try another color:
60% 70% 80% 90% تغییر اندازه فونت متن:
امروز: سه شنبه, 24 مهر, 1397

اخبار علمي

Send to friendSend to friend

گزارشي از همایش تحول در علوم انسانی
همایش تحول در علوم انسانی، گرامیداشت یاد و خاطره مرحوم آیت‌‌الله سید منیرالدین حسینی هاشمی(ره)، توسط فرهنگستان علوم اسلامی با همکاری دانشگاه تهران و مشارکت جمعی از اندیشمندان و صاحب‌نظران حوزوی و دانشگاهي، از جمله آیت الله حائری شیرازی، حجت‌الاسلام والمسلمین محسن غرويان، استاد علی اکبر رشاد، دکتر کچوئیان، حجت‌الاسلام والمسلمين پارسانیا‌، دکتر برنجکار، دکتر درخشان، حجت‌الاسلام والمسلمين ارسطا، دکتر زیباکلام و خانم دکتر علم‌الهدی، 21 ارديبهشت‌ 1390در تالار علامه امينی دانشگاه تهران برگزار گردید.
بررسی ضرورت‌های تحول در علوم انسانی، بررسی تعاریف گوناگون از تحول در علوم انسانی، بررسی راهکارها و راهبردهای تحول در علوم انسانی، بررسی دیدگاه‌های اندیشمندان تحول‌خواه در عرصه علوم انسانی با رویکرد جریان‌شناسانه و بازخوانی علمی اندیشه‌های استاد سید منیرالدین حسینی(ره) و فرهنگستان علوم اسلامی قم در موضوع تحول از جمله اهداف این همایش بود.
حجت‌الاسلام دکتر احمد رهدار؛ دبیر اجرایی همایش، در سخنان خود خاطرنشان ساخت: در مجموع بيش از 70 مقاله به دبيرخانه همايش ارسال گردیده است كه از اين تعداد 32 مقاله توسط تیم کارشناسی مورد پذيرش قرار گرفت. از اين ميان 13 مقاله به عنوان مقالات ويژه انتخاب شده كه به زودي در يكي از مجلات علمي پژوهشي منتشر خواهد شد.
ضرورت تهيه «سند توليد علوم‌ انسانی ‌اسلامی»
حجت‌الاسلام والمسلمين سيدمحمدمهدی ميرباقری، رئيس فرهنگستان علوم اسلامي و دبیر علمی همایش اظهار داشت: اين جمع از من انتظار دارد كه نظرات استاد سيدمحی‌الدين حسينی در دستيابی به علوم انسانی‌اسلامی را بيان كنم. بنده از زاويه رويكرد خاص ايشان به تحول در علوم انسانی بحث می‌كنم. در بين كسانی‌كه طرفدار معرفت دينی هستند، گروهی معتقد به اين هستند كه علم دينی ممكن نيست و دين، حداكثر در مرحله شكل‌گيری نظريات علمی می‌تواند كمك كند و در زمينة ارتباط دين و علم نمی‌تواند كمكی‌ كند. ميرباقری با بيان اين‌كه علم از هر مسيری كه گردآوری شود، بايد از قواعد ارزيابی علمی عبور كند، عنوان كرد: به اين معنا بايد بگوييم كه علم، جهانی است و شرايط جغرافيايی در علم دخيل نيستند؛ لذا علمی نداريم كه مختص به فرهنگي خاص باشد، البته اين تنها يك نظريه در اين باب است. وي ادامه داد: سه رويكرد درباره علم دينی داريم؛ اولين رويكرد، «مسئله‌محور» است؛ كسانی‌كه اين رويكرد را دارند، به علم دينی معتقدند، ولی برای دستيابی به آن به شكل مسئله‌محور عمل می‌كنند و می‌گويند مسائلی را كه در علوم مطرح است، بايد مورد بررسی قرار دهيم و نظرات، گزاره‌ها و فرضيه‌ها را اصلاح كنيم. وی تأكيد كرد: اين رويكرد با اين‌كه طرفداران فراوانی دارد، ولی به لحاظ اين‌كه تهذيب علم را در لايه‌های رويين دنبال می‌كند، به نتايج جدی دست نيافته است. دومين رويكرد، «رويكرد فلسفی» به اصلاح مبانی علوم انسانی است. طرفداران اين رويكرد، اگرچه گرايش‌های مختلفی دارند، ولی می‌گويند اصلاح علوم انسانی را بايد از لايه‌های زيرين انجام داد. طرفداران اين نظريه رو به افزايش هستند. ميرباقری تصريح كرد: برخی از طرفداران اين نظريه بر اين باورند كه بايد فضايی را كه علوم انسانی در آن توليد می‌شود، اصلاح كرد و اگر علوم انسانی و به طور كلی، علوم، منقطع از ماوراء طبيعت باشد، منجر به اين می‌شود كه عقلانيت نيز به عقل مادی تنزل يابد. رئيس فرهنگستان علوم اسلامي با اشاره به برخی انتقادهايی كه به رويكرد دوم مطرح می‌شود، گفت: مهم‌ترين انتقادی كه می‌شود، اين است كه اين رويكرد، منجر به توليد علم فلسفی می‌شود نه علم دينی. حتی فلسفه‌های سكولار نيز علم فلسفی را رد نمی‌كنند. اگر ما حقيقتاً به دنبال تمدن دينی هستيم، بايد به دنبال علم دينی باشيم؛ لذا رويكرد دوم نيز نمی‌تواند ما را به هدف مورد نظرمان برساند. سومين رويكرد، اين است كه بايد «روش تحقيق دينی» را ايجاد كنيم و شيوة تعقل، تفكر و تجربه و همچنين توليد روش‌ها و نرم‌افزارهای تعقل است كه آن روش تحقيق را به دست می‌دهد. ميرباقری با بيان اين‌كه مرحوم استاد حجت‌الاسلام و‌المسلمين سيدمحی‌الدين حسينی معتقد بود كه بعد از توليد اين نرم‌افزارها احتياج به سخت‌افزار هم داريم، گفت: ايشان معتقد بود كه بايد تمام دانشگاه‌ها و حوزه‌ها، همچنين پژوهشگاه‌های مختلف تحت يك شبكه واحد و منسجم مديريت شود و در حقيقت بايد از اين راه، به «شبكه پژوهش واحد» دست يابيم. وی عنوان كرد: البته زيرساختی كه قبل از تمام اين‌ها مورد احتياج است، اين است كه برای نيل به اين اهداف بايد «جبهه فرهنگی» متشكل از طرفداران علم دينی تشكيل شود و اولين قدمي كه بايد مسير توليد علوم انسانی ‌اسلامی را نشان دهد و مورد وفاق و اتفاق نخبگان علمی جامعه هم باشد «تهيه سند» است.
«اصالت ملكوت»، نه اصالت وجود يا ماهيت!
حجت‌الاسلام و‌المسلمين محسن غرويان، عضو هيئت علمی جامعة‌المصطفی العالميه(ص)، در اين همايش، ضمن ارائه مقاله خود با عنوان «بايسته‌های تحول در فلسفه اسلامی» گفت: بايد در اين‌گونه همايش‌ها سعی كنيم حرف‌های نو مطرح شود و از سويی ديگر بايد برای تحول در علوم انسانی در جامعه علمی فضاسازی كنيم. بايد با برگزاری همايش‌ها، ارائه مقالات، تحقيقات و كتب، فضای علمی را برای تحول عظيم آماده كنيم تا مباحث در راستای اين فضاسازی‌ و انقلاب علمی مؤثر باشند.
