try another color:
60% 70% 80% 90% تغییر اندازه فونت متن:
امروز: یکشنبه, 1 مرداد, 1396

امور اساتيد و دروس معارف اسلامي

Send to friendSend to friend
نام نویسنده: 
در گفتگو با حجت الاسلام و المسلمين محمد امراللهي، مدير امور اساتيد

ضمن تشكر از جنابعالي خواهشمنديم در ابتدا جايگاه مديريت امور اساتيد را تبيين و تشريح نماييد.

بنده نيز متقابلاً از تلاش‌هاي شما دست‌اندركاران مجله معارف تشكر مي‌كنم. بر اساس مصوبات شوراي عالي انقلاب فرهنگي در ماده 3 و بندهاي نهم و دهم آن، اولاً نظارت بر حسن اجراي دروس معارف اسلامي، ثانياً گزينش علمي و عمومي مدرسان معارف اسلامي، و ثالثاً ارزيابي عملكرد مدرسان معارف اسلامي، بر عهده نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري ـ مدظله العالي ـ گذاشته شده است. اين رسالت نيازمند تشكيلات جديد و ساختاري نو بود و لذا «معاونت امور اساتيد و دروس معارف اسلامي» به عنوان يكي از معاونت‌هاي اين نهاد معظم در سال 1372 شكل گرفت.

بنابراين معاونت امور اساتيد متولي اجراي اصلي‌ترين وظيفه و رسالت نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در حوزه دروس معارف اسلامي بوده است. البته در سال‌هاي اخير بر اساس تغيير ساختار و تشكيلات نهاد نمايندگي، «معاونت امور اساتيد و دروس معارف اسلامي» به «مديريت امور اساتيد و دروس معارف اسلامي» تغيير شكل داده شده است كه البته كماكان همان وظايف و مسئوليت‌ها را دنبال مي‌كند. هم‌چنين بخش‌هايي از «معاونت امور اساتيد» جدا شده و تحت عنوان دفتر مستقلي به نام «دفتر جذب» يا «دفتر نظارت و ارزيابي» با همان اهداف و برنامه‌ها فعاليت مي‌كند.

مديريت امور اساتيد، شامل چه ادارات و زيرمجموعه‌هايي است؟

از لحاظ ساختاري، مديريت امور اساتيد در حال حاضر متشكل از دو  اداره و يك نشريه به شرح زير است:

1. اداره امور گروه‌ها كه حجت‌الاسلام سيدمحمد نقيب مسئوليت آن را بر عهده دارند.

2. اداره سنجش علمي و مميزي هيئت علمي كه حجت‌الاسلام علي محمدپور عهده‌دار مسئوليت آن هستند.

3. نشريه معارف كه  فعلاً هنوز كما في‌السابق در چارت مديريت امور اساتيد است؛ اگر چه مأموريت او شامل كل اركان معاونت اعم از اساتيد و دروس معارف، دفاتر مبلغان نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاه‌ها مي‌باشد.

اين را اضافه كنم كه قبل از اين تغيير و تحولات، دو اداره ديگر به نام «بازرسي و نظارت» و «ارزشيابي» وجود داشت كه اينك به عنوان دفتر مستقلي تحت عنوان «دفتر نظارت و ارزيابي» با مسئوليت حجت‌الاسلام حبيب حيدري فعاليت مي‌كند و در دو حوزه گروه‌ها و استادان معارف اسلامي، رسالت خود را انجام مي‌دهد.

 آيا اداره نظارت دانشجويي الان فعال است؟

بله سعي شده است اين بخش مثل سابق، فعاليت خود را انجام دهد؛ ولي در حال حاضر به دليل نداشتن سازمان، نفرات مشخصي در چارت مديريت امور اساتيد و دفتر نظارت و ارزيابي به شكل غيررسمي فعاليت‌هاي خود را در زمينة اشكالات اجرايي سازمان سنجش كه به دليل نوپا بودن رشته‌هاي ارشد و دكتري مدرسي معارف اسلامي با مشكلاتي در اجراي آزمون‌هاي ارشد و دكتري نيمه متمركز مواجه است، پي مي‌گيرد. البته بر اساس صريح قوانين و مقررات مصوب، تشخيص و نظارت بر برخورداري متقاضيان اين رشته‌ها از شرايط عمومي لازم براي مدرسي معارف اسلامي، به عهدة معاونت امور دفاتر، اساتيد و مبلغان است كه بخشي از فعاليت‌هاي نظارت دانشجويي را تشكيل مي‌دهد.

