try another color:
60% 70% 80% 90% تغییر اندازه فونت متن:
امروز: جمعه, 9 آبان, 1399

سردار، چشم ما بود

Send to friendSend to friend
نام نویسنده: 
سيد مجتبي مجاهديان (mojahedian@gmail.com)
زیر عنوان: 
به پاس "نگاه علمي" سردار شهيد دكتر احمد سوداگر به دفاع‌مقدس

زود به مقصد رسيده
واپسين ساعات دلگير جمعه 21 بهمن 1390، پيامكي زوزه‌كشان، بند دلم را پاره كرد و بغض درهم پيچيده گلويم را تركاند؛ "سردار حاج احمد سوداگر به ملكوت اعلي پيوست".
قاصدك، خبر از رهايي و راهي شدن مسافر منتظر "جاده‌هاي سربي"1بر سر قرار خود مي‌كرد؛ مردي از رجال "مَنْ يَنْتَظِر"2 كه پرده پندار دنيا را دريد و با ره‌توشه‌اي اندوخته از تهجدش در "ليلة‌القدر انقلاب"،3بال گشود و خدايي شد. او با زخم در دل مانده‌اش از سال‌های جنگ، و جراحاتي كه 82% از جسمش را شمع‌آجين كرده و دوازده بار او را تا مرز شهادت كشانده بودند، در آستانه سالگرد عملیات والفجر 8، كه خود فرماندهي اطلاعات آن عملیات پيروزمندانه را به عهده داشت، با دلي آرام و روحي كه ديگر جسمش گنجايشش را نداشت، لبخند‌زنان دست بر قلب دردمندش ـ كه به مدد باطری نوايش نواخته مي‌شد ـ گذاشت و "یا حسین"4 گويان گذشت؛ و ما مانديم و هق‌هق گريه‌هاي بي‌معنايمان...
همه مسافر و وين عجب كه طايفه‌اي
بر آنكه زود به مقصد رسيده مي‌گريند! 5
زندگي و زمانه
و اما، تيرماه 1390، توفيق رفيق "نشريه معارف" شد تا در پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس به گفت و شنفتي مفصل با سردار بنشيند؛ كه با عنوان "تصور دانشگاه از دفاع مقدس"، در دل "ويژه‌نامه دفاع مقدس" شماره 87، شهريور و مهر 1390، نشست و بسيار مورد استقبال قرار گرفت. سردار در انتهاي آن نشست كه نزديك به 3 ساعت به طول انجاميده رو به ما، با حالت تعجب و البته رضايت گفت: "نمي‌دانم امروز چرا اينقدر حرف زدم! در اين جلسه برخي از مسائلي را كه تاكنون مطرح نكرده بودم، طرح نمودم".
نگارنده بر اين باور است، بازخواني و بازانديشي آن گفتگو كه مي‌تواند "مانيفست علمي ـ دفاعي سردار دكتر سوداگر" خوانده شود، در تداوم نوع نگاه و تكامل زاويه ديد و تثبيت قرائت نوين و كارايي كه او از پديده عظيم دفاع مقدس داشت، بسيار ضروري است. بنده در پيش درآمد آن گفت و شنفت، سردار را در چند سطر معرفي كرده بودم؛ كه بازنويسي آن در اين مجال ـ البته نه با افعال ماضي بلكه با افعال حال ـ به‌جاست:
نگاه نو، روايت‌هاي ناب و تحليل‌هاي تازه او ـ و گاه خلاف آمد عادتش ـ كه با صميميت و لهجه شيرين دزفولي عجين بود، برايمان شنيدني و گوارا مي‌نمود. او را انساني فهيم، هوشمند، خلّاق، مبتكر، صريح‌اللهجه و البته سخت متعهد يافتيم، كه بي‌ادعا و به دور از تصنع، دغدغه‌اي جز حفظ، حراست، تدوين و انتقال شايسته "ميراث دفاع مقدس" به نسل‌هاي آينده نداشت؛ از اين روي هرگز حاضر نشد در سال‌هاي پس از دفاع، چون برخي از همرزمان سابقش، رداي پاسداري را به بهاي دست‌يابي به پست يا مسند سياسي، از دست دهد. او خود با افتخار برايمان گفت: "اگر چه نگرش دارد، اما گرايش ندارد." در برنامة "صندلي داغ" ـ كه اتفاقاً از ايده‌هاي خود او بود ـ چون از او مي‌پرسند:"آيا در جنگ به آنچه می‌خواستی رسیدی؟" متواضعانه مي‌گويد:"من چیزی نمی‌خواستم؛ ولي به بسياري از چیزهایی که نمی‌خواستم رسیدم."
