try another color:
60% 70% 80% 90% تغییر اندازه فونت متن:
امروز: یکشنبه, 29 بهمن, 1396

اخبار فرهنگي ايران و جهان

Send to friendSend to friend

از حقوق پرفسور دانشگاه تا دريافتي مربی فوتبال!
چرا باید یك مربی فوتبال كشور، در یك فصل فوتبالي كه كمتر از یك سال شمسی است، چند برابر درآمد یك عمر برجسته‌ترین دانشمندان داخلی، حقوق از باشگاه‌های دولتی دریافت كند؟! و آیا با این نوع توزیع ناعادلانه ثروت، امیدی به رسیدن به دورنمای علمی و فرهنگی در نظرگرفته شده برای سال 1404 وجود خواهد داشت؟!
وقتي تنور فصل نقل و انتقالات در خصوص رقم قرارداد بازیكنان شعله‌ور مي‌شود، شنیده‌ها از رقم‌های وحشتناك و رشد سرسام‌آور قیمت بازیكنان خبر می‌دهد. قیمت‌ها فصل به فصل بالاتر می‌رود تا آنجا كه فصل پیش، از مربی یك میلیاردی و بازیكنی با رقم قراردادی در حدود 800 میلیون تومان كه اتفاقاً هر دو از یك باشگاه بودند، به عنوان ركوردداران لیگ برتر فوتبال یاد مي‌شد، اما اين فصل وقتی همین مربی و بازیكن با تیم‌های مطرح تهرانی بر سر رقم‌های نزدیك به این اعداد به توافق نرسیده‌اند، طبیعتاً رقم قرارداد بالاتر بوده و بنابر اجماع كارشناسان، این رقم‌ها با واقعیت تطابق دارد. عقد چنین قراردادهایی در شرایطی كه فوتبال حرفه‌ای ایران از منابع دولتی اداره می‌شود، و حتي اعتبارات به ظاهر خصوصی آن نيز در نهایت به درآمدهای دستگاه‌های دولتی مربوط می شود، ظلم به عموم مردم به ويژه نخبگان علمي و فرهنگي كشور است.
البته برخی فوتبالی‌ها كه این رقم‌ها زیر دندانشان مزه كرده، توجيه مي‌كنند كه رقم بازیكنان فوتبال جنبه بین‌المللی دارد و مثلاً كریستین رونالدو با 96 میلیون یورو از منچستریونایتد توسط رئال مادرید خریداری شد و الان با رقم‌های بالاتری مشتری دارد. اما فراموش كرده‌اند كه در مراسم معارفه كریستين رونالدو در ورزشگاه سانتیاگو برنابئو مادرید، هشتاد هزار نفر طرفدار رئال مادرید شركت كردند و كسر قابل توجهی از هزینه پرداختی برای رونالدو در همان روز از طریق درآمد بلیت فروشی تأمین شد. در ادامه نیز به جز صدها میلیون دلار تبلیغاتی كه رئال با نام رونالدو جذب كرد، تنها یك میلیون و دویست هزار پیراهن كریستين در شهر مادرید به فروش رفته و در صورتی كه قیمت هریك از این پیراهن‌ها كه 85 یورو است را دراین تعداد ضرب كنیم، درآمد تیم مادریدی از فروش پیراهن رونالدو در پایتخت اسپانیا از صد میلیون یورو بالاتر می‌رود! اما در مقابل آیا منطقی است بازیكنی كه جز در لیگ ایران مشتری ندارد، و هيچ سود و عايد اقتصادي براي كشورش در بر ندارد، رقم‌هایی كه در حد و اندازه‌اش نیست دریافت كند؟! در مملكتی كه یك پروفسور به عنوان عالی‌ترین درجه علمی كشور در دانشگاه تهران به طور متوسط ماهیانه سه میلیون تومان حقوق دریافت می‌كند و با حدود سي سال سابقه تحصیل و تدریس و راهنمایی تز صدها فوق لیسانس و دكترا، درآمدش حتي با درآمد سالیانه یك بازیكن لیگ یك (و نه حتی لیگ برتر) قابل مقايسه نيست، چه فضیلتی برای سال‌های مدید ممارست او جهت رسیدن به عالی‌ترین مدارج علمی كشور، باقی می‌ماند ؟! منبع/جهان

کوچک‌داشت پژوهشگران برتر!
فکر می‌کنید جایزه نفر اول چه بود؟! آيا «توليد علم»، «بومي كردن علوم»، «جنبش نرم‌افزاري» و... به صرف برگزاري چنين همايش‌هايي قابل تحقق خواهد بود؟! همايش‌هايي كه به نظر مي‌رسد بيشتر آنها صرفاً براي رفع تكليف برگزار مي‌شود و تازه بعضي مسئولان از فرصت چند ساعته همين همايش‌ها هم نمي‌گذرند و تريبون سخن سرايي را به دست گرفته و آن قدر حرف مي‌زنند كه وقت براي سوژة اصلي برگزاري همايش نباشد!
درست در روزي كه مسئولان ورزش كشور اعلام كردند كه اگر تيم ملي فوتبال كشورمان در فلان مسابقات قهرمان شود به هر يك از بازيكنان تيم ملي 150 سكه پاداش خواهند داد (جمعاً بيش از سه هزار سكه و به ارزش بيش از يك ميليارد تومان) همايشي در ساختمان اجلاس سران كشورهاي اسلامي در تهران برگزار شده بود، كه با تحقير جمع بزرگي از اصحاب علم و پژوهشگران برتر كشورمان خاتمه يافت. اين همايش كه با حضور مقامات كشوري برگزار شد، مسئولان برگزاري اين همايش پس از ساعت‌ها سخنراني چون وقتي براي برگزاري مراسم تجليل باقي نگذاشته بودند، در نهايت به بهانه ضيق وقت، تجليل از پژوهشگر برتر كشور را با يك سكه! بهار آزادي به همراه يك لوح تقدير پايان دادند و از ديگر پژوهشگران خواستند تا براي دريافت هديه خود در مقابل دفتر دبير‌خانة همايش صف بكشند!! بايد پرسيد: حقيقتاً این همایش‌ها، بزرگداشت پژوهشگران است یا کوچک‌داشت آنها؟! منبع/عصرايران

