try another color:
60% 70% 80% 90% تغییر اندازه فونت متن:
امروز: شنبه, 5 بهمن, 1398

اخبار فرهنگي ايران و جهان

Send to friendSend to friend

سحرگاه بعد از فراق حضرت امام(ره)
حضرت آيت‌الله خامنه‌اي در يكي از خاطرات خود در مورد رحلت حضرت امام(ره) مي‌فرمايد: فرداي شبي كه امام عزيز(ره) به جوار رحمت الهي پيوسته بودند، سحرگاه در حالت التهاب و حيرت، تفألي به قرآن زدم؛ آيۀ شريفۀ: «وَأَمَّا مَنْ آمَنَ وَعَمِلَ صَالِحًا فَلَهُ جَزَاءً الْحُسْنَى وَسَنَقُولُ لَهُ مِنْ أَمْرِنَا يُسْرًا؛ و اما كسي كه ايمان بياورد و عمل صالح انجام دهد پاداش ‍ نيكو خواهد داشت، و ما دستور آساني به او خواهيم داد»(كهف/88) آمد، ديدم واقعاً مصداق كامل اين آيه، همين بزرگوار است. ايمان و عمل صالح و جزاى حسنا، بهترين پاداش براى اوست. منبع/پايگاه اطلاع‌رساني دفتر حفظ و نشر آثار رهبر انقلاب

واكنش امام(ره) به اشكال‌هاي مطهري(ره)
‌حجت‌الاسلام والمسلمين جاويدي مدير مدرسه علميه كرماني‌ها دو خاطره از هم‌نشيني با شهيد مطهري نقل كرد. وي گفت: پيش از تبعيد امام خميني(ره) از ايران، شهيد مطهري به قم آمده و به درس خارج امام مي‌رفتند. من هم در آن جلسه حاضر و شاهد بودم، هركس بر امام اشكال مي‌گرفت، امام فوري به او جواب مي‌دادند و يا مي‌گفتند: صبر كنيد؛ ولي زماني كه شهيد مطهري شروع به اشكال گرفتن مي‌نمود، امام(ره) سكوت اختيار كرده تا شهيد مطهري اشكال خود را بيان مي‌كرد و سخنش را تمام مي‌نمود، آنگاه پاسخ او را مي‌گفتند. اين رفتار متفاوت امام(ره) با شهيد مطهري، نشان دهنده احترام و اهميتي بود كه براي علامه مطهري قائل بودند. منبع/حوزه نيوز

قربانت شوم حرف دكتر را گوش كن!
امام خميني(ره) به برادر بزرگشان مرحوم آيت‌الله پسنديده علاقة خاصي داشتند و براي سلامتي ايشان اهميت زيادي قائل بودند. گفته مي‌شد آقاي پسنديده در امور مربوط به طهارت و نجاست دچار احتياط بيش از حد و به عبارتي"وسواس" بود. طبعاً اين امر با توجه به كهولت سن ايشان و استحمام مكرر در آب سرد و يا گرم و موارد مشابه آن احتمال بروز بيماري را افزايش مي‌داد. همين امر و بي‌توجهي به توصيه‌هاي پزشكان موجب شد تا نگراني‌هايي در بين اعضاي خانواده درخصوص وضعيت جسماني ايشان و احتمال بيماري‌هاي سخت ايجاد شود و از اين رو دست به دامان رهبر انقلاب شدند. بنيانگذار جمهوري اسلامي نيز در پاسخ به ابراز نگراني خانواده و اطرافيان نامه‌اي به برادر بزرگتر مي‌نويسد و ايشان را قسم جلاله مي‌دهد كه به حرفهاي دكتر خود گوش دهد. متن اين نامه به اين شرح است:
بسمه تعالي
برادر بزرگوارم، قربانت شوم
شما را به خداي متعال قسم مي‌دهم به حرفهاي دكتر ترتيب اثر دهيد. چرا موجب نگراني همه مي‌شويد؟ خداوند لازم نموده است كه در مواقع احتمال ضرر، انسان ازآنچه موجب است اجتناب كند، اگر چه ترك حج و صوم و صلوه باشد. شما مي‌خواهيد موافق حكم خدا عمل كنيد، كاري نكنيد كه خداوند نعوذ‌بالله از شما ناراضي باشد. اين احتياطات شما برخلاف شرع است و لازم است از آن اجتناب فرماييد. والسلام. 13/1/65
22 رجب 1406
روح‌الله الموسوي الخميني. منبع/صحيفه نور، جلد بيستم