احمد سوداگر متولد سال 1339 شمسي در دزفول، از فرماندهان زبده، با تجربه و فكور دوران دفاع مقدس، به ويژه در بخش‌هاي اطلاعات و عملیات بود. او حتي چند ماه پيش از آغاز رسمی جنگ، و همزمان با درگیری‌هاي گاه و بي‌گاه مرزی ايران و عراق، وارد میدان شد. سپس در همان سال‌ها، دوره فرماندهی ستاد را در ارتش گذراند و در اوايل دهه60، یك پایش را آسماني كرد. اواسط دوران دفاع مقدس و در معركه کربلای پنج نيز، برادرش ـ شهيد محمود ـ را تا درب آسمان بدرقه نمود. راوي كتاب "جاده‌هاي سربي"، اگر چه تئوريسين نظامي و استراتژيست برجسته جنگ سخت بود، اما پس از دوران دفاع، علاوه بر استمرار در طراحي و نظريه‌پردازي در عرصه نظامي، در قامت تحليل‌گر برجسته و دردمند مسائل پيچيده جنگ نرم فرهنگي نيز قد علم كرد. سردار پس از اتمام جنگ، با اين عقيده كه "هرچند سرزمین‌هايمان را دوباره به دست آورده‌ایم، اما جامعه خود را داریم از دست می‌دهیم!"، بیشتر به سمت و سوي کارهای فرهنگی، اجتماعی و فعاليت‌هاي علمي، پژوهشي و آموزشی سوق يافت؛ چنانكه در سال‌هاي 73 ـ‌1372 و در زماني كه فرماندهي لشكر 25 كربلاي استان مازندران را عهده‌دار بود، با احساس نياز به تحول و رونق مباحث بومي علوم انساني در مراكز آموزش‌عالي و به ويژه بحث اسلامی‌شدن دانشگاه‌ها، با "فرهنگستان علوم اسلامي" قم مرتبط شد و با مرحوم علامه سيد منيرالدين حسینی الهاشمي(ره) و شاگردان او، به رايزني پرداخت. وي سپس اولين "کاروان راویان و راهیان نور" متشكل از خانواده‌هاي شهدا و رزمندگان دفاع مقدس، را در اواخر سال 1373 از استان مازندران به مناطق عملياتي جنوب اعزام كرد؛ اما يگان نظامي مستقر در منطقه، نیروهای دست‌اندر كار اين كاروان را در خط شلمچه بازداشت نمود و سردار هم به اتهام "کار خودسرانه" مورد سرزنش فرماندهان ارشد قرار گرفت! سردار سوداگر براي رفع اين مشكل، هوشمندانه با هماهنگي مطبوعات و با فشار رسانه‌ها توانست بازداشت‌شدگان را آزاد و مسئله را فيصله دهد. چند روز بعد، از دفتر مقام معظم رهبري با سردار تماس گرفتند و اعلام كردند معظم‌له مي‌خواهند فيلم‌هاي اعزام آن كاروان به جبهه‌ها را، مشاهده كنند. سردار هم 15حلقه نوار ویدیویی به دفتر آقا فرستاد؛ و اين شد كه درست سال بعد در همان ايام، مقام معظم رهبري در جمع دومين كاروان راهيان نور در منطقه شلمچه حضور يافت، و اين حركت عظيم تثبيت شد.