 دبيرخانه هيئت گزينش اين كار را انجام نمي‌دهد؟

البته بخشي از كار در اين حوزه به عهدة آنهاست ولي اين نكته لازم به ذكر است كه دبيرخانه هيئت گزينش در تهران مستقر است و ما ارتباط كاري با آن‌ها داريم و گرنه از نظر چارتي و ساختاري، ارتباطي با اين‌جا ندارد و دبيرخانه مستقلي است.

 شما اشاره كرديد كه «نظارت بر حسن اجراي دروس معارف اسلامي» اصلي‌ترين رسالت و وظيفه است كه بر عهدة اين مديريت نهاده شده است. لطفاً بفرماييد كه در اين مسير چه مشكلات و مطالبات و انتظاراتي داريد؟

بحث مشكلات و مطالبات بحث پردامنه و درهم پيچيده‌اي است. علت آن هم اين است كه تحقق وظيفه‌اي كه شوراي عالي انقلاب فرهنگي بر عهده نهاد نمايندگي و بالتبع بر عهده بخش امور اساتيد نهاده است، چندان امر آسان و آسوده‌اي نيست؛ زيرا تشكيلات دروس معارف تشكيلات ساده‌اي نيست، بلكه گستردگي به پهناي كل كشور و تمامي شهرها و استان‌ها دارد. در واقع اگر بخواهم بحث مشكلات و مطالبات را طرح كنم بايد بگويم كه ما در ارائه دروس معارف اسلامي با 4 گروه مواجه هستيم، يعني؛ 4 طبقه و 4 گروه بايد زمينه و مساعدت‌هاي لازم را فراهم آورند تا دانشجو از آبشخور دروس معارف اسلامي سيراب و كامياب شود:

الف) استادان معارف اسلامي؛ اين گروه به علت مواجهه مستقيم با دروس معارف و دانشجويان، بيشتر از ساير گروه‌ها مورد توجه و عنايت قرار مي‌گيرند.

ب) مديران محترم گروه‌هاي معارف اسلامي؛

ج) رؤسا، معاونان آموزشي و مديران آموزش دانشگاه‌ها؛

د) گروه چهارم معاونان آموزشي وزارتخانه‌هاي علوم و بهداشت و دانشگاه‌ آزاد اسلامي و پيام نور هستند. متأسفانه گاهي در آن بالادست‌ها به درستي و با شناخت كافي از حوزة فعاليت‌هاي گروه آموزش معارف اسلامي و گستردگي آن، تصميم‌گيري نمي‌شود و يا اگر تصميم اساسي أخذ و ابلاغ مي‌شود در مديريت‌هاي مياني اجرا نمي‌گردد و در نتيجه در پايين دستي يعني طبقه استادان، نيز مشكلات فراواني اتفاق مي‌افتد كه نمونه‌هاي فراواني از اين قبيل در ذهن هست كه فعلا مجال بيان آنها نيست.

 اگر امكان دارد، مشكلات و مطالبات هر يك از اين گروه‌هاي چهار گانه را كه در امر تحقق سياست‌ها و حسن اجراي دروس معارف اسلامي سهيم‌اند، بيان كنيد. لطفاً از اساتيد معارف شروع كنيد.

اجازه دهيد اول مثالي عرض كنم و بعد درباره اين گروه‌ها و مطالبات از آنها عرائضي داشته باشيم. فرض كنيد كه دانشجو در درس فلسفه اخلاق با يك متن مغلق و پيچيده مواجه است. كلاس بلافاصله پس از ناهار و در يك وقت كاملاً كسل كننده برگزار مي‌شود. تعداد دانشجويان بالاي 70 نفر و آن هم به شكل مختلط است. نور كافي به كلاس نمي‌تابد و از تكنولوژي آموزشي ـ كه در پيشبرد درس تأثيرگذار است ـ خبري نيست. از طرفي بلافاصله پس از اتمام كلاس، استاد به دانشكده ديگري خواهد رفت و در آنجا كلاس ديگري را برگزار مي‌كند و دانشجو فرصت نمي‌يابد كه ابهامات و شبهات خويش را با استاد در ميان بگذارد. مسلم است كه در اين تراكم مشكلات و نارسايي‌ها، اولين كسي كه مورد اعتراض و پرسش دانشجو واقع مي‌شود، استاد است.