تکلم امام هادی(ع) به چهار زبان
یکی از امتیازات امام دهم که جلوه‌های آن بر اساس مشاهدات اصحاب امام در زندگانی امام وجود دارد، آگاهی کامل از همه زبان‌های معاصران خویش است. امام هادی(ع) مثل سایر امامان بر همه زبان‌های دنیا تسلط کامل داشته‌اند. امام(ع) در گفتگویی با عموم مردم، سخنان هر انسانی با هر زبانی را به درستی متوجه شده و بدون نیاز به مترجم پاسخ او را به زبان خودش داده‌اند. در اینجا تنها تعدادی از گفتگوهای امام هادی(ع) برای روشن شدن این حقیقت بیان می‌شود.
۱. ابوهاشم جعفری گفته است: در مدینه، امام هادی(ع) با «بغا» از نگهبانان متوکل عباسی که ترک زبان بود، به ترکی سخن گفتند. وی از اسب پیاده شد و جای اثر پای اسب امام را بوسید. او را قسم داده و خواستم از سخنان امام به من خبر دهد بغا پرسید: هذا نبی؟ این شخص پیامبر است؟ گفتم: پیامبر نیست. گفت: او مرا با نامی که در سرزمین‌های ترک‌نشین در کودکی صدا می‌زدند و هیچ کس تا امروز از آن خبر نداشت صدا زد!(بحارالانوار،‌ج‌۵۰، ص‌۱۲۴).
۲. «علی بن مهزیار» گفته است: به محضر امام شرفیاب شدم و امام به فارسی با من سخن گفتند. روزی غلام خود را خدمت امام فرستادم. او که سقلابی بود، در هنگام بازگشت بسیار شگفت‌زده بود، پرسیدم: چه خبر شده است؟ گفت: چگونه شگفت‌زده نشوم! امام هادی(ع) پیوسته به زبان سقلابی (اسلاوی) همانند یکی از خود ما سخن می‌گفت، به گونه‌ای که تصور کردم او سقلابی است و در آنجا بزرگ شده است.(بحارالانوار،ج ۵۰،ص ۱۳۰، صفارقمی، بصائرالدرجات، انتشارات کتابخانه آیة‌ا... مرعشی نجفی، قم‌، چاپ اول، ۱۴۰۴ه ق، ص 333-249)
۳. ابوهاشم جعفری گفته است من با متطیب در محضر امام هادی(ع) به فارسی سخن گفتم. امام رو به من نموده و با تبسم فرمود: گمان می‌کنی غیر از تو کسی فارسی را به خوبی نمی‌داند؟ متطیب به امام عرض کرد: جانم فدای شما باد! شما فارسی را خوب می‌دانید؟ امام پاسخ دادند؟ آری.(بحارالانوار،ج۵۰،ص۱۳۶) وی گفته است: در محضر امام هادی(ع) بودم غلامی خدمت ايشان بود من با او فارسی سخن گفتم و او نفهمید امام سخنم را به عربی برگردانده و به اطلاع او رساندند.(بحارالانوار،ج۵۰، ص۱۳۷،بصائرالدرجات،ص۳۳۸) منبع/جهان نيوز

كشف راز حمام شیخ بهایی
علی اصغر برهمند دارنده ۹ مدال جهانی اختراعات، ضمن معرفی تختخواب شناور، تولید آب خالص از آب دریا، آبگرمکن خورشیدی، پماد التیام بخش زخم و جراحات و تولید برق از تلاطم دریا، کنترل دما به صورت اتومات، تولید آب از هوا بدون استفاده از برق، تولید گوجه فرنگی با طعم توت فرنگی، پیش بینی زلزله، و سیستم آبیاری درختان با ۶۰% صرفه جویی در مصرف آب را به عنوان بخشی از اختراعات به ثبت رسیده خود اعلام كرد و در ادامه به موفقیت خود در نمونه سازی حمام شیخ‌ بهایی اشاره نموده و افزود: ماجرای این حمام و گرم نگه داشتن آب با یک شمع به رازی نهفته در تاریخ تبدیل شده بود که با کنکاش‌های پی در پی بالاخره راز این حمام ۳۰۰ ساله کشف شد. وی با بیان این‌که حمام شیخ بهایی یکی از شاهکارهای معماری ایران و جهان در دوران صفویه است گفت: شیخ بهایی با استفاده از طلا که رسانایی بالایی دارد و در انتقال گرما نقش موثری را ایفا می کند منبع این حمام را ساخت و به دلیل استفاده از طلا و جلوگیری از سرقت آن، راز ساخت آن را پنهان نگه داشت. وي تصریح کرد: در طرح شبیه‌سازی شده به علت دسترسی نداشتن به طلا از مس استفاده شد که این طرح در حمام منازل هم قابل استفاده است و موجب صرفه جویی ۳۰ درصدی در مصرف سوخت می‌شود.
علی اصغر برهمند تاکنون ۵ مدال طلا از نمایشگاه‌های بین‌المللی اختراعات و تکنولوژی‌های نو جهان،۳ مدال نقره از چین و یک مدال برنز از مالزی کسب کرده و در سال ۲۰۰۶ از سوي كشور مجارستان به عنوان بزرگ‌ترین نابغه دست یافت. همچنین وی در آخرین تحقیقات خود در منطقه سیستان و بلوچستان اولین اثر برخورد شهاب سنگی در ایران به قطر ۳ تا ۵/۳ کیلومتر را کشف کرده است. منبع/برنا
پسرانه و دخترانه‌ترین دانشگاه‌های ایران
بیشترین دانشجوی مرد در دانشگاه آزاد و بیشترین دانشجوی زن در دانشگاه پیام نور تحصیل می‌کنند. 3790859 دانشجو در حال حاضر در دانشگاه‌های کشور در حال تحصیل هستند که از این تعداد 1874966 نفر زن و 1915893 نفر مرد هستند. 1460009 دانشجو در دانشگاه آزاد تحصیل می‌کنند که از این تعداد 579821 نفر زن و 880188 نفر مرد هستند. همچنین 818147 دانشجو در دانشگاه پیام نور تحصیل می‌کنند که از این تعداد 251129 نفر مرد و 567018 نفر زن هستند، در این دانشگاه تعداد خانم‌ها تقریباً دو برابر تعداد آقایان است.
در حال حاضر 14% از دانشجویان در وزارت علوم، 22% در دانشگاه پیام نور، 11% در دانشگاه جامع علمی کاربردی، 38% در دانشگاه آزاد، 5% در دانشگاه‌های وابسته به وزارت آموزش و پرورش، 3% در دانشگاه‌های وابسته به وزارت بهداشت، 6% در مراکز آموزش عالی مستقل و 1% در سایر دانشگاه‌های اجرایی مشغول به تحصیل هستند.
هم اکنون 44 % از دانشجویان در گروه علوم انسانی، 33% در گروه فنی و مهندسی، 7% در گروه علوم پایه، 6% در گروه کشاورزی و دامپزشکی، 5% در گروه هنر و 5% در گروه علوم پزشکی مشغول به تحصیل هستند.
64% از دانشجویان در مقطع کارشناسی، 27% در مقطع کاردانی، 6% در مقطع کارشناسی ارشد، 2% در مقطع دکترای حرفه‌ای و 1% در مقطع دکترای تخصصی مشغول به تحصیل هستند. منبع/فارس

25میلیون سایت مستهجن درخدمت آمریکا
چندي قبل شبکه تلويزيوني روسي «راشاتودي» گزارشي را منتشر کرد که در فضاي سايبر بيش از بيست و پنج ميليون وب‌سايت مستهجن وجود دارد! البته گزارش‌هاي قبلي رقم را بالاتر (سي‌ميليون وب‌سايت) اعلام کرده بود. در گزارش شبکه تلويزيوني ماهواره‌هاي روسي، به ميزان بهره‌گيري کاربران آمريکايي از اين سايت‌ها در ايام هفته، به تفکيک ايالت‌هاي آمريکا به اجمال اشاره شده بود.
همواره گفته مي‌شود که اگر در جامعه‌اي زنان پوشيده و با حجاب بودند، مردان حريص مي‌شوند و به اقدامات افراطي در مسايل جنسي دست مي‌زنند. با اين وصف اگر اين‌طور بود، مرد آمريکايي که همواره زنان را در رسانه‌ها و در معابر عمومي برهنه ديده است، چرا حريص است و نيازمند بيست و پنج ميليون تا سي‌ميليون وب‌سايت مستهجن است؟ يعني با توجه به جمعيت سيصد ميليوني آمريکا، به تعداد هر ده مرد و زن آمريکايي، يک وب‌سايت مستهجن! منبع/جهان نيوز

