try another color:
60% 70% 80% 90% تغییر اندازه فونت متن:
امروز: شنبه, 10 آبان, 1399

اخبار فرهنگي ايران و جهان

Send to friendSend to friend

مقابله، واجب عینی است!
حضرت آیت‌الله العظمی مکارم شیرازی در دیدار با اعضای مؤسسه علمی فرهنگی بهداشت معنوي، فرمود: «مقابله با جریان‌های فکری و شبه معنوی نوظهور در نگاه اول واجب کفایی است؛ که اگر "من به الکفایه" نباشد، تبدیل به واجب عینی می‌شود. در حال حاضر تصور می‌کنم که "من به الکفایه" وجود ندارد. پس تبدیل به واجب عینی می‌شود و بر هر کس که توانایی این کار را دارد واجب است که قیام کند؛ تا زمانی که به حد کفایت برسد. لااقل این است که بگوییم شبه وجوب عینی در این کارها هست.» معظم‌له ادامه داد: «کاری که شما شروع کرده‌اید بسیار مهم است. من معتقدم که این کار شما جهادی است که انجام می‌شود. مهم‌تر از همه هم این است که اخلاص داشته باشید. اگر اخلاص باشد موفق خواهید شد. «وَ الَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا» (عنكبوت/69) خداوند به شما که وارد این عرصه شده‌اید، خیر بدهد.»
در ديدار ديگري كه اعضای مؤسسه علمی فرهنگی بهداشت معنوي با آیت‌الله العظمی صافی گلپایگانی داشتند، معظم‌له فرمودند: «همه چیز را هم نمی‌توان به سیاست ربط داد. یکی از علل این است که اسلام را آن‌گونه که شایسته است به مردم معرفی نکرده‌ایم. برای بشر معاصر یک سری مطالبات معنوی به وجود آمده و این جریان‌ها می‌گویند که ما پاسخ‌گو هستیم. بعضی از حرف‌هایی که به نام عرفان اسلامی گفته می‌شود، موجب دامن زدن به این جریان‌های کاذب است.» ایشان در ادامه فرمودند: «زحماتی که شما کشیده‌اید در مقابله با عرفان‌های کاذب از اوجب واجبات است.» آیت‌الله صافی سخنان خود را با بیان حدیثی از پیامبر(ص) به پایان رساند: «... فِي كُلِّ خَلَفٍ عُدُولًا يَنْفُونَ عَنْهُ تَحْرِيفَ‏ الْغَالِينَ‏ وَ انْتِحَالَ الْمُبْطِلِينَ وَ تَأْوِيلَ الْجَاهِلِينَ؛ در هر دوره‌ای افرادی می‌آیند که تحریف غالیان و اهانت مبطلان و تأویل جاهلان را از اسلام دور می‌کنند.» (بصائر‌الدرجات، ج‏1، ص 10)
ابتداي اين ديدار دكتر حمیدرضا مظاهری‌سیف، رييس مؤسسه علمي فرهنگي بهداشت معنوي، گزارشی از وضعیت عرفان‌های کاذب و معنویت‌های نوظهور را به اطلاع آیت‌الله مکارم شیرازی رساند. در این گزارش گفته شد که معنویت‌های نوظهور در چند محور مشغول فعالیت هستند. نخست در فضای مجازی که سایت‌ها و وبلاگ‌های متعددی به ترویج جنبش‌های معنوی نوظهور می‌پردازد؛ برای مثال بیش از 30 سایت به طور اختصاصی به یوگا می‌پردازد و در آنها یوگا نه به عنوان یک ورزش، بلکه به عنوان یک مکتب معنوی که مبتنی بر پرستش الهه‌های هندی (شکتی و کالی) است، معرفی می‌شود.
