try another color:
60% 70% 80% 90% تغییر اندازه فونت متن:
امروز: شنبه, 24 مهر, 1400

فرزانة فروزان (يادنامه حكيم رباني علامه شعرانی)

Send to friendSend to friend
نام نویسنده: 
دكتر عبدالحسین خسروپناه (رئیس مؤسسه حکمت و فلسفه ایران.)

الف) زیست‌نامه
علامه ميرزا ابوالحسن شعراني، فرزند حاج شيخ محمد، نواده آخوند ملا فتح‌الله كاشاني صاحب تفسير منهج‌الصادقين، در سال 1320 قمري در تهران و در خانواده‌اي شریف و با موقعیت اجتماعی و دینی والا، چشم به جهان گشود. قرآن و تجويد و عربيت را نزد پدر بزرگوارش و الفيه و شاطبيه در قرائت و پاره‌اي از دروس حوزوي را در مدرسه فخريه، معروف به مدرسه خان مرو فرا گرفت. بيشتر علوم عقلي را نزد حكيم ميرزا محمود قمي متخلص به رضوان، فقه را نزد شيخ آقا‌بزرگ ساوجي و علوم رياضي اعم از هيأت، نجوم، اسطرلاب، استخراج از زيج و غير آن را نزد پدر خود و ميرزا حبيب‌الله، مشهور به "ذو‌الفنون" خواند. در آغاز تأسیس حوزه علمیه قم، مدتي نزد آیت‌الله العظمی حایری، مؤسس حوزه و حاج عبدالنبی نوری به ادامه تحصیل پرداخت و سپس بعد از ارتحال پدر خود، در سال 1346 قمری به نجف اشرف رهسپار گرديد و در درس اساتید بزرگی چون سيد ابوتراب خوانساري (م. 1346 ق) شركت كرد. وی علاوه بر اين بزرگواران، از محضر شخصیت‌هایی چون میرزا طاهر تنکابنی، حکیم هیدجی، میرزا مهدی آشتیانی، شیخ مسیح طالقانی، حاج آقا‌بزرگ ساوجی، ادیب لواسانی، شیخ محمد‌رضا قمشه‌ای و میرزا علی‌اکبر یزدی بهره جست.1وي علاوه بر تحصيل دروس متعارف در حوزه‌هاي تهران، قم و نجف، به آموزش زبان‌های فرانسه و عبري مبادرت ورزيد. او پس از گذراندن دروس حوزوي به تهران بازگشت و تا پايان عمر از اشتغال علمي دست نكشيد.2مرحوم شعرانی، سفرهایی هم به کشورهای عربی از جمله: مکه، سوریه، لبنان و مصر داشت و در جلسات فلسفه دانشگاه الازهر حضور یافت. وقتی استاد فلسفه آنجا متوجه حضور ایشان در جلسه درس شد با حالت وجد و خوشحالی، کرسی درس خود را در اختیار مرحوم شعرانی گذاشت.3
ایشان، عمر خود را صرف تربیت شاگردان برجسته، پژوهش و تألیف کتاب‌های علمی، فلسفی و دینی کرد. برخی از شاگردان ایشان عبارتند از: آیت‌الله العظمی میرزا هاشم آملی(م. 1413ق)، استاد میر جلال‌الدین محدث ارموی(م.1358ش)، آیت‌الله حسن حسن‌زاده آملی، آیت‌الله سید‌رضی شیرازی، آیت‌الله عبدالله جوادی آملی، آیت‌الله محمد‌حسن احمدی فقیه یزدی، دکتر طبرستانی، دکتر مهدی محقق و مرحوم استاد علی‌اکبر غفاری.
اين دانشمند فرزانه در اواخر عمر، دچار ضعف، نقاهت و بيماري قلب و ريه شد. اوايل ماه مبارك رمضان سال 1393قمري، با تشدید بيماري ايشان را به آلمان منتقل کردند و در بیمارستان سی‌ژرژ4 در شهر هامبورگ بستری نمودند؛ ولي معالجات سودي نبخشيد و شب يكشنبه، هفتم شوال 1393 قمری(12/8/1352)، زندگي را بدرود گفت. جنازه ایشان به تهران منتقل شد و در جوار حضرت عبدالعظيم حسني(ع)، به خاك سپرده شد.5
ب)تألیفات
استاد بزرگوار ما علامه حسن‌زاده آملی یکی از برجسته‌ترین شاگردان علامه شعرانی در‌ باره جامعیت وی می‌نویسد: "این قهرمان علمی، در جمیع علوم مختلف، منحصر به فرد بود؛ هیچ‌کدام از علمای معاصر را عدیل ایشان در جامعیت علوم و احاطه به آنها ندیدم:
[یک.] ادیبی بارع و صاحب‌قلمی و‌زین و رصین و محکم و سنجیده در علوم ادبی فارسی و عربی بود.[دو.] به زبان‌های فرانسه، عربی و ترکی کاملاً مسلط و به زبان انگلیسی به اندازه رفع احتیاج آشنا بود. [سه.] فقیهی مجتهد و جامع الشرایط فقهی در حدّ کمال بود. [چهار.] فیلسوفی الهی و متبحّر و حکیمی متضلّع در حکمت متعالیه و مشاء و اشراق بود. [پنج.] در علوم ریاضی، به خصوص در هیئت کم‌نظیر بود. [شش.] طبیبی بود که قانون شیخ‌الرّئیس و شرح اسباب را درس می‌گفت. [هفت.] مخترع حاذقی بود که با ذهن بلندنگر و قریحه وقّاد خود، برخی آلات رصدی در شناخت قبله بلاد مختلف را اختراع نمود. [هشت.] محدّثی خبیر که از مشایخ حاملان روایات شمرده می‌شد. [نه.] رجالیّ ماهری در درایت و تشخیص ثقات از ضعاف بود. [ده.] مفسّری متبحّر در تفسیر قرآن کریم و علم قرائات بود. [یازده.] اشعار فارسی‌شان مانند اشعار شیخ‌الرئیس، میر‌داماد و مرحوم جلوه و اشعار عربی‌شان مانند قصیده غرّای نونیّه فخر رازی در مدح امام هشتم(ع) سنگین و با‌ هیبت بود. و بالجمله هنگام اشاره به علمایی که جامع علوم و فنون مختلف بودند مشار بالبنان است و آثار درخشان ایشان بهترین شاهد صدق بر آنچه بر این قلم رانده شد، می‌باشد."6 علامه شعراني با جدیت تمام و حلم کافی و تلاش فراوان در عرصه‌های مختلف علمی از جمله فقه، اصول، تفسیر و علوم قرآن، حدیث و درایه، فلسفه، کلام، هیأت و نجوم صاحب‌نظر بود؛ كه خود در آغاز کتاب نفس‌المهموم7به آن اشاره دارد.