انديشه
احترام به سوداگر، بيش از آنكه احترام به دفاع و ارزش‌هاي مقدس آن باشد، احترام به علم، معرفت و دانشگاه است. وي كه در پرونده جهادي‌اش، سمت‌هایی چون مسئول اطلاعات قرارگاه‌هاي کربلا و قدس، فرماندهي لشكر 25 کربلا، فرماندهي لشکر 27 محمد رسول‌الله(ص) و مسئولیت اطلاعات نیروی زمینی سپاه پاسداران انقلاب اسلامي ثبت است، در سال 1384 به ايستگاه "پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس" رسيد تا دغدغه‌هاي نظري و ايده‌هاي علمي خود را در رابطه با تئوريزه‌سازي علوم و معارف غني نهفته در دفاع مقدس، محقق سازد. وي كه به گواهی فرماندهان جنگ، "نابغه نظامی و اعجوبه اطلاعاتی"6 و نسخه ثاني سردار شهيد غلامحسين افشردی(حسن باقری) به حساب مي‌آمد، برخوردار از تفکر تحلیلی و توان بالاي آموزشي نسبت به مباحث تخصصی جبهه و جنگ و مسلط بر اندیشه‌های بنيادين دفاعی حضرت امام خمینی(ره) و "پايه‌گذار نگاه علمي به دفاع مقدس"7 بود، و پيش‌قراول حرکت نوين و نظام‌مند "معرفتي ـ كاربردي دفاع مقدس"، در عرصه ملی به شمار مي‌آمد.
وي در گفتگوي خود با ما، ضمن برشماري و آسيب‌شناسي رویکردهایي كه تاكنون به مبحث دفاع مقدس وجود داشته ـ از جمله "رویکرد حماسی"، "رويكرد تاریخ‌نویسی و تاریخ‌نگاری صرف"، "رویکرد جغرافیایی و ناسیونالیستی"، "رویکرد انتقادی" و حتي "تخريبي" مانند رويكرد نهضت آزادی و جبهة ملی به دفاع مقدس ـ نتيجه گرفت كه راز ماندگاري و پايندگي آن پديده عظيم، در گرو راهبرد مشخص و كاراي ما در "استخراج کاربردی آن مفاهیم بلند و ارزشمند، با قابليت تأثير‌گذاري و تعميم" مي‌باشد؛ "به عبارت ديگر تا این مفاهيم قابليت عرضه و تدریس در نظام آموزش و پرورش و نيز نظام آموزش عالي را نداشته باشند، پابرجا نمي‌مانند."8
دكتر سوداگر در ارزيابي علل عدم توفيق در انتقال شايسته "ميراث دفاع مقدس" به نسل‌هاي پس از جنگ، آسيب‌هاي ذيل را متوجه اين مهم مي‌دانست:
الف) بستن درب پادگان‌ها و محصور كردن خود پس از اتمام جنگ در آنها؛ كه از نظر شهيد سوداگر، آغازين نقطه اشكال كار در انتقال درست ميراث دفاع مقدس به آيندگان بود. 9
ب) روايت مصنوعي و پر رنگ و لعاب وقايع جبهه؛ وي با يادآوري برخي از اين دست پيرايه‌هاي پر رنگ و لعاب دفاع مقدس در مراسم‌هاي مرسوم، كه تصويري تصنعي، غيرواقعي و حتي وارونه از آن وقايع به نمايش مي نهند، اين مسئله را از علل عدم توفيق ما در انتقال شايسته "ميراث دفاع مقدس" به نسل‌هاي پس از جنگ، عنوان نمود، و دردمندانه به گزارش يكي از آن مراسمات و موضع‌گيري خود در آن مبادرت ورزيد و برايمان گفت: "وقتي رفتم روی سن، دیدم یک چادر و یک چفیة قرمز و سفره‌ای انداخته‌اند كه در گوشه آن سفره نيز يك کاسه آب و نان خشک موجود بود! با ديدن اين منظره گفتم من با این جمع و فضای در نظر گرفته شده، كاملاً بیگانه‌ام! اولاً این موسیقی غم‌انگیزي كه گذاشته‌اید، چيست؟! اين یعنی شهدا و خانواده‌هایشان شکست خورده‌اند؟! دوم اینکه این چفیه قرمز كه برای شرطه‌های استخبارات عربستان است نه برای بچه‌هاي جبهه! سوم این سفره و این نان خشک برای دراویش و صوفی‌هاست، نه براي خانواده‌های رزمندگان كه هميشه تخمه و آجیل و بهترين غذاها را می‌فرستادند و روی آنها می‌نوشتند "رزمنده خسته نباشيد"! کارامل‌ می‌فرستادند