try another color:
60% 70% 80% 90% تغییر اندازه فونت متن:
امروز: شنبه, 27 مهر, 1398

پذيرش قطعنامه؛ تاكتيك يا مصلحت؟

Send to friendSend to friend
نام نویسنده: 
حجت‌الاسلام دكتر محمد مهدي بهداروند دبير علمي همايش قطعنامه

درآمد
قطعنامه ۵۹۸ پس از يك سال تأخير پس از تصويبش بالاخره در ۲۷ تيرماه ۱۳۶۷ با پذيرش رسمى از سوى جمهورى اسلامى به جنگ بين ايران و عراق خاتمه داد و صلحى نسبى را در منطقه برقرار كرد.
اگرچه ترتيبات و مقررات قطعنامه به راحتى اجرا نشد و به دليل اختلافات نظر دو طرف در تفسير و اجراى مقررات آن و از همه مهمتر كارشكنى‌هاى عراق روند اجراى آن خصوصاً در ابتدا با مشكلاتى مواجه و در مواردى ترتيبات قطعنامه، گاهى نقض و يا ناقض اجرا گرديد، تصويب قطعنامه ۵۹۸ در ۲۰ ژوئيه ۱۹۸۷ (۲۹ تير ۱۳۶۶) بر اساس هفت منشور حكايت از آن داشت كه اعضاى شوراى امنيت به ويژه اعضاى دائمى آن تصميم جدى گرفته بودند تا صرف نظر از علت و انگيزه جنگ بين دو دولت به آن پايان دهند.
اين قطعنامه با قطعنامه‌هاى پيشين شورا متفاوت بود. مهم‌ترين تفاوت آن از نظر صورى، قرار گرفتن آن در قالب فصل ۷ منشور ملل متحد بود كه آن را از حالت توصيه خارج و براى دو طرف جنگ لازم الاجرا مى كرد. از نظر محتوايى نيز اين قطعنامه از قطعنامه‌هاى پيشين جامع‌تر بود و در آن سعى شده بود برخى ديدگاه‌ها و خواسته‌هاى ايران مورد توجه قرار گيرد.
زمينه‌هاى تغيير مفاد قطعنامه ۵۹۸ به وسيله سازمان ملل
رد قطعنامه‌هاى شوراى امنيت توسط جمهورى اسلامى ايران به دليل يك‌طرفه بودن اكثر مفاد اين قطعنامه‌ها، ناتوانى شوراى امنيت سازمان ملل را در حل مشكل جنگ ايران و عراق بيش از پيش به نمايش مى‌گذاشت. اين مسئله موجب شد تا شوراى امنيت در مواجهه با آخرين موضع ايران در قبال قطعنامه ۵۸۸ به اين نتيجه برسد كه تا زمان ملحوظ نمودن برخى نظرات ايران، از صدور هرگونه قطعنامة ديگرى خوددارى ورزد. اين نتيجه در كنار دو مسأله اساسى ديگر باعث شد تا شوراى امنيت اقدام به تصويب قطعنامه‌اى نمايد كه در آن تا حدودى نظرات ايران، به ويژه در زمينة تعيين متجاوز منعكس شده باشد. اين دو مسئله عبارت بودند از:
۱. پيروزى‌هاى بزرگ و استراتژيك ايران در جبهه‌هاى جنگ به ويژه در دو عمليات والفجر ۸ و كربلاى ۵.
۲. به توافق رسيدن آمريكا و شوروى در مورد حل چند منازعه منطقه‌اى از جمله جنگ ايران و عراق.