برخی از پژوهشگران و شعرانی‌شناسان، اشتغال آن عالم رباني پس از بازگشت به تهران را به سه قسمت دسته‌بندی کرده است:
نخست، رهبريِ روحانيِ قلبِ پايتختِ كشورِ شيعه، يعني امامت جماعت مسجد ملا ابوالحسن، جدّ ايشان، معروف به مسجد "حوض". دوم، سالیان تدريس بود كه علامه شعرانی، به قدري مطالب عالي علمي را تنزل مي‌دادند که همگان بتوانند از مواهب دانش، بهره‌مند گردند. ایشان درس تفسير سيّاري هم شروع كرده بودند كه جنبه تبليغي نيز داشت، و پس از نماز جماعت، ايشان را از مسجد مي‌بردند تا در آن جلسه سيّار، شبهات افراد را با مثال‌هایی مناسب پاسخ دهد. سوم، آثار كتبي آن شخصيت بزرگ است که به دو بخش تقسيم مي‌شود: نخست آنکه به طبع رسيده و در دسترس همگان مي‌باشد و دیگر آنکه ایشان در حواشی کتب نگاشته است؛ كه عبارتند از: 1.حاشيه بر فصل الخطاب في عدم تحريف الكتاب. 2. حاشيه كبيره بر قواعد و شرح مسایل دوريّه از آن. 3. شرح كفايه در اصول بر طريقه "قال و اقول". 4. كتاب المدخل الي عذب المنهل در اصول. 5. رساله در شرح شكوك الصلوة من العروة‌الوثقي. 6 . رساله آثار.
اما آنچه به طبع رسيده است عبارتند از: 1.تعليق، جمع حواشي، تحقيق و تصحيح كتاب وافي مرحوم فيض كاشاني در 3 جلد. 2.‌تعليقات بر شرح اصول كافي ملّا‌‌صالح مازندرانی در 12 جلد. 3.‌حاشيه بر ارشاد القلوب ديلمي. 4.‌حاشيه بر مجمع البيان در 10 جلد با تصحيح كامل و اعراب اشعار و توضيح آنها. 5. تصحيح كامل و حواشي مفيد بر تفسير صافي در 2 جلد. 6. تعليقات بر وسائل الشيعه از جلد 16 تا جلد 20. 7. تصحيح كامل، مقدمه و حاشيه بر جلد 1 و 3 از نفائس الفنون و عرائس العیون. 8. تعليقات و حواشي بر تفسير كبير منهج الصادقين در 10 جلد. 9. مقدمه، حواشي و تصحيح كامل تفسير ابوالفتوح در 12 جلد. 10. شرح تجريد در علم كلام به زبان فارسي كه شرح‌الشرح است و بيان دو عالِم بزرگ، خواجه نصير‌الدين طوسي(ره) و شاگرد عاليقدرش علامه حلی(ره) را بسط و شرح داده است. 11. شرح فارسی‌تبصره علامه حلي(ره) با نگاه فقهي جامع و عالي و بینشی نو و مسایل روز در 2جلد. 12. تصحيح خلاصه منهج الصادقين در 6 جلد. 13. متجاوز از 60 نوع قرآن در قطع‌هاي مختلف كه با دقت نظر استاد در خودِ آيات، ترجمه آنها، تصحيح، اعراب‌گذاري و رسم‌الخط، طبق منابع و مآخذ معتبري كه در دسترس داشتند، كه در آن زمان صحيح‌ترين قرآن به شمار مي‌رفت. 14. تحقيق و تصحيح جامع‌الرّواة كه نسخه آن آشفته بود و به امر حضرت آیت‌‌الله العظمي بروجردي(ره) پس از زحمات و دقت كامل استاد صورت گرفت. 15. ترجمه و شرح مفصّل صحيفه كامله سجاديه به زبان فارسی و همراه با 50 پنجاه صفحه ملحقات. 16. مقدمه و حواشي محققانه بر اسرار الحكم در 1 جلد. 17. ترجمه نفس المهموم محدث قمي(اعلي الله مقامه) به نام دمع‌السّجوم كه احاطه استاد را در طرز ترجمه و تحقيق در تاريخ نشان مي‌دهد. 18. ترجمه الامام علي صوت العدالة الانسانية به همراه انتقاد از لغزش‌هاي نويسنده آن. 19. تعليقاتي بر كتاب محمد پيامبر و سياستمدار، تأليف پروفسور مونتگمري وات انگليسي. 20. ترجمه و شرح دعاي عرفه حضرت ابا‌عبدالله‌الحسين(ع) ضميمه كتاب فيض‌الدموع. 21. مقدمه بر كتب وقايع‌السنين مرحوم خاتون‌آبادي. 22. مقدمه، تصحيح و تعليقات بر روضة‌الشهداء. 23. مقدمه، تصحيح و تحقيق در مطالب كشف الغمة و شرح حال مؤلف آن، علي‌بن عيسي وزير. 24. نثر طوبي يا لغات‌القرآن در بيان هر يك از لغات قرآن به ترتيب حروف تهجي كه جامع و بي‌نظير است. 25. تجويد قرآن. 26. مقدمه و تصحيح منتخب التواريخ. 