غرويان با تأكيد بر اين‌كه برای تحول در علوم انسانی بايد حرف‌ها را صريح و شفاف بيان كرد، اظهار داشت: تحول در علوم انسانی همانند تحولات سياسی ـ اجتماعی ممكن است با يك جرقة ساده آغاز شود و شايد به ذهن كسی نرسد كه اين جرقه می‌تواند بعدها تبديل به يك جريان شود. اين اتفاقات در عالم سياست رخ داده و در عالم علم هم قبلاً رخ داده است. اين مدرس حوزه‌ به نظريات مختلف فيلسوفانی همچون فارابی، ملاصدرا، ابن‌سينا و شيخ اشراق در ارتباط با بحث اصالت وجود و ماهيت اشاره كرد و گفت: گاهی از يك جرقه در ساحت علم و انديشه تحولی انجام شده و از آن‌جا كه در غير از بديهيات امكان تحول هميشه وجود دارد، نبايد فضايی ايجاد كنيم كه امكان ندارد غير از آن جهت تحولی ايجاد شود. غرويان با اشاره به تحول علم در انديشه‌های گاليله، نيوتن، كوپرنيك و ... كه با يك جرقه ذهنی آغاز شد تأكيد كرد: در تحول علوم انسانی بايد مقداری جرأت و جسارت داشته باشيم؛ همچنين بايد ادبيات تحول‌آميز را از متون دينی خود استخراج كنيم و آن‌ها را از منظر دين طراحی كنيم.
غرويان با بيان اين‌كه بايد بدانيم در باب علوم انسانی نيز راه برای كشف زوايای جديد و به نقد گذاشتن آن‌ها باز است، تصريح كرد: برای تحول در علوم انسانی از ديدگاه اسلام بايد سراغ انسان‌شناسی برويم؛ زيرا تحول در علوم انسانی بدون نگاه جديد به انسان امكان‌پذير نيست. ‌انسان‌ هم جزيی از كل عالم است پس انسان‌شناسی بدون هستی‌شناسی محقق نمی‌شود و هستی‌شناسی همان جهان‌بينی است.
غرويان همچنين با اشاره به تحقيق خود با استفاده از آيه‌ای از قرآن كريم در ارتباط با منحصر نبودن اصالت با وجود و ماهيت گفت: اشراقيون در بحث اصالت قائل به اصالت ماهيت هستند، ملاصدرا منشأ اثر و اصالت در اشياء را در وجود می‌داند و اين يك نزاع اساسی شده است، اما وقتی به آيه «فَسُبْحانَ‌الَّذی بِیَدِهِ مَلَكُوتُ كُلِّ‏َُِِِِِِ‌شَیْ‏ء...»(يس/83) مراجعه می‌كنيم می‌بينيم اين مناقشه منحصر به وجود و ماهيت نيست و خداوند از كلمه ملكوت استفاده می‌كند نه وجود و ماهيت، لذا بايد ادبيات‌مان در بحث اصالت وجود و ماهيت ادبيات قرآنی باشد.
غرويان با تأكيد بر اين‌كه از نظر قرآن كريم اصالت نه با ماهيت است و نه با وجود بلكه با «ملكوت اشياء» است، گفت: ‌در بحث تحول علوم انسانی نيز بايد قدم به قدم پيش برويم، جسارت داشته باشيم و ادبيات‌مان را از قرآن و روايات استخراج كنيم و نگاه جديدی به بحث انسان‌شناسی داشته باشيم. وی با بيان اين‌كه نظريه اصالت ملكوت را در نشرية آفاق جامعة‌المصطفی العالميه(ص) طی مقالات زيادی ارائه دادم گفت: برخی از اساتيد بر آن نقد نوشتند و در نشستی در مجمع عالی حكمت اسلامی هم اين نظريه را ارائه دادم و اساتيد برجسته حوزه اعلام كردند كه نظر شما قابل تأمل است. اساتيد بايد نظرات خود را بيان كنند و در معرض نقد ديگران قرار دهند و فكر نكنند كه حرفشان حرف و مطلب نهايی در اين زمينه است.
تحول در روش تحقیق یا روش مضاف به علم
حجت‌الاسلام والمسلمین سيد‌مهدي میرباقری، ریاست فرهنگستان علوم اسلامی در پیش نشست همایش تحول در علوم انسانی كه در تاريخ 19/2/1390 به ميزباني مؤسسه امام خمینی(ره) برگزار شد به جمع‌بندی رویکردهای مختلف در فضای فرهنگ دینی و توحیدی نسبت به مسأله تحول در علوم اسلامی پرداخته و پس از نقد و بررسی اجمالی آنها نظریة مختار خویش را در این مهم به صورت اجمالی تبیین نمود. وي با اشاره به اینکه رویکردهای مختلف، وظایف متفاوتی را متوجه مجموعه‌های علمی و فرهنگی و اجرایی در پی‌گیری تحول در علوم انسانی می‌نماید، نظریات طرح شده را در دو بخش دسته‌بندی نمود:
رویکرد اول، مربوط به آن دسته نظریاتی است که اساساً قائل به دینی بودن علم نبوده و لذا تحول در علوم انسانی را به قصد دستیابی به علم دینی بر نمی‌تابند. در این رویکرد که علم را منحصر در جغرافیا یا فرهنگ خاصی نمی‌داند و لذا شرقی ـ‌ غربی، یا اسلامی ـ غیراسلامی بودن را برای علم قائل نیست، تفکیک مقام گردآوری اطلاعات و علوم و داوری از اساسی‌ترین مبانی معرفت‌شناسی آن است؛ که باعث شده صحت علوم و ادراکات را به تجربه‌پذیری و آزمون‌پذیری آنها بداند و بر اين باور باشد كه دین تنها در گردآوری اطلاعات مفید است. این رویکرد ناظر به نوعی معرفت شناسی مادی است.
در نقد این رویکرد بیان شد که مقام گردآوری در داوری تأثیرگذار است و لذا علاوه بر اینکه مقام گردآوری هم نیازمند معیار صحت است باید گفت که دین به واسطه نقش گزاره‌هایش در علوم، در مرحله داوری هم دخالت دارد و حقانیت و صحت علم به دین بر می‌گردد. یعنی با تصرّف در معیار صحّت و ترکیبی دانستن آن، نقش دین در گردآوری و داوری پررنگ خواهد شد. بنابراین با نقش دین در اصل معرفت، حضور اختیار در صحت معرفت و ادراک اثبات شدنی خواهد بود به طوری که معیار صحت علم به صحت و حقانیت و اختیار و اراده بر می‌گردد.
رویکرد دوم، مربوط به آن دسته از نظریاتی است که فرض دینی بودن و دینی نبودن علم را قائل‌اند و به وجود علم دینی اذعان دارند؛ که خود به سه دسته تقسیم می‌شوند: 1. نگاه تهذیبی به علم 2. نگاه فلسفه محور به علم 3. نگاه روش محور به علم.
در نگاه نخست دینی بودن علم به «اصلاح و تکمیل و تصحیح آن دسته از معلومات غربی و علمی موجود که مخالف با دین نیست» تعریف می‌شود؛ و در نگاه دوم اصلاح مبانی علوم (مبانی نظری و جامعه‌شناسی و...) منتهی به تولید علم دینی می‌شود. نتیجة این نگاه تولید علم فلسفی از طریق توجه به فلسفه‌های مضاف است نه علم دینی یعنی علم متوقف بر فلسفه نه بر دین.
