try another color:
60% 70% 80% 90% تغییر اندازه فونت متن:
امروز: یکشنبه, 26 خرداد, 1398

مبانی و روش تفسیری علامه طباطبایی

Send to friendSend to friend
زیر عنوان: 
گزارشي از همایش ملی «مبانی و روش تفسیری علامه طباطبایی»

تفسیر قرآن به قرآن، در مدار كلمه نيست
همايش ملی مبانی و روش تفسیری علامه طباطبایی، 14 ارديبهشت ماه 1391، در مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمينی(ره) قم و با مشاركت پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامي، جامعه‌ المصطفي العالميه، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي و راديو معارف، برگزار شد. در ابتداي اين همایش پیام تصويري حضرت آیت‌الله عبدالله جوادی‌آملی به نمايش درآمد. ايشان با تقدیر از تلاش‌های علمی موسسه امام خمینی(ره) و دست‌اندرکاران این همایش، احیای نام و آثار بزرگانی چون علامه طباطبایی را بسیار لازم و ارزشمند عنوان کرد و فرمود: علامه طباطبایی سال‌ها قبل از تدوین تفسیر المیزان، روش «تفسیر آیه به آیه قرآن» را دنبال می‌کردند که البته این کار توأم با دشواری‌هایی است. معنای تفسیر قرآن به قرآن، معنایابی کلمه به کلمه نیست؛ زیرا این روش ساده از زمان طبری وجود داشته و این مفسر بزرگ قرآن کریم به صراحت بیان کرده است که قرآن خود تفسیرکننده خویش است، ضمن اینکه در تفسیر «المنار» نیز این معنا وجود دارد، اما این امر در مدار معجم و لغت دیده می‌شود.
آیت‌الله جوادی‌آملی با تاکید بر ضرورت مطرح شدن نموداری از روش ویژه تفسیری علامه طباطبایی و با اشاره به مفاهیم موجود در برخی از آیات قرآن، به نمونه‌ای از تفسیر قرآن به قرآن اشاره كرد و افزود: تفسیر قرآن به قرآن توسط علامه از سه منظر و روش قابل بررسی است. هر علمی با توجه به ریشه‌ها و برهان خود، دارای مواد، مبنا و منابعی است که تفسیر قرآن به قرآن هر سه این موارد را با هم جمع کرده و واجد آنهاست به طوری که «ماده»، «مبنا» و «منابع» تفسیر المیزان همگی از قرآن استخراج شده‌اند.
وی با بیان اینکه علامه طباطبایی به عقل از دیدگاه چراغی برای شناسایی راه می‌نگرد، افزود: عقل در دیدگاه علامه، عنصری قانون‌گذار نیست بلکه تنها به شناخت آن می‌پردازد و این مطلب در سراسر تفسیر المیزان رعایت شده است.
آیت‌الله جوادی‌آملی در ادامه عنوان داشت: امیدواریم آثاری چون تفسیر المیزان تا قیامت برای ما باقی باشد زیرا ضروری است که نام عالمان دین را زنده نگه داشت و سیره آنها را احیا کرد.