27. كتاب راه سعادت در اثبات نبوّت و ردّ شبهات يهود و نصارا كه در اين كتاب، تسلط استاد به زبان عبري معلوم است. 28. ترجمه هيئت فلاماريون به زبان فرانسه كه احاطه استاد به زبان علمي فرانسه را نشان مي‌دهد. 29.اصطلاحات فلسفي. 30. تعليقه و مستدرك بر تشريح‌الافلاك در اشاره به هيئت جديد موافق با زيج هندي. 31. فقه فارسي مختصر در قالب تعليمات ديني. 32. مناسك حجّ مشتمل بر واجبات حج تمتع و عمره و اقسام حج همراه با حواشي 9 نفر از مراجع تقليد شيعيان جهان. 33. تقويم اوقات شبانه‌روزي که همه ساله در ماه مبارك رمضان زير نظر استاد صورت می‌گرفت.8
ج) شجره روایی
علامه شعرانی، به عنوان یکی از شخصیت‌های جامع و ذو‌فنون، بر علوم حدیثی هم تسلط کافی و وافی داشتند و از بزرگانی هم اجازه روایی دریافت کرده بودند؛ كه استاد حسن‌زاده آملی، در معرفی شجره‌‌نامه روایی استادش، آن را به طور كامل نقل می‌كند.9
د) نوآوری‌های علمی
مرحوم علامه شعرانی یکی از شخصیت‌های بزرگی است که در همه علوم و رشته‌ها گوی سبقت را از همگان ربوده و به تعبیر علامه حسن‌زاده، ذوالفنون و به تعبیر مرحوم همایی، شیخ بهائی عصر ملقب گردیده است. اضلاع علمی این شخصیت فرزانه به این شرح است:
1. مباحث قرآنی
مرحوم علامه شعرانی در زوایای گوناگون علوم قرآنی، تفسیر و علم‌اللغه، نوآوری و امتیازات معرفتی و علمی داشته است؛ از جمله:
لغت‌شناسی قرآنی؛ یکی از امتیازات و نوآوری‌های علامه شعرانی، کار ارزشمندی است که در کتاب نثر طوبی به عنوان دایرة‌‌المعارف لغات قرآن مجید با هدف تبیین معنا‌شناختی واژه‌های قرآنی انجام داده است؛ كه در آغاز این اثر، هدف خود را می‌نویسد.10مرحوم شعرانی در این تحقیق توانست مهم‌ترین واژگان قرآنی مانند: الله، ابراهیم، ابرص، ابلیس، اثم، اجل، اجر، احد، اذن، آدم و غیره را شرح و بسط و برخی از شبهات مربوط به حقوق زنان11و غیره را پاسخ دهد.
روش تفسیری؛ علامه شعرانی، علاوه بر تفسیر برخی از آیات و واژگان قرآنی به تبیین روش شناسی تفسیر هم پرداخته است. وی رعایت امور ذیل را درتفسیر قرآن لازم می‌داند: 1.طرح گستردة دانش‌ها؛ 2.اهتمام به احیای ارزش‌های الهی؛ 3.تفکیک بین اصطلاحات در هر علم؛ 5.تأکید بر جایگاه عقل؛ 6.طرد روایات مخالف با قرآن و اجماع و ضرورت؛ 7.نقد احادیث و بازشناسی صحیح از سقیم؛ 8.تأکید بر نفی حجیت خبر واحد در اثبات معارف قرآنی؛ 9.تأکید بر خطر اخباری‌گری؛ 10.تنذیری دانستن روایات تفسیری اهل‌بیت(ع)؛ 11.تأکید بر عدم جواز تأویل آیه و حدیث مگر در موارد خاص؛‌ 12.اعتقاد به زبان سمبولیک یا نمادین در قرآن. 13.مدارا در برخورد با اقوال ضعیف در تفسیر قرآن.12
2. فلسفه
مرحوم علامه شعرانی نوآوری‌های فلسفی خود را در دو رساله مستقل نگاشته است؛ 1. رساله‌ای به نام فلسفة اولی یا ما‌بعد‌الطبیعه که در سال 1316 در چاپخانه دانش و سپس در شماره‌های 50 و 51 مجلة نور علم و بعد از آن در کلمه 484 کتاب هزار و یک کلمه آیت‌الله حسن‌زاده‌آملی و کتاب فرزانه ناشناخته به زیور طبع آراسته شد. 2. نوشتاری است که در کلمه 271 از کتاب هزار و یک کلمه استاد حسن‌زاده منتشر شده است.
فلسفه غرب؛ علامه شعرانی در رساله نخست، علاوه بر معرفی مهم‌ترین فیلسوفان غربی و آرای آنها، به داوری اندیشه فلسفی غرب و تطبیق آن با فلسفه اسلامی هم پرداخته است. او در این رساله از منابع اصلی و فرانسوی بهره جسته است؛ البته برخی منابع آلمانی و انگلیسی که به زبان عربی ترجمه شده، مانندِ ترجمه عربي مقالات ارنست هگل آلماني نیز مورد استفاده علامه بوده است.