تنها نامه بدون «بسم‌الله» امام(ره)
پس از تسخير لانه جاسوسى آمريكا توسط دانشجويان مسلمان پيرو خط امام، جيمى كارتر رئيس جمهورى آمريكا احتمالاً با هماهنگى عوامل داخلى و به خصوص چند عضو كابينه دولت موقت، "رمزى كلارك" و "ويليام ميلر" را براى ملاقات با امام خمينى(ره) به ايران اعزام داشت. نمايندگان اعزامى به تركيه رسيده بودند و خود را براى سفر به ايران آماده مى‏كردند كه حضرت امام(ره) از موضوع اطلاع يافت و اعلاميه‏اى خطاب به شوراي انقلاب صادر فرمود. اين تنها اعلاميه حضرت امام(ره) است كه بدون "بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ" است همانند سورة برائت در قرآن كريم. پس از اين پيام، آنان بدون اخذ نتيجه به آمريكا باز‌گشتند. پيام كوتاه و مختصر حضرت امام(ره) بلافاصله در جهان و رسانه‏هاى گروهى بين المللى انعكاس گسترده و كم نظيرى يافت. متن اطلاعيه به اين شرح است:
زمان: ۱۶ آبان ۱۳۵۸/۱۶ ذى‌الحجه ۱۳۹۹. مكان: قم. مخاطب: شوراى انقلاب اسلامى و مسئولان دولتى.
از قرار اطلاع نمايندگان ويژه كارتر در راه ايران هستند و تصميم دارند به قم آمده و با اينجانب ملاقات نمايند. لهذا لازم مى‏دانم متذكر شوم دولت آمريكا كه با نگهدارى شاه، اعلام مخالفت آشكار با ايران را نموده است و از طرفى ديگر آنطور كه گفته شده است سفارت آمريكا در ايران محل جاسوسى دشمنان ما عليه نهضت مقدس اسلامى است؛ لذا ملاقات با من به هيچ وجه براى نمايندگان ويژه ممكن نيست و علاوه بر اين:
۱- اعضاى شوراى انقلاب اسلامى به هيچ وجه نبايد با آنان ملاقات نمايند.
۲- هيچ يك از مقامات مسئول حق ملاقات با آنان را ندارند.
۳- اگر چنانچه آمريكا، شاه مخلوع- اين دشمن شماره يك ملت عزيز ما- را به ايران تحويل دهد و دست از جاسوسى بر ضد نهضت ما بردارد، راه مذاكره در موضوع بعضى از روابطى كه به نفع ملت است باز مى‏باشد. روح‌اللَّه الموسوى‌الخمينى منبع/جهان‌نيوز

حالا راحت شديد؟
حاج احمد آقا چند روزي پس از ارتحال امام(ره) از قول مادر گراميشان نقل مي كرد: حدود يك ماه و نيم قبل از عمل جراحي، حضرت امام(ره) خوابي ديدند و اين خواب را براي همسرشان تعريف كردند و متذكر شدند كه در زمان حياتم راضي نيستم براي كسي تعريف كنيد. ايشان خواب ديده بودند كه فوت كرده‌اند و حضرت علي‌(ع) ايشان را غسل و كفن كردند و بر ايشان نماز خواندند و سپس حضرت امام(ره) را در قبر گذاشته و از ايشان پرسيدند: «حالا راحت شديد؟» امام فرمودند: «در سمت راستم خشتي است كه ناراحتم مي‌كند». در اين موقع حضرت علي(ع)، دستي به ناحيۀ راست بدن امام كشيدند و ناراحتي حضرت امام مرتفع گشت. منبع/حجت الاسلام والمسلمين آشتياني، مرزداران، ش ۹۳
خدا‌حافظ خانم!
امام(ره) هميشه با احترام و خيلي مؤدب با همسرشان صحبت مي‌كردند، همان طور كه با همۀ مردم مؤدب بودند. در آخرين شبي كه امام در منزل بودند و مي‌خواستند ايشان را به بيمارستان ببرند من و دكتر، كنار امام ايستاده بوديم. خانم(همسر حضرت امام) داشتند مي‌آمدند . سر پله‌ها كه رسيدند امام فرمودند: «خانم خداحافظ. شما ديگر زحمت نكشيد». ايشان ظاهراً متوجه نشدند كه يك بار ديگر امام فرمودند: «خداحافظ. شما نياييد». و بار سوم در حالي كه دست به سينۀ مباركشان گرفته بودند خيلي مؤدبانه فرمودند: «خداحافظ خانم!» منبع/عيسي جعفري، پاسدار اسلام، سال ۸، ش ۹۱