و ما می‌خوردیم و کیف می‌کردیم و می‌رزمیدیم؛ نه آنجا از نان خشک خبري بود و نه از موسیقی غم‌انگیز! وقتي از بلندگو سمفونی پنجم بتهون می‌نواخت، ما به وجد می‌آمدیم. اين فضاي شما کجایش نماد پیروزی است؟! من هر چه نگاه می‌کنم تصویری از فتح خرمشهر نمی‌بینم! اگر یک نوجوان 13، 14 ساله كه فلسفه شهادت را هم نمی‌داند، وارد این نمایشگاه شود، چگونه بايد از شهادت آگاه گردد؟! با اين فضاي غم‌انگيز او حق دارد كه بپرسد این کجایش پیروزی است؟! آیا با این وضعيت مي‌توان نوجوان و جوان را با جبهه و دفاع مقدس، مأنوس كرد؟! آيا اين روش درست انتقال آن ميراث گران‌بهاست؟! اين در حالي است که ما در محیط فعلی زندگي و زمانه خود، آرزوی تكرار یک ساعت از زندگی خود در آن دوران را داريم. اعتقاد دارم اگر دفاع مقدس را بدون رنگ و بزك و ‌لعاب و پيرايه، ارائه می‌کرديم، نسل‌هاي بعدي دیوانه‌وار به دنبال آن حرکت می‌کردند."10
ج) دست نیافتنی كردن و غيرملموس نمودن فرماندهان شهيد دفاع مقدس. وي در اين رابطه با تأسف و البته با شجاعت و به صراحت مي‌گفت: "ما فرماندهان و مدیران دفاع مقدس را آنقدر اسطوره کردیم که اصلاً بعید است دست ملائكة‌الله هم به آنها برسد! وقتي کتاب سردار حاج احمد متوسلیان را نوشتند، پيش از چاپ آن را برای بررسی و ارزيابي به بنده دادند، من زیر آن نوشتم: "متوسلیان را دست نیافتنی نکنید!" مثل کاری که در مورد شهید حسن باقری هم كردند؛ شهدا را دست نیافتنی مي‌کنند. ما طرح برنامة "صندلي داغ" را در زمان رياست دكتر لاریجانی بر صداوسیما، با همين هدف بستيم و گفتیم برنامه‌اي ساخته شود که در آن مدیران پاسخگو باشند و به چالش كشيده شوند. وقتی مدیران، حتي فرماندهان و شهداي جنگ تحميلي را بيش از حدّ بالا ببریم، جوان کوچه و بازار و خیابان، می‌گوید من هیچ وقت مثل اینها نمی‌شوم، پس بهتر است همین که هستم باشم!"11
د) غير علمي و غير تخصصي دانستن پديده جنگ و دفاع مقدس. ايشان به ويژه بر "ضرورت بازخواني و تدوين مديريت عالي جنگ" تأكيد داشت؛ چرا كه سخت باورمند بود، دفاع مقدس ملتي كه با دست خالي بر دشمن تا دندان مسلح پيوز مي‌شود، جز با برنامه‌ريزي دقيق و مديريت عالي آن به دست نمي‌آمد. وي با تأسف مي‌گفت: "اگر بخواهيم جنگ را منهای مدیریت تعریف کنیم، چه مي‌شود؟! تمام فیلم‌های دفاع مقدس ما در سه دهه گذشته، تنها یک سید داشته و يك حاجي و یک موتور تريل و یک خاکریز و یک آرپیچي‌زن! کتاب‌هایمان نیز همین طور ساده‌انگارانه نوشته شده است! هیچ‌جا از مدیریت عالی جنگ صحبت نکرده‌ایم. اين چنين است كه تصور اجتماعی این مي‌شود که حاج صادق آهنگران می‌خوانده و عده‌ای هم به نام رزمنده از اين خاکریز به آن خاكريز می‌جستند؛ و به حول و قوه الهی فلان می‌شد! ...اینطور نبود که آقای محسن رضایی و يا شهيد صیاد شیرازی بیایند و يكجانبه ابلاغ کنند که به پيش! نه خیر؛ این‌گونه نبود. هر فرمانده‌اي در مجموعه خودش ـ توپخانه، ادوات و مهندسی، اطلاعات و... ـ اول امضا مي‌کرد که نیروهايش چه كنند و تا کجا پیش بروند. ما فرماندهان موظف بوديم دستورات خود را گزارش ‌كنيم...".12