در عرصه کتاب هم بزرگ‌ترین مشکل این است که این کتاب‌ها با نام‌ها و ظواهری که بیان‌گر معنویت و عرفان و خدا و کلمات زیباست عرضه می‌شود؛ کتاب‌هايي كه از صد بار تجديد چاپ هم گذشته‌اند! موضوع قابل توجه در این باره این است که می‌بینیم ناشران فعال در این زمینه به جریان‌های فرقه‌ای در کشور وابسته‌اند و از سوی آنها راه‌اندازی و مدیریت می‌شوند. منبع/مؤسسه علمي فرهنگي بهداشت معنوي
انتقاد از ترويج عرفان‌هاي كاذب در رسانه ملی
جمعی از کارشناسان فرهنگی و پژوهشگران حوزه و دانشگاه، در نامه‌ای خطاب به رئيس رسانه ملی، ضمن انتقاد از برخی برنامه‌ها و فیلم‎های در نظرگرفته شده برای ایام نوروز 1391، تأکید کردند پخش این‌گونه آثار از رسانة ملی مناسب نیست و اين مسئله، تزلزل در باورها و بینش‌ها را به دنبال دارد و موجب تعارض ارزش‌ها و سستی در اعتقادات می‌شود. در اين نامه با يادآوري بخشي از توصيه‌هاي رهبري به رئيس رسانه ملي، آمده است: روز ششم محرم امسال، شبکه یک برای چندمین بار اقدام به پخش فیلمی با عنوان «ندای درون» کرد. این فیلم، زندگی‏نامه «دونالد والش» یکی از مروجین عرفان‎های کاذب را به تصویر کشیده و صریحاً کتاب وی را به عنوان کتاب زندگی‌ساز معرفی می‎کند!
پیش‏تر سریالی با عنوان «آشپزباشی» از شبکه اول سیما پخش شد که به تبلیغ «فنگ‎شویی» یکی از شبه‎عرفان‎های خرافه‏گونه شرقی پرداخت. مهم‏تر از همه در سریال دیگری با عنوان «پنجره» که از شبکه تهران پخش شد، افکار یکی از رهبران معنویت‎های کاذب «پائولو‌کوئیلو»ی برزیلی، تبلیغ می‎شود! محور این سریال، مفهوم «افسانه شخصی» و «گنج درون» کتاب «کیمیاگر» کوئیلو است! متأسفانه بارها عین عبارت کوئیلو که تحقق بخشیدن به افسانه شخصی را تنها مأموریت الهی انسان معرفی می‎کند، در فیلم نشان داده می‎شود و چند ثانیه دوربین بر آن زوم می‎کند. قسمت دوازدهم فیلم، آبروی روحانیت، دین و حوزه را خرج تبلیغ کیمیاگر می‎کند؛ مشاور مدرسه و طلبه جوان فیلم، اذعان می‎کند؛ با این کتاب زندگی کرده است، سرِ درس فقه، «کیمیاگر» می‎خوانده و بعد از اهدای این کتاب به استادش، او نیز مرید آن شده است!
اگر از همراهی پائولو کوئیلو با نظام سلطه و همدلی‎اش با رژیم صهیونیستی بگذریم، دست‌اندرکاران مجموعه پنجره بدانند؛ افکار کوئیلو نه فقط متحول‌کننده نیست، بلکه آسیب‎زا و انحرافی است. کوئیلو کسی است که یک کتاب مستقل در باب سکس دارد (کتاب یازده دقیقه) و این عمل را سرآغازی بر عرفان و معنویت معرفی کرده است! شخص اول داستان، دختری روسپی است که بدون دست برداشتن از خود فروشی، به مقامی می‎رسد که دیگران نور معنویت را در چهره‎اش می‎بینند! اصلاً وی نویسندگی را با مجموعه داستان كمدى سكسى به نام كرينگ‎ها (Kring-ha) آغاز كرده است! منبع/مشرق
يورش‌هاي زرتشتي!
اگر چه موبدان زرتشتی از کاهش جدی شمار پیروان این دین در دنيا به شدت ابراز نگرانی مي‌کنند و بر اساس اعلام موبد زرتشتیان هند شمار زرتشتيان هر سال حدود ده‌هزار نفر کاهش مي‌يابد و اين کاهش جمعيت براي يک ميليون و سيصد‌هزار زرتشتي که در جهان وجود دارند رويداد خوشايندي محسوب نمي‌شود، اما اخباري كه به تازگي از تلاش‌هاي تبليغي گسترده اين دين در كشور ما به گوش مي‌رسد، بسيار هشدار دهنده است.
