآيد: بخل و سوءظن به رزق. اين روايت خيلي ظرافتکاري دارد. «اعتراف به ربوبيت» يک وقت «زباني» است، يک وقت «اعتقاد عقلي» است و يک وقت از «واردات قلبي» است که اسم آن ميشود «ايمان». همين‌که بگوييم «ايمان»، ميشود «امر قلبي». کسي‌که به ربوبيت حق اعتقادِ قلبي داشته باشد، بخيل نميشود و سوءظن نسبت به رزق پيدا نميکند.

منابع:

1. پايگاه اطلاع‌رساني آيت‌الله العظمي حاج شيخ مجتبي تهراني: www.mojtaba-tehrani.ir

2. پايگاه اطلاع‌رساني دفتر حفظ و نشر آثار آيت‌الله‌العظمي خامنه‌اي: www.Khamenei.ir

3. هفته نامه پنجره.

4. پايگاه‌هاي خبري: فردانيوز، جهان‌نيوز، خبرآنلاين.

 


[*] . مجموعه مباحث اخلاقي استاد آيت‌الله حاج شيخ مجتبي تهراني كه در طرحي 30 جلدي، با نظارت استاد علي‌اكبر صادقي رشاد و به همت پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي، در دست انتشار است. تاكنون10 جلد از اين مجموعه چاپ و روانه بازار نشر شده است.