آيا ممكن است همه اين‌ها در ارزشيابي دانشجويي استاد، تأثير منفي بگذارد؟

بله ممكن است. در اين جا ممكن است استاد بيش از سايرين در معرض داوري و اعتراض قرار بگيرد؛ در حالي كه كم‌ترين نقش را در رقم زدن اين امور پيچيده و در هم تنيده دارد. اينجاست كه بايد طبقات مختلفي كه در ارائه دروس معارف اسلامي صاحب نقش هستند، ارزيابي شوند؛ كه البته ما در اينجا درصدد ارزيابي نيستيم و فقط انتظارات خودمان را بيان مي‌كنيم.

و اما مشكلات گروه استادان.

استادان محترم، بلاواسطه با دانشجويان مواجه و محشورند و بهترين فرصت تبليغي و تأثيرگذاري در اختيار آنان است. ما الان 14 واحد دروس معارف داريم كه تقريباً يك دهم كل دوره كارشناسي را تشكيل مي‌دهد. ضمناً طبق بخش‌نامه‌ها و دستورالعمل‌هايي كه ابلاغ شده است، حد مجاز انتخاب واحد‌هاي درسي معارف اسلامي در هر ترم 2 واحد اعلام شده است، يعني: دانشجو در 7 ترم و به يك معنا در كل دوره كارشناسي بايد با دروس معارف اسلامي همراه باشد. در سال 90-89 از حدود 250 دانشگاه برنامه درسي أخذ شده است كه در اين 250 دانشگاه (كه در حال حاضر مراكز آموزش عالي بيش از 2500 مركز مي‌باشد) 70 هزار واحد درسي معارف در يك سال تحصيلي ارائه شده است و چون هر 2 واحد درسي در يك كلاس برگزار مي‌شود، پس 35 هزار كلاس درس معارف در اين تعداد دانشگاه داشته‌ايم. حال اگر در هر كلاس فقط 50 نفر دانشجو داشته باشيم بالغ بر 5/1ميليون دانشجو در سال 90-89 مخاطب ما در دروس معارف اسلامي بوده‌اند. كدام نهاد فرهنگي كشور مي‌تواند در يك سال اين همه مخاطب در اختيار داشته باشد؟! در حالي كه ما به صورت مستمر و هر هفته با اين مخاطبان مواجهيم؛ پس شايسته است كه:

1. در حوزه محتوا بيش از گذشته كار شود.

2. شبهات و سئوالات دانشجويان رصد شود و در پاسخ‌گويي به آن اهتمام جدي به وجود آيد. حتي ممكن است وقت معمول كلاس براي پاسخ‌گويي به اين سئوالات كافي نباشد. با اين همه براي آن بايد چاره‌انديشي و برنامه‌ريزي كرد. البته برنامه‌هايي به عنوان فعاليت‌هاي دفاتر نهاد در دانشگاه‌ها در نظر گرفته شده است؛ مثل مشاوره و ... كه در اين قالب گروه‌ها و استادان معارف اسلامي مي‌توانند برنامه‌هاي تكميلي خود را در اين حوزه از اين راه‌ها به انجام برسانند.

3. نيازهاي دانشجو را بايد مدنظر قرار داد. درست است كه سرفصل‌ها، مصوب و در طول دوره آموزش غير قابل تغيير است لكن مي‌توان در چارچوب آن سرفصل‌ها ولي متناسب با نياز دانشجو و حوزة درسي وي، خوراك فكري او را تهيه و تأمين كرد و نيازهاي دانشجويان را برآورده ساخت.

4. استادان محترم ضمن توجه به ارتقاي علمي خويش روش‌هاي ارائه درس را نو كنند و با توانايي و مهارت تدريس نمايند.