به نظر مي‌رسد اشتغال دستگاه‌های امنیتی و اطلاعاتی کشور با فرقه بهائیت و مسیحیت تبشیری و همچنین مقابله با رشد و فعالیت عرفان‌های نوظهور، و همچنين تحرکات و شعارهای ایران‌گرایی چند سال اخير، فضا و خلاء خاصی را برای زرتشتیان به وجود آورده است تا آنان پروژه تبلیغی خود را به شدت فعال کنند. «سو استفاده از حس میهن پرستی مسلمانان ایران» و «یورش به اعتقادات اسلامی» از محورهای تبلیغی زرتشتیان می باشد.
برپایی جشنواره‌های حرکات موزون(رقص)، اردوهای مختلط دانشجویی، ترویج گفته‌های زرتشت و نشان فروهر، تبليغ شعار‌هاي میهن‌پرستی، کوروش و داریوش‌گرایی، دهن‌کجی‌های جدید زرتشتیان به قانون اساسی و اسلامی کشور می‌باشد؛ كه در دراز مدت اثرات سوء بسیاری بر امنیت ملّی، سلامتی معنوی کشور و نوع رابطه سایر کشورهای اسلامی با ایران را در پی خواهد داشت. شاید متن زیر گسترة يورش تبلیغی زرتشتیان را تا حدودي روشن سازد: «من ایرانی نیستم چون کیش و آیین ایرانیان مزدیسنا وبهی است وکتاب آسمانیشان اوستا، اما از کودکی به من آموختند که دین من اسلامِ اعراب، زبان نیایشم عربی و کتاب آسمانیم قرآن تازیان است. من ایرانی نیستم چون خدای ایرانیان اهورا مزدا همه جا هست، اما من برای پرستش الله رو به سوی مملکت و کعبه‌ای که با دست اعراب ساخته شده نماز می‌گذارم. من ایرانی نیستم چون نمی‌دانم آریو برزین، یوتاب، گرد آفرید، آپاما و آرتمیس که بودند؛ اما در جای جای ایرانم مدفن اعرابی است که به ایران هجوم آورده و غارت کردند و به پاس تشکر و احترام، در و دیوارشان را به طلا و جواهر آراسته‌ایم. من ایرانی نیستم چون حتی نام و سرگذشت هیچ یک از سرداران و پادشاهان کشورم و نبردهایشان را در دفاع از ایران زمین نمی‌دانم، اما تمام جنگ‌ها و فتوحات اعراب را از کودکی در مدرسه به من آموختند و هزاران بار تکرار کردند که مبادا از خاطرم برود. من ایرانی نیستم چون رهبران و پادشاهان کشورم لباس عربی بر تن می‌کنند و به آیین آنها سخن می‌گویند. من ایرانی نیستم چون در کشورم ایران خدایی ندارم. من برای دیدن الله باید پول بدهم، سوار هواپیما بشوم و به کشوری دیگر بروم. من ایرانی نیستم چون نام هیچ یک از الهه‌های ایران باستان را نمی‌دانم اما نام و تاریخ ولادت و وفات و شهادت امامان تازی را در ذهنم حک کردم...» منبع/ پايگاه تخصصي بررسي عرفان‌هاي كاذب
علت حمایت غرب از تصوف
استفان شوارتز (نویسنده و تحلیل‌گر غربی) فاش می‌کند بر اساس طرحی محرمانه که در پنتاگون (وزارت دفاع آمریکا) بررسی شده است، یکی از هفت هدف دنیای غرب برای موفق‌شدن در دنیای اسلام، کمک به بازگشت تصوف به این جوامع است؛ که به عنوان جایگزین و رقیبی برای اسلام رادیکال به شمار می‌رود! برنارد لوییس هم در کنفرانسی که در بنیاد نیکسون برگزار شده بود، به دولت بوش پیشنهاد کرد که برای ارتقای سطح گفتگو بین آمریکا و دنیای اسلام با شیخ محمود هشام کعبانی رهبر بزرگ‌ترین گروه صوفیه به مذاکره بنشیند. استفان شوارتز معتقد است: ایران به عنوان یکی از کانون‌های مهم صوفیه در جهان اسلام است. وی خاطر نشان می‌کند که بیشتر آثار صوفیه به زبان فارسی است. شوارتز می‌نویسد: پلورالیسم و میانه‌روی تصوف چه بسا نقش تعیین کننده‌ای در دوره گذار جهان اسلام داشته است.
