try another color:
60% 70% 80% 90% تغییر اندازه فونت متن:
امروز: سه شنبه, 24 مهر, 1397

ادب ولايي(قسمت چهارم) جايگاه شعر و ادب آييني در زبان فارسي(6)

Send to friendSend to friend
نام نویسنده: 
استاد محمد علي مجاهدي(پروانه)

8. ابو نصر علي (اسدي) طوسي از مثنوي سرايان مشهور سده پنجم هجري است. مورخان و تذكره نگاران اين آثار را در شمار تأليفات وي آورده‌اند:
الف. منظومة "گرشاسب‌نامه" كه پس از شاهنامة فردوسي از مشهورترين حماسه‌هاي ملي ماست؛
ب. لغت نامة اسدي معروف به "لغت فرس" كه از اولين منابع لغوي در زبان فارسي بوده و پس از او مورد استفادة بسياري از فرهنگ نويسان قرار گرفته است؛
ج. پنج قصيده كه به "قصايد مناظره" معروف بوده‌اند و از اين ميان قصيده‌اي كه مناظره عرب و عجم نام داشته، مفقود گشته است.1
ابياتي به عنوان نمونه از "مناظره زمين و آسمان" او را انتخاب كرده‌ايم:
گفت آنكه آسمان به زمين كز تو من بِه‌اَم2
كِم3 فضل از تو بيش و فراوان به صد گوا4
از حركـت عظيم، زمان را منم اصول
وز حكـمت خداي، جهان را منم بنـا...
كرسي و عرش و لوح و قلم جمله در من است
هم خلد عدن ايزد و هم سدر منتهـا
جبـريل با بـراق ز من آمـدند زيـر
سوي من آمده‌ست به معراج مصطفي
از من نـزول كـرده به امر خداي فرد
فرقان احـمد نبـي و تيـغ مرتضـي
گفتش زَمي5 كه اين صلف6 و عُجب7 و كبر چند؟
خاموش باش و بس كن ازين بيهده هَذا
من خود بِه‌ام ز تو كه نه بر توست، بر من است
هم جن و انس و حيوان، هم نَبْت8 و هم نما9 ...
تو چـون جحيمـي از شرر دود نـارير
من همچو جنتم،‌ ز همه نعمتي ملا10
9. ابو زيد محمد غضائري رازي از سخنوران نيمة اول سدة پنجم هجري است كه در ري مقيم بوده و در دربار بهاء‌الدولة ديلمي به سر مي‌برده است. اعتراضات عنصري به اشعار غضائري و پاسخ‌هاي محكم او به عنصري (شاعر تواناي سدة پنجم هجري) معروف است.11‌ اين قطعة ولايي از اوست:
مرا شفاعت اين پنج تن بسنده بود
كه روز حشر بدين پنج تن رهانم تن
بهينِ خلق12 و، برادرش و، دختر و دو پسر:
محمد و علي و فاطمه ، حسين و حسن
ايا كسي كه شدي معتصم به آل رسول
زهي سعادت تو، "لا تَخَفْ وَلا تَحْزَنْ"13

10. شيخ‌ الرئيس ابوعلي سينا (370-428) بزرگ‌ترين فيلسوف نامدار ايراني،‌ در كنار كارهاي دشوار علمي، گاهي هم به سرودن شعر روي مي‌آورده است.14 اين دو رباعي از اوست:
رباعي
تا بادة عشق در قدح ريخـته‌اند
وانـدر پيِ عشق، عاشق انگيختـه‌اند
با جان و روان بوعلي، مهر علي
چون شير و شكر به هم بر آميختـه‌اند15
رباعي
بر صفحـة چهـره‌ها، خط لـم يـزلي
معكوس نوشته است نام دو علي
يك لام و دو عين با دو ياي معكوس
از حاجب16 و انف17 و عين18 با خط جلي19
براي آشنايي با شاكلة ساختاري و بافت محتوايي اشعار علوي سخنوران تواناي پارسي زبان تا سدة ‌پنجم هجري به همين مقدار مي‌توان بسنده كرد.
ادامه دارد...
پي‌نوشت‌ها:

1. جهت اطلاع بيشتر ر.ك: كتاب شاعران بي‌ديوان.
2. به‌ام: بهترم.
3. كِم: كه مرا.
4 . گوا: گواه، شاهد.
5. زَمي: زمين.
6 و7. صلف و عجب: خود بزرگ‌بيني، غرور.

8. نَبْت: نبات و گياه.
9. نما: نمو، رشد، رويش.
10. ملا: لبريز، سرشار، ر. ك: شاعران بي‌ديوان، ص 546.
11. شاعران بي‌ديوان، ص 457.
12. بهين خلق: بهترين خلق.
13 . عنكبوت/ 33.
14. شاعران بي‌ديوان، ص469.
15. همان، ص 470.
16. حاجب: ابرو.
17. انف: بيني.
18. عين: چشم.
19. شاعران بي‌ديوان، ص 473.