هـ) منبع‌نگاري‌هاي مستقل سازماني ـ سپاه و ارتش ـ به نفع خود. شهيد سوداگر در گفتگوي مفصل خود با ما، در اين باره يادآور شده بود: "متأسفانه سپاه و ارتش تا دير زماني، هر يك تنها مشغول به كار خود بود؛ هر كدام برای خود و به نفع سازمان خود منبع‌نگاري می‌كرد. در متون و کتاب‌ها، ارتش جنگ را به نفع خود تمام می‌نمود و سپاه هم به ارتش توهین می‌کرد! چنان شد كه مقام معظم رهبري در بازدید از مجموعة کتاب گروه معارف شهید صیاد شیرازی و مرکز مطالعات سپاه در سال 1383، چند کتاب را تورق می‌کنند و می‌نویسند: "این کتاب‌ها در جایی دیده شود. جلوی چشم و هم‌چشمی‌ها و حب و بغض‌ها را بگیرید!"" 13
و) انشقاق و فاصله ماهوي نظام آموزش عالی(در همه ابعاد سياسي، اجتماعي، آموزشي، فرهنگي، صنعتي، پزشكي، و...) با نظام دفاعی؛ كه سردار بر اين آسيب، بسيار حساس بود و در گفتگو با ما گفت: "بنده چند سالی است كه روی اين مسئله متمركز هستم كه ببينم "امنیت ملی پایدار" به چه چيزهايي وابسته و مرتبط است. در یک جمع‌بندی دريافتيم که انشقاق بین آموزش عالی و نظام دفاعی و انقلابی ما، مسئله‌اي محسوس است که اين روند از لحاظ سیاست‌گذاری در همة دنیا، منحصر به فرد مي‌باشد! در اين باره 56 کشور توسعه یافته و در حال توسعه مانند آمریکا، انگلیس، فرانسه، آلمان، مالزی و غيره را بررسی کردیم و دیدیم علاوه بر اين‌كه برخي از این کشورها داراي دانشکدة جنگ هستند، نزدیک به 48 تا 50 كشور از اين مجموعه کشورها، اولین هدف از ارائه دروس در دانشگاه‌هایشان، "توسعه امنیت ملی پایدار" است! ...بزرگ‌ترین و اولین هدیة نظام سیاسی به مردمش ـ حتی در خیلی از جاها پيش از ایدئولوژی و قبل از نظام اجتماعی ـ "امنیت ملی" است. البته ما هم اين مسئله را در مبانی دینی خود داریم كه حضرت امیر× در نامه‌اي به مالک اشتر، پيش از همه او را به "برقراري امنیت" توصيه و سفارش مي‌كند. اگر امنیت برقرار شود، در پرتو آن، توسعة دین و آموزش عالی و در مجموع توسعة همه‌جانبه امكان‌پذير مي‌شود؛ و اگر امنیت نباشد توسعة دین، آموزش عالی و ديگر بخش‌ها، با مشکل مواجه می‌گردد و همة برآیند‌هاي يك نظام زیر سؤال می‌رود."14
شهيد سوداگر جهت معطوف نمودن نگاه مسئولان وزارت علوم، تحقيقات و فناوري به "رابطه معنادار نظام آموزش عالي و نظام دفاعي"، در نامه‌ای خطاب به ايشان، با این پرسش‌هاي صريح و بنيادين، حرف خود را به پايان مي‌برد كه "آيا مي‌توان امنيت ملي را بدون هر كدام از رشته‌هاي علمي موجود در آموزش عالي، كه ارتباط معناداري با جنگ دارند، تعريف نمود؟ آيا مي‌توان جنگ را منهاي مديريت تعريف كرد؟ آيا مي‌توان جنگ را منهاي تاريخ، جغرافيا، حقوق، علوم‌سياسي، جامعه‌شناسي و روان‌شناسي تشريح كرد؟ جنگ منهاي پزشكي، صنعت، مهندسي و... چگونه جنگي خواهد بود؟ آيا جنگ منهاي هر يك از اين رشته‌هاي علمي مي‌تواند به سرانجام موفقيت‌آميزي برسد؟ فرهيختگان آموزش عالي كه نقش بديع و روشني در ايده‌پردازي، مديريت، مهندسي و رشد و شكوفايي صنعت دفاع مقدس داشته‌اند و توانسته‌اند در ابعاد مختلف كشور را به مراتب بالاي علمي و صنعتي برسانند، در ادامة توسعه امنيت ملي پايدار چه وظيفه‌اي بر عهده دارند؟"15
در مجموع، اين بينش روشن و روش پژوهشي سردار سوداگر به ويژه در پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس، موجبات نگاه بهتر، مثبت و احترام‌آميز دانشگاه و مجامع علمي ـ پژوهشي را به مباحث دفاع‌مقدس، در سال‌هاي اخير رقم زد.