نوآوری‌های علامه شعرانی در مباحث فلسفی غرب عبارتند از: معادل‌یابی اصطلاحات فلسفه غرب جهت کشف حقیقت، مقایسه اصطلاحات فلسفه غرب با فلسفه اسلامی، نقد ترجمه‌های عربی از فلسفه غرب جهت زدودن ابهامات معنایی که منشأ اختلاف می‌گردد و ارزیابی منطقی برخی از باورهای فلسفه غرب. این نوآوری‌ها با روحیه آزادگی، انصاف و استقلال رأی، نه روحیه مقلدانه و مقهورانه انجام گرفته است. یکی از پژوهشگران در‌باره این نوآوری‌ها می‌نویسد: "مروري بر اين رساله کوتاه به خوبي نشان مي‌دهد که علامه شعراني از پيشگامان معرفي فلسفه غرب به ايرانيان و مواجهه اجتهادي با اين فلسفه است. بدينسان او نخستين عالم ديني سنتي است که حتي پيش از روشنفکران آشنا با غرب، به نحو نيرومندي با فلسفه غرب به صورت خلّاق، روبرو شده است. تسلط بر زبان خارجي، پشتوانه تفکر فلسفي، آزادانديشي و حقيقت‌جويي و ذوق و مهارت ويژگي‌هايي هستند که او را به عنوان يک پيشتاز موفق در اين ميدان جاي مي‌دهند.عجيب نيست که رساله شعراني با همه مزاياي آن مورد توجه قرار نگرفته است، چرا که متأسفانه شهرت و رواج يک اثر هميشه تابع اهميت في‌نفسه آن نبوده و نيست. بسا آثار ارزشمندي که به دلايل غير علمي مهجور و مغفول مي‌مانند و محصولاتي غير اصيل و تنک‌مايه‌اي که صرفاً به جهت شهرت و امکانات پديدآرنده آن شهره بازار مي‌شوند."13
فلسفه اسلامی؛ مهم‌ترین نوآوری علامه شعرانی در چیستی و قلمرو فلسفه، توسعه فلسفه خاص و ورود به فلسفه‌های مضاف است. وی به گونه‌ای فلسفه را تعریف و تقسیم کرده که بخشی از فلسفه‌های مضاف به علوم و فلسفه‌های مضاف به امور را در فلسفه خاص، یعنی متافیزیک داخل کرده است. البته وی می‌توانست به‌گونه‌ای بحث را دنبال کند که همه فلسفه‌های مضاف به امور در تعریف فلسفه گنجانده شوند. وی با استفاده از موضوع فلسفه به تعیین قلمرو آن پرداخته و معتقد است چون موجود بر سه قسم است، پس فلسفه نيز بر سه قسم است: 1."ماوراء‌الطبيعه" و علم الهي؛ 2."فلسفه طبيعي"؛ 3."فلسفه نفس"؛ فلاسفه براي نفس سه خاصيت ذکر کرده‌اند: نخست اينکه مي‌تواند فکر کند و نتايج مجهول در علوم را کشف نمايد؛ مانند علم منطق؛ دوم اينکه درصنايع بديعه و فنون جميله زحمت بکشد و در آن عجایب اظهارنظر کند؛ مانند: علم جمال؛ سوم اينکه به حسن و قبح اعمال و افعال ملتفت شود و اخلاق و افعال حسن را براي خويش اختيار و از قبايح پرهيز‌ نمايد؛ مانند علم اخلاق. اين سه، خاصيت حال انسان در حال انفراد است؛ اما وقتي افراد بسياري گرد يکديگر برآمدند، علم اجتماع پديد مي‌آيد و براي بحث در اينکه در سلوک با يکديگر چه نوع رفتاري بايد داشت، علم فقه و قانون ظاهر مي‌شود. پس فلسفه بر هشت قسم است: 1.‌مابعد‌الطبيعه؛ 2. حکمت طبيعي؛ 3. علم‌النفس؛ 4. منطق؛ 5. علم جمال؛ 6. علم اخلاق؛ 7. علم اجتماع؛ 8.فلسفه قانون.14
مرحوم شعرانی علاوه بر نو‌آوری در تعریف و قلمرو فلسفه، به تبیین مسایل فلسفی هم پرداخته‌اند و با تبیین نو از مسایل فلسفی، رویکردی دفاعی از اصول و قواعد فلسفی پیش گرفته‌اند؛ كه برای نمونه، مي‌توان به مبحث وی در تبیین قاعده الواحد15، اشاره كرد.
3. کلام
یکی از حوزه‌های مهم دیگری که علامه شعرانی به طور گسترده به آن پرداخته، حوزه مباحث کلامی است. وی یک دوره مباحث کلامی را در کتاب‌های ترجمه شرح تجرید و راه سعادت و... تبیین و اثبات کرده است.