علامه مبدع اجتهاد در روايات تفسيری بود
آيت‌الله رضا استادی از اساتيد برجسته حوزه علميه قم، در ادامه همايش، در سخناني بيان داشت: يكی از اهداف علامه طباطبايی اين بود كه روايات تفسيري مورد بررسی قرار بگيرند تا مشخص شود به چه رواياتی می‌شود اعتماد كرد و به چه رواياتی نمی‌شود؛ به عبارت ديگر، چه رواياتی از نظر متن صحيح هستند و چه رواياتی صحيح نيستند. وی افزود: قبل از علامه طباطبايی كسی همه روايات تفسيری را بررسی نكرده بود. تا قبل از قرن دهم روايات مورد جمع‌آوری قرار نگرفته بود و بعد از آن هم علما تنها به روايات شيعه پرداخته بودند اما امتياز علامه طباطبايی اين است كه تمام روايات، اعم از شيعه و سنی را بررسی كرد.
آيت‌الله استادی با انتقاد از عده‌ای كه می‌گويند علامه طباطبايی خود را بی‌نياز از بررسی روايات در تفسير الميزان مي‌دانست، تصريح كرد: علامه طباطبايی پيش از نگارش تفسير الميزان و در زماني‌كه در تبريز بودند، تفسيری روايی نوشتند كه سراسر حديث است؛ مگر می‌شود كسی تفسيري اين گونه داشته باشد اما بدون تامل و تدبر در روايات، قرآن را تفسير كرده باشد؟! علامه طباطبايی برای تفسير «نورالثقلين» كه يك تفسير روايی است و ده‌ها سال قبل از تفسير الميزان منتشر شده بود، مقدمه نوشته‌اند و حتی ايشان برای تفسير «عياشی» نيز كه يك تفسير روايی است، مقدمه‌اي نوشتند.
آيت‌الله استادی اظهار داشت: امتياز دوم علامه طباطبايی تفكيك بحث تفاسير از روايات است؛ وي اولين كسی بود كه اين كار را كرد و در حال حاضر اين مسئله در بين مفسران رواج پيدا كرده است.
آيت‌الله استادی درباره امتياز سوم اين مفسر بزرگ قرآن عنوان داشت: تا زمان علامه طباطبايی روايات تفسيری همچون روايات فقهی مورد اجتهاد قرار نگرفته بود؛ روايات فقهی مورد اجتهاد بود و هميشه از نظر معنا و نص بررسی می‌شد، اما در مورد روايات تفسيری چنين كاری صورت نمی‌گرفت. امتياز علامه، اجتهاد در روايات تفسيری بود؛ وی روايات را مطرح كرده و آنها را مانند روايات فقهی تقسيم‌بندی كرده است. ايشان اظهار كرد: كاری كه علامه طباطبايی در مورد روايات تفسيری انجام داده است همچون كاری است كه شيخ انصاری در مورد روايات فقهی صورت داده است.
وی ادامه داد: از امتيازات مهم روش علامه طباطبايی و تفسير الميزان اين است كه چون اشراف بر روايات داشت و پيامبر(ص) و ائمه(ع) را معلم خود می‌دانست، معنايی كه از آيات می‌كند، منطبق با روايات است؛ چون علامه به روايات عنايت داشته است.
امام جمعه قم تصريح كرد: ابداع تفسير قرآن به قرآن كار علامه نيست و در زمان معصومين (ع)هم بوده است و در تفسير مجمع‌البيان هم تفسير قرآن به قرآن وجود دارد؛ اما هنر علامه طباطبايی اين بود كه تفاسير قبلی در موارد محدودی اين كار را كردند اما اين روش تفسيري در تمام الميزان مشهود است و از نظر كثرت اين استعمال، تفسير الميزان منحصر به فرد است. علامه تفسير قرآن به قرآن را به تمام قرآن سرايت داده و تمام قرآن را اينگونه تفسير كرده است.
وی ادامه داد: تفسير البرهان و نورالثقيلین تفسير نيستند، اينها تنها روايات را جمع‌آوری كرده‌اند. مفسر واقعی روايی، علامه طباطبايی است؛ چرا كه ايشان روايت را مورد بحث قرار داده است و اگر بحث‌های روايی تفسير الميزان در يك جا جمع شود، تفسير روايی اهل بيت(ع) می‌شود.

عضو جامعه مدرسين حوزه علميه قم با تاكيد بر اينكه تفسير الميزان تفسير روايی اهل بيت(ع) است، عنوان كرد: علامه در حقيقت با تفسير خود، بسياری از اشكالاتی را كه در زمان ما به قرآن می‌شود را پاسخ گفته‌اند. افتخار ما اين است كه ما در بيان عالمان خودمان كسی را داشتيم كه به بهترين وجه توانسته ارتباط آيه را با روايت بيان كند؛ برای مثال در اين آيات «وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ لِأَبِيهِ وَقَوْمِهِ إِنَّنِی بَرَاء مِّمَّا تَعْبُدُونَ إِلَّا الَّذِی فَطَرَنِی فَإِنَّهُ سَیَهْدِينِ وَجَعَلَهَا كَلِمَةً بَاقِیَةً فِی عَقِبِهِ لَعَلَّهُمْ یَرْجِعُونَ» در روايات ذكر شده كه خطاب «جَعَلَهَا» به امامت باز می‌گردد در حالي كه ظاهر آيه اين را نشان نمی‌دهد! علامه طباطبايی تامل كرده است كه در اينجا «سَیَهْدِينِ» ذكر شده و رسالت ائمه هم در روايات هدايت ذكر شده است و ضمير «جَعَلَهَا» هم به هدايت بازمی‌گردد و هدايت هم مقدمه امامت است.
آيت‌الله استادی با تاکید بر توجه به خدمات صورت گرفته توسط مفسران به ویژه علامه طباطبایی گفت: برخی بی‌انصافی کرده و خدمات علامه را به خیانت تشبیه می‌کنند و این در حالی است که المیزان بهترین تفسیر شیعی در طول تاریخ بوده است.