«چه‌گوارای قرن بیست و یکم»!
الک راس، مشاور ارشد وزیر خارجه ایالات متحده، در گفتگويي با تأکید بر توجه وزارت خارجة آمريكا به «شبکه‌های اجتماعی» و رویکرد آنها در حرکت به سمت فعاليت در فضای مجازی به عنوان ابزاری برای مخالفت با ایران، ضمن مصادره کردن حرکت ضد آمریکایی چه‌گوارا، از اینترنت به عنوان «چه‌گوارای قرن بیست و یکم» یاد کرد!
الک راس در پاسخ به این سؤال که «وزارت امور خارجة آمریکا چطور می‌خواهد از شبکه‌های اجتماعی برای دیپلماسی عمومی استفاده کند؟» گفت: به نظر من دیپلماسی‌های عمومی خیلی تغییر کرده؛ قبلاً مردم ايران بیشتر خبرها را از روزنامه‌های صبح، خطبه‌های امام و یا رسانه‌های دولتی دریافت می‌کردند. ولی امروز منابع اطلاعاتی مردم ده‌ها و یا صد‌ها وب سایت است. وی افزود: امروز دیپلماسی عمومی به این معناست که به جای اینکه پیامی را منتشر کنی و با اصرار بر آن تأکید کنی، می‌توانی بر واقعیت‌ها تکیه کنی و بر اساس آن واقعیت‌ها گفتگو ایجاد کنی. استفاده‌ای که شبکه‌های اجتماعی بر پیشبرد دیپلماسی عمومی دارد، اتصال مردم به یکدیگر از طریق راه‌ها و مقیاسی است که در گذشته میسر نبود. چیزی که ما شاهدش بودیم این است که در تونس و مصر شبکه‌های اجتماعی نقش خارق‌العاده‌ای ایفا کردند، به جنبش شتاب دادند، پیوند‌های ضعیف میان مردم را قوی‌تر کردند و به جنبش‌های بدون رهبر انسجام بخشیدند!
اگرچه «ارنست چه‌گوارا» در جهان به عنوان یک چریک ضد آمریکایی و نماد حرکت ضدامپریالیسم شناخته می‌شود اما الک راس با مصادره کردن نام او به نفع آمریکا و تأکید بر نقش شبکه‌های اجتماعی برای ابراز مخالفت مردم ایران، گفت: در واقع این‌طور بگویم که اینترنت چه‌گوارای قرن بیست و یکم است. ممکن است اینترنت در ایران این‌طور نباشد ولی راهی است که می‌تواند معترضان را به هم شبکه کند. اگر شبکه‌های اجتماعی تأثیری نداشتند ارتش سایبری هم وجود نداشت و آن‌قدر انرژی صرف کنترل شبکه‌های اجتماعی نمی‌شد!
وي همچنین در پاسخ به این سؤال که «چرا وزارت خارجه ایالات متحده، صفحه توییتر فارسی راه‌اندازی نموده است؟» گفت: دلیلش خیلی ساده بود. صفحة فارسی توییتر گزینه دیگریست برای ارتباط با مردم. البته من فکر نمی‌کنم معجزه می‌کند؛ اما ابزاری است که می‌تواند برای خبررسانی مورد استفاده قرار بگیرد. راس تصریح کرد: اولین کار این است که فناوری‌هایی تولید کنیم که با استفاده از آن مردم بتوانند با امنیت بیشتر از سایت‌های اینترنتی استفاده کنند؛ کسانی که از فضای مجازی برای ابراز مخالفت و انتقاد بهره می‌برند. دومین کار این است که در ایجاد راه‌های ارتباط با مردم خلاق باشیم و این مسئله را درک کنیم که فناوری همیشه یک قدم از دولت‌هایی مثل دولت ایران جلوتر است.
مشاور ارشد هیلاری کلینتون، در پاسخ به این سؤال که آیا ایالات متحده از شبکه‌های اجتماعی حمایت می‌کند گفت: بله، اول اینکه توجه مردم بیشتر روی سه شرکت گوگل، فیس‌بوک و توئیتر است. گوگل چندان نیاز به حمایت ما ندارد؛ شاید فیس‌بوک و توئیتر کمی نیاز داشته باشند. چیزی که مهم است این است که ما کاربرد و نقش هزاران هزار ابزار و اپلیکیشنی که در اختیارمان است را بشناسیم.
وی همچنین در پاسخ به اینکه «آیا ایالات متحده دارد توجه خودش را از رسانه‌هایی مثل رادیو و تلویزیون به رسانه‌های نوین مثل شبکه‌های اجتماعی معطوف می‌کند؟» افزود: همة اینها با هم کار می‌کنند و هرکدام برای منظور خاصی استفاده می‌شوند. رادیو و تلویزیون به نوبه خود خوب هستند ولی تلویزیون یکی از راه‌های برقراری ارتباط با صدها هزار نفر است؛ در حالی که با اینترنت می‌شود این ارتباط را در مقیاس کوچک‌تر برقرار کرد. در اينترنت هرکس می‌تواند یک تهیه کننده باشد و برای این کار لازم به داشتن دوربین چند هزار دلاری نیست. البته ما هنوز به استفاده از رسانه‌های سنتی متعهد هستیم و فقط می‌خواهیم فناوری را به آن اضافه کنیم. الک راس در پایان افزود: ما با عنوان دیپلمات هر روز کت و شلوار می‌پوشیم، کراوات می‌زنیم، صحبت می‌کنیم، چای می‌نوشیم و ارتباطمان خیلی رسمی است. به نظر من دیپلماسی باید فرای ارتباط رسمی میان دیپلمات‌ها باشد. بنابراین بیشتر از اینکه بخواهیم پیامی را برسانیم علاقه‌مند هستیم گوش کنیم و با شهروندان گفتگو کنیم! منبع/مشرق

نمی‌گذارم انگلیسی ها ما را از درون تهی کنند
فرزند آیت‌الله العظمي مرعشی‌نجفی& داستان تأمل برانگيزي از آن مرحوم نقل می‌كند: «از بازار نجف عبور می‌کردم، دیدم طلبه‌ها به مغازه‌ای خیلی رفت و آمد می‌کنند؛ پرسیدم که چه خبر است؟ گفتند: علمایی که فوت می‌کنند کتاب‌هایشان را اینجا حراج می‌کنند. رفتم داخل دیدم که عده‌ای حلقه زده‌اند و آقایی کتاب‌ها را آورده و چوب حراج می‌زند و افراد پیشنهاد قیمت داده و هر کس که بالاترین قیمت را پیشنهاد می‌داد، کتاب را می‌خرید. یک عربی کنارش نشسته بود، کیسه پولی بود و بیشترین قیمت را او داده و کتاب‌ها را می‌خرید و به دیگران فرصت نمی‌داد! متوجه شدم که او فردی به نام کاظم، دلال کنسولگری انگلیس در بغداد است و در طول هفته کتاب‌ها را خریده و جمعه‌ها به بغداد برده و تحویل انگلیسی‌ها می‌داد و پولشان را گرفته و بعد دوباره می‌آید و کتاب میخرد!»
پس از اين جريان، آیت‌الله العظمي مرعشی‌نجفی& از آن موقع تصمیم می‌گیرد که نگذارد کتاب‌ها را انگلیسی‌ها به یغما برده و ما را از درون تهی کنند؛ و بعد از آن شب‌ها بعد از درس و بحث در یک کارگاه برنج‌کوبی مشغول کار می‌شود و با کم کردن وعده‌های غذا و قبول روزه و نماز استیجاری، پول جمع کرده و به خرید و جمع‌آوری کتاب‌ها و ميراث مكتوب شيعه اقدام می‌کنند. منبع/حوزه نيوز