با در نظر داشتن مسائل فوق، دبيركل سازمان ملل نسبت به مؤثر افتادن قطعنامه‌هاى ۵۸۲ و ۵۸۸ اظهار بدبينى كرد و پس از توضيحات خود با ذكر افزايش حملات به كشتى‌هاى تجارى و نفتى در خليج‌فارس، از گسترش بيش از حد جنگ و تهديد صلح جهانى اظهار نگرانى كرد. پس از اين گزارش دبيركل طى مشورت‌هاى خود با اعضاى دائم شوراى امنيت، بيانيه‌اى را به عنوان رئيس شورا در تاريخ يكم دى ماه سال۶۵ منتشر كرد كه توسط نمايندة آمريكا قرائت گرديد. پس از بيانيه مذكور دبيركل مجدداً از اعضاى شوراى امنيت درخواست كرد تا مساعى خود را جهت يافتن راه حل اساسى، براى پايان يافتن جنگ به‌كار گيرند. شوراى امنيت نيز پس از استماع نظرات دبيركل آمادگى خود را براى يافتن راه حلى جديد براى پايان دادن به جنگ اعلام نمود و از اسفند سال ۶۵ (همزمان با موفقيت‌هاى ايران در عمليات كربلاى ۵) كار گروه ويژه‌اى مركب از اعضاى دائم شوراى امنيت (آمريكا، شوروى سابق، چين ، فرانسه و انگليس) به منظور بحث و تبادل نظر پيرامون بررسى راه‌هاى پايان جنگ ايران و عراق تشكيل شد. نتيجة كار اين گروه كه جلسات كار خود را به صورت محرمانه برگزار مى‌كردند، تحت عنوان قطعنامه ۵۹۸ منتشر شد.
تأثير دو ابرقدرت در جنگ و پايان آن
هماهنگى و توافق دو ابرقدرت كه پس از پايان جنگ جهانى دوم بى‌سابقه بود، دو ويژگى مهم داشت كه هر دو بر جنگ ايران و عراق و پايان آن تأثير گذاشت؛ يكى دامنه گسترده گفتگوهاى خلع سلاح و كنترل تسليحات و ديگرى حل و فصل درگيري‌هاى محلى با اعاده نقش سازمان ملل متحد. از همين رو بين‌المللى شدن جنگ ايران و عراق، آهنگ خطر را براى دو ابرقدرت به صدا درآورد و سياست‌هاى گورباچف و مشكلات آمريكا زمينه را براى هماهنگى ابرقدرت‌ها و اقدام مشترك براى پايان دادن به جنگ ايران و عراق فراهم ساخت. آنها هركدام از نقطه نظر منافع خود و تهديدات و خطراتى كه از تداوم جنگ متوجه آنها مى‌شد بر پايان آن تأكيد كردند و با استفاده از مكانيزم‌هايى كه در اختيار داشتند بر جمهورى اسلامى ايران فشار آوردند.
برخورد منفى ايران با قطعنامه‌هاى صادره از موضع قدرت نظامى
جمهورى اسلامى ايران به دليل جو حاكم بر شوراى امنيت كه به شدت متأثر از سياست‌هاى دو ابرقدرت شرق و غرب بود و نيز به دليل ماهيت قطعنامه‌هاى صادره از سوى اين شورا، هيچگاه قطعنامه‌هاى صادر شده را مورد تأييد قرار نداد و ضمن رد مستدل آنها خواستار برخورد عادلانه شورا با موضوع جنگ شد. مواردى همچون عدم استفاده از لفظ منازعه يا جنگ در قطعنامه ها و يا عدم گنجاندن ماده‌اى جهت شناسايى آغازگر جنگ و ... از دلايلى بود كه ايران جهت رد قطعنامه‌ها به آنها استناد مى‌نمود. علاوه بر اين ايران با ادامة عمليات نظامى در جبهه‌هاى جنگ اصرار داشت تا حقوق تضييع شده خود را بدون اتكا به قدرت‌هاى بزرگ به دست آورد. اين مسئله در كنار عدم تأثيرپذيرى ايران از سياست‌هاى دو ابرقدرت باعث مى‌شد تا ايران مستقل از جو حاكم بر روابط بين‌الملل حركت كند كه تحمل اين مسئله براى قدرت‌هاى بزرگ دشوار بود.