در این دو نگاه به دلیل عدم ارائه منطق و روش و متد روشن در اصلاح (اعم از اصلاح گزاره‌ها و مبانی) نمی‌توان دینی بودن علم را نتیجه گرفت. ميرباقري با بیان اصلی‌ترین نقدی که به دو نگاه نخست وارد می‌شود، نظر و نگاه سوم یعنی «ضرورت تغییر در روش تحقیق علوم» را محقق کننده تحول در علوم انساني معرفی و تبیین نمود. وي با تبیین نگاه سوم، دینی بودن علم را در قدم نخست به استناد روش تحقیق علوم به وحی دانسته و تحول در علوم انسانی را به تحول در روش تحقیق یا روش مضاف به علم تفسیر نمود. روش تحقیق مستند به وحی باید در سه حوزه استنباط از وحی و عقلانیت علمی و کارآمدی در اجرا جریان یابد. در نتیجه هماهنگی روش‌های مضاف به علوم در این سه حوزة معرفتی ضرورت می‌یابد که این ضرورت ریشه در «فلسفه روش عام تحقیق» دارد؛ كه در نگاه مختار وي، تولید و دستیابی به علوم انسانی ـ دینی از این طریق امکان‌پذیر است.
استاد ميرباقري در پایان به اولین گام در پیگیری این مهم اشاره نمودند و گفتند لازم است دکترین تحول در علوم انسانی تولید شود و به تفاهم نخبگان برسد و به دنبال آن سیاستگذاری‌ها و نظام موضوعات آن پی‌گیری شود.
تحول ‌در‌ علوم‌انسانی،‌ بستر‌ توليد ‌نرم‌افزار تمدن اسلامی
حجت‌الاسلام و‌المسلمين عليرضا پيروزمند، قائم مقام فرهنگستان علوم اسلامی در پیش نشست همایش تحول در علوم انسانی كه در دانشكده علوم اجتماعی و علوم ارتباطات دانشگاه علامه طباطبايی (11 ارديبهشت 1390) برگزار شد، با اشاره به اين موضوع كه فرهنگستان علوم اسلامی پيشتاز بحث علم دينی بوده، اظهار داشت: در ابتدای امر رابطه ميان حكم و شريعت اسلام يكی از مسائل مورد توجه بود؛ به اين معنا كه موضوعات را چگونه بايد شناسايی كرد؟ و اين‌كه بر چه مبانی و با چه منطق و گرايشی اين امر محقق می‌شود؟ برای پاسخ به اين پرسش‌ها نخست موضوع اقتصاد اسلامی مد نظر بود. اوائل انقلاب بحث اقتصاد به جهت حضور سوسياليسم و ليبراليسم لازم و جدی بود؛ زيرا اقتصاد اسلامی در مبنا با سرمايه‌داری و سوسياليستی متفاوت است. وی افزود: در ادامه متوجه شديم كه نيازمند علوم انسانی اسلامی هستيم؛ زيرا اقتصاد بخشی از آن است و همچنين برای اين‌كه به يك روش جامعی برسيم بايد فلسفه روش را توليد كنيم؛ به عبارت ديگر بايد مبنای روش‌سازی را به دست بياوريم. بنابراين پيشينه بحث، اهميت علم دينی را نشان می‌دهد؛ و اين‌كه علم دينی چه مشكلاتی را می‌تواند برای ما مرتفع كند.
پيروزمند با بيان اين پرسش كه موضوع علم دينی چيست؟ ادامه داد: برای علم دينی سه معنا محتمل است كه يكی از آن‌ها مد نظر قرار می‌گيرد؛ نخست مطلق شناخت و آگاهی علم است، چه بسيط و چه مركب. دوم علوم تجربی(science) به عبارت ديگر علوم آزمون‌پذير و حسی. آخرين معنای محتمل، نظريه‌پردازی حول حل مسائل فردی و اجتماعی است؛ و آنچه مدنظر ماست همين معنای سوم است. قائم مقام فرهنگستان علوم اسلامی قم، تصريح كرد: به دليل حاكميت نگرش پوزيتيويستی اين باور پيش آمده كه علم يعنی آنچه تجربه‌پذير و محدود است، اما اگر در علوم اجتماعی، حتی در فلسفه و فقه نظريه‌پردازی شد بحث از علم دينی آنجا مطرح است؛ و لو اين‌كه كيفی و بنيادی باشد نه كاربردی.
وی با اشاره به ضرورت پرداختن به علم در دو منظر بيان كرد: علم از دو منظر ضرورت دينی و ضرورت عينی مورد توجه است و اسلام به عنوان دين خاتم و جامع، جهان‌شمول است و به همين دليل تا عصر ظهور پاسخ‌گو است، و تنوع نيازها و شرايط زيست‌محيطی و فناوری و محصولات هيچ كدام باعث نمی‌شود طراوت دين از دست برود.
پيروزمند اضافه كرد: حالا اين دين با ويژگی‌های فوق برای عينيت يافتن و جريان يافتنش برای شرايط نو به نوی دنيای جديد چه الزاماتی را دارد؟ تصور بعضی از انقلابی‌ها اين بود كه احكام اسلام كه مشخص است؛ موضوعات هم كه شناختش وظيفة فقيه نيست، به وسيله كارشناسی موجود اين موضوع‌شناسی اتفاق می‌افتد، پس جريان احكام در شرايط عينی جامعه هيچ مانعی ندارد! اين حرف مشكلات زيادی داشت. در پاسخ بايد گفته شود كه احكام اسلام به معنای عام آن محترم است اما ما احتياج به دانش اجتماعی مناسب داريم به عبارت ديگر مديريت اسلامی، اقتصاد اسلامی و غيره بايد توليد شود تا واسطه جريان دين در عينيت باشد. اين‌ها نرم‌افزار اداره و مديريت جامعه‌اند. وی ادامه داد: ارتباط بين احكام و عينيت، رابطه مستقيم نيست بلكه واسطه‌ای متنوع و تأثيرگذار می‌خواهد و اگر اين تناسب ايجاد نشود فرهنگ ديگری در عينيت تحقق پيدا می‌كند. ضرورت جريان دين در عينيت ولو ما رقيب و دشمن نداشته باشيم اين را اقتضا می‌كند هرچند در عصری زندگی می‌كنيم كه در طرف مقابل ما‌، مدعی وجود دارد. پس در چنين شرايط و عصری، متدين به دين بودن به چيست؟ در چنين شرايطی اگر بخواهيم بقا داشته باشيم، و بالاتر از آن جهانی‌سازی مبتنی بر فرهنگ اسلام را رقم بزنيم از بستر توليد نرم‌افزار تمدن اسلامی می‌گذرد. اين توليد نرم‌افزار جان‌مايه‌اش تحول علوم انسانی است. مجموعة علوم انسانی متحول شده توان تمدن‌سازی دارد.