شیخ قمی، «شیخ‌الاسلام» تایلندی‌ها
محسن پاک آیین دیپلمات سابق وزارت امور خارجه در تایلند، درباره تأثیرات شیخ احمد قمی در فرهنگ و رسوم تایلندی‌ها نوشت: شیخ احمد یک مسلمان شیعه بود که در سال 1543 میلادی در شهر قم، دیده به جهان گشود. وی در اولین سال‌های قرن هفدهم (1605) یعنی زمانی که کشور تایلند از زیر سلطة پانزده ساله برمه‌ای‌ها آزاد شده به آیوتایا مهاجرت کرد و پس از مدتی توانست در سایه مدیریت و درایت خود در دربار پادشاه سیام نفوذ کرده و به یکی از مقامات عالی‌رتبه سیام تبديل شود. پاک آیین در نقل قولی از دکتر «تاتیا بوناک» از نوادگان شیخ احمد قمی آورده است: «شیخ احمد قمی که از زادگاه خود شهر قم و به قصد ترویج عقاید شیعی و همچنین تجارت راهی این منطقه شده بود با ورود به شهر «آیوتایا» پایتخت وقت «سیام» توانست از پادشاه وقت اجازه نامه دریافت کند و پس از یک دهه اقامت در آنجا، علاوه بر انجام مأموریت اسلامی خود یعنی تبلیغ و ترویج دین اسلام و مذهب شیعه، در فعالیت‌های تجاری و بازرگانی نیز به پیشرفت و شهرت قابل توجهی دست یاید. نسل‌های پس از او نیز توانستند از قرن هفدهم تا عصر حاضر، آوازه و نام بلند او را پاس دارند و آنان نیز چون جد خود شیخ احمد قمی دارای موقعیت ممتاز اجتماعی و سیاسی در کشور تایلند گردند. شیخ احمد همچنین اولین کسی بود که در زمان ریاست جامعة مسلمانان سیام به مقام «شیخ الاسلامی» رسید، مقامی که بر اساس آن اجازه یافت تا مذهب شیعه اثنی عشری را به جامعه تایلند معرفی کند.
پاک آیین در ادامه به برخی تحولات در سیام با حضور شیخ احمد و اعقاب وی اشاره كرده و مي‌نويسد: بر اساس سوابق تاریخی، منصب شیخ‌الاسلامی که به نحوی وزیر امور مسلمانان به حساب می‌آید، تا قبل از ورود شیخ احمد در تايلند وجود نداشته است. استفاده از تجارب بازرگانی ایرانیان، ترویج اسلام و به ویژه مذهب شیعه در تایلند از جمله تأثیرات مهم حضور آنهاست؛ همچنين تأثیر پذیری از رسوم ایراني در لباس پوشیدن، غذا خوردن، روش‌های معماری، و... . منبع/وبلاگ پاک آئین

شرح کلیه مکاتب فکری به‌وسیله دو گاو!
سوسیالیسم: دو گاو دارید. یکی را نگه می‌دارید. دیگری را به همسایه خود می دهید.
کمونیسم: دو گاو دارید. دولت هر دوی آنها را می‌گیرد تا شما و همسایه‌تان را در شیرش شریک کند.
فاشیسم: دو گاو دارید. شیر را به دولت می‌دهید. دولت آن را به شما می‌فروشد.
کاپیتالیسم: دو گاو دارید. هر دوی آنها را می‌دوشید. شیرها را بر زمین می‌ریزید تا قیمت‌ها همچنان بالا بماند.
نازیسم: دو گاو دارید. دولت به سوی شما تیراندازی می‌کند و هر دو گاو را می‌گیرد.
انارشیسم : دو گاو دارید. گاوها شما را می‌کشند و همدیگر را می‌دوشند.
سادیسم : دو گاو دارید. به هردوی آنها تیراندازی می‌کنید و خودتان را در میان ظرف شیرها می‌اندازید.
آپارتاید : دو گاو دارید. شیر گاو سیاه را به گاو سفید می‌دهید ولی گاو سفید را نمی‌دوشید.
دولت مرفه: دو گاو دارید. آنها را می‌دوشید بعد شیرشان را به خودشان می‌دهید تا بنوشند.
بوروکراسی: دو گاو دارید. برای تهیه شناسنامه آنها هفده فرم را در سه نسخه پر می‌کنید؛ ولی وقت ندارید شیر آنها را بدوشید.
سازمان ملل: دو گاو دارید. فرانسه شما را از دوشیدن آنها وتو می‌کند. آمریکا و انگلیس گاوها را از شیر دادن به شما وتو می‌کنند. نیوزلند رأی ممتنع می‌دهد.
ایده آلیسم: دو گاو دارید. ازدواج می‌کنید. همسر شما آنها را می‌دوشد.
رئالیسم: دو گاو دارید. ازدواج می‌کنید. اما هنوز خودتان آنها را می‌دوشید.
متحجریسم: دو گاو دارید. زشت است شیر گاو ماده را بدوشید.
فمینیسم: دو گاو دارید. حق ندارید شیر گاو ماده را بدوشید.
پلورالیسم: دو گاو نر و ماده دارید. از هرکدام شیر بدوشید فرقی نمی‌کند.
لیبرالیسم: دو گاو دارید. آنها را نمی‌دوشید چون آزادیشان محدود می‌شود.
دموکراسی مطلق: دو گاو دارید. از همسایه‌ها رأی می‌گیرید که آنها را بدوشید یا نه.
سکولاریسم: دو گاو دارید. پس به خدا نیازی ندارید!!! منبع/عمارها