پيروزي‌هاى بزرگ ايران در جبهه‌هاى جنگ
ادامه تحركات ايران در جبهه‌هاى جنگ، موفقيت در عمليات والفجر ۸ و كربلاى 5 و تصرف منطقه فاو، عملاً ارتباط عراق با خليج فارس را قطع كرد و ايران را در كنار كشور كويت كه يكى از اصلى‌ترين حاميان اقتصادى عراق در جنگ بود، قرار داد. تصرف منطقه شلمچه نيز ايران را به شهر استراتژيك بصره كه براى عراق اهميتى خاص داشت نزديك نمود و باعث تغيير موازنه جنگ به نفع ايران گرديد. اميدوارى قدرت‌هاى بزرگ و كشورهاى منطقه نسبت به مقاومت عراق هم به شدت كاهش يافت در نتيجه در شرايطى كه احتمال موفقيت‌هاى ايران رو به افزايش و مقاومت عراق رو به كاهش گذارده بود، پايان جنگ بدون طرف پيروز مى‌توانست تأمين كننده حداقل خواسته‌هاى دو ابرقدرت از پايان جنگ ايران و عراق باشد.
بررسى وضعيت عينى جنگ در سال‌هاى پايانى
بررسى تحولات نظامى جنگ پس از حمله سراسري عراق به ايران در شهريور ۱۳۵۹ و متوقف شدن ماشين جنگى اين رژيم در اوائل سال ۱۳۶۰ و همچنين باز پس‌گيرى خرمشهر در ۳خرداد سال ۱۳۶۱ نشان از تغيير روند جنگ به سود ايران بود. بعد از فتح فاو و عمليات موفق كربلاى ۵ تحليلگران غربى و شرقى از احتمال پيروزى قريب‌الوقوع ايران در جنگ و سرنگونى رژيم بعث سخن مى‌گفتند اما از بهار سال ۱۳۶۷ تحولات جنگ به نحو غافلگيرانه‌اى در عرض سه ماه به زيان ايران و به سود عراق تغيير يافت كه منجر به تغيير وضعيت نظامى عراق از سوى سران حكومت اين كشور شد. روند جنگ در دو سال آخر به گونه‌اى بود كه دشمن در منطقه جنوب با تهديد جدى‌اى مواجه نبود. اين موضوع فرصت لازم را به دست داد تا ارتش عراق استراتژى خود را در جنوب از پدافند به آفند تغيير دهد. از سوى ديگر تشديد فشارهاى ايران باعث شد تا سازمان رزم عراق فراخوانى نيروها را از يك نوبت تا قبل از سال ۱۳۶۵ به ۳۰ نوبت در اين سال افزايش دهد و در هر دوره نيز صد هزار تن از مشمولان جديد خود را براى اعزام به صحنه نبرد آماده و روانه كند. موضوعى كه به گسترش چشمگير سازمان رزم عراق منجر شد، همزمان با اين تحولات و با توجه به اين كه حمايت‌هاى مردمى هسته مركزى دفاع و قدرت نظامى ايران را تشكيل مى‌داد، نوعى گرايش نسبت به اين تحليل پديد آمد كه تغيير روحيه مردم ايران مى‌تواند تنها عامل شكست جمهورى اسلامى باشد. در نتيجه اين تحليل عراق مرحله ديگرى از حملات موشكى و جنگ شهرها را با هدف درگير كردن مستقيم مردم با نتايج خسارت بار جنگ آغاز كرد.
تغييرات در موازنه جنگ
پس از درگيري‌هاى ايران با آمريكا در سال ۱۳۶۶ در خليج‌فارس و عدم تعرض جدى به استحكامات عراق در همين سال و ايجاد يك فضاى تنفسى براى عراق، در حالى‌كه نيروهاى نظامى ايران پس از عمليات والفجر ۱۰ به شهرهاى خود برگشت و نيروهاى سياسى سرگرم انتخابات مجلس بودند، در ساعت ۵ بامداد روز يكشنبه ۲۸ فروردين ۱۳۶۷ ارتش عراق با اجراى آتش توپخانه سنگين و حملات شيميايى عليه نيروهاى ايرانى تهاجم خود را به فاو آغاز كرد. اين در حالى بود كه از سال ۱۳۶۶ به بعد كل نيروهاى ايرانى مستقر در تمامى منطقه جنوب كمتر از صدگردان و نيروهاى عراقى مشتمل بر ۳۰۵ گردان درگير و ۱۳۰ گردان احتياط بودند.