بايد دانست كه بنیاد نیکسون یکی از نهادهای عمده تصمیم‌گیری سیاست‌های دولت آمریکاست كه یکی از بزرگان آن، هنری کسینجر(وزیر خارجه اسبق آمریکا) می‌باشد. می‌توان ادعا كرد كه از سال 1945 تا به حال هیچ سیاست مدار برجسته آمریکایی وجود نداشته که مدتی در این بنیادها فعالیت نکرده باشد. در واقع این بنیادها به منزله اتاق رختکن ورود به پست‌های عالی هستند. حیطه عمل و نفوذ آنها از دانشگاه‌ها گرفته تا مراکز سیاسی، فرهنگی، اقتصادی، علمی و پزوهشی و از داخل تا خارج از این کشور را در بر گرفته است. با توجه به ماهیت و روال کار این کانون‌ها که وظیفه پاسداری و حفاظت از نظام سلطه را برعهده دارند هم اینک بخش قابل ملاحظه‌ای از این بنیادها و مؤسسات زیر مجموعه آنها فعالیت‌های خود را حول محور «اسلام‌زدایی» و «اسلام‌ستيزي» در ده‌ها کشور مسلمان جهان اسلام مي‌كنند.
نگاهی به تاریخ تصوف نشان می‌دهد که اکثر فرقه‌های صوفیه در طول تاریخ توسط حکومت‌های مخالف اسلام حمایت می‌شدند، ارتباط نزدیک سران صوفیه با حکومت‌های وقت همچون بنی‌امیه و بنی‌عباس بر کسی پوشیده نیست. به گفته خود صوفی‌ها اولین خانقاه آنها توسط امیری مسیحی در رمله شام ساخته شد! انگلستان در سال‌های بین ۱۲۰۰ تا ۱۳۳۰ قمری، کمپانی هند شرقی را در هندوستان فعال کرد و به مرزهای ایران و سایر کشورها نزدیک شد و با کشورهای اسلامی رابطه بر قرار کرد. اکثر فرقه‌های منحرف نيز بین سال‌های 1200 تا 1330 ه.ق تأسیس و یا احیا شده‌اند. فرقه‌هایی همچون بابیت (تاسیس.1260 ه.ق.)، بهائیت(ت.1267) و فرقه‌های مختلف صوفیه نظیر نعمت‌اللهی صفی‌علیشاهی(ت.1288)، نعمت‌اللهی گنابادی(ت.1294)، نعمت‌اللهی کوثر علیشاهی(ت.1234)، نعمت‌اللهی منور علیشاهی(ت.1278) و اویسه( ت .1305) در این دوران تاسیس شده وفرقه‌های خاکساریه و ذهبیه دوباره احیا گشته و فعالیت خود را گسترش دادند.
مستر همفر، جاسوس انگلیس در کشورهای اسلامی، در خاطرات خود برنامه دولت انگلستان را در مورد اسلام این‌گونه بیان می‌کند: «گسترش همه جانبه خانقاه‌های دراویش، تکثیر و انتشار رساله‌ها و کتاب‌هایی که مردم عوام را به روی‌گرداندن از دنیا و مافیها و گوشه‌گیری سوق می‌دهد، مانند مثنوی مولوی و احیاء‌العلوم غزالی» (خاطرات مستر همفر،ص 65.). منبع/ جهان، شرق
مي‌ترسيد مطهری بفهمد!