وی با اشاره به سير تاريخی از علم در اروپا اظهار كرد: قبل از رنسانس و قرون وسطی همة علوم را مستقيم يا غير مستقيم به علوم الهی بر می‌گرداندند. اين امر در قرون وسطی كم‌رنگ‌تر شد و متافيزيك (ماوراء ماده) جای علوم الهی را گرفت. بعد از رنسانس اين هم رخت بربست و عالم حس و تجربه‌گرايی شكل گرفت. در حال حاضر در غرب علم الهی دوباره توسط ارباب كليسا مطرح می‌شود؛ با اين ايده كه بايد نگرش توحيدی در علوم جاری شود! پيروزمند افزود: اين جريان در ايران بعد از انقلاب فرهنگی و تعطيلی دانشگاه‌ها شروع شد و حاصل اولية آن دفتر همكاری حوزه و دانشگاه بود كه بعداً به خاطر برخی مسائل نتوانست به آنچه مدنظرش بود برسد. هرچند امروزه يك خيزش جديد و يك مطالبه نويی در نسل حاضر شكل گرفته است و بايد از اين سرمايه به خوبی استفاده كرد. منبع/پايگاه فرهنگستان علوم اسلامي، ايكنا، رسا

علم دینی، با نگاه انتقادی به فرهنگستان علوم اسلامی
حجت‌الاسلام والمسلمين دكتر حسین سوزنچی، عضو هیت علمی دانشگاه امام صادق(ع) در نشست علمی بررسی علم دینی با نگاه انتقادی به دیدگاه فرهنگستان علوم اسلامی (10/3/90) در دانشگاه باقرالعلوم(ع)، در بیان تعریف علم و دین از نگاه فرهنگستان گفت: اندیشمندان فرهنگستان کارآمدی را مهمترین معیار علم بودن می‌دانند و علم را ابزار تصرف که قوامش اراده است، تعریف می‌کنند و قائلند که اراده تقدم رتبی نسبت به علم دارد. وی با اشاره به این که فرد در ابتدا اراده فهمیدن و بعد کسب علم می‌کند، اظهار داشت: طبق این نگاه اراده‌ها دارای جهت توحیدی یا غیر توحیدی است و علم نیز به تبع دارای جهت است. وي در بیان تعریف دینی بودن علم از منظر فرهنگستان ابراز داشت: دین یک جریان ولایت الهی است که این جریان از طریق وحی به ما رسیده است؛ بنابراین گزاره علمی که به صورت روشمند، نسبتی با وحی داشته باشد یک گزاره علمی دینی است. وی با اشاره به این که طبق مبانی فرهنگستان، علم دینی به چهار صورت: «معرفت شناسی، هستی شناسی، جامعه شناسی فرایند تولید علم، و روش‌شناسی» تحلیل می‌شود، ابراز داشت: چگونگی وارد شدن جریان الهی در علم در نگاه فرهنگستان از طریق معرفت شناسی بیان شده است. وي «اصالت شدن» در مقابل «اصالت وجود» را جزء هستی‌شناسانه بیان کرد و افزود: در اين تحلیل، علم تابع نظام نیاز و ارضا است یعنی هر نظام اجتماعی با توجه به مبانی خود یک سری روابطی را تعریف كرده که این روابط نیازهایی را ایجاد می‌کند.
وی در بیان نقد نظریات فوق گفت: فرهگستان با ادبیات جدیدي وارد شده است که باید این ادبیات بیشتر پرورش داده شود تا برای همگان قابل فهم گردد. حجت‌الاسلام سوزنچی با اشاره به این که با حسن و قبح و باید و نباید می‌خواهند مشکل واقعیت را حل کنند، ابراز داشت: فرهنگستان همانند برخی از متکلمین دچار انتخاب مبنای اشتباه شده است. وی تقدم اراده بر معرفت، خلط بین نقل و وحی و منحصر کردن وحی در جهت‌دهی به مباحث ارزشی را سه اشکال اساسی درون بحثی در مباحث علم دینی برشمرد و گفت: وحی علاوه بر جهت دهی، معرفت‌زایی هم دارد. عضو هیت علمی دانشگاه امام صادق(ع) پیداکردن مبنا از نتیجه، بستن سازمان فکری بر اساس مسئله محوری و نبود نشریه مکتوب را از دیگر مشکلات فرهنگستان معرفی کرد.
وی با بیان این که فرهنگستان دغدغه دین دارد و در آسیب‌شناسی، سخن‌هاي بجا و مفید و مباحثي با جذابیت بالا دارند، و به نقد فلسفه غرب توجه خاص نشان مي‌دهند، اظهار داشت: صاحب‌نظران فرهنگستان در سازماندهی فکری و مبانی دینی معمولاً به مشکل برخورد می‌کنند. این استاد حوزه با اشاره به این که منطق، ضابطه صیانت از فکر است و به فکر انسان چارچوب می‌دهد بیان داشت: در غرب روش‌شناسی برای هدایت فکر راه اندازی شد در حالی روش تولید علم وجود ندارد. وی در ادامه افزود: فرهنگستان در صدد بیان «روش‌شناسی تولید علم» است و بر این سخن خود اصرار دارد که این دیدگاه قابل دفاع نیست.
حجت‌الاسلام سوزنچی با بیان این که چهار عرصه روش، پیش فرض، ارزش‌ها و جایگاه عالم در ماهیت علم، جزو دغدغه‌های اصلی در تولید علم است، ابراز داشت: فرهنگستان در این مراحل چهارگانه حرف جدیدی غیر از حرف‌های پست‌ مدرن‌ها نزده است.منبع/رسا

اسلامی‌سازی، عامل تناسب دانش با فرهنگ
دكتر حميدرضا آيت‌اللهی رئيس پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی با اشاره به ضرورت اسلامی‌سازی علوم انسانی اظهار كرد: يقيناً فرهنگ و اقتضائات فكری ما، اقتضائات خاصی است؛ ما بايد نسبت به مسئله علوم در جامعه خود، به يك نگرش ديگر دست يابيم. يكی از مسائلی كه می‌تواند علوم را كارآمد كند، تناسب برقرار كردن بين علوم و فرهنگ ماست و مهم‌ترين عنصر فرهنگ ما، نگرش اسلامی و بلكه نگرش شيعی است.
وي با بيان اين‌كه دخالت پيداكردن نگرش اسلامی در تحول علوم انسانی از دو جنبه است، گفت: يك نوع نگاه اين‌كه ما مسلمانيم و فرهنگ ما فرهنگ اسلامی است. دوم اين‌كه ما يك حقی را به نام علوم‌اسلامی می‌دانيم؛ كه چون حق است، پس ساير مسائل را بايد متناسب با انديشة اسلامی در علوم دخالت دهيم.
وی عنوان كرد: اولين مسئله اين است كه آيا علوم انسانی در كشور ما نياز به تحول دارد يا نه؟ بنده سه دليل عمده دارم كه اين علوم انسانی نياز به تحول دارد: دليل اول، مشكل ناكارآمدی علوم انسانی است. ناكارآمدی علوم انسانی به معناي خيلی ساده اين كه دانشجوی فلسفه يا رشته ديگر علوم انسانی، مدرك كارشناسی و كارشناسی ارشد می‌گيرد و از دانشگاه بيرون می‌آيد، اما می‌گويد چه‌كار می‌توانم بكنم؟! وی با بيان اين‌كه اين‌ها مسائلی است كه ما را به سمت كارآمدي علوم انسانی مي‌كشاند گفت: سيستم فعلی، ناظر به كارآمدی علوم انسانی نيست.
آيت‌اللهی ادامه داد: مشكل دوم علوم انسانی در كشور ما، به‌روز نبودن اين علوم است. متأسفانه ما در ميان دست‌اندركاران علوم انسانی، آن‌گونه كه در علوم ديگر مانند مهندسی و پزشكی، ارتباط با تحولات انديشه بشری می‌بينيم، چنين چيزي مشاهده نمي‌كنيم. وی با بيان اين‌كه ساز و كاری برای اين‌كه افراد بتوانند به‌روز شوند و دقيقاً در جريان قرار بگيرند، نداريم، گفت: مسئله ديگر اين‌ است كه علوم انسانی در كشور ما به‌روز نيست. منابع كتاب‌های درسی علوم انسانی و بعضي از سرفصل‌هاي آن دروس، برای سی سال پيش است!