كارنامه
مي‌توان كارنامه فعاليت‌هاي علمي ـ دفاعي سردار شهيد دكتر سوداگر را در موارد ذيل، به اختصار برشمرد:
1. تأسيس "پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس" با 14 پژوهشكده. از آنجا كه سردار معتقد بود امنيت ملي ما جز با همكاري آموزش عالي و ايجاد رابطه نظام‌مند و منسجم، ميان نظام آموزشي و نظام دفاعي، پايدار نخواهد ماند، و نيز دستاوردهاي منحصر به فرد دوران دفاع مقدس، جز با نگاه علمي و كاربردي، به ميراث جاويد آيندگان، تبديل نخواهند شد، از سال 1384 به تاسيس پژوهشگاه علوم و معارف دفاع‌مقدس همت گماشت. اين پژوهشگاه، در واقع مركز سياست‌گذاري، راهبردانديشي، برنامه‌ريزي، توليد علم و ترويج آن در همه زمينه‌هاي مرتبط با حوزه علوم و معارف دفاع مقدس است؛ كه شامل بخش‌هايي از جمله: مركز ملي اسناد دفاع مقدس، كتابخانه دفاع مقدس، معاونت آموزش، و معاونت مطالعات و تحقيقات مي‌باشد. دكتر سوداگر توانست در اين راستا از ظرفيت اغلب فرماندهان ارشد نظامي(ارتش و سپاه)، انتظامي و بسيجي استفاده كند و با دعوت از تمام صاحب‌نظران و انديشمندان ملي و فراملي حوزه علوم دفاعي، پژوهشگاه را به "مجمع اهل نظر و عمل دفاعي" تبديل نمايد؛ كه آثار و بركات كمي و كيفي زيادي در پي داشته است.
پايگاه مجازي اين پژوهشگاه به آدرس: dsrc.ir محل عرضه و دريافت مقالات متنوع در حوزه دفاع مقدس، كتاب‌ها، پايان‌نامه‌ها، آخرين اخبار و اسناد به دست آمده مكتوب، تصويري و صوتي است.
2. تصحيح نگاه نظام آموزش عالي و ترويج "نگاه نوين علمي" و "رويكرد معرفتي ـ كاربردي" به دفاع مقدس؛ در فرآيندي چند گامي به شرح ذيل است:
گام اول: تصويب آن نگاه نوين، در قالب دو واحد درس اختياري "آشنايي با مباني دفاع‌مقدس" در مقطع كارشناسي براي همة رشته‌ها؛ از اسفند ماه سال 1386 و در اولین جلسه شورای اسلامی شدن دانشگاه‌ها. البته پيش از آن، با هماهنگي دانشگاه آزاد اسلامي، اين درس در اكثر واحدهاي دانشگاهي آن، اجرا شده بود.
گام دوم: توسعه و ارتقاء آن نگاه، به دو "واحد تخصصيِ" اجباري ـ چون دروس تخصصي، اجباري است ـ در مقطع كارشناسي ارشد، در رشته‌هاي مرتبط با مبحث دفاع مقدس؛ مانند دروس تخصصي: تاريخ دفاع مقدس، جغرافياي دفاع مقدس، مهندسي دفاع مقدس، هنر دفاع مقدس،‌ ادبيات دفاع مقدس، و... .
گام سوم: تكامل آن نگاه با ايجاد گرايش مستقل و رشته "دفاع مقدس"، در مقاطع تكميلي، در يك فرايند سه تا پنج ساله؛ مانند: "كارشناسي ارشد مهندسي دفاع"، "كارشناسي ارشد ادبيات دفاع مقدس"، و... كه در حال پيگيري است.
البته مدتي است كه دانشگاه‌هاي كرمان و سمنان، با هماهنگي پژوهشگاه، رشتة "كارشناسي ارشد ادبيات دفاع مقدس" را شروع كرده‌اند.