تو را هم يك زماني خيلي دوست داشتم‌!
آقا در آن ۱۰ روز بيماريشان خيلي درد كشيدند. بعضي اوقات مي‌ديديم كه اشك در چشمشان است. يك بار خانم گفتند: «آقا چيزي مي‌خواهيد؟‌« امام پاسخ دادند: «مرگ مي‌خواهم» دكترها مي‌گفتند كه درد امام كشنده است، ولي متعجب بودند كه ايشان اين همه صبوري به خرج مي‌دادند. شب آخر، ما براي امام غذا برديم. دكترها به ما گفته بودند كه لقمه‌هايشان را بشماريم تا معلوم شود چقدر غذا در معده‌شان هست . ما لقمه‌ها را شمرديم، ديديم ۵ قاشق چاي‌خوري شد كه دو قاشق آخر را هم با اصرار به ايشان داديم. بعد بر ايشان آب ميوه برديم. گفتند: «نمي‌خورم» من گفتم: «شما كه اين آب ميوه را دوست داشتيد، به من گفتند: «تو را هم يك زماني خيلي دوست داشتم!» . {زهرا اشراقي ، زن روز ، ش ۱۴۲۰}

به او وعده نده!
امام(ره) روزي در اواخر عمرشان پرسيدند علي كجاست؟ گفتم: «علي هم سراغ شما را مي‌گيرد و مي‌گويد مي‌خواهم با آقا بازي كنم و دوست ندارم خوابيده باشند، ولي من به او گفته‌ام كه صبر كن، انشاءالله تا چند روز ديگر مي‌آيند و مثل هميشه باهم بازي مي‌كنيد». امام(ره) در پاسخ فرمودند: «چند روزي ديگر نمانده ، به او وعده نده!».
امام(ره) در روزهاي آخر خواستند علي را به ديدارشان نبريم. جوياي علت شديم؛ متوجه شدم كه ايشان از آنجا كه از تمام تعلقات رها شده بودند و از آنجا كه به علي خيلي علاقه داشتند و تنها همين يك تعلق برايشان مانده بود، از ما خواسته بودند كه علي را پيششان نبريم. منبع/فاطمه طباطبايي همسر مرحوم سيد احمد خميني(ره)