تبيين روش تفسير قرآن به قرآن
آيت‌الله محمدتقي مصباح يزدي، رئيس موسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني(ره)، در ادامه همايش ملی مبانی و روش تفسیری علامه طباطبایی، به تبيين معناي روش تفسيري قرآن به قرآن علامه طباطبايي پرداخت. ايشان اين مفسر ارزنده را شخصيتي استثنايي خواند و با اشاره به سخن شهيد صدوقي گفت: اگر علامه طباطبايي از حوزه علميه قم حذف شود، امتيازي براي حوزه علميه قم باقي نمي ماند.
ایشان ادامه داد: بايد مراد علامه را از روش تفسير قرآن به قرآن، فهميد و دانست آيا مراد ايشان اين است که براي تفسير قرآن به هيچ علمي، شاهدي و يا کلام ائمه(ع) نيازي نيست و بدون استفاده از ساير علوم و تنها با خود قرآن مي توان قرآن را تفسير کرد يا مقصود ايشان مطلبي عميق‌تر است؟ وي افزود: مسلماً علامه ادعا ندارند که وقتي قرآن مسائلي مانند صلاة، ذوالقرنين، يأجوج و مأجوج، اصحاب کهف و... را بيان مي کند، احکام و جزئيات همه آنها بدون رجوع به علوم ديگر به وسيله خود قرآن قابل فهم است. براي فهم کلام متکلم بايد شواهد و قرائن حافّ بر کلام را شناخت و فهم کلام علامه هم استثنا نيست. علامه طباطبايي زماني تفسير قرآن به قرآن را مطرح کرد که تفسير قرآن به روش توجه به بطون، تفسير از راه علوم اعداد، تفسير قرآن به‌وسيله تطبيق داده هاي قرآني بر علوم تجربي، و تفسير به معناي اکتفا به روايات ائمه(ع) مطرح بود.
آيت‌الله مصباح يزدي تفسير را به معناي بيان مراد متکلم از ظاهر سخنان وي دانست و اظهار داشت: بديهي است اگر کسي بخواهد سخن متکلمي را بشناسد، بايد ادبيات، لغت، صرف و نحو و قواعد بلاغت آن زبان را بشناسد و لذا احتياج تفسير قرآن به اين موارد امري مفروض بوده و از ضروريات است؛ که علامه طباطبايي هرگز اين احتياج را انکار نمي‌کند. وي با اشاره به نمونه‌هايي ادامه داد: هم‌چنين گاهي در هنگام تکلم، قرائني وجود داشته که امروز از آن خبري نيست؛ لذا بايد براي اين‌گونه موارد با علم تاريخ نيز آشنايي داشت. اين استاد فلسفه و تفسير با بيان اينکه براي تفسير و فهم مراد متکلم بايد قرائن حافّ بر کلام شناخته شود، اظهار داشت: احتياج به علومي که اين قرائن را به ما نشان دهند در تفسير قرآن ، امري طبيعي و مفروض است.
آيت‌الله مصباح با اشاره به اينکه تفسير تنها اکتفا به کلام معصوم (ع) براي شناخت قرآن نيست، اظهار داشت: قرآن براي همگان نازل شده و گاه مشرکين و اهل کتاب را خطاب قرار داده است، که اگر چنين باشد مشرکين نيز بايد براي فهم کلام به معصوم رجوع مي‌كردند که چنين نبوده است، بلکه قرآن به گونه‌اي نازل شده که قابل فهم براي مخاطب باشد. وي همچنين خاطر نشان کرد: وقتي قرآن مطلبي را بيان مي کند، گرچه براي مخاطب قابل فهم است، اما بدين معنا نيست که همه مصاديق و جزئيات آن را نيز بيان کند؛ مثلا وقتي قرآن صلاة را بيان مي کند، اصل آن که نيايش است، براي همگان روشن و قابل فهم است، اما قرآن در مقام بيان تبيين احکام و ويژگي هاي صلاة نيست.
رئيس موسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني(ره) با اشاره به اينکه بطون و تأويل ربطي به تفسير ندارد، خاطر نشان کرد: در همه علوم علاوه بر مسائلي که به طور قطع به اثبات رسيده اند، مسائلي وجود دارد که ظني بوده و گاه اختلافاتي بين صاحب نظران در آن وجود داشته است؛ مانند علم فقه که گاه دو نظر کاملا متفاوت نسبت به يک مسأله ارائه مي شود. لذا هيچ کس توقع ندارد، نظري داده شود و آن نظر آخر بوده و کسي بعد از آن نظر ندهد.
ايشان افزود: حضرت علامه طباطبايي که روش تفسير قرآن به قرآن را مطرح کردند، چنين ادعايي نداشتند که آنچه با توجه به اين روش توسط ايشان بيان شده، کامل بوده و همه ابهامات آن رفع شده و هيچ خلافي در آن نباشد، بلکه نکته اساسي مورد توجه ايشان اين بوده است که روش تفسير، با روش عرفان، کلام، فلسفه و علوم تجربي يکي نيست؛ بنابر اين بهترين روش براي فهم کلام متکلم حکيم، استفاده از کلام خود وي براي فهم کلام اوست، و اين به اين معنا نيست که براي فهم و تفسير قرآن هيچ احتياجي به روايات ائمه(ع) و ادبيات عرب وجود ندارد.
لازم به ذكر است كه در ادامه اين همايش و در بخش ارائه مقاله، مقالات: «وجوه توسعه معنايی آيات قرآن در انديشه علامه طباطبايی» نوشته حجت‌الاسلام حامد پوررستمی پژوهشگر حوزه علميه قم، «بايستگی دانش بديع در تفسير با نگاهی به تفسير الميزان» نوشته حجت‌الاسلام محمد عشايری منفرد و مقاله «واقع نمايی قرآن و تأثير آن در تفسير از ديدگاه علامه طباطبايی» از سوی حجت‌الاسلام محمد نقيب‌زاده، ارائه شد.