5. بايد ديد هدف اصلي دروس معارف اسلامي چيست؟ هدف آن طبق تصريح، عبارت است از: «تبيين، تعميق، توسعه و تصحيح بينش و نگرش دانشجويان درباره اسلام ناب محمدي(ص) به عنوان دين حق با كاركردي برتر (نسبت به ساير اديان) به منظور تغيير مطلوب در ارزش‌ها و گرايش‌ها و رفتار دانشجويان». حال اگر اين دروس چنين فلسفه‌اي دارند، ضمن آن كه ديگران بايد در برنامه‌هاي خود تدابير لازم را بينديشند و امور را به اين سمت سوق دهند، اساتيد نيز بايد تلاش مضاعفي داشته باشند. استاد چگونه مي‌تواند نگرش دانشجويان را تصحيح كند؟ در صورتي كه اولاً علم به نگرش آنان داشته باشد و نگاه‌ها و نظريه‌ها و نيازهاي آنان را رصد نمايد، ثانياً بتواند كاستي و نادرستي آن نگاه‌ها و نگره‌ها را با برهان و استدلال و به زبان خود دانشجو اثبات نمايد و نقاط قوت ديدگاه‌ها و نگرش‌هاي وي را تقويت و تثبيت كند. اين مي‌شود تصحيح. پس بايد دامنه مطالعات استادان افزايش يابد.

6. مهم‌تر از آنچه گفته شد اين است كه استاد بايد با دانشجو مأنوس و صميمي باشد تا بتواند از اين طريق در رفع مشكلات فكري و عقيدتي آنان كوشا و تأثيرگذار باشد. متأسفانه يكي از اموري كه به اين مسئله ضربه مي‌زند، از اين دانشگاه به آن دانشگاه رفتن و كلاس‌هاي متعدد گرفتن است، كه از امكان ارتباط استاد با دانشجو مي‌كاهد؛ البته اين موضوع هم آسيب‌شناسي شده است و راهكارهاي اساسي آن هم پيشنهاد شده كه بايد مورد توجه ويژة مسئولان ذي‌ربط قرار گيرد تا مشكلات از اين ناحيه تقليل يابد.

 از مديران محترم گروه‌هاي معارف اسلامي چه انتظاري مي‌رود؟

مديران محترم گروه‌ها، هر چند ممكن است از حيث مديريت خود ـ نه حيث استادي ـ با دانشجويان ارتباط مستقيم نداشته باشند، ولي برنامه‌ريزي و تدبير و ساماندهي آنان است كه مي‌تواند به ارائه كاميابانه دروس معارف منجر شود. اين نگاه مقام معظم رهبري – مدظله العالي- بسيار كارگشا و افق‌گستر است كه كار روحانيت و اساتيد معارف را تبليغ علمي دين در دانشگاه‌ها مي‌دانند؛ از اين رو كار دوستان ما در گروه معارف اسلامي تبليغ دين است، هر چند در كسوت رسمي مبلغان ديني نباشند. لذا انتظار داريم كه با اين مسئله مواجهه فعال و مبتكرانه داشته باشند.

نكته بعدي آن است كه براي ارتقاء و توانمندي اساتيد و بهبود سطح عملكردي آنها بايد برنامه‌ريزي نمايند. متأسفانه گاهي ديده مي‌شود كه برخي از استادان مثلاً از اخبار جاري جامعه بي‌اطلاع‌اند يا در پاره‌اي از حوزه‌ها ـ حتي حوزه درسي و شبهات پيرامون آن ـ دانشجويان از استادان جلوتر و آگاه‌تر هستند! كه لازم است مدير گروه در چار چوب وظايف نوشته و نانوشتة خود در برنامه‌هاي گروه، تدبيرهاي لازم را در اين زمينه داشته باشد. ارائة‌ راهكار‌هاي لازم در اين زمينه، به مجال ديگري واگذاشته مي‌شود.