در توضيح دلايل تغيير جغرافياى جنگ از سوى ايران بايد گفت اين اقدام ناشى از بن بست جبهه‌هاى جنوبى بود. سقوط فاو استراتژى سياسى سابق ايران مبنى بر متقاعد كردن كشورهاى حامى عراق براى دادن امتياز به جمهورى اسلامى به دليل برترى قدرت تهاجمى ايران در مقايسه با عراق و همچنين دراختيار داشتن مناطقى از خاك عراق را آسيب پذير كرد و در معرفى تغيير داد.
سقوط شلمچه
عراق پس از حمله به فاو و تصرف اين شهر در زمانى كمتر از ۴۸ ساعت، نقل و انتقالات از منطقة فاو را با هدف آمادگى براى عمليات بعدى آغاز نمود و سرانجام ۳۸ روز پس از حمله به فاو در ساعت ۸ روز ۴ خرداد ۱۳۶۷ به منطقه شلمچه حمله كرد. طبق تحليل محسن رضايى (در آن زمان) هرچند نيروهاى خودى از زمان و مكان تهاجم دشمن مطلع بودند ولى شلمچه تنها در مدت ۸ ساعت سقوط كرد. وى در ادامه اشاره مى‌كند على رغم اطلاع از حمله دشمن، اراده لازم براى مقابله با او حفظ شلمچه وجود نداشت.
ايران در واكنش به شكست شلمچه اقدامات زير را انجام داد.
۱) افزايش فعاليت ديپلماتيك و اعمال فشار براى تغيير در بندهاى قطعنامه ۵۹۸ به سود جمهورى اسلامى ايران.
۲ ) دعوت از مردم و بسيج آنها براى حضور در جبهه‌هاى جنگ.
۳) اقدام به تغييرات جديد در سطوح عالى فرماندهى نظامى كه بارزترين آن انتصاب هاشمى رفسنجانى به عنوان جانشينى فرماندهى كل قوا در ۱۲ خرداد ۱۳۶۷ بود.
سقوط جزاير مجنون
يك ماه پس از سقوط شلمچه دشمن با استفاده گسترده از سلاح‌هاى شيميايى در بامداد ۴ تيرماه ۱۳۶۷ به جزاير مجنون حمله كرد و با آغاز تاريكى مناطق مزبور را از تصرف نيروهاى ايرانى درآورد و بدين ترتيب موقعيت خود را تثبيت كرد. محسن رضايى حمله به جزاير مجنون را اوج قدرت عراق دانست. يادآورى مى شود باز پس‌گيرى تمام مناطق جنوب در مدت ۳ ماه موقعيت سياسى- نظامى عراق را به طور درخور توجهى بهبود بخشيد و ايران را در موضع سخت و آسيب پذيرى قرار داد.
حمله موشكى آمريكا به هواپيماى مسافربرى ايران
شكست‌هاى نظامى ايران افزون بر مسائل مزبور متأثر از حضور نظامى گستردة آمريكا در خليج فارس و گشوده شدن جبهه‌اى جديد و نامتقارن در مقابل ابر قدرت آمريكا بود و پيشرفته‌ترين سلاح‌هاى روز را در اختيار داشت و بدون هيچ محدوديتى جنگ خود را آغاز كرده بود. جدا از درگيرى هاى مستقيم نظامى، ناو هواپيمابر وينسنس در يك اقدام ضد انسانى در ۱۲ تير ۱۳۶۷ (هشت روز پس از سقوط جزاير) با شليك دو فروند موشك به سوى هواپيماى غيرنظامى جمهورى اسلامى ايران كه از بندر‌عباس عازم دبى بود ۲۹۰ تن انسان غيرنظامى را به كام مرگ فرستاد.
تداوم تهاجم به عراق
پس از سقوط جزاير مجنون و احتمال حمله عراق به جبهه شمالى، نيروهاى خودى براى تمركز توان و خارج كردن ابتكار عمل از دست نيروهاى عراق تصميم گرفتند، مناطق تصرف شده در جبهه‌هاى شمالى شامل حاج عمران، پنجوين و مائوت را كه در سال ۱۳۶۶ و ارديبهشت ۶۷ با عمليات كربلاى۱۰، نصر ۴ و نصر ۸ و بيت‌المقدس ۶، آزاد شده بود تخليه كنند. پس از نيروهاى دشمن در ۲۱ تير ۱۳۶۷ و با يك عمليات گسترده و استعداد ۱۱ لشكر منطقه وسيعى در غرب عين خوش، موسيان و جنوب دهلران را به تصرف خود درآوردند.