توصیه‌هاي گیتس به دخترانش
بيل‌گيتس در ۵۵ سالگي دومين مرد ثروتمند جهان است. عكس او بارها روي جلد مجلاتي از جمله تايم و فوربز رفته و شركت مايكروسافت او كه در سال ۱۹۷۵ همراه با پل آلن كارش را شروع كرد حالا بيش از چهارصد ميليارد دلار ارزش دارد. وي سال قبل پس از نزديك به دو دهه جايگاهش در صدر رده بندي ثروتمندترين انسان را به كارلوس اسليم مكزيكي واگذار كرد؛ چرا كه بيش از ۲۸ ميليارد دلار را صرف كارهاي خيريه كرده بود؛ اما هنوز هم ۵۶ ميليارد دلار ثروت شخصي دارد. اصولاً با اين همه پول و شهرت نبايد در زندگي او نگراني، معنايي داشته باشد اما او صحبت در بارة خانواده‌اش را اين چنين شروع مي‌كند: «من به بچه‌ها تأكيد كرده‌ام آهنگ‌هاي ليدي گاگا را گوش نكنند و مراقب اشعاري كه بدآموزي دارند باشند. خوشبختانه جنيفر(۱۵ ساله) و روري(۱۲ ساله) اين موضوع را درك كرده‌اند و مراقب خواهر كوچكشان فوب(۹ ساله) هستند تا آهنگ‌هاي نامناسب را گوش نكند.» وقتي از او در بارة اين ثروت و واگذاري آن به بچه‌ها مي‌پرسند، با لحني جدي پاسخ مي‌دهد: «فكر نمي‌كنم اين ميزان ثروت براي آنها خوب باشد. ما براي آنها تا جايي كه ممكن است تسهيلات آموزشي فراهم مي‌كنيم و در مورد مسائل بهداشتي هم كاملاً مراقب هستيم اما درمورد كسب درآمد آنها بايد راه خودشان را پيدا كنند و اگر كار اضافه بر برنامه عادي انجام دهند، پولي به آنها پرداخت مي‌شود.» منبع/جهان‌نيوز

مانکن دیروز، پرستار مهربان امروز
«فا‌بیان» دختر ۲۸ ساله فرانسوی كه تا چندی قبل مدل لباس بسیار معروفی بود و شرکت‌های بزرگ با او قراردادهای کلانی می‌بستند و عکس او در مجله‌ها و شبکه‌های مختلف تلویزیونی به نمایش در می‌آمد، حالا در روستاهای دور دست افغانستان به درمان بیماران می‌پردازد و از زندگی خودش بسیار راضی و خوشحال است چرا که او حالا اسلام را پذیرفته و یک مسلمان است.
فابیان با اعتماد به نفس کاملی گفت: «اگر لطف و رحمت خداوند شامل من نمی‌شد، هیچ گاه نمی‌توانستم مسلمان شوم و تا آخر عمرم مانند یک حیوان زندگی می‌کردم. من در آن زندگی فقط به دنبال سیراب کردن هوس و شهوت‌های خود بودم و هیچ اصول و ارزشی برای خود نداشتم. از کودکی آرزو داشتم پرستار شوم، اکنون که مسلمان شده‌ام به آرزوی خود رسیده‌ام.» او گفت: «در حال و هوای کودکی همواره خودم را در حالت کمک به کودکان بیمار تخیل می‌کردم اما وقتی بزرگ‌تر شدم، به دلیل زیبایی ظاهری که دارم ناخودآگاه به سمت دنیای مدل کشیده شدم و از شکل من استفاده ابزاری می‌شد، دقیقاً مانند یک وسیله مدت‌دار که بویی از انسانیت در آن نبود. تا اینکه برای شرکت در یکی از برنامه‌ها به بیروت پایتخت لبنان دعوت شدم. وقتی به آنجا سفر کردم، صحنه‌هایی دیدم که در همه عمرم مانند آن را ندیده بودم. در آنجا پیش از گذشته از خودم منفور شدم و کم‌کم به سمت متحول شدن حرکت کردم تا اینکه در نهایت به اسلام که انسانیت واقعی در آن وجود دارد، رسیدم. پس از مسلمان شدن در بیروت به پاکستان سفر کردم و از مرز این کشور به افغانستان رفتم و با کمک به کودکان و مجروحان یکی از آرزوهای دیرینه و کودکی خود را محقق ساختم.»
«فا‌بیان» ادامه داد: «شرکت‌های مدل پس از اینکه از مسلمان شدن من با خبر شدند، سعی کردند مرا به راه قبلی باز گردانند؛ از همین رو هدایای بسیار زیادی برایم فرستادند و پیشنهاد دستمزد سه برابری نسبت به قبل را به من دادند اما من که تازه راه اصلی را یافته بودم، هدایا را پس فرستاده و پیشنهادهاي آنان را رد کردم و اکنون احساس می‌کنم که در خوشبختی کامل به سر می‌برم.” خانواده او هم تلاش زیادی کردند جلوی کار او را بگیرند و اما فا‌بیان برای راهی که انتخاب کرده بود مصمم بود. حالا او زندگی‌اش را صرف کمک به دیگران می‌کند تا به ما هم یاد بدهد که مهم‌ترین داشته یک انسان ایمان اوست، به خاطر ایمان حتی می‌شود از ثروت و شهرت هم گذشت. منبع/فارس