 يعني امكان دارد كه دانشجويان از اساتيد جلوتر باشند؟

بله در استان‌هاي نابرخوردار، گاه اتفاق مي‌افتد كه خود استادان يا دانشجويان گله مي‌كنند كه فلان استاد با مسايل سياسي روز آشنا نيست. در آنجا دانشجو به دليل داشتن فرصت كافي و دسترسي به اينترنت و ... گاهي اطلاعات و آگاهي‌هاي بيشتري در حوزة سئوالات و شبهات پيرامون موضوع درس نسبت به استاد دارد! پس بايد برنامه‌ريزي شود تا استادان توانمندتر شوند.

 بهتر نيست كه شما به عنوان مديريت امور اساتيد، در مبادي ورودي و به هنگام جذب وگزينش، با اين مسئله جدي‌تر برخورد كنيد؟

بله، در برنامه‌هاي جاري و جذب اساتيد قابل و توانمند، سياست‌هايي وجود دارد كه بتوان اساتيد واقعاً خوب و با توانمندي‌هاي بالا را جذب نمود؛ و در بخش سنجش علمي و آزمون‌هاي كتبي كه الان برگزار مي‌شود، به اين مسئله اهتمام داريم. در مسئله نظارت نيز كنترل دائمي و تعريف شده‌اي وجود دارد. در دوره‌هاي مدرسي معارف هم در مقطع ارشد و هم در مقطع دكترا نيز به اين مسئله توجه جدي مي‌شود.

 در مورد برنامه‌ريزي براي توانمندسازي استادان آيا همه استادان حتي حق‌التدريس‌ها - منظور و ملاك هستند، ‌يا فقط استادان هيئت علمي مورد توجه‌اند؟

همه استادان بايد در جايگاه استاد معارف تقويت بشوند؛ هر چند تقويت و توانمندي استادان عضو هيأت علمي ضرورت بيشتري دارد. وقتي مديران محترم گروه، برنامه‌ريزي مي‌كنند و براي تقويت استادان زحمت مي‌كشند، نبايد فقط به فكر چند عضو هيأت علمي باشند.

آيا ممكن است استاد عضو هيأت علمي در كارگاهي شركت كند و توانمند شود و اين مسئله در ارتقا و تبديل وضعيت او تأثيرگذار باشد، اما استاد حق التدريس چنين امتيازي نداشته باشد؟

بله. گاهي يك نشست علمي برگزار مي‌شود و 50 نفر قول حضور مي‌دهند اما عملاً با 20 نفر اين كار انجام مي‌گيرد! يكي از خلأهايش اين است كه استاد حق التدريس مي‌بيند اين آموزش‌ها براي وي تأثيري در حق‌التدريس و ... ندارد و لذا استقبال از آن كم مي‌شود و انگيزه‌ها كمرنگ مي‌گردد.

انتظار شما از گروه سوم يا همان دانشگاه‌ها و ... چيست؟

انتظار ما اين است كه هم در بخش سخت‌افزاري و هم در بخش نرم‌افزاري عنايت بيشتري بشود. متأسفانه گاهي گزارش مي‌رسد كه در بعضي از دانشگاه‌ها بدترين ساعت‌ها و كلاس‌ها به گروه معارف اختصاص داده مي‌شود، در حالي كه ما معتقديم اين دروس با دروس تخصصي هيچ فرقي ندارد. هر چند تلقي دانشجو اين است كه دروس معارف عمومي است ولي از نظر ما درسي تخصصي و فراگير است كه دانشجويان همه رشته‌ها بايد آن را بگذرانند. ما در جذب استادان نيز با نگاه تخصصي به اين دروس مي‌نگريم و با توجه به مدرك تخصصي استاد، درباره جذب و مصاحبه او برنامه‌ريزي مي‌كنيم.

مسئله بعدي تجهيز گروه‌هاي معارف اسلامي به تكنولوژي جديد آموزشي مثل ويدئو پروژكتور و تجهيزاتي از اين دست براي ارائه دروس معارف اسلامي است.

مسئله بعدي كم كردن سقف كلاس‌هاست تا با توجه به جايگاه دروس معارف و بُعد تأثيرگذاري و تربيتي آن، امكان ارتباط چهره به چهره بيشتر فراهم شود و دانشجو بهتر بتواند دغدغه‌هاي خويش را درباره سؤالات و شبهات مطرح كند و پاسخ لازم را دريافت نمايد.