تصرف دهلران با توجه به زمان كم آن و تصرف مقر فرماندهى نيروى زمينى ارتش بيشتر شبيه به يك فاجعه بود تا شكست نظامى. پيشروى عراق در خاك ايران بازتاب گسترده‌اى داشت؛ زيرا اين براى نخستين بار پس از عقب‌نشينى سال ۱۹۸۲ ميلادى بود كه عراق به خاك ايران وارد مى‌شد. مجموع اين عوامل پيش زمينة لازم را براى اتخاذ تصميم نهايى ايران مبنى بر عقب‌نشينى فراهم آورد.
از سوى ديگر پس از عقب‌نشينى ايران از برخى از مناطق همچون حلبچه در ۲۲ تير ۱۳۶۷ و ادامه حملات عراق و تشديد فشارهاى بين‌المللى به ايران جلساتى در داخل كشور با هدف اتخاذ تصميم نهايى درباره جنگ تشكيل شد و در نشست مشترك سه قوه كه اعضاى شوراى نگهبان نيز در آن حضور داشتند، شرايط نظامى- سياسى كشور مورد بحث قرار گرفت. امام(ره) نيز در روزهاى ۲۳ و ۲۴ تير ماه نشست‌هاى مشورتى جداگانه‌اى انجام دادند، ولى نشست نهايى و اصلى طبق دستور امام(ره) با حضور ۴۰ تن از شخصيت‌هاى كشورى و لشكرى در روز ۲۵ تير تشكيل شد. چند روز پس از تشكيل اين جلسه هاشمى رفسنجانى اعلام كرد: طى بحث‌هايى كه صورت گرفت مجموعه شرايط، جمهورى اسلامى را به اين نتيجه رساند كه براى مصلحت انقلاب قطعنامه ۵۹۸ پذيرفته شود. به‌ا‌ين ترتيب دو روز پس از پيشروى‌هاى عراق در خاك ايران در ۲۷ تير ۱۳۶۷ جمهورى اسلامى ايران با ارسال نامه‌اى به خاوير پرز دكوئيار دبير كل سازمان ملل، رسماً قطعنامه ۵۹۸ را پذيرفت.
نتيجه
در هر صورت قطعنامه ۵۹۸ با تدبير حضرت امام پذيرفته شد. با اين تصميم هر چند مردم و رزمندگان شگفت زده شدند اما امام خمينى(ره) به آنها سفارش كردند: «اين روزها ممكن است بسيارى از افراد به خاطر احساسات و عواطف خود صحبت از چراها و بايدها و نبايدها كنند كه هر چند اين مسئله به خودى خود يك ارزش بسيار زيبا است اما اكنون وقت پرداختن به آن نيست». مردم، مسئولان و رسانه‌هاى گروهى از پرداختن به جزئيات دلايل سياسى پذيرش قطعنامه خوددارى كردند اما به نظر مى‌رسد در حال حاضر، در صورتى كه مصلحت كشور اجازه دهد مسئولان خواهند توانست به طور شفاف شرايط آن روز كشور، فشارهاى بين‌المللى براى در انزوا قرار دادن جمهورى اسلامى و نيز در تنگنا قرار دادن ايران از نظر اقتصادى، سياسى و نظامى را براى مردم و افكار عمومى تبيين كنند تا از هرگونه قضاوت شتاب‌زده و نارسا اجتناب شود.