وي افزود: سومين اشكالی كه در كشور ما در زمينة علوم انسانی وجود دارد اين است كه اين علوم، متناسب با فرهنگ ما نيست؛ به اين معنا كه ما در مورد انديشة بشری، تأثير فرهنگ هر جامعه را بر انديشه بايد جدی بدانيم. منبع/ايكنا

حرکت به سمت تولید تک‌گزاره‌های علوم
حجت‌الاسلام والمسلمين دکتر هادی صادقی پژوهشگر حوزه و رياست دانشكده علوم حديث، در سخنانی پیرامون تولید علم و دانش گفت: از آن جا كه غربي‌ها، در گذشته، علوم را توليد مي‌كردند لذا به خود حق مي دادند آنرا به زبان‌هاي مختلف، ترجمه كرده و به هر صورت كه مايلند مفاهيم خود را به ساير كشورها، القاء كنند؛ به همين دليل، در حال حاضر در دانشگاه‌ها، مباحثي مطرح است كه نوعاً به عنوان علوم از قبل تجويز شده محسوب مي‌شود. وی افزود: در حوزه نيز دانش، بيشتر حالت مصرف‌گرايي داشته و نتوانسته است خود را با پيشرفت علم، همگام كند؛ در نتيجه، پشرفت چنداني در علوم حوزوي در سده‌هاي گذشته به چشم نمي‌خورد. از اين بحث اين نكته به دست مي‌آيد كه «دانشگاه» در وضعيت فعلي، مقلد غرب و «حوزه»، مديون گذشتگان مسلمان است!
محقق حوزه علمیه قم توضیح داد: البته منظور از علم، آن دانشي است كه به شكل نظام يا رشته، از مجموعه باورها، سامان يافته است و داراي انسجام و نظام‌مندي (و به اصطلاح سيستماتيك) شده و در واقع اطلاعات مختلف در آن طبقه بندي شده باشد. بخشي از اين مجموعه‌هاي نظام يافته از باورها، مي‌تواند مثلاً دربارة وجود شيميايي و روابط بين مولكولي اجزاي عالم باشد و يا در بارة قدرت نيرو و انرژي يا روابط بين اعداد و كميّت‌ها سخن بگويد.
حجت‌الاسلام صادقی همچنین در بارة تفاوت توليد علم و نظريه، با «تكثير اطلاعات» تصریح کرد: اصولاً توليد علم وقتي صورت مي‌گيرد كه ما بتوانيم به سوي توليد تك‌گزاره‌هايي در يك علم حركت كنيم. البته اين كار به تنهايي كافي نيست؛ به عنوان مثال اگر فردي در حوزه فيزيك، نظريه‌اي را مشاهده و آن را فراگيرد و سپس آن را بر مصاديق ديگر تطبيق دهد به اين كار، توليد علم گفته نمي‌شود؛ گرچه آگاهي‌هاي جديدي در حوزه علم فيزيك پيدا كرده باشد! وی ادامه داد: هويّت علم بايد بنيادين‌تر از اين باشد و صرف «تكثّر اطلاعات» در يك حوزه، توليد علم محسوب نمي‌شود. اصولاً اين امر وقتي صورت مي‌گيرد كه به مباني و نظريه جديدي دست يافته باشيم. به عبارت ديگر وقتي كه در چارچوب‌هاي نظريه، تغييراتي ايجاد و بر اساس اين پارادايم‌ها، نظريه آفريني شود، آنگاه مي‌توان مبناي جديدي را عرضه كرد كه نه تنها چارچوب‌هاي تئوريك را به هم نزند بلكه بر اين مبنا، زمينه لازم را فراهم كند. منبع/پايگاه دانشكده علوم حديث

علوم انسانی را برای چه می‌خواهیم؟
دکتر رضا داوری، استاد برجستة فلسفه در نشست شهر کتاب در سخنانی نقدها و اشاره‌های ظریف اما تندی بر نظرات خود در گذشته و بر روند فکری جامعه ایران داشت. خلاصة اظهارات وي در اين نشست كه ويژه نقد و بررسی کتاب جديد خود به نام «علوم انسانی و برنامه‌ریزی توسعه»، مشتمل بر مقالات و تأملات او در باب مبانی علوم انسانی، برنامه‌ریزی توسعه و آینده آن از منظر فلسفی بود، به اين شرح است:
* مشکل این جامعه با کلیات حل نمی‌شود. علوم انسانی با شعار دینی نمی‌شود. چه کسی باید علوم‌انسانی را دینی کند؟ اهل سیاست؟! مردم کوچه و بازار؟! یا دانشمندان در دانشگاه‌ها؟ باید نگاهمان را از توهم بیرون بیاوریم. واقعیت‌ها را ببینیم. با شعار، با توهم، با کلی‌گویی مشکل بیشتر می‌شود. ما باید پیش پای خود و امکاناتمان را ببینیم؛ و آن کاری را که می‌توانیم انجام دهیم. گاهی حرف‌هایی زدم که سیاست بود؛ عذرخواهی می‌کنم اگر دقیق نبوده است! من ایده‌آلیست گذشته نیستم. امروز در پایان عمرم وصیت نامه‌ام را نوشته‌ام. من در کتاب «ما و تاریخ فلسفه اسلامی» حرف‌های بی‌خطری گفته‌ام اما در این کتاب «علوم انسانی و برنامه‌ریزی توسعه» حرف‌هایی زده‌ام که می‌تواند خطرناک باشد. می‌گویند گفتی مدرنیته به بن بست رسیده است! اگر گفتم، عذرخواهی می‌کنم؛ حرف سیاست زده‌ام! البته منظور من این بوده که هر چیزی پایانی دارد نه اینکه این نظر بشود ابزار سیاست و شعار بدهیم. دیگر از شعار دادن پرهیز می‌کنم.
* «علوم انسانی را برای چه می‌خواهیم؟»؛ این پرسش شاید یکی از اصلی‌ترین پرسش‌هایی است که مؤلف کتاب «علوم انسانی و برنامه‌ریزی توسعه» چه در این کتاب و چه در دیگر آثار و سخنان خود همواره مورد تأکید قرار می‌دهد. غربی‌ها برای این سؤال جواب دارند اما ما چه پاسخی به آن می‌دهیم؟! ما باید این شق را کنار بگذاریم که چون غرب علوم‌انسانی دارد، ما هم آن را می‌خواهیم. ما اول باید بگوییم که چه نیازی به علوم انسانی داریم؟ اگر می‌خواهیم با علوم انسانی به مسائل جامعة خود بپردازیم، که باید گفت: نه توانسته‌ایم و نه خواسته‌ایم از آن در رابطه با جامعة خود استفاده کنیم! ما از زمان قوام‌السلطنه برنامة توسعه داشته‌ایم اما این برنامه‌ها همواره برنامه هزینه کردن بودجه بوده و این بودجه هم که همان پول نفت بوده است! در حالی‌که برنامه‌ریزی با تقسیم و توزیع بودجه متفاوت است. برای برنامه‌ریزی به علوم انسانی نیاز است و اگر علوم انسانی می‌خواهیم باید در کار تدبیر آینده باشیم. اما ما به کدام علوم انسانی برای این برنامه‌ریزی نیاز داریم؟
* تاریخ ما پیوستگی ندارد! تاریخ 150 سالة اخیر در ایران را ببینید؛ در این مدت هر نسلی، نسل قبل خود را فراموش کرده است و این یعنی تاریخ ما پیوستگی ندارد در حالی که وجود این پیوستگی ضروری است. ما به تاریخ بی‌توجه هستیم حال آن‌که به عنوان بشر به آن نیاز داریم؛ چرا که اگر تاریخ گسیخته شود آن‌گاه فکر گسیخته خواهد شد.