سرتا پا غيرت بود
حجت‌الاسلام والمسلمين محسن قرائتي در خصوص فتواي تاريخي امام راحل مبني بر مهدور الدم بودن سلمان رشدي اظهار داشت: وقتي حضرت امام(ره) فتواي اعدام سلمان رشدي را صادر كردند و فرمودند هر كسي كه در اين راه كشته شود شهيد است، تلويزيون از من دعوت كرد تا راجع به اين فتواي امام توضيح بدهم. من به آنها گفتم فتواي امام براي اعدام سلمان رشدي چند زاويه سياسي، حقوقي، بين‌المللي و فقهي دارد و من حدم خيلي پايين‌تر از اين حرفهاست كه بخواهم در مورد آن صحبت كنم و آن را تحليل كنم؛ لذا بايد به نزد بزرگان برويد كه آنها هم گفتند ما به آنها گفتيم اما آنها اعلام كرده‌اند كه فعلاً حضور ذهن نداريم! و از آن گذشته ممكن است آنها علمي حرف بزنند كه مردم نفهمند. از طرفي من هم به هركسي كه اسلام‌شناس بود و تلفنش را داشتم زنگ زدم تا از آنها بپرسم فتوايي كه امام(ره) مبني بر مهدورالدم بودن سلمان رشدي صادر كرده‌اند به كدام آيه و حديثي مرتبط است كه آنها هم به من گفتند متأسفانه حضور ذهن نداريم. بعد از آن به كتابخانه رفتم و گفتم خدايا يك نامردي به پيغمبر تو(ص) اهانت كرده است و يك مرد خدايي هم فتواي اعدامش را صادر كرده است و من نمي‌دانم بر اساس كدام آيات و روايات راجع به اين موضوع صحبت كنم خودت كمكم كن، در اين حالات بودم كه يك دفعه كتابي را از قفسه كتابخانه برداشتم و همانند استخاره كردن لاي آن را باز كردم و ديدم كه حديث «من اهان النبي و من سب النبي» آمده است دقيقاً همان چيزي كه من مي‌خواستم آمده بود خدا را شكر كردم و ديدم كه معجزه و كرامت الهي شامل حال ما شده است و فهميدم كه واقعاً فتواي امام مستند به احاديث محكمي است كه ما از آن غافل بوديم.
حجت‌الاسلام قرائتي همچنين در بخش ديگري از اين گفتگو به خاطره‌اي از امام راحل اشاره كرد و افزود: دكتر به امام(ره) گفته بود كه روزانه 20 دقيقه صبح‌ها و 20 دقيقه عصرها پياده‌روي كند بعد از آن واقعه كه امام پياده‌روي كردند لب خود را مي‌جويدند و با يك هيجان خاصي راه مي‌رفتند كه آقايان به ما گفتند ببينيد امام چطور راه مي‌روند ما هم به نزد امام رفتيم و گفتيم "آقا راه رفتن شما ظاهرا با بقيه روزها فرق مي‌كند" ايشان هم به ما گفتند "مي خواستم جوان باشم تا خودم بتوانم بروم انگلستان و سلمان رشدي را بكشم و بعد از آن برگردم و الآن غصه مي‌خورم كه چرا بايد پير باشم" امام سرتا پا غيرت بود. منبع/شيعه آنلاين

به فداي چشم مستت
چهار، پنج روز از عزل بني‌صدر مي‌گذشت، جنگ با عراق و شورش منافقين بعد از اعلام جنگ مسلحانه با جمهوري اسلامي، بحث داغ محافل بود. آيت‌الله خامنه‌اي كه از جبهه‌ها برگشته و خدمت امام(ره) رسيده بودند، بعد از ديدار، طبق برنامة شنبه‌ها، عازم يكي از مساجد جنوب شهر براي سخنراني بودند. .... سمت راست بدن پر از تركش و قطعات ضبط صوت شده بود. قسمتي از سينه كاملاً سوخته بود. دست راست از كار افتاده بود و ورم كرده بود. استخوانهاي كتف و سينه به راحتي ديده مي‌شد. ۳۷ واحد خون و فراورده‌هاي خوني به آقا زدند. دو سه بار نبض افتاد. چند بار مجبور شدند پانسمان را باز كنند و دوباره رگها را مسدود كنند. كيسه‌هاي خون را از هر دو دست و دو پا به بدن تزريق مي‌كردند، اما باز هم خونريزي ادامه داشت.
امام(ره) مرتب پيغام مي‌دادند و از اطرافيان مي‌پرسيدند كه: «آقاسيدعلي چطورند؟» پيامشان ساعت دو بعد از ظهر پخش شد. دكتر ميلاني‌نيا راديو را گذاشت بيخ گوش آقا. آن‌موقع ايشان به هوش بودند؛ انگار روح تازه‌اي در وجودشان دميد، جان گرفتند.
از تلويزيون آمدند كه گزارش تهيه كنند. يك ساعتي معطل شدند تا آقا(آيت الله خامنه‌اي) به هوش آمد. پرسيدند حالتان چطور است؟ گفتند: «من بحمدالله حالم خيلي خوب است» و شعر رضواني شيرازي را خطاب به امام(ره) خواندند:
«بشكست اگر دل من به فداي چشم مستت
سر خُمِّ مي سلامت، شكند اگر سبويي»