حجت‌الاسلام والمسلمین قرائتی درباره «حق و باطل و شناخت وظایف» گفت: حق را با لباس باطل نپوشانید؛ «وَ لا تَلْبِسُوا الْحَقَّ بِالْباطِل‏»(بقره/۴۲) گاهی باطل است، لباس حق به آن می‌پوشانند. گلرنگ است، به اسم زعفران می‌فروشد. حضرت امیر(ع) در بازار راه می‌رفت دید کسی جنسي را کنار بازار می‌فروشد. دستش را زیر جنس کرد، فرمود: ببین آمده‌ای در سایه می‌فروشی که بدی جنست پیدا نباشد. برو جنست را در آفتاب بفروش که مشتری‌ها بفهمند چه چیزی می‌فروشی!
ما آدم‌هایی داریم کلاس یواشکی می‌گذارند! حتی ممکن است کلاس تفسیر هم بگذارند. در را می‌بندند برای دانشجو‌ها یا برای دبیرستانی‌ها تحلیل سیاسی می‌کنند. آيا تو حرفت حق است یا باطل؟ اگر حق است در را باز کن و بگذار دیگران هم بیایند گوش بدهند. بگذار نوارش را هم پخش کنند. پیداست می‌خواهی یک چیزی بگویی که حق نیست. اگر حق است علنی بگو. چرا یواشکی می‌گویی؟!
یک آخوند منحرفي بود، الحمدلله اعدام شد. ما زمان شاه با ایشان آشنا شدیم. او جوان‌ها را جمع می‌کرد و آیاتی از قرآن را بيان می‌كرد، اما فکرش کمونیستي بود. حق و باطل را با هم مخلوط مي‌كرد. من ده سال قبل از انقلاب برای جوان‌ها جلسه داشتم. به او گفته بودند قرائتی را کشف کن. برو با قرائتی این حرف‌ها را بزن كه شهر به شهر برای جوان‌ها پای تخته سیاه کلاس‌داری می‌کند. یک روز من او را دیدم. گفت: آقا من دنبال تو هستم! به من هم گفتند: ایشان یک فکر جدیدی دارد. بالاخره در‌‌ همان خیابان که همدیگر را دیدیم یک آشنا پیدا کردیم، به خانه‌اش رفتیم. تقریباً دو، سه ساعت حرف‌هایش را به من گفت. من حرف‌هایش را که گوش کردم، گفتم: خیلی خوب من حرف‌های شما را گرفتم. شب جمعه آقای مطهری، منزل ما ميهمان است. اجازه بده همة حرف‌های شما را به مطهری می‌گویم. اگر او گفت: حرف شما حق است من شهر به شهر براي آن سخنرانی می‌کنم. گفت: مگر تو با مطهری رابطه داری؟! گفتم: من شاگردش نیستم، ولی مریدش هستم و از نظر علمی شاگردش هستم. گفت: تو با مطهری رفیق بودی من این حر‌ف‌ها را زدم؟! خائن! گفتم: عجب! این معلوم می‌شود یک چیزی دارد، گويا مي‌خواهد یک مکتب و فرقة‌ جدیدی درست کند، اما می‌خواهد مطهری نفهمد. مي‌خواهد من که سوادم کم است را گول بزند، من هم جوان‌ها را گول بزنم؛ اما مطهری نفهمد! منبع/برنا
«گوساله سامری» در وال استريت!
به گزارش «هندوستان تایمز»، یک گروه از معترضین آمریکایی تظاهرات ضدسرمایه‌داری، پس از رساندن خود به کریدورهای کنگره آمریکا، به نمایندگان کنگره «مجسمةگوساله سامری» را هدیه دادند! اين مجسمه، نماد بت‌پرستی است و به سرسپردگی نمایندگان کنگره به منافع سرمایه‌داران آمریکایی اشاره دارد. این مجسمه در ادبیات آمریکایی‌ها به «گوساله طلایی» معروف است که معادل با گوساله سامری است که در تمام ادیان توحیدی نماد بت‌پرستی و جهالت است. «جرمی جان»، یکی از رهبران معترضان، هدف از این اعتراض را جلب توجه به پول‌پرستی قانون‌گذاران آمریکایی دانست. وی تصریح کرد: سیستم سیاسی آمریکا به جای این‌که به مردم خدمت کند، پول را می‌پرستد. معترضان در پایان یک نامه اعتراضی نیز خطاب به اعضای کنگره صادر کردند.