بحث بعدي و در بُعد نرم‌افزاري قضيه، ‌انديشيدن تدابير لازم براي آموزش اساتيد دروس معارف اسلامي از طريق كارگاه‌هاي آموزشي و نشست‌هاي علمي براي همه استادان، اعم از هيئت علمي و حق‌التدريس است. مي‌دانيد كه الان بخش عمده‌اي از استادان حق‌التدريس، فرهنگيان بازنشسته آموزش و پرورش هستند كه بايد به گونه‌اي برنامه‌ريزي بشود كه اطلاعات علمي اين عزيزان متناسب با نياز دانشجو، به روز شود تا پاسخگوي نيازهاي دانشجويان باشند.

مسئله ديگر، بحث مشاوره است. لازمه پاسخ‌گويي به شبهات اعتقادي و مشكلات اخلاقي و خانوادگي و يا همان فعال بودن مشاوره آن است كه اتاق مخصوصي به اين كار اختصاص داده شود؛ آن هم نه اتاقي كه هم‌زمان چند نفر بخواهند در آنجا كار مربوط به خودشان را انجام دهند. اتاق مشاوره بايد فضاي آرام داشته باشد و اين به مساعدت و همكاري دانشگاه‌ها نياز دارد.

 مگر مشاوره وظيفه خود گروه‌ها نيست؟

بر اساس آيين‌نامة تكاليف اعضاي هيئت علمي، بايد بخشي از موظفي 40 ساعت عضو هيأت علمي به مشاوره اختصاص يابد، اما در مورد استادان حق‌التدريس چنين آيين نامه‌اي نداريم؛ ولي ما به عنوان يكي از مطالبات به‌حق، از گروه‌هاي معارف اسلامي اين موضوع را پيگيري مي‌كنيم. همان‌طور كه گفته شد گروه‌هاي معارف با برنامه‌ريزي صحيح از طريق همكاري با دفاتر نهاد در دانشگاه‌‌ها، مي‌توانند اين مهم را به انجام برسانند.

 همكاري شما با كرسي‌هاي آزاد‌ انديشي چگونه است؟

ما در اينجا نقش پشتيباني و هدايت قضيه را داريم. گزارش‌هايي كه در دست داريم نشان مي‌دهد تا پايان سال 90 در بيش از 110 دانشگاه و در كلاس‌هاي مختلف، اين برنامه اجرا شده است. البته منظور ما برگزاري اين كرسي‌ها در صحن دانشگاه نيست؛ بلكه در يك مقياسي كوچك در كلاس‌ها استاد موضوع را عنوان مي‌كند و گروه مخالف و موافق نظراتشان را ـ البته مستدل ـ ارائه مي‌كنند و استاد نقش داوري و هدايت‌گري دارد.

آيا شما براي ارزيابي 110 دانشگاهي كه اين كرسي‌ها را برگزار كرده‌اند، دعوت شده‌ايد؟

البته ما وظيفه‌اي در اين جهت نداريم؛ اما گزارش‌ها حاكي است كه دانشجويان نسبت به آن رضايت نسبي داشته‌اند.

 اما آخرين گروه و انتظارات از آن چيست؟

اين طبقه، طبقة بالادستي است كه غير از وزارتخانه‌ها شامل نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاه‌ها هم مي‌شود. ما الان سه كميته برنامه‌ريزي داريم كه دو تا در وزارت علوم و بهداشت و يكي در دانشگاه آزاد اسلامي است.

 در دانشگاه پيام نور، نداريد؟

در دانشگاه پيام نور نيز يك كميته برنامه‌ريزي ويژه دانشگاه پيام نور راه‌اندازي شده و آنجا مسايل و مشكلات گروه‌هاي معارف اسلامي رصد و پي‌گيري مي‌شود.