مهد کودک‌های سرخ‌پوست پرور!
مادري طی نامه‌ای انتقادی، وضعیت تربیتی مهد کودک‌ها را بررسي كرد. وي مي‌نويسد: «من و همسرم از مدتی قبل که دخترمان زینب به سن ۴ سالگی رسید، تصمیم گرفتیم برای آشنایی بیشتر او با محیط اجتماعی و همسالانش، او را در یک مهد‌کودک خوشنام ثبت نام کنیم. بعد از مشورت و تحقیق زياد سرانجام به این نتیجه رسیدیم که مهد کودک... واقع در محله ... تهران می‌تواند محل خوبی برای حضور دخترمان باشد. زینب تا قبل از مهد کودک رفتنش از نظر ما که پدر و مادرش هستیم، یک کودک عادی بود که علایق طبیعی هم داشت و مثل تمام بچه های دیگر به برنامه های کارتونی، عروسک و سایر الزاماتی که یک کودک دوست دارد علاقه نشان می داد. حتی نسبت به مقولات دینی هم رغبت داشت و تعاملش با اطرافیان از جمله من و پدرش نیز از نظر ما بسیار مطلوب بود. اما از وقتی که مهد‌کودکی شده دیگر زینب سابق نیست! زینبی که نقاشی‌هایش ترکیبی از سمبل‌های طبیعی مثل درخت، گل، خورشید و آسمان و گاهی هم مادر یا پدرش بود، حال غیر از دایناسور و هیولا و سرخ‌پوست‌ها چیز دیگری نمی‌کشد! چند روز قبل از مهد کودک زینب تماس گرفتند که قرار است یک جشن کوچک برگزار شود و شما باید هزینه‌ای برای برگزاری این جشن بپردازید. من هم از همه جا بی‌خبر این هزینه را پرداختم و چند روز بعد حوالی ظهر روز برگزاری جشن، برای آوردن زینب به خانه دنبالش رفتم. نزدیک مهد کودک که رسیدم صدای موسیقی شدیدی شنیده می‌شد! داخل حیاط شدم و دیدم یك گروه ارکستر که چند دختر نوازنده‌های آن هستند دارند برای بچه ها به وسیله ارگ و چند وسیله موسیقی دیگر، نوازندگی می‌کنند و بچه‌ها هم جملگی با صورت‌هایی که درست مثل سرخ‌پوست‌ها تزئین شده بود و حتی برایشان کلاه‌های سرخ پوستی نیز گذاشته بودند، مشغول بازی بودند! اینجا بود که متوجه شدم هزینه‌ای که ما برای این جشن کذایی پرداخته‌ایم صرف خرید اقلام سرخ‌پوستی برای بچه‌ها شده است تا بچه‌ها هرچه بیشتر با آرمان سرخ‌پوست‌ها و شیوه زندگی آنها آشنا شوند. می‌دانید وقتی کودکم را صدا زدند، بچه را در چه حالتی دیدم...؟! روی گونه‌هایش سه تا خط قرمز کشیده بودند و یک روبان قرمز دور سر کودک بسته بودند. چند تا کاغذ بریده شده به شکل پر هم روی روبان گذاشته بودند! زینب که دست مرا گرفت از شدت هیجان مدام داشت بالا و پایین می‌پرید و تا خود منزل مدام از جنگ‌های سرخ‌پوستی برایم گفت.
البته این تمام ماجرا نیست. شوهر من گاهی اوقات برای زینب قصه می‌گوید. نکته اینجاست که زینب ما از وقتی مهد کودکی شده است دیگر به سمبل‌های ایرانی قصه‌های ما رغبتی نشان نمی‌دهد! بارها شده است که این کودک از ما درخواست کرده است که در مورد آدم‌های فضایی برایش قصه بگوییم! اصلاً نمی‌دانم در مهد کودک چه چیزی به این کودک ۴ ساله آموزش می‌دهند که این روزها به جای بازی، مسئله اول کودک من شده است اینکه چرا دایناسورها منقرض شده‌اند یا اینکه بابا قوی‌تر است یا آدم فضایی‌ها... و این وسط من و پدرش مانده‌ایم که به این همه سؤال بی‌پاسخ یک کودک چهار‌ساله باید چه پاسخی داد؟!.
کودک من حالا بسیاری از شخصیت‌های انیمیشن‌های روز دنیا را می‌شناسد و این اشتیاق به شناخت بیشتر آنها آنقدر قوی است که ما دیگر حتی رویمان نمی‌شود با زینب در مورد حفظ کردن سوره‌های قرآن صحبت کنیم! از نظر او حالا بالت، شرک، کله کدو و سیمپسون‌ها نماد تمام واقعیت‌ها شده‌اند! نمادهایی که زینب هر روز از من و پدرش خریدن سی‌دی‌های آنها را طلب می‌کند.
در مهد کودک زینب هر عروسکی را که می‌توان دید، هم از نوع دخترش وجود دارد هم پسرش! حتی شاید برایتان جالب باشد که در مهد‌کودک دختر من، قالی‌هایی بر روی زمین انداخته‌اند که نقش روی آنها دو بچه خرس دختر و پسر هستند که در کنار یکدیگر خوابیده‌اند! و تا دلتان هم بخواهد تصاویر شخصیت‌های انیمیشن‌های جدید بر روی در و دیوار نصب است.
در واقع باید بگویم ما به عنوان یک پدر و مادر انتظارمان این بود که لااقل در مهد‌کودک دخترمان باورها و رفتارهایی در قالب نمادها و آموزش‌ها برای بچه‌ها مطرح شود که با ساختارهای اسلامی و اخلاقی ما سازگار باشد. انتظاری که با نوشتن این نامه قصد دارم بگویم حتی ذره‌ای از آن هم برآورده نشده است. من دیگر کودکم را به مهد کودک نخواهم فرستاد و برای تربیت او از کار کردن هم صرف‌نظر می‌کنم اما غرض اصلی از نوشتن این نامه این بود که بگویم با این اوضاعی که در یک چنین مهد کودک‌هایی وجود دارد، تکلیف نسلی که هم اکنون کودک است اما در آینده جوان و بزرگ خواهد شد، نا‌مشخص است. نسلی که قرار است نگهدارنده این کشور باشد با این قبیل آموخته‌ها به جایی نخواهد رسید». منبع/جهان نيوز
جیرة مدرسه، به درس خواندن منوط است و بس!
شهید آیت‌الله مدرس& درباره زندگی‌اش می‌گوید: "در نجف روزهای جمعه کار می‌کردم و در آمد آن روز را نان می‌خریدم و تکه‌های نان خشک را روی صفحه کتابم می‌گذاشتم و ضمن مطالعه می‌خوردم. تهیه غذا آسان بود و گستردن و جمع کردن سفره و مخلفات آن را نداشت. خود را از همه دل‌بستگی‌ها آزاد کردم".
در کتاب «شهید مدرس و گنجینه خواف» آمده است: روزی یکی از طلاب که به نفع مدرس و رفقای او در انتخابات تهران کوشش فراوان کرده و به همین جهت از درس و امتحان، یک هفته باز مانده بود، اصرار داشت حقوق همان هفته را بگیرد. مدرس با تذکر اینکه حاضر است سه برابر شهریه مدرسه از محل دیگری به وی پرداخت کند، از دادن جیره به آن طلبه خودداری نمود. حتی در پاسخ یکی از حاضران که می‌خواست بدون این تذکر مدرس، وجه را در اختیار آن طلبه قرار دهد گفت: خیر! این نوعی تزویر است، او باید بداند که مزد کار دیگر را از محل خودش می‌گیرد، اما پرداخت جیرة مدرسه، به درس خواندن منوط است و بس.
مرحوم شیخ حسنعلی اصفهانی در ضمن بیان خاطراتی می‌گوید: روزی در نجف طلبه ‌ای به اتاق ما آمد، من و مدرس هم حجره بودیم، آن طلبه دچار سر درد شدیدی شده بود و مدت یک هفته تبش قطع نشده بود. مدرس دست به پیشانی او گذاشت و آیه نور را قرائت کرد. با تمام شدن آن آیه سر درد و تب او قطع شد. تمام ایامی که من با او بودم، نماز شبش ترک نشد. او اهل نماز و دعا و مطالعه بود. من شنیدم که یکی از اهالی خواف در زندان دچار تب شدیدی شده و به خدمت آقا می‌رود، مدرس هم پیراهن خود را به تن او می‌پوشاند و او شفا می‌یابد. منبع/برنا

شهیده شعر فارسی
محمدرضا سنگری گفت: به نظر من، پروین اعتصامی را كشته‌اند و او یكی از شهیدان شعر فارسی است. این نویسنده و پژوهشگر در میزگرد نویافته‌‌هایی از شعر و شخصیت پروین اعتصامی كه در خانة شاعران ایران برگزار شد، با بیان این مطلب افزود: پروین در ٢٩سالگی دیوانی چاپ كرد كه شعرهای آن حساسیت‌های زیادی را برانگیخت. پروین حتی دست رد به دربار زد و در شعری از رضاشاه به شدت انتقاد كرد. همان زمان هم این بحث مطرح شد كه پروین به قتل رسیده است، اما نگذاشتند این موضوع بسط پیدا كند و مرگش را بر اثر حصبه اعلام كردند!
سنگری در بارة وجوه ادبی و محتوایی شعر اعتصامی هم گفت: پروین را می‌توانیم آغازگر تحول در شعر بدانیم كه شفیعی كدكنی هم به این موضوع معتقد است. پروین در عین این‌كه به درونمایه می‌اندیشد، با فرم هم كار می‌كند. این محقق و مدرس دانشگاه در پایان تأكید كرد: عصر كنونی ما بهترین دوره برای خلق و انتشار آثار ادبی زنان است. اكنون بهترین آثار حوزه دفاع مقدس را زنان می‌نگارند و از مجموع ٢٣٥ شاعر زنی كه من نام آنها را جمع‌آوری كرده‌ام، ٤١٥ مجموعه شعر وجود دارد كه شامل ٥٥٠٠ غزل، بیش از ٢٥٠٠ نوسروده و بیش از ٣٠٠٠ رباعی و دوبیتی و ١٣٥مثنوی می‌شود. منبع/جهان نيوز