ضرورت و تعریف علم کلام
مرحوم شعرانی، دانش کلام را تنها به عنوان یک دانش مستحبی قلمداد نمی‌کرد و آن را یک ضرورت معرفتی و اجتماعی می‌دانست و بر این باور بود که: "به خاطرم رسید که اکثر مردم در زمان ما حاجت به اصول دین، بیشتر دارند؛ زیرا در این زمان آشفته، اهل حق تنها مانده و از هر سوی گرد‌باد فتنه، آنان را در‌هم می‌پیچید و امید نجات ندارند. درس اصول دین، منسوخ شده و نسخه‌های آن مندرس گشته و از هم پاشیده است. حرص دنیا در انتخاب علوم نیز تأثیر کرده و آن علم را می‌پسندند که بیشتر مال از آن به دست آید و هر علم لازم و واجب که فایده دنیا ندارد، متروک مانده است... ما علم دیگری غیر علم فقه یعنی علم فروع، لازم داریم که اهل شک و تردید را در دین راسخ کند و مسلمانان سست را در مسلمانی قوی گرداند. واجب است مسلمانان همه مطالب اصول دین را از روی دلیل بدانند؛ اما واجب نیست همه مسایل فروع را بدانند. اگر کسی نداند شُفعه چیست و کجا ثابت می‌شود، به دین او ضرر ندارد؛ اما اگر نداند خدا عادل است یا امام، معصوم است و قولش حجت می‌باشد، دین او را ضرر دارد؛ زیرا وقتی امام را معصوم ندانست و خدا را عادل نشمرد، به فرمان معصوم عمل نمی‌کند و به ثواب خدا اطمینان ندارد، همه اعمال او متزلزل می‌گردد. آن علم که انسان را دیندار کند و به خدا و پیغمبر معتقد سازد و مردم ظاهر مسلمان را که در دلشان هزار‌گونه شک و تردید است، راسخ گرداند و ترس از جهنم و عذاب الهی را در قلوب ایجاد و زنده نماید، علم کلام است."16
روش‌شناسی علم کلام
علامه شعرانی برای اثبات بسیاری از باورهای دینی به روش‌شناسی معینی تمسک می‌کند و بر این باور است که همه مسایل کلامی را نمی‌توان با روش نقلی به اثبات رساند؛ زیرا گرفتار شبهه دور خواهند شد و باید از روش عقلی بهره برد.17 علامه شعرانی بر این اساس با دو گروه اخباری‌گری و حس‌گرایی مخالفت می‌ورزد و می‌گوید: "بعضی ساده‌لوحان اخباری‌مسلک نه تنها اعتقاد، بلکه خواندن و اطلاع بر فلسفه را حرام دانند و مطلق دلیل عقلی را فاسد و هر علمی که فهمیدنش بر آنها دشوار باشد را موجب گمراهی شمرند و علمای شریعت را تکفیر و تضلیل کنند تا چه رسد به حکما؛ مثلاً از نظر آنان شیخ بهایی برای آنکه بین هر فلک تا فلک دیگر پانصد سال فاصله قایل نبود و آنها را به یکدیگر متصل می‌دانست و می‌گفت: کسوف و خسوف به حایل شدن زمین یا ماه است و علامه حلی برای اینکه می‌گفت اعاده معدوم محال است و فیض کاشانی برای آنکه به جسم مثالی قایل بود، همگی گمراه بودند."18 مرحوم شعرانی، کسانی را که به جهت پرهیز از به‌کارگیری اصطلاحات فلسفی، مانند دور و تسلسل، به ظن و گمان بسنده کرده، و اقامه دلیل بر توحید را لازم نمی‌شمارند و از فلسفه گریزانند، نقد می‌کند و آنها را در کنار غیر مسلمانانی همچون یهودیان، ناتوان معرفی می‌کند؛ البته با این وجود، سوء‌ظن به علمای دین را روا نمی‌دارد.19 گروه دیگری که مرحوم شعرانی به نقد آنها می‌پردازد، حس‌گرایان هستند که در برابر عقل‌گرایی و مردم روحانی قرار دارند. وی با استفاده از حکمت اسلامی و اثبات وجود مجرد، به اثبات حقانیت روش عقلی می‌پردازد.20
پیامبرشناسی
علامه شعرانی نبوت خاصه را از چهار طریق بررسی و اثبات می‌کند؛ كه عبارتند از: 1.‌واکاوی شخصیت پیامبر(ص)؛ 2.برهان اعجاز؛ 3.بشارت‌های پیامبران پیشین؛ 4.برهان از طریق ایمان آورندگان.
برهان از طریق شناخت ویژگی‌ها و امتیازات برخی از ایمان‌‌آورندگان نیز جایگاه قابل توجهی دارد. علامه شعرانی، این برهان را به صورت مستقل ذکر نکرده، بلکه آن را در لابلای مطالب خود آورده‌اند؛ اما مضمون عبارات ایشان، سازنده یک برهان و طریقی است که به خوبی از عهده اثبات نبوت و ایجاد یقین به صدق آن برمی‌آید.
نکته دیگر اینکه اثبات نبوت پیامبر اسلام(ص) به معنای‌ حقانیت انحصاری آیین اسلام در زمان حاضر است؛ زیرا اسلام، آیین خاتم است و خاتمیت دو رکن اساسی دارد: 1.نسخ شرایع پیشین 2.نفی شریعت جدید.