«مكتب ايراني» در نامه مطهري به امام خميني(ره)
شهيد مطهري(ره) يكسال قبل از پيروزي انقلاب اسلامي در نامه‌اي مهم به امام خميني(ره) با اشاره به آفت‌هاي موجود در راه انقلاب پرداختن به «تفكر ايراني» را يكي از اين آفت‌ها ارزيابي مي‌كند. وي در اين نامه امام(ره) را استاد و مقتداي خود خوانده و با اشاره به التقاط سازمان منافقين در بخشي از اين نامه مي‌نويسد: «.... به اصطلاح گروه مسمي به «مجاهدين» است. اينها در ابتدا يك گروه سياسي بودند ولي تدريجاً دارند به صورت يك انشعاب مذهبي در مي‌آيند؛ درست مانند خوارج كه در ابتدا حركتشان يك حركت سياسي بود، بعد به صورت يك مذهب با يك سلسله اصول و فروع درآمدند. كوچكترين بدعت اينها اين است كه به قول خودشان به "خودكفايي " رسيده‌اند و هر مقام روحاني و مرجع ديني را نفي مي‌كنند؛ از همين جا مي‌توان تا آخر خواند. ديگر اينكه در عين اظهار وفاداري به اسلام، كارل ماركس لااقل در حد امام جعفر‌صادق(ع) نزد اينها مقدس و محترم است!» شهيد مطهري(ره) همچنين در بخش ديگري از اين نامه با اشاره به تفكري كه امروز موسوم به «مكتب ايراني» است با اشاره به سلسله مقالاتي در كيهان آن روزها مي‌نويسد: «...خلاصه اين مقالات كه يك كتاب مي‌شود، اين بود كه ملاك مليت، خون و نژاد كه امروز محكوم است، نيست؛ ملاك مليت، فرهنگ است و فرهنگ به حكم اينكه زادة تاريخ است نه چيز ديگر، در ملت‌هاي مختلف، مختلف است. فرهنگ هر قوم فرهنگ آن قوم است؛ هر قوم كه فرهنگ مستمر نداشته نابود شده است؛ ما ايرانيان فرهنگ دو هزار و پانصد ساله داريم كه ملاك شخصيت وجودي ما و من واقعي‌ ما و خويشتن اصلي ماست. در طول تاريخ حوادثي پيش آمد كه خواست ما را از خود واقعي‌مان بيگانه كند ولي ما هر نوبت به خود آمديم و به خود واقعي خود بازگشتيم، آن سه جريان عبارت بود از حملة اسكندر، حملة عرب، حملة مغول، در اين ميان بيش از همه در بارة حمله عرب بحث كرده و نهضت شعوبي‌گري را تقديس كرده است. آنگاه گفته است: اسلام براي ما ايدئولوژي است و نه فرهنگ؛ اسلام نيامده كه فرهنگ ما را عوض و فرهنگ واحدي به وجود آورد، بلكه تعدد فرهنگ‌ها را به رسميت مي‌شناسد همان طوري‌كه تعدد نژادي را يك واقعيت مي‌داند؛ آية كريمة «...إِنَّا خَلَقْنَاكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَأُنْثَى وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ...»(حجرات/13) ناظر به اين است كه اختلافات نژادي و فرهنگي كه اولي ساخته طبيعت است و دومي تاريخ، بايد به جاي خود محفوظ باشد؛ ادعا كرده است كه ايدئولوژي ما روي فرهنگ ما و فرهنگ ما روي ايدئولوژي ما اثر گذاشته، لهذا ايرانيت اسلامي شده است و اسلام ما «اسلام ايراني» شده است!» شهيد مطهري مي‌افزايد: «اين بيان عملا و ضمناً، نه صريحاً، فرهنگ واحدي به نام فرهنگ اسلامي را انكار كرده است و صريحا شخصيت‌هايي نظير بوعلي و ابوريحان و خواجه نصيرالدين و ملاصدرا را وابسته به فرهنگ ايراني دانسته است؛ يعني فرهنگ اينها ادامه فرهنگ ايراني است. اين مقالات بسيار خواندني است؛ در انتساب آنها به او [دكتر شريعتي] شكي نيست، به بعضي‌ها مثل آقاي خامنه‌اي و آقاي بهشتي گفته است مال من است، ولي مدعي شده كه من اينها را چندين سال پيش نوشته‌ام و اينها را پيدا كرده و چاپ كرده‌اند؛ در صورتي كه دلائل به قدر كافي هست كه مقالات، جديد است. به هر حال مطالعة حضرتعالي بسيار مفيد است.» منبع/جهان نيوز