* جامعة دینی می‌تواند بگوید من علمی می‌خواهم که متناسب با مبانی دینی باشد و این مسئله‌ای جدی است که می‌تواند همچون یک پرسش مورد توجه قرار گیرد. اما در اینجا باید پرسید منظور از این سخن چیست؟ آیا ممکن است علم، دینی شود؟ آیا ممکن است ریاضیات و علوم اجتماعی دینی شوند؟ مسئله «علم دینی»، مسئله همه و مسئله جامعه ایران است و از همین روی باید از استادان علوم اجتماعی پرسید که آیا شما سال‌هاست که نمی‌شنوید علوم اجتماعی را نقد می‌کنند و می‌گویند این علم، علم دینی نیست و مبنای دینی ندارد؟ شما اصلاً پروا نمی‌کنید؟! آیا این قدر اطمینان دارید؟! اهل فلسفه تا این حد اطمینان ندارند. اهل فلسفه باید به پرسش‌های زمان خود توجه کند؛ این‌که این پرسش‌ها از کجا و چرا آمده‌اند و به کجا خواهند رسید؟
* درست است که ما باید علوم انسانی غرب را نقد کنیم اما این نقد به معنای فهم آن است. من هیچ حکم ارزشی‌ای ارائه نمی‌کنم بلکه می‌گویم وظیفة ما این است که اگر گفته می‌شود علوم اجتماعی باید اسلامی شود، باید نشان داد که این امر چگونه ممکن است. عالم از آن وجه که عالم است، غرض‌ورزی و لجبازی نمی‌کند، آن هم با معنویت و دین مردم. اما مسئله این است که اگر ما می‌خواهیم دین را به عالم قدس بازگردانیم همتی عالی می‌خواهد. اگر ما می‌خواهیم راه توسعه را طی کنیم، شرایطی دارد؛ اما اگر بگوییم که ما خودمان راه توسعه را تعیین می‌کنیم آن‌گاه من می‌گویم باید این راه را مشخص کرد. با عالمان باید به زبان علم حرف زد و با اهل تفکر با همدلی و هم‌زبانی. منبع/خبرآنلاین
«گفتارهایی پیرامون تحول در علوم انسانی»
چاپ اول كتاب «گفتارهایی پیرامون تحول در علوم انسانی» در 146 صفحه قطع رقعي توسط فرهنگستان علوم اسلامی منتشر شد. اين مجموعه شامل چهار سخنرانی و دو مصاحبه از استاد حجت‏الاسلام و‌المسلمین سید محمد‌مهدی میرباقری در موضوع علوم انسانی می‌باشد. در این کتاب آمده است که ایجاد تحول در علوم انسانی در امتداد انقلاب فرهنگی است و نقطة آغازین خوبی برای این حركت می‌باشد که برای رسیدن به این مهم، حوزه و به ‏ویژه دانشگاه باید مولد باشند؛ چون مكتبی كه نتواند معادلة تغییر تولید كند، حكومت را به مكتبی می‌سپارد كه معادله دارد و در نتیجه ارزش‌های آن را در عمل می‌پذیرد. در نظر استاد میرباقری سه احتمال در علوم انسانی ـ اسلامی وجود دارد: 1ـ تركیب تجربه قطعی با وحی قطعی؛ 2ـ تفكیك علوم انسانی ـ اسلامی و غربی در حوزه تئوری‏های بنیادین؛ 3ـ نگاه نظام‌گرا؛ ایشان ضمن بیان این احتمالات، احتمال سوم را برگزیده‌اند. هم‏چنین به راهكارها و چگونگی ایجاد تحول اشاره كرده‌اند كه 1. ایجاد نهضت نقد؛ 2.‌تولید نرم افزار در روش نقد؛ 3. تعیین شاخصه‌های اسلامیت؛ سه بخش از آن است. رئیس فرهنگستان علوم اسلامی در بخش دیگری از این کتاب به یكپارچگی تمدن غرب و مقابلة آن با اسلام اشاره می‌كنند، آن‏گاه نسبت بین عقلانیت و تمایلات و هم‏چنین انگیزه و انگیخته را بررسی می‌كنند، سپس انقلاب را در جبهه‏ فرهنگ عمومی موفق ارزیابی می‌نمایند، اما آن را در ایجاد عقلانیت تخصصی هم‏بافت با تمدن اسلامی، در آغاز راه می‌بینند. در این بحث عقلانیت مدرن ریشه چالش‌های سیاسی و ضعف‌های اجرایی معرفی می‌شود، سپس علائم شكست تمدن غرب بررسی شده و نكات مهم برای رسیدن به عقلانیت اسلامی، نقطه شروع این حركت و بحث‌های ریشه‌ای آن معرفی می‌شود.
استاد میرباقری در این کتاب به ضرورت تحول در سازمان علمی‌كشور به ویژه حوزه توجه داده‌اند. این ضرورت را به علت فراگیری تمدن غربی و مبارزه همه جانبة آن با تدین و به‌خصوص اسلام می‌دانند. هم‌چنین تأسیس نظام مبارك جمهوری اسلامی‌ و انتظارات داخلی و خارجی از آن را علت دیگر ضرورت معرفی می‌كنند. ایشان سه رویكرد را در پاسخ‌گویی به مطالبات جدید بر می‌شمارند: 1. پذیرش تجدد و اصلاح قرائت دینی؛ 2. مدرنیته اسلامی؛ 3. ایجاد تمدن اسلامی؛ ایشان ضمن نقد دو رویكرد اول و دوم، ضرورت انتخاب رویكرد سوم را اثبات می‌كنند. ایشان مدرنیته را یك سیستم واحد به هم پیوسته می‌دانند كه با اسلام حداكثری قابلیت جمع ندارد و اجزاء هر كدام از این دو نظام، تناسبی با نظام دیگر ندارد. بر این اساس حوزه علمیه را دارای ظرفیت پرچمداری تمدن اسلا‏می‌ می‌دانند كه باید در پژوهش، آموزش و تبلیغ، تعالی ظرفیت و روش ایجاد كند. دانشگاه نیز در این دیدگاه باید از موضع مصرفی به موضع تولیدی بگراید و تئوری‌های متناسب با آرمان‏های اسلامی‌ تولید كند و در كنار حوزه به یك سازمان بزرگ علمی ‌مبّدل شوند و گردش عملیاتی هماهنگ داشته باشند. منبع/پايگاه فرهنگستان علوم اسلامي
فنی‌زدگی، عامل تضعیف علوم انسانی!