افزون بر آن، علامه شعرانی بررسی‌های مفصلی در عدم اعتبار اناجیل کنونی و وجود متناقضات و انحرافات در آنها سامان داده است.21
ضرورت حکومت دینی
يكي از مباحث کلامی که علامه شعرانی به آن پرداخته، مسأله وجود حكومت اسلامي است؛ به نظر وی عزت دين و سعادت مسلمين در گرو وحدت جوامع اسلامي و تشكيل حكومت اسلامي است. ايشان با استفاده از فرآیند زندگي مسلمين در برهه‌اي از تاريخ و با يك بحث جدلي نظر خود را بيان مي‌دارند و در جواب اعتراضي كه شايد وجود امام لطف باشد، اما فائده وجود او به‌ وسيله ديگر نيز حاصل شود، می‌گويند: "سخن در اين مردم و اين عادات و اخلاق و شرايط و اوضاع محيط به آنهاست و با اين مردم و شرايط، لطفي غير امام عادل تصور نمي‌شود... از اين جهت بين عقلاي مردم بر فرض حاضر نبودن امام عادل، به دولت اسلامي متوسل مي‌شوند تا في‌الجمله مفاسد كمتر شود و مردم عصر ما كه سلاطين آل‌عثمان را ديده و حال بلاد اسلام را در زمان دولت آنها مشاهده كرده‌اند، هرگاه آن را با همان بلاد بعد از انقراض دولت آنان مقايسه كنند، فائده وجود امام غيرعادل را خوب ادراك خواهندكرد؛ وقتي امام غيرمعصوم به نام امامت اسلام، چنين تأثيري در عزت دين داشته باشد، آيا تأثير امام معصوم چه خواهد بود و چه بدلي براي آن تصور مي‌توان كرد؟"22 از دیدگاه ايشان، وجود امام معصوم و تشكيل حكومت اسلامي، راهی برای سعادت بشر است كه غرض از بعثت انبيا نيز همين بوده است. طبق رهنمودهاي ائمه اطهار(ع) هم می‌توان در زمان غيبت، به حاكم اسلامي كه صلاحيت لازم، یعنی علم وسيع و عدل را داراست رجوع كرد و اطاعت او بر مسلمين لازم است.23
نقد یهود و مسیحیت
علامه شعرانی نه تنها به‌اثبات نبوت خاصه نبی اکرم(ص) می‌پردازد؛ بلکه با توجه به تسلطش بر زبان عبری، پاره‌ای از نقدهای وی بر تورات و انجیل موجود در آثار وي از جمله در ترجمه و شرح تجرید‌العقاید24و اسرار‌الحکم25 ثبت است.26
4. علوم حدیث
حدیث و روایت، ابزاری برای کشف سنت به عنوان یکی از مهمترین منابع دین اسلام به شمار می‌آیند. حدیث و روایت همانند هر پدیده بشری دیگری، گرفتار آسیب و کاستی می‌گردد که باید با به‌ کار‌گیری اصول و ضوابطی به کشف آنها پرداخت. علامه شعرانی از دانش حدیث و حدیث‌شناسی هم بهره‌مند بوده است. فعاليت‏هاي علمي وسيع آن مرحوم در حوزه حديث‏پژوهي را مي‏توان به شرح زير گزارش كرد:
گر چه ایشان تنها یک رسالة کامل و مستقل و مختصر در موضوع علم درایه نگاشته شده است،27 اما گذشته از آن، در تعلیقه‌ها یا مقدمه‌هاي خود بر کتب تصحیح كرده، به تناسب در‌بارۀ انواع یا ارزیابی احادیث سخن گفته‌اند. از جمله می‌توان این موارد را برشمرد: 1.تصحیح و تعلیق بر الوافی؛ 2.تصحیح و تعلیق بر شرح اصول کافی ملا‌صالح مازندرانی؛ 3.مقدمه منتخب التواریخ؛ 4.تصحیح و تعلیق بر مجمع البیان؛ 5.تصحیح و تعلیق بر منهج الصادقین؛ 6.تصحیح و تعلیق بر روض‌الجِنان و رُوح‌الجَنان؛ 7.مقدمه شرح نهج‌البلاغه قزوینی؛ 8.تعلیقات بر وسائل‌الشیعه، ج‌16 تا 20؛ 9.حاشیه بر ارشاد‌القلوب دیلمی؛ 10.ردیه بر فصل‌الخطاب محدث نوری.28
علامه شعرانی برای جلوگیری از آسیب‌ها و کاستی‌های حدیثی به معیارهای مهمی مانند مخالفت با قرآن، سنت، اجماع، عقل، اصول قطعی مذهب، تاریخ، واقعیت‌ها و رکاکت معنا به نقد احادیث متعددی پرداخته است.
مطلب مهمی که مرحوم شعرانی بر آن تأکید دارد این است که احتمال درستی یک روایت کافی است تا این که روایت رد نشود. چیزی که دلیل درستی آن معلوم نگردد، دلیل بر نفی و انکارش هم نیست؛ به‌ویژه اینکه درباره روایات اهل‌بیت(ع) باید بیشتر دقت کرد؛ پس آنچه مشکوک است، دروغ نیست.29
5.مباحث نجومی
دسته دیگری از نوآوری‌های علامه شعرانی به حوزه مباحث قبله‌شناسی، تقویم، مکانیک فضایی، قانون گرایش و نقد گرانش نیوتن بر‌می‌گردد. یکی از پژوهشگران برجسته نجوم و هیأت اسلامی در یک نتیجه‌گیری کلی، نوآوری‌های علامه شعرانی را به شرح ذیل بیان می‌دارد:
یک. علامه شعرانی در گرایش هیأت و نجوم جدید (خورشید مرکزی) دستی توانمند در استخراج از زیجات جدید خارجی، همچون زیج لووریه فرانسوی و ترجمه آن به زبان فارسی دارد.
دو. صحیفه شعرانی، به‌عنوان یک اختراع جدید، یکی از نوآوری‌ها و ابداعات ابتکاری اوست که کسی مانند آن را در تاریخ نجوم به یاد ندارد.
سه. علامه شعرانی توانست در صحیفة یاد‌شده برخی از اصول هیوی، مانند دایره سموت ـ که ابوسعید سجزی در سده چهارم قمری در اسطرلابی به کار گرفت که بر پایه حرکت زمین طراحی شده بود (اسطرلاب زورقی) ـ پیاده نماید و اعلام کند که حرکت زمین در ذهن دانشمندان و منجمان مسلمان بوده است و رهاورد غرب نمی‌باشد.