فيلسوف آمريكايي: مكتب ايراني تنها پادزهر اسلام‌گرايي است!
هنگامي كه ريچارد رورتي، فيلسوف ارشد پراگماتيست آمريكايي درسال 86 به ايران آمد و از محافل دانشجويي و آكادميك ايران ديدن كرد؛ پس از ديدار خود مصاحبه‌اي را با روزنامة كوريره دلاسراي ايتاليا داشت كه در آن مصاحبه ملي‌گرايي را تنها پاد‌زهر در مقابل اسلام‌گرايي در ايران دانسته و معتقد بود اشراق‌گرايي اسلامي به زودي در ايران پا خواهد گرفت! به گفتة اين فيلسوف فقيد آمريكايي، «نيروهاي سكولار ايران چاره‌اي جز جستجوي مخرج مشترك‌هاي ديگري بر پايه ملي‌گرايي ندارند.»
"مكتب ايراني" در حالي مطرح شد كه انگليسي كه حتي پيش از انقلاب هرگز حاضر نشد منشور كوروش را به شاه ايران بدهد؛ تنها در شرايطي كه خاورميانه آبستن موج بيداري اسلامي بود حاضر شد آن را به ايران بفرستد تا ايران اسلامي با رنگ باستان‌گرايانه آميخته شود؛ چرا كه در طول جريان فتنه 88 تمام تلاش غرب بر آن بود كه مدل جمهوري اسلامي ايران را نزد مسمانان جهان اسلام بدنام نمايد و در اين ترويج "مكتب باستان‌گرايانة ايراني" نيز تلاش مي‌كرد به بحث عرب و عجم دامن بزند تا مسلمانان در مسير الگو برداري از مدل جمهوري اسلامي ايران قدم نگذارند. مكتب ايراني در داخل با اسلام مبارزه مي‌كند و در خارج با جمهوري اسلامي ايران. منبع/مشرق

داروي امتحان!
رييس ادارة ايدز وزارت بهداشت نسبت به توزيع روانگردان‌هايي تحت عنوان قرص‌هاي لاغري در آرايشگاه‌ها و داروي امتحان در دانشجويان هشدار داد و با اشاره به افزايش ارتباطات جنسي محافظت نشده به دنبال مصرف روانگردان‌ها، توجه ويژه وزارت آموزش و پرورش و راديو و تلويزيون براي ورود به مباحث پيشگيرانه و اطلاع‌رساني از آثار سوء مصرف روانگردان‌ها را خواستار شد. دكتر عباس صداقت، نسبت به سوء مصرف مواد روانگردان و محرك در جوانان و نوجوانان و خطر انتقال ايدز(HIV) هشدار داد و گفت: اين مواد هر روز به اشكال مختلف وارد بازار مي‌شوند. به ويژه اين مواد در دختران به عنوان قرص لاغري در آرايشگاه‌ها و در دانشجويان به عنوان داروي امتحان و همچنين در ميهماني‌ها به عنوان مواد نشاط آور، جوانان و نوجوانان را در معرض تهديد قرار مي‌دهد. صداقت تأكيد كرد: اطلاع‌رساني و آگاهي دادن به جامعه مي‌تواند در پيشگيري اوليه بسيار مؤثر باشد تا در نهايت با موج سوم بيماري ايدز كه همان انتقال اين بيماري از طريق ارتباطات جنسي محافظت نشده است، روبرو نشويم. منبع/جهان نيوز