سرعت چین 7 برابر آمریکاست!
به گزارش نشریه آمریکن‌دریم، اقتصاد چین با سرعتی بیش از ۷ برابر اقتصاد آمریکا در حال رشد است و در سال ۲۰۱۶ از آمریکا به طور کامل پیش خواهد افتاد. بر اساس این گزارش، در سال ۲۰۱۰ آمریکایی‌ها سرجمع معادل ۳۶۵ میلیارد دلار از کالا و خدمات چینی استفاده کرده‌اند؛ این در حالی است که چینی‌ها در همین سال تنها ۹۲ میلیارد دلار صرف کالا و خدمات آمریکایی کرده‌اند. در صورت ادامه روند فعلی رشد اقتصادی در دو کشور، در سال ۲۰۴۰ شاهد آن خواهیم بود که چین اقتصادی سه برابر قدرتمندتر از آمریکا خواهد داشت. بنا بر همین گزارش، از سال ۲۰۰۱ که چین به عضویت سازمان تجارت جهانی درآمده است، در آمریکا هرساله تقریبا پنجاه هزار شغل صنعتی از دست رفته است. عقب‌ماندگی اقتصاد آمریکا از چین در عرصة انرژی نیز قابل مشاهده است، تا آنجا که چینی‌ها اکنون جای آمریکا را به عنوان بزرگ‌ترین مصرف‌کننده انرژی جهان گرفته‌اند. این گزارش همچنین حاکي ا‌ست: چین اکنون به تنهایی ۵۳% از کل سیمان جهان را تامین می‌کند و میزان تولید فولاد این کشور نیز تقریبا ۱۱ برابر آمریکاست. همچنین پس از پیوستن چین به سازمان تجارت جهانی قریب به چهل‌ و ‌شش هزار کارخانه و به تبع آن اشتغال آنها به آسیا منتقل شده است. این گزارش در پایان تصریح کرده‌ است که اقتصاد آمریکا در سايه بدهی‌های سنگین مردم و دولت این کشور در حال نابودی و غرق شدن است. منبع/جهان نيوز

ازدواج با خودروی شخصی!
بعد از ترویج و گسترده شدن روابط شوم و غیراخلاقی همجنس‌گرایی و ازدواج با حیوانات در کشورهای غربی و به ظاهر متمدن و تبدیل به قانون شدن آن در برخی کشورها، حال آمریکایی‌ها هوس ازدواج با جامدات را در سر می‌پرورانند! پس از اینکه چندی پیش یک زن آمریکایی از ازدواج خود با برج ایفل در پاریس خبر داد، این بار "ادوارد اسمیث" یک آمریکایی ۵۹ ساله در اقدامی عجیب عاشق خودروی شخصی‌اش شد و اعلام کرد: من با ماشینم ازدواج کردم و با آن رابطة جنسی دارم! این مرد اعلام کرده است که ماشین خود را بیش از زنش دوست دارد!
گفتنی است همسر دوست داشتنی این آمریکایی عجیب یک "فولکس واگن" مدل ۱۹۷۴ می‌باشد که قرار است رابطه صمیمانه این دو که گفته می‌شود به دور از هر گونه زندگی انسانی است، در شبکه " نشنال جئوگرافی" پخش شود!
"هلین فیشر " کارشناس روان‌شناسی در این باره گفت: اخیراً مسئله روابط جنسی افراد با جامدات و از این قبیل وسائل در آمریکا بسیار رایج شده که یکی از نادرترین بیماری‌های روانی و مشکلات جنسی می‌باشد. لازم به ذکر است که اخیراً یک زن آمریکایی نیز اظهار داشته است که با دیوار برلین رابطه عاشقانه دارد و احساس می‌کند که این دیوار نیاز شدیدی به رفتارهای رومانتیک دارد! منبع/جهان نيوز

این تعبیرات کمکی به پیشرفت نمی‌کند!
در حاشیة دیدار اخير رهبر معظم انقلاب با نمایندگان مردم در مجلس شورای اسلامی، ایشان واکنش جالب و البته آموزنده‌ای نسبت به سخنان یکی از نمایندگان داشتند. در خلال این جلسه، هنگامی که یکی از نمایندگان مجلس در سخنان خود برخی تعابیر و تمجیدهای مبالغه‌آمیز را در وصف رهبری طرح کرد، رهبر معظم انقلاب در واکنش به سخنان وی فرمودند: «این تعبیرات کمکی به پیشرفت کار نمی‌کند». حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در واکنش به تعبیرات این نماینده، همچنین فرمودند: «این صحبت‌ها مرا شرمنده می‌کند و هم به ضرر من است و هم به ضرر گوینده». منبع/تابناك

خودکشی در كشورهاي شاد!
در پی یک تحقیق که توسط کارشناسان اجتماعی دو دانشگاه در انگلستان و آمریکا صورت گرفت، مشخص شد که میزان خودکشی در شادترین مناطق جهان بیش از سایر نواحی است. در این تحقیق که با عنوان «تضاد سیاه: دورنمای میزان بالای خودکشی در مناطق شاد» منتشر شده، آمده است: در کشورهایی چون هلند، سوئیس، دانمارک، کانادا، ایسلند و آمریکا با وجود این‌که شادترین مناطق جهان محسوب می‌شوند، اما میزان خودکشی بسیار بالاست، به طوری که این روند در میان جوانان و جمعیت زیر چهل سال در این کشورها بیشتر از سنین دیگر است! بر اساس این گزارش که در مجلة «رفتارهای اقتصادی و توسعه» آمریکا منتشر شده است، به این موضوع اشاره شد که میزان خودکشی در این کشورها به عواملی چون «درآمد» و «رشد اقتصادی» بستگی شدیدی دارد، چرا که در این کشورها همواره رشد اقتصادی با بالاترین رتبه وجود داشته و مردم در یک محیط ایده‌آل زندگی کرده‌اند. از طرفی، این روند در سه سال گذشته به دلیل وضعیت نامساعد اقتصادی و بحران مالی بیش از پیش نمایان شده است.
افراد ناراضی در جوامع شاد بیشتر در معرض خودکشی قرار دارند و تفاوت‌های فاحش اقتصادي، میزان احتمال اقدام به خودکشی در آنها را افزایش می‌دهد. در آن جوامع برخي افراد که در طول زندگی خود در رفاه کامل بوده‌اند، در صورتی که به یک‌باره با درآمد کم، بیکاری، جرم و ناراحتی‌های روحی مواجه شوند، دست به خودکشی می‌زنند. منبع/ایسنا