چهارم. علامه شعرانی توانست هماهنگ بودن عید سعید غدیر با نوروز را از زیج محمدشاه هندی استخراج و اثبات نماید و بسیاری از مورخان و تاریخ‌پژوهان را از سرگشتگی و تأویلات بی‌جا رهایی بخشد.
پنج. او روز عاشورا را به حسب سال‌ها و فصول خورشیدی از زیج محمدشاه هندی استخراج کرد و شواهدی از تاریخ بر درستی استخراج خویش آورد و به این نتیجه تازه رسید که روز عاشورا دوشنبه 20 مهر سال 59 شمسی برابر با 10 محرم سال 61 قمری بوده است.
شش. علامه شعرانی، تلنگری خدشه‌آور به نظریه جاذبه نیوتن ـ به‌عنوان گرایش عمومی ـ وارد آورد و معتقد بود: نیوتن در مبنای حرکت (حرکت براساس جذب) راه صحیحی نپیموده است؛ بلکه نظریة "میل طبیعی اجرام و اجسام به همدیگر" که از ابتکارات ابن‌سیناست، برتر است. چنان‌که استاد شهید حضرت آیت‌الله مطهری(ره) نیز برخی مقدمات نظریه جاذبه نیوتن را مخدوش دانسته است و درست درآمدن نتیجه نیز لزوماً با صحیح بودن اصل نظریه برابر نمی‌باشد؛ چنان که راسل نیز بر این عقیده بوده است. از این‌رو علامه شعرانی به‌جای نظریه "یا قانون (اگر واژه قانون صحیح باشد) گرانش عمومی نیوتن "نظریه گرایش عمومی اجرام" را پذیرفته است.
هفت. پژوهش علامه شعرانی در تعیین برخی از راه‌های قبله‌شناسی.30
6. ادبیات فارسی
مرحوم علامه شعرانی در ادبیات فارسی، همچون ادبای مشهور قلم می‌زد و مطالب عالمانه خود را با نثر زیبا و آهنگین عرضه می‌داشت. برای نمونه ایشان در مقدمه تفسیر روح‌الجنان می‌فرماید: "سپاس خداوند را که نعمتش از شماره افزون است و شکرش از حدّ قدرت ما بیرون؛ ‌به حجاب عزت از ادراک عقل دور و به لطف و رحمت به بندگان نزدیک؛ رهنمای خرد، کلام اوست و آرامش دل پیام او و آرامش جان، ذکر نام او. به عجز خویش اقرار داریم که نتوانیم شکر نعمت او گزاریم. اگر دست ما نگیرد، همگی از دست برویم و اگر پای‌ ما استوار ندارد جملگی از پای در‌آییم. اوست که به حکمت این جهان را بیافرید و انسان را خلیفه خود گردانید و جهان را بدو سپرد و کلید خِرد به دست او داد که از گنج هستی، راز بگشاید و به قدر طاقت بشری از سرّ حکمت او آگاه گردد، که فرمود: "...َعَلَّمَ آدَمَ الأسْمَاءَ كُلَّهَا"؛31"الرَّحْمَنُ * عَلَّمَ الْقُرْآنَ * خَلَقَ الإنْسَانَ * عَلَّمَهُ الْبَيَانَ"32 از او توفیق طاعت خواهیم و صدق نیّت و مزید قربت. به مقربان درگاه او توسل جوییم که‌ هادیان راهند و برگزیدگان‌ اله؛ اعنی محمد مصطفی و خاندان پاک او. درود نامعدود بر روانشان باد "من الان الی یوم التناد و هدانا بهم الی سبیل الارشاد و جعلنا من خیار موالیهم الامجاد".33وی همچنین در مقدمه دمع السجوم ترجمه نفس المهموم می‌فرماید: "‌چون عهد شباب به تحصیل علم و حفظ اصطلاحات و رسوم بگذشت، و اقتدءاً باسلافِی الصالحین من عهد صاحب منهج الصادقین از هر علمی بهره بگرفتم و از هر خرمنی خوشه برداشتم، گاهی به مطالعه کتب ادب از عجم و عرب و زمانی به دراست اشارات و اسفار و زمانی به تتبع تفاسیر و اخبار، وقتی به تفسیر و تحشیه کتب فقه و اصول و گاهی به تعمق در مسائل ریاضی و معقول تا آن عهد به سر آمد.
لقد طِفتُ فی تلک المَعابد کلِّها
و سَرَّحتُ طَرفِی بین تِلک المعالِمِ
سالیان دراز شب بیدار و روز در تکرار، همیشه ملازم دفاتر و کراریس و پیوسته مرافق اقلام و قراطیس، ناگاهان سروش غیب در گوش این ندا داد که علم برای معرفت است و معرفت بذر عمل و طاعت و طاعت، بی‌اخلاص نشود و این همه میسر نگردد، مگر به توفیق خدا و توسل به اولیاء مشغولی تا چند.
علم چندان که بیشتر خوانی
چون عمل در تو نیست نادانی
شتاب باید کرد و معاد را زادی فراهم ساخت. زود برخیز که آفتاب برآمد و کاروان رفت، تا بقیّتی باقی است و نیرو تمام از دست نشده توسلی جوی و خدمتی تقدیم کن."34
از اين حيث مقدمه فارسي مرحوم شعرانی بر ترجمة الامام علی صوت العدالة الانسانیة تألیف جورج جرداق35و مقدمه دیگرش بر تفسیر منهج الصادقین،36و مقدمه ترجمه صحیفه سجادیه،37و نيز مقدمه اسرار الحکم38حائز اهميت است.