«الخليج الفارسي» در نامة جمال عبدالناصر
به گزارش پايگاه خبري عرب زبان «الجوار» عراق اخيراً سندي را منتشر كرده كه نشان مي‌دهد «جمال عبدالناصر» رئيس جمهور پيشين مصر كه يكي از سرشناس‌ترين و به اصطلاح اعراب ملي‌گراترين رهبر جهان عرب در قرن ميلادي گذشته و پايه‌گذار اقدامات وقيحانه‌اي در جهت تحريف هويت و مليت ايرانيان بوده، در يكي از اسناد دولتي خود به سران بحرين از نام اصيل «الخليج الفارسي» استفاده كرده است. در اين سند كه تلگرافي از سوي «جمال عبدالناصر» به «ابراهيم العريض» از مقامات ارشد نظامي بحرين ارسال شده بود، چنين نوشته شده است: «استاد بزرگوار ابراهيم العريض مسئول نيروي دريايي بحرين در «خليج فارس»، با كمال خوشحالي و خوشبختي آغاز سال جديد هجري را به جنابعالي تبريك و تهنيت عرض مي‌كنم.» اين تلگراف در آن زمان به همراه نامه‌اي از سوي اتحاديه عرب براي دولت بحرين ارسال شد.
يادآور مي‌شود كه نام مجعول و ساختگي «خليج ا/ل/ع/ر/ب/ي» اولين بار توسط «جنبش ملي گرايان عرب» كه رياست آن را «جمال عبدالناصر» بر عهده داشت، مطرح شده است و وي در اقدامات دولتي خود در مصر به همه مدارس و دانشگاه‌هاي كشورش دستور داده بود كه نام كهن و تاريخي خليج فارس را حذف كنند و نام مجعول عربي را بر آن بگذارند تا در نتيجه با جعل تاريخ منطقه براي اعراب بدوي هويت ساختگي ايجاد كنند. منبع/جهان نيوز

مشكلي به نام «اسلام خياباني»!
فرانسه امروزه با پديده‌اي به نام اسلام خياباني مواجه است. خيابانهاي منطقة هجده پاريس براي بسياري از مسلمانان حكم مصلي نماز جمعه را دارد. اين صحنه‌ها يعني اقامة نماز در خيابانها در مناطق مختلف فرانسه قابل مشاهده است. يكي از مسلمانان فرانسوي درباره علت اقامة نماز در خيابانها به فرانس 24مي‌گويد: ما چاره ديگري نداريم. يكي ديگر از مسلمانان مي‌گويد: آيا نماز خواندن در هواي سرد بيرون از سر خوشي است؟ نه از سر خوشي نيست بلكه علتش اين است كه ما مجبور هستيم در خيابان‌ها نماز بخوانيم. ما جايي براي نماز خواندن نداريم. مساجدمان بسيار كوچك هستند. يكي ديگر از مسلمانان فرانسوي مي‌گويد: از چندي پيش مسلمانان بيش از پيش به فرانسه مهاجرت كردند. افزايش شمار مسلمانان در فرانسه مستلزم مكان‌هايي براي اقامة نماز اين مسلمانان است.
وزير كشور فرانسه مي‌گويد مي‌خواهد اين مشكلات به سرعت حل و فصل شود. محمد موسوي رئيس شوراي آئين اسلامي فرانسه گفت: قرار است نمازخانه‌هايي جديدي براي اقامة نماز جمعه در نظر گرفته شود زيرا مشكل اقامة نماز در خيابان‌ها فقط براي اقامة نماز جمعه پيش مي‌آيد. قرار است در پاريس سه نمازخانة ديگر در نظر گرفته شود براي اينكه بتوانيم نبود مكان براي اقامة نماز جمعه را جبران كنيم.
در فرانسه در حال حاضر فقط نود باب مسجد وجود دارد اما اين كشور ميزبان حدود دو ميليون مسلمان عامل به فرايض ديني است.
گفتني است اگر تعداد مسلمانان به همين نسبت 20 تا 25% كل جمعيت اروپا باقي بماند، تعداد افراد بزرگسال شاغل به 40% يا بيشتر مي‌رسد و فاصله زماني بين 2010 تا 2050، مي‌تواند براي تغيير ماهيت تمدن اروپا كافي باشد! كارشناس آمريكايي كه در مورد اسلام تحقيق مي‌كند، مي‌گويد: با روند كنوني تا آخر قرن 21، اروپا از اكثريت جمعيت مسلمانان برخوردار خواهد شد. تحليل تازه‌ترين آمارهاي به دست آمده از تغيير بافت جمعيتي در اروپا، مجامع جهاني و ارگان‌هاي اطلاعاتي ـ امنيتي اروپا و آمريكا را دچار وحشت كرده است. با رشد منفي جمعيت اروپايي‌ها و رشد و گسترش اعراب و مسلمانان در قارة سبز، برآوردها نشان مي‌دهد در صورت ادامه اين روند، تا پايان قرن بيست‌ويكم، مسلمانان، اكثريت جمعيت را در