دکتر ابراهیم فیاض، عضو هیات علمی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران در همایش «اندیشه در حصار آکادمی، واکاوی و آسیب‌شناسی علوم‌انسانی و دانشگاه مدرن در ایران» در تالار ابن‌خلدون اين دانشگاه، با بیان اینکه از گذشته‌های دور کشور ایران به دنبال کسب علوم فنی بوده و توجه‌ای به علوم انسانی نداشت، گفت: ‌از زمان تأسیس دارالفنون و اعزام دانشجو به خارج، تمام کسانی که به اروپا سفر می‌کردند، وارد دانشکده‌های فنی می‌شدند؛ و در ساختار دانشگاه‌های کشور نیز اولین دانشگاهی که ایجاد شد دانشکدة فنی بود، نه دانشکدة علوم انسانی! وی با بیان اینکه اقتصاد نفت محور، دانش نفت محور نیز تولید می‌کند، عنوان کرد: متأسفانه در کشور ایران همیشه پیش از ترسیم دانش، دانشگاه‌ها را ساختیم و سپس به فکر دانش و تولید آن افتادیم! وی افزود: در زمان صنیع‌الدوله، ابزار به کشور وارد شد ولی فن و ابزار در اختیار هم در نیامدند و ترکیب ابزار و فن که می‌تواند برای تولید تکنولوژی مدنظر قرار گیرد مطرح نشد. به گفته دکتر فیاض، در حال حاضر آنچه که در دانشگاه‌های ما تدریس می‌شود به صنعت و تکنولوژی ما ربطی ندارد و حتی برای استفاده از ابزارهای وارداتی، نیرو و کارگر وارداتی نیز به کار گرفته می‌شود! عضو هیأت علمی دانشگاه تهران با بیان اینکه در حال حاضر دانشگاه‌های ما جز اعطای یک کاغذ اعتباری به عنوان مدرک، کارایی دیگری ندارند، اظهار کرد: در دوره‌های گذشته نیز این مسئله که دانشگاه‌های ما کارکردی نیستند مطرح می‌شد و این مسئله همچنان ادامه دارد. وی عنوان کرد: ساختار دانشگاه ما به شکل انتزاعی و غیرکارکردی درآمده و هرکه حرف‌های انتزاعی تحویل دانشجویان بدهد باسوادتر تلقی می‌شود!
دکتر فیاض خاطرنشان کرد: از اساتید دانشگاهی می‌خواهند برای افزایش سطح علمی کلاس‌ها مقالات ISI ارائه دهند؛ در حالی که این مقالات فقط به درد استاد و کلاس می‌خورد و به درد جامعه نمی‌خورد و کسانی که زیر بار این مسائل اداری نروند، روشنفکر یا پرخاشگر لقب می‌گیرند! وی افزود: در حال حاضر در بین اساتید دانشگاهی دو دیدگاه مطرح است، یک عده برای مطرح شدن مسائل علمی روز در دانشگاه‌ها تأکید دارند و عده‌ای دیگر فقط شاخص‌های علمی را مدنظر قرار می‌دهند.
دکتر فیاض با بیان اینکه وزارتخانه‌های ما برای رفع مشکلات خود اقدام به ایجاد دانشگاه کرده‌اند، اظهار کرد: در حال حاضر خیلی از وزارتخانه‌ها با آموزش عالی هماهنگ نیستند و نمی‌توانند نیروهای مورد نیاز خود را از آموزش عالی تحویل بگیرند و شرایط به گونه‌ای شده است که دانشگاه‌های تخصصی کاربردی متعلق به وزارتخانه‌هاست و آموزش عالی صاحب دانشگاه‌های عمومی شده است! وی با انتقاد از ایجاد یک سیستم کارمندی در دانشگاه‌های کشور، مدعی شد: در حال حاضر حقوق 11 استاد دانشگاه علوم اجتماعی به دلیل عدم ابراز شاخص‌های کارمندی قطع شده است که این مسئله حاکی از شدت کارمندی شدن دانشگاه است! دکتر فیاض با بیان اینکه در حال حاضر موظفی اساتید برای حضور در دانشگاه 14 واحد است، گفت: 14 واحد درسی به معنی متوسط 7 حوزه درسی است؛ یعنی یک عضو هیأت علمی باید بر 7 حوزه متفاوت علمی که گاه با رشته و حوزة تحقیقاتی او متفاوت است، مسلط باشد و این مسئله باعث شده است که یک عضو هیأت علمی هر درسی را که جای خالی برای آن وجود داشته باشد، درس بدهد!
عضو هیأت علمی دانشگاه تهران اذعان کرد: در حال حاضر سازمان دانشگاه بر دانش غالب شده و از دانشگاه فقط یک ماکت و پوسته باقی مانده است. وی افزود: شرایط به گونه‌ای است که در مواردی حتی سازمان و دانش بر ضد هم حرکت کرده و عشق و علاقه و حوزه مطالعاتی استاد در مقابل نیاز سازمان قرار می‌گیرد!
وی با اشاره به تضعیف علوم انسانی در دانشگاه‌های کشور گفت: تضعیف علوم انسانی در حدی بوده است که دانشگاه صنعتی شریف به عنوان اينکه یک دانشگاه فنی است، اقدام به راه‌اندازی رشتة اقتصاد و رشتة فلسفه علم می‌کند و سمینار فلسفة رسانه در این دانشگاه برگزار می‌شود و دانشکده‌های ارتباطات از آن بی خبر می‌مانند و گویا دانشکده‌های فنی درصدد فعال‌سازی علوم انسانی برآمده‌اند! وی با انتقاد از اینکه افراد غیرمتخصص در علوم انسانی سیاستگذاری‌های کلان را انجام می‌دهند، گفت: در حال حاضر متخصصان علوم تجربی و علوم فنی، سیاست‌های کلان این حوزه را تعیین می‌کنند! فياض با بیان اینکه علوم انسانی باید نسبت به شکل دهی سازمانی برای خود اقدام کند اظهار کرد: در شرایط فنی‌زدگی دانشگاه‌های کشور، ایجاد سازمانی مرتبط با علوم انسانی در راستای تخصیص بهینه بودجه به این حوزه ضروری است. به گفته وی، فنی‌ها دانشگاه‌ها را به سمت کارمندی شدن پیش می‌برند و اساتید را ملزم به فعالیت‌های علمی پژوهشی و ارائه مقالات ISI می‌کنند که این مسئله مانع پیشرفت علوم انسانی در دانشگاه‌های کشور است. دکتر فیاض در پايان گفت: سازمان دانشگاه نباید بر استاد و دانشجو حاکم شود و مانع رشد و پیشرفت آنها شود بلکه سازمان باید در خدمت استاد و دانشجو باشد. منبع/پايگاه اطلاع‌رساني دكتر فياض
فصلنامه‌های علمی پژوهشی يا فصلنامه‌های گزارش ترفیعی؟!
دکتر سعید زیبا‌کلام عضو هیأت علمی دانشگاه تهران نیز در همایش «اندیشه در حصار آکادمی، واکاوی و آسیب شناسی علوم انسانی و دانشگاه مدرن در ایران» با اشاره به عدم وجود جلساتی برای تعامل علمی میان اساتید در ایران اظهار کرد:‌ در دانشگاه‌های اروپایی، استادان برتر رشته‌ها، هر هفته جلساتی برگزار می‌کنند و به اين روش باعث توسعه علوم در کشور خود می‌شوند. وی با بیان اینکه برگزاری جلسات هم اندیشی و برگزاری همایش‌های پژوهشی در اکثر گروه‌های علوم انسانی و علوم اجتماعی کشورهای غربی امری رایج است، گفت: حاصل چندین دوره ارائه مطالب، در جلسات هم‌اندیشی، مقاله علمی یک استاد اروپایی است كه در فصلنامه‌های علمی پژوهشی چاپ می‌شود و این در حالی است که عصارة فصلنامه‌های ما مقالاتی است که اساتید برای ترفیع ارائه می‌کنند و فصلنامه‌های علمی پژوهشی را به فصلنامه‌های گزارش ترفیعی تبدیل کرده‌اند! وی افزود: استاد راهنما نباید تنها به امضا کردن یک رساله اکتفا کند و باید وضعیت تحصیلات تکمیلی در علوم انسانی و علوم اجتماعی، ‌وضعیت دروس و رساله‌های این حوزه به خوبی بررسی شود.