در هر حال، انتظار ما اين است كه دوستان در بخش كميته‌ها براي هموار كردن راه دروس معارف اسلامي، حل مشكلات فراروي اجراي بهينه اين دروس و تثبيت جايگاه گروه‌هاي معارف، عنايت بيشتري داشته باشند؛ گروهي كه پس از انقلاب شكل گرفته و عمري به سابقه 80-70 ساله ساير گروه‌هاي آموزشي ندارد. انتظار داريم مشكلاتي كه ما رصد مي‌كنيم و گزارش مي‌دهيم، دوستان ما در اين كميته‌ها با اراية پيشنهادات و راهكار‌هاي لازم، در حل آنها بكوشند. البته در اين سال‌ها همكاري‌هاي خوبي صورت گرفته است: در اين كميته‌ها بحث حق‌التدريس استادان علوم پزشكي و تغيير روش پرداخت حق‌التدريس آنها انجام شده است؛ «هم ترازي» تغيير جايگاه گروه معارف اسلامي در دانشگاه‌هاي علوم پزشكي براي بهره‌مندي بيشتر از مزايا و امتيازات موجود نيز صورت گرفت؛ در كميته وزارت علوم نيز بحث «جذب هيئت علمي» به خوبي پيگيري مي‌شود. در مجموع انتظار ما از عزيزان حاضر در اين كميته‌ها، حل و فصل اين‌گونه مسايل و برنامه‌ريزي لازم جهت استفادة بهينه از فرصت دروس معارف اسلامي در جهت روشنگري نسل جوان كشور است؛ تا همكاران در گروه‌هاي معارف بهتر و بدون دغدغه بتوانند كارشان را انجام دهند. نيز بحث ارتقاي علمي و حتي مادي استادان در اين كميته‌ها پيگيري مي‌شود.

هم چنين همكارانمان در دفاتر نهاد دانشگاه‌ها - با توجه به اينكه در جلسات هيئت رئيسة دانشگاه‌ها حضور دارند ـ مي‌توانند به گروه‌هاي معارف در بحث فراخوان عضو هيئت علمي، مشاوره، كرسي‌هاي آزاد‌ انديشي،‌ تازه‌هاي اخبار سياسي و فرهنگي كشور و ارائه براي گروه‌ها و استادان و ... كمك‌هاي مؤثر و مفيدي بنمايند.

 آيا گروه‌هاي معارف اسلامي دانشگاه‌ها با يكديگر ارتباط دارند و تجاربشان را در اختيار يكديگر قرار مي‌دهند؟

فعلاً چنين برنامه‌اي نيست، ولي گاهي اين ارتباطات برقرار مي‌شود؛ مثلاً مكرر اتفاق افتاده كه مسئله مشابهي در 2 گروه معارف در 2 استان بوده و راهنمايي و هدايت صورت گرفته است كه مي‌توانند با فلان دانشگاه در فلان استان ارتباط برقرار كنند و از تجارب و راه حل آنان بهره بگيريد.

 منظور اين است كه با امكاناتي چون سايت و پايگاه الكترونيكي و يا سامانه اتوماسيون، مي‌توان چنين ارتباط منطقي‌اي را ميان گروه‌هاي معارف سراسر كشور، با مديريت و مركزيت امور اساتيد، برقرار كرد.

بله، الان برنامة‌ نرم‌افزاري‌اي در دست تدوين است كه اين امكان را مي‌تواند ايجاد كند؛ و اميدواريم تا پايان سال جاري به مرحلة عملياتي برسد. فاز اول اين برنامه، تشكيل صفحة اختصاصي ويژه اساتيد است كه مي‌توانند با ورود به سايت، اطلاعات آموزشي، پژوهشي و ... خود را در آن وارد نمايند. البته اجراي اين برنامه و راه‌اندازي نهايي چنين سايتي مستلزم تدارك زير ساخت‌هاي لازم براي آن از سوي مسئولان مربوطه است.

 يعني زير مجموعه سايت فعلي معاونت، باشد؟

قبلاً اين موضوع خدمت رياست محترم نهاد مطرح شد كه براي تحقق بحث آموزشي استادان معارف كه بر آن تأكيد دارند، لازمه‌اش راه‌اندازي يك سايت قوي است كه بتواند هم در بخش آموزشي و هم در بخش ارتباطاتي، ورود پيدا كند و هم‌چنين اتوماسيون اداري گروه‌هاي معارف اسلامي با ستاد و معاونت باشد؛ تا هم دسترسي ما به گروه‌ها راحت‌تر باشد و هم ارتباط و تعامل ميان گروه‌ها كه مد نظر است، بهتر تحقق يابد.