صرف‌نظر از زمان پذيرش قطعنامه ۵۹۸ از سوى جمهورى اسلامى، دلايل مختلف پذيرش آن از جمله دلايل سياسى بسيار با اهميت هستند. اگرچه دلايل اقتصادى و نظامى و ملاحظات ديگر نيز در پذيرش قطعنامه مزبور نقش داشتند اما به نظر مى‌رسد دلايل سياسى وجه غالب اين روند محسوب مى‌شود. هرچند تاكنون مسئولان رسمى كشور دلايل سياسى آن را به صورت رسمى و روشن اعلام نكرده‌اند اما از محتواى اظهارات آنها مى‌توان استنباط كرد كه تحولات بين‌المللى و منطقه‌اى از جمله دلايل پذيرش اين قطعنامه بوده است. از اين رو زمان پذيرش قطعنامه ۵۹۸ در كالبد شكافى دلايل قبول آن مى‌تواند راهگشا باشد. هاشمى رفسنجانى امام جمعه موقت تهران و جانشين وقت فرماندهى كل قوا در خطبه‌هاى نماز جمعه تهران در ۲۸ مرداد ۱۳۶۷ با بجا ارزيابى كردن زمان پذيرش قطعنامه دليل آن را غرور ملى دانسته و مى‌گويد: «از ديدگاه ديگر ما به مسائلى رسيديم كه آن موقع [چند ماه زودتر از پذيرش قطعنامه] نمى‌رسيديم. رفع ادعاى جنگ‌طلبى ما و صلح‌طلبى عراق، از جمله دستاوردهايى بود كه پس از پذيرش قطعنامه ۵۹۸ در زمان فعلى به دست آمد.»
آيت الله خامنه‌اى، رئيس جمهور وقت كشور در خطبه‌هاى نماز جمعه تهران (۲۱ مرداد ۱۳۶۷) عنوان كردند: «اعلام قبول قطعنامه از طرف جمهورى اسلامى ايران دو فايده اساسى داشت: اول اين كه آتش‌بس را به صلاح انقلاب و كشور دانستيم؛ و دوم اين كه با اعلام قبول قطعنامه، ماهيت رژيم عراق على رغم ادعاى صلح‌طلبى، آشكار شد و تحولات بعدى اصالت هر دو مصلحت را مشخص كرد... رژيم عراق در مقابل اين حركت غير منتظرة جمهورى اسلامى ايران درماند. اگر طالب پوشاندن چهرة جنگ‌طلبانه خود بود بايد آتش‌بس را قبول مى‌كرد. اگر مى‌خواست زير بار نرود، چهره منافقانة اين رژيم افشا مى‌شد، و اين هر دو به نفع كشور ما بود.»
در روزهاى پايانى جنگ، پيروزى‌هاى نسبى محدود ارتش عراق در مناطق جنگى اين موضوع را در ذهن برخى از تحليلگران سياسى و نظامى ايجاد كرده بود كه جمهورى اسلامى قطعنامه مزبور را از سر استيصال و ضعف پذيرفته است اما هاشمى رفسنجانى يك روز پس از پذيرش قطعنامه ۵۹۸ گفت: «در روزهاى آينده، در حدى كه دشمن نتواند سوء استفاده كند، مردم عزيز ايران در جريان امور قرار خواهند گرفت. اين تصميم تحقيقاً در جهت مصالح اسلام و امت برداشته شد و هيچ‌گونه شبهه‌اى از ضعف و ناتوانى در آن نيست.» اين مقام مسئول، شرايط جديدى را كه به پذيرش قطعنامه ۵۹۸ و قبول آتش‌بس منجر شد، اين چنين بيان مى‌كند: «مسائل فراوانى وجود دارد و مهم‌ترين آن اين است كه كفر جهانى و استكبار در اين مقطع تصميم گرفته‌اند كه به طور جدى، از پيروزى سريع ما جلوگيرى كنند و پافشارى ما در اين مقطع ممكن است منجر به خسارات فوق‌العاده‌اى براى مردم ما و مردم عراق شود كه در محاسبه‌مان آن چيزها را فعلاً مصلحت نديديم.»
منابع:
۱- نگاهى اجمالى به قطعنامه‌هاى شوراى امنيت در مورد جنگ ايران و عراق- على‌رضا خداقلى پور، فصلنامة نگين ايران- شماره ۴.
۲- تصويب قطعنامة ۵۹۸ و اسناد آن در سازمان ملل- مجيد مختارى و محمدعلى خرمى- فصلنامه تاريخ جنگ شماره ۱۰.
۳- بررسى تحولات نظامى جنگ در سال ۶۷- احسان خرم‌دره، فصلنامة نگين ايران شماره ۲.