قیام ضدسرمایه‌داری مردم آمریکا که از هفدهم سپتامبر سال ۲۰۱۱ میلادی آغاز شده، نسبت به نابرابری اقتصادی و فساد شرکت‌های سرمایه‌داری اعتراض دارد. منبع/فارس
بازمانده قوم لوط!
باراک اوباما از زمان تصدی ریاست‌جمهوری آمریکا تلاش کرد تا به ازدواج هم‌جنس‌گرایان و لواط‌کردن آنها، جنبه رسمی بخشیده و اقدامات این قوم را مساوی با حقوق بشر معرفی کند! در همین راستا، کاخ سفید طی بیانیه‌ای اعلام کرد: «رئیس‌جمهور و دولت وي در برداشتن موانع موجود در برابری، مبارزه با تبعیض بر اساس گرایش جنسی و هویت جنسیتی، و تعامل با جوامع هم‌جنس‌گرا در سراسر کشور مصمم می‌باشند. همان‌طور كه رئیس‌جمهور به صراحت در سازمان ملل متحد در ماه سپتامبر سال جاری اعلام نمود، اين تصميم دولت، براي دفاع از حقوق هم‌جنس‌گرایان تنها به مرزهای ما نيز محدود نمی‌شود. وي اظهار داشت: به دليل اين كه هیچ کشوری نباید حقوق مردم را به خاطر اين كه چه كسي را دوست دارند انكار نمايد، ما باید برای احقاق حقوق هم‌جنس‌گرايان در سراسر جهان ايستادگي نماييم.»!!
باراک اوباما با انتشار یادداشت رسمی، كه صریحاً كليه سازمان‌های فدرال در خارج آمریکا را شامل می‌شود، حصول اطمينان از تلاش‌های دیپلماتيك و کمک‌های خارجی ایالات متحده در ترویج و محافظت از حقوق هم‌جنس‌گرایان را خواستار شد. این يادداشت تعيين‌كننده مسير اولین استراتژی دولت آمریکا برای «مبارزه با نقض حقوق انساني هم‌جنس‌گرایان در خارج از کشور» اعلام شده است. یادداشت اوباما سازمان‌های مختلف آمریکا را به حركت در مسيرهاي زير توصيه می‌نماید: مبارزه با اعلام هم‌جنس‌گرایي به عنوان يك جرم و یا تبعيد به خارج از کشور؛ حمایت از هم‌جنس‌گرایان پناهنده و پناه‌جوی آسیب‌پذیر؛ حصول اطمینان از پاسخ سریع و هدفمند ایالات متحده در قبال نقض حقوق انساني هم‌جنس‌گرایان در خارج از کشور؛ تعامل سازمان‌های بین‌المللی در مبارزه با تبعیض عليه هم‌جنس‌گرایان.
حتی قبل از اين یادداشت نيز، سازمان‌های ایالات متحده برای ترویج حقوق هم‌جنس‌گرایان در سراسر جهان تلاش می‌کردند. در ژانویه 2009، کلینتون، وزیر امور خارجه، دستورالعمل جامع حقوق بشر در وزارت امور خارجه را اعلام نمود، که شامل حفاظت از حقوق همجنس‌گرایان نيز می‌شد. کلینتون همچنین در حمایت از هم‌جنس‌بازان مدعی شده بود: «حقوق بشر یعنی حقوق هم‌جنس‌بازان، و حقوق هم‌جنس‌بازان یعنی حقوق بشر.» منبع/مشرق نيوز
قتل سلمان‌رشدي ثاني، به فتواي آیت‌الله لنکرانی
«رافق ناظر اوغلو تقی‌زاده» مشهور به «رافق تقی لی»، عضو سابق اتحادیه نویسندگان جمهوری آذربایجان و مشهور به سلمان رشدی جمهوری آذربایجان، به دلیل اهانت به پیامبر اکرم(ص) در جمهوری آذربایجان، با فتواي آیت‌الله العظمی فاضل لنکرانی(ره) به قتل رسید. مردم آذربایجان به دلیل اهانت‌های بی‌سابقه وي به حضرت رسول اکرم(ص)، از آیت‌الله العظمی فاضل لنکرانی درباره وی استفتاء کردند و ایشان در‌‌ همان زمان این شخص را محکوم به اعدام دانستند. رافق‌تقی در حالی که از اتوبوس پیاده می‌شد توسط یک مرد، در پی اصابت ضربات چاقو، جان خود را از دست داد.