دکتر زیباکلام درباره نحوه ارائه دروس در دانشگاه‌ها عنوان کرد: ‌اساتید ما جزوه‌های درسی خود که متعلق به 30 سال پیش است را در دانشگاه‌ها تدریس می‌کنند و رساله‌های ما اغلب گزارشی است از آرا و اقوال دیگران و حاوی هیچ اظهارنظری از یک دانشجوی دکترا نمی‌باشد! وی افزود: اکثریت دانشجویان مقاطع کارشناسی ارشد و دکترا به صورت تمام وقت شاغل هستند و این مسئله باعث کاهش سطح کیفی کلاس‌های درس در دانشگاه‌ها شده است.
عضو هیأت علمی دانشگاه تهران در ادامه وضعیت آموزش روش‌شناسی و روش تحقیق در کشور را بسیار نامطلوب توصیف کرد و گفت: وقتی فیزیکدان‌های ما دانشکده‌های علوم انسانی را ایجاد می‌کنند و پژوهشکده‌های علوم انسانی براساس روابط شکل می‌گیرند این فاجعه‌ها به بار می‌آید. دکتر زیباکلام با اشاره به مهاجرت شصت هزار فرد تحصیل‌کرده در سال 81 از کشور، عنوان کرد: متاسفانه بسیاری از مسؤلان در مواقع روبروشدن با مشکلات و معضلات به سراغ راه‌های ارائه شده از سوی غربیان می‌روند که در آن کشورها پاسخ داده است. منبع/پايگاه اطلاع‌رساني دكتر فياض
پرتال جامع علوم انسانی
پرتال جامع علوم انسانی به نشانی اینترنتی www.Ensani.ir شامل بیش از 2500 پایگاه تخصصی در رشته‌ها و گرایش‌های مختلف علوم انسانی و اسلامی است که این پایگاه‌ها به صورت درختی به یکدیگر متصل هستند و داده‌های علمی در این پایگاه برای نخستین بار بر اساس چهار معیار مستقل موضوع، صاحب اثر، زمان و منبع انتشار طبقه‌بندی شده و در دسترس قرار گرفته‌اند. اين پرتال جامع كه متولي آن پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی است، به عنوان یک پایگاه اطلاعات علمی، هم اکنون حاوی ۱۱۰ هزار مقالة علوم انسانی مي‌باشد. پایگاه‌های تخصصی زیرمجموعه پرتال جامع علوم‌انسانی شامل گروه‌های اصلی ادبیات، تاریخ، اقتصاد، حقوق، جغرافیا، زبان‌شناسی، فلسفه و منطق، علوم اجتماعی و ارتباطات، علوم‌اسلامی، علوم سیاسی و روابط بین‌الملل، مدیریت و حسابداری و روانشناسی و علوم‌تربیتی است. گروه‌های ویژة پرتال جامع علوم انسانی نیز شامل سه گروه علوم انسانی، مطالعات هنر و مطالعات زنان مي‌باشند.
پرتال جامع علوم‌انسانی كه به منزلة مرکزی برای دسترسی و هم‌افزایی فعالیت‌های علمی و پژوهشی در حوزة علوم‌انسانی، نقش بانک اطلاعات جامع و روزآمد مقالات و کتاب‌ها و فرآورده‌های علمی چند رسانه‌ای را ایفا می‌کند و بستری برای جریان‌سازی و مدیریت محتوای علوم انسانی جهت جلوگیری از هرز رفتن منابع مادی و معنوی و توان تحقیقاتی جامعه علمی کشور در روندهای تکراری و کلیشه‌ای را فراهم می‌نمايد، جهت بومی‌سازی علوم انسانی در کشور زمینه‌سازی می‌کند. منبع/مهر

«پایگاه مدارک و اطلاعات اسلامی»
معاونت پژوهشی دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم در راستای مدیریت و سازماندهی موضوعی اطلاعات و منابع اسلامی و طبقه بندی اصولی و اساسی آن‌ها بر مبنای استانداردهای علمی و پیشرفته روز، پایگاه مدارک و اطلاعات اسلامی را به نشانی: islamicdoc.org راه اندازی کرده است. این پایگاه در بخش‌های اصطلاح‌نامه جامع علوم اسلامی، نمایه‌سازی منابع اسلامی، فرهنگ‌نامه علوم اسلامی، کتابخانه دیجیتالی اسلامی، کتاب و کتاب‌شناسی، و مقالات تخصصی به ارائه مطالب و مقالات پرداخته است.
این پایگاه دارای تقسیم بندی‌های گوناگونی است که در جهت فشرده‌سازی و کم شدن دامنه‌های اصلی انجام شده است؛ به عنوان نمونه در بخش اصطلاح نامه، یکی از چند گزینه‌ای که نمایش داده می‌شود، «کتابخانه دیجیتال» است که با کلیک بر روی منبع الکترونیک، صفحه‌ای حاوی هر یک از علوم اسلامی نمایش داده می‌شود و با انتخاب هر شاخه از علوم می‌توان به متن اصلی صدها کتاب دسترسی پیدا کرد. منبع/رسا

همايش ملي «ارزيابي جايگاه علوم‌انساني در ايران»
همايش ملي «ارزيابي جايگاه علوم انساني در ايران» دوم آذر ماه 1390 در دانشگاه كاشان با مشاركت پژوهشگاه فرهنگ و معارف اسلامي (معاونت پژوهشي نهاد نمايندگي رهبري در دانشگاه‌ها)؛ دفتر نهاد رهبري كاشان؛ معاونت فرهنگي وزارت علوم، تحقيقات و فناوري؛ معاونت اجتماعي نيروي انتظامي؛ پژوهشكده مطالعات فرهنگي، اجتماعي وزارت علوم و ... برگزار مي‌گردد. بر اساس اين گزارش اصلي‌ترين اهداف همايش، شناخت ظرفيت‌ها، ابعاد و مؤلفه‌هاي علم و پارادايم‌هاي موقت در علوم انساني و آسيب‌شناسي علوم انساني و توسعه كمّي و كيفي آن مي‌باشد؛ همچنين تبيين بومي‌سازي علوم، شناخت جايگاه علوم انساني در عرصة معارف بشري به ويژه معارف‌اسلامي و مطالعات بين‌رشته‌اي و نقش آن در پيشبرد علوم انساني از ديگر اهداف اين همايش است.
محورهاي اصلي همايش عبارتند از: 1. حوزه روش‌شناسي و تحولات آن در علوم انساني 2. نقد و بررسي آموزش‌هاي دانشگاهي در علوم انساني 3. وقت‌شناسي و فسلفه در علوم انساني يا چالش‌هاي بومي‌سازي و نظريه‌پردازي در علوم انساني.
برخي از محورهاي فرعي همايش عبارتند از: تجارب بومي‌سازي در كشورهاي اسلامي ديگر؛ پيشينه نظري علوم انساني در ميراث كهن فرهنگ اسلامي ـ انساني؛ شبكه‌هاي مجازي و شهر اينترنتي؛ معرفت ديني در معرفت علمي و ...
آخرين مهلت ارسال چكيدة مقاله: 30/4/1390.
آخرين مهلت ارسال اصل مقاله: 20/7/1390.
تاريخ برگزاري همايش:2/9/1390.
محل برگزاري:كاشان- كيلومتر6 بلوار قطب راوندي- دانشگاه كاشان- تالار آزادي.
علاقه‌مندان، جهت كسب اطلاعات بيشتر مي‌توانند با شماره‌هاي 09358242140 - 09131633515تماس گرفته يا به نشاني اينترنتي www.tahavol89.com مراجعه كرده و يا با پست الكترونيكي دبيرخانة همايش به نشاني info@tahavol89.com مكاتبه نمايند.