فست فودهای بهایی!
به تازگی مشاهده شده در یکی از خیابان‌های شمالی تهران فست فودی با نام «۱۹» افتتاح شده است؛ این در حالی است که عدد «۱۹» از اعدادی است که در فرقه ضالة بهائیت دارای اعتبار خاصی است!
از بین اعتقادات بهاييان، اعتقاد به اعداد، اعتقادی برجسته و جالب توجه است. بهاییان عدد «9» را مقدس می‌دانند؛ جهت انتخابشان نیز این بوده است که کلمه «بها» در حروف ابجد برابر عدد «9» می شود. جالب است که بدانید دو لغت «وبا» و «بز» نیز به حروف ابجد برابر عدد «9» می‌شود!
اعداد زیادی نزد بهائیان از تقدس و بعضاً از نحوست برخوردارند. مهم‌ترین و مقدس‌ترین عدد نزد ایشان که پایه تقویم و آرایش‌های دینیشان را تشکیل داده است، عدد «۱۹» می باشد که تعداد ماه های سال، روزهای ماه، میزان مهریه زنان، جزای نقدی و روزه - به مدت نوزده روز از طلوع تا غروب آفتاب آخرین ماه سال - و حتی تعداد فصل‌های کتاب مقدسشان(اقدس) همه بر پایة عدد «۱۹» تدوین گشته است. جالب‌تر آنکه تعداد کنگره‌های برج آزادی تهران نیز نوزده تاست و شکاف آن رو به قبلة بهاییان(عکا در فلسطین؛ قبر حسینعلی‌بها) است که گویای طراحان و مهندسین بهایی آن است!
اما دلیل انتخاب عدد «19» نیز همچون عدد «9»، تنها برابری این عدد در حروف ابجد با لغت بهایی می باشد. بسیار جالب توجه است که قرآن مجید نیز به عدد نوزده اشاره کرده است: «لَوَّاحَةٌ لِّلْبَشَرِ‌*‌عَلَیْهَا تِسْعَةَ عَشَرَ‌*‌وَمَا جَعَلْنَا أَصْحَابَ النَّارِ إِلَّا مَلَائِکَةً وَ مَا جَعَلْنَا عِدَّتَهُمْ إِلَّا فِتْنَةً... ؛ آن آتش بر آدمیان رو نماید، بر آن آتش نوزده تن موکلند(فرشتگان عذاب)، و ما خازنان دوزخ را غیر فرشتگان عذاب قرار ندادیم و عدد آنها را جز برای فتنه و محنت کفار نوزده نگردانیدیم...» (مدثر: ۲۹-۳۱) این آیات بلافاصله بعد از آیات مربوط به کافر معاند نسبت به پیغمبر اسلام| آمده است و عاقبت وی را دوزخ و عذاب سخت بیان کرده است و عدد نوزده را به شکل رمز‌آمیزی مطرح کرده که بعید نیست اشاره به همین گمراهی نیز داشته باشد. این موضوع با در نظر گرفتن حدیثی از پیامبر اکرم| که می‌فرماید: فهم معارف قرآن در آخرالزمان بهتر صورت می‌گیرد، دارای بسی تأمل و تدبر می‌باشد. آیت‌الله مکارم شیرازی، در تفسیر نمونه (ج ۲۵، ص ۲۳۷)می نویسند:....آری یک مذهب دوزخی باید بر محور عدد دوزخی دور زند و یک جمعیت دوزخی باید خود را هماهنگ با عدد فرشتگان عذاب کند. منبع/ندای انقلاب

«آيات القرمزي» مگر چه خوانده بود؟!
کاش دروغ باشد! کاش اخبار فجايع بحرین و یمن و لیبی دروغ باشد! کاش دروغ باشد که نیروهای آل‌الشیطان «آیات القرمزی» را جلوی چشم مادرش گرفتند و بردند...! مگر جرم اين شاعره بحريني چه بود؟! جز اين كه در يكي از تجمعات ميدان لوءلوء منامه شعري دردمندانه خواند؟!
در ادامة ترجمه بخش‌هايي از شعري كه منجر به ربايش و شكنجه اين شاعر جوان شد را مي‌خوانيد:
ما زندگي در قصر را نمي‌خواهيم و هواي رياست هم در سر نداريم/ ما مردماني هستيم كه ذلت و بدبختي را از بين خواهيم برد/ما انسان‌هايي هستيم كه بدون اعمال خشونت ظلم را از اساس ريشه‌كن خواهد كرد/چرا كه نمي‌خواهيم مردم در ضعف و بيچارگي خود باقي بمانند.
***
گفت‌وگوي تمثيلي حمد و شيطان: ابليس: اي حمد از خدا بترس! دل من به خاطر اين مردمان تكه تكه شده؛ من بر عليه تو به پا خواهم خاست.
حمد: من اين‌گونه ياد گرفتم كه آنان را ناديده بگيرم و خوارشان كنم و به انواع بدبختي‌ها مبتلايشان نمايم
ابليس: اي حمد آيا صداي اعتراض مردم را نمي‌شنوي؟
حمد: اي ابليس من از خون اين مردمان سير نمي‌شوم/ بعد از من اين سرزمين براي هيچ كودك و جوان و بزرگسالي نبايد گوارا باشد/ براي خواري و ذلت هزاران در گشوده شده است/ و جوان‌ها در زندان به سر مي‌برند و كل مردم را داغدار كرده‌ام.
***
من سعادت را جز در مرگ نمي‌بينم
و زندگي با ظالمان را جز ننگ و عار نمي‌دانم
***
خون مردمان بي هيچ گناهي ريخته مي‌شود
گويي بحرين كربلاست. منبع/جهان نيوز

پاسخ جالب«انيشتين»به گروه صهيونيستي
پيش از تشكيل رژيم اسرائيل، دو گروه از يهوديان تروريست مشغول پاكسازي فلسطين از ساكنان عرب و اشغالگران انگليسي بودند. بي‌رحم‌ترين اين گروه‌ها، جنگجويان آزادي اسرائيل بودند كه بعد از"آوراهام اشترن"، پايه‌گذار اين گروه‌ها، به نام‌هاي "LEHI" يا "باند اشترن"، گانگسترهاي خشن، نيز شناخته مي‌شدند. بيشتر حمايت مالي از اين تروريست‌هاي يهودي از طريق آمريكا تأمين مي‌شد. باند اشترن، پول جمع‌آوري‌شده را تحت نامي جعلي موسوم به "دوستان آمريكايي جنگجويان آزادي اسرائيل" دريافت مي‌كردند. "شپارد ريفكين"، بعد از جدايي فلسطين از سازمان ملل و پيش از تشكيل رژيم صهيونيستي در ماه مه سال ۱۹۴۸ ميلادي، مدير اجرايي بود."ريفكين" از "آلبرت انيشتين" درخواست كرد تا جهت افزايش پول آمريكايي‌ها براي تأمين تسليحات براي بيرون كردن عرب‌ها و ساخت رژيم يهود كمك كند. در تاريخ دهم آوريل، يك روز پس از قتل‌عام اعراب در "دير ياسين"، انيشتین در پاسخ به درخواست ريفكين، باند اشترن را تروريست و جنايتكارانِ گمراه ناميد. متن كامل نامه به شرح زير مي‌‌باشد:
۱۰ آوريل سال ۱۹۴۸
آقاي شپارد ريفكين
مدير اجرايي
دوستان آمريكايي جنگجويان آزادي اسرائيل
خيابان دوم ، پلاك ۱۴۹
نيويورك
آقاي گرامي؛
زماني‌كه احتمال دارد يك فاجعه قطعي و واقعي براي ما در فلسطين اتفاق بيفتد، اولين مسئول اين فاجعه، انگليس و دومين پاسخگوي اين فاجعه سازمان‌هاي تروريستي هستند كه مقامات خود ما آنها را به وجود آورده‌اند. من تمايلي به ديدن كساني كه با اشخاص جنايتكار و گمراه مرتبط هستند، ندارم. با احترام؛آلبرت انيشتين. منبع/جهان نيوز