«رافق تقی لی» پیش از این طی مقاله‌ای توهین‌آمیز به نام «عاشورا»، مسجد تازه پیر باکو را بهترین محل برای لذت‌جویی جنسی دانسته و با توصیفات پورنوگرافیک، عاشورا و مراسم عزاداری مردم آذربایجان را در سطح یک التذاذ پایین آورده بود. وی در سال ۲۰۰۴ از اتحادیه نویسندگان آذربایجان اخراج شده بود.
او همچنین در سال ۲۰۰۶ با انتشار مقاله‌ای با نام «اروپا و ما»، جنجال فراوانی در میان جامعهٔ مسلمانان ایجاد کرد. در پی اوج گرفتن اعتراضات مسلمانان آذربایجان، دولت آذربایجان «رافق تقی» را دستگیر و به سه سال زندان محکوم کرد. وی بعد از دو سال، با عفو ریاست جمهوری آزاد شد!
پنج سال پیش (۴ آذر سال ۱۳۸۵) و پس از انتشار مقالهٔ «اروپا و ما» در روزنامة صنعت، متن یک استفتاء از آیت‌الله فاضل لنکرانی و پاسخ معظم‌له، در رسانه‌ها منتشر شد. در این استفتاء آمده بود:
بسمه تعالی
«چنین شخصی چنانچه مسلمان‌زاده باشد، با اعترافات مذکور مرتد است و چنانچه کافر بوده، از مصادیق ساب‌النبی است و در هر صورت برفرض چنین اعترافاتی قتل او بر هر کسی که دسترسی داشته باشد لازم است و مسئول روزنامه مذکور که چنین افکار و عقائدی را با علم و توجه منتشر می‌کند همین حکم را دارد. خداوند اسلام و مسلمین را از شر دشمنان حفظ فرماید. «يُرِيدُونَ لِيُطْفِئُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ». محمد فاضل لنکرانی۴/۹/1385» منبع/پارسينه
دستورالعملي از آيت الله بهجت
بسمه تعالي
گفتم كه: الف، گفت: دگر؟ گفتم: هيچ، در خانه اگر كس است، يك حرف بس است. بارها گفته‌ام و بار دگر مي‌گويم: كسي كه بداند هر كه خدا را ياد كند، خدا همنشين اوست، احتياج به هيچ وعظي ندارد؛ مي‌داند چه بايد بكند و چه بايد نكند؛ مي‌داند كه آنچه را كه مي‌داند، بايد انجام دهد، و در آنچه كه نمي‌داند، بايد احتياط كند.
والسلام‌ عليكم و رحمة‌الله و بركاته، الاقل‌ محمد‌تقي‌‌ البهجة. منبع/تبيان
طناب ما کدام است؟
آيت الله مصباح يزدي، در سخناني در «همايش آسيب‌شناسي فرقه‌هاي نوظهور» در باب علل انحراف، به ذكر داستاني پرداخت و عنوان نمود: «من اين قصه را حدود 58 سال پيش در مسجد آسيد عزيزالله تهران از حضرت آيت‌الله وحيد شنيدم. ايشان فرمودند: يک نفر شيطان را در خواب ديد که طناب‌ها و بافته‌ها و وسايل عجيب و غريبي به همراه دارد، ولي ناراحت است. پرسيد: اين‌ها چيست؟ گفت: اين‌ها دام‌هايي است که براي مردم تهيه مي‌کنم و هر کدام را با يکي از آن‌ها فريب مي‌دهم و به دام مي‌اندازم؛ اين شهوت است، اين پول است، اين مقام است و... پرسيد: مرا با چه فريب مي‌دهي؟ گفت: تو احتياج به دام نداري؛ همين‌که صدايت مي‌زنم دنبالم مي‌دوي! در بين وسايل، طناب خيلي ضخيمي ديد که