7- مقتل نویسی
مرحوم علامه شعرانی در ترجمه نفس‌المهموم به نوآوری‌های ارزنده‌ای دست یافته است. او مباحث متنوعی در حوزه تاریخ عاشورا و حوادث آن و مباحث اعتقادی بیان داشته است. وی در مقدمه این ترجمه نوشته‌ است: "من اين كتاب را براي ذخيره معادم نگاشتم."39 علامه در این اثر، علم امام حسین(ع) به جريان شهادت خود در كربلا را بيان مي‌کند. آن مرحوم، حکمت انتخاب کتاب نفس‌المهموم را برای ترجمه این می‌داند که: "چون ديدم بهترين كتاب است كه در تاریخ كربلا تا اين تاريخ نوشته شده، آن را ترجمه كردم." اظهار‌ نظرهاي ايشان در اين كتاب نشان مي‌دهد كه مقام علمي وی در كتاب‌های استدلالي و فلسفی و نجومی منحصر نمي‌شود؛ بلكه چشمه علم وی در همه دانش‌ها مي‌جوشید.
آري، مرحوم شعرانی، عالمی است که وقتي سكوت می‌کرد، درياهاي آرام و عميق به تلاطم می‌افتاد و وقتي تكلم می‌نمود و يا قلم در دست می‌گرفت، درياي دانش، مواج می‌شد.

1. مجله نور علم، شماره 50 و51، ص76؛ راه سعادت، ص18-23.
2. زندگی نامه علامه ابوالحسن شعرانی، ص15 و 70-72.
3. این مطلب را محمد‌کاظم علایی، خواهر‌زاده مرحوم شعرانی به نقل از پدرش که همسفر علامه بوده‌اند، نقل می‌کند. ر.ک: همان، ص177-180.
4.st. Geory krankenhaus.
5. همان، ص33و34.
6. کیهان اندیشه، ش 41، آذر و دی 71 13ص81؛ فرزانه ناشناخته، ص‌15 به بعد.
7. نفس‌المهموم، مقدمه.
8. "علامه شعرانی، چهره درخشان"، قوامی واعظ؛ درج در زندگی‌نامه مرحوم علامه ابوالحسن شعرانی، ص 24ـ 33.
9. هزار و یک کلمه، ج 1، کلمه 149، ص 271 و 272.
10. نثر طوبی، ص2.
11. همان، ج2، ص460.
12. نثر طوبی (دایرة‌المعارف لغات قرآن مجید)، علامه شعرانی. منهج‌الصادقین فی الزام‌المخالفین، ملافتح‌الله کاشانی، (با مقدمه و پاورقی علامه شعرانی). هزار و یک کلمه، علامه حسن‌زاده آملی. اسرار‌الحکم، سبزواری. مجمع‌البیان، طبرسی، (با تصحیح و پاورقی علامه شعرانی). روض‌الجنان و روح‌الجنان، ابوالفتوح رازی، (با مقدمه و پاورقی علامه شعرانی).
13. ر.ک: "علامه شعرانی، پیشگام در مواجهه با فلاسفه غرب"، محمد فنایی اشکوری، درج در اندیشه نامه علامه شعرانی.
14. هزار و یک کلمه، کلمه 271، ج 2، ص224.
15. ترجمه و شرح تجرید، ص232و233.
16. همان، ص7-10
17. راه سعادت، تلخيص از ص4 تا ص14.
18. اسرار‌الحکم، ص12.
19. ترجمه و شرح تجرید العقاید،ص595-596.
20. اسرار‌الحکم، ص4-16.
21. ر.ک: "اثبات نبوت پیامبر اکرم(ص)"، حمید شاکرین، درج در: اندیشه‌نامة علامه شعرانی، به کوشش عبدالحسین خسروپناه.
22. ترجمه و شرح تجرید الاعتقاد، ص 9ـ5.
23. "خاتميت از ديدگاه علامه شعراني"، شهناز قهرمانی، درج در: اندیشه‌نامه علامه شعرانی، به کوشش عبدالحسین خسروپناه.
24. ص 442، 446 و447.
25. ص34-38.
26. "یهودیت و مسیحیت از منظر علاّمه میرزا ابوالحسن شعرانی"، ابراهیم دادجو، درج در: اندیشه‌نامة علامه شعرانی: به کوشش عبدالحسین خسروپناه.
27. فرزانه ناشناخته، ص 413 - 436.
28."نقد محتوایی حدیث از دیدگاه علامه شعرانی"، محمد‌کاظم رحمان‌ستایش درج در: اندیشه نامه علامه شعرانی، به کوشش عبدالحسین خسروپناه.
29. شرح اصول کافی، ج 12، ص 551.
30. فرزانه ناشناخته، ص 457.
31. بقره/31.
32. الرحمن/1ـ4.
33. روض‌الجِنان و روح‌الجَنان؛ فرزانه ناشناخته، ص 659.
34. دمع‌السجوم؛ فرزانه ناشناخته، ص690 و691.
35. علی صوت العدالة الانسانیه، مقدمه؛ فرزانه ناشناخته، ص713.
36. منهج‌الصادقین، مقدمه؛ فرزانه ناشناخته، ص602.
37. ترجمه صحیفه سجادیه؛ فرزانه ناشناخته، ص541-542.
38.اسرار‌الحکم، مقدمه فرزانه ناشناخته، ص 499.
39. نفس‌المهموم، پاورقی ص 88.