3. "منبع‌نگاري نوين و تاريخ‌نگاري جامع دفاع مقدس" با روش‌هاي روزآمد علمي و متدهاي كارآمد پژوهشي؛ مانند:
الف) "دايرة‌المعارف دفاع مقدس"؛ در طرح 14 جلد، توسط 7 گروه‌ اصلي علمي و با همكاري بيش از 90 محقق و نويسنده. "مدخل"هاي اين دايرة‌المعارف به ترتيب حروف الفبا و طبق شيوه نامة اختصاصي نوشته و تدوين مي‌شود. تا كنون 2 جلد آن تكميل و رونمايي شده است.
ب) "پروژه تاريخ شفاهي انقلاب و دفاع مقدس"؛ از سال 1387 اين طرح مطالعاتي و ميداني، در استان‌ها شروع شده است. تيم‌هاي تحقيقاتي اين پروژه، آمادگي ثبت همة زمينه‌هاي دفاع مقدس و انقلاب را در سراسر كشور دارند؛ اعم از انجام مصاحبه، تهيه گزارش، جمع‌آوري اسناد و اطلاعات و... . البته اين كار در چند سطح تعريف شده است: 1. سطح راهبردي؛ كه مربوط به حضرت امام خميني(ره)، مقام معظم رهبري و آيت‌الله هاشمي رفسنجاني به عنوان رده‌هاي اول دفاع مقدس است. 2. سطح عالي سپاه و ارتش؛ از سردار محسن رضايي و امير شهيد صياد شيرازي گرفته تا رده قرارگاه‌ها 3. سطح عملياتي و لشگرها 4. سطح تاكتيكي.
ج) تأمين محتواي دروس حوزه دفاعي دانشگاهي؛ از جمله تدوين محتواي درس "آشنايي با مباني دفاع‌مقدس"، "دروس تخصصي دفاعي" و منابع گرايش و رشته مستقل "دفاع مقدس"؛ مانند كتاب "ادبيات دفاع مقدس" نوشته دكتر محمدرضا سنگري.
د) ارزيابي و نظارت استصوابي(تأييد يا اصلاح و يا رد) محتواي آثار منتشره در حوزه دفاع مقدس، به منظور جلوگيري از تحريف حقايق تاريخي.
4. كادرسازي و توانمندسازي نيروهاي متخصص و تربيت استادان دروس دفاعي دانشگاه؛ با برگزاري دوره‌هاي "تربيت مدرس" و "توانمندسازي مدرسان" دفاع مقدس. تا‌كنون بيش از 20 دوره توسط اساتيد مرجع در پژوهشگاه و نيز در مراكز استان‌ها برگزار شده است.
مدرسان دروس دفاعي دانشگاه‌ها را سه گروه تشكيل مي‌دهند: 1.‌‌اساتيد دانشگاهي جبهه رفته 2.‌پيشكسوتان جبهه كه سپس مدارج عالي دانشگاهي را گذرانده‌اند 3.‌اساتيد بسيجي واجد صلاحيت تدريس در دانشگاه؛ هر چند كه به اقتضاي صغر سن، جبهه را درك نكرده بودند.
"اساتيد مرجع" نيز كساني هستند كه يا در "تيم طرح‌ريزي امير صياد شيرازي" عضويت داشته‌اند و يا در "تيم طرح‌ريزي سردار محسن رضايي"؛ و درجة عملياتي‌ آنها از قرارگاه به بالاتر است. به عبارت ديگر كساني هستند كه اگر سر كلاس در معرض پرسشي قرار گيرند كه در متن كتاب يا جزوه درسي نباشد، پاسخ آنها حجت است و ارزش يك سند را خواهد داشت؛ اساتيدي مثل سردار محسن رضايي، سردار رحيم‌صفوي، امير شمخاني، امير بختياري، سردار غلامپور، امير قويدل، و... .
5. عضو مؤسس "كميته برنامه‌ريزي و آمايش علوم و معارف دفاع مقدس" در وزارت علوم، تحقيقات و فناوري.
6. تشكيل گروه‌هاي علمي ـ پژوهشي در حوزه‌هاي متنوع دفاع مقدس؛ تحت عناوين: تاريخ جنگ؛ دشمن‌شناسي در جنگ؛ فرماندهي و مديريت جنگ؛ مهندسي و صنعت جنگ؛ علوم نظامي و عمليات جنگي؛ علوم پزشكي و منابع انساني جنگ؛ فرهنگ و هنر و ادبيات در جنگ؛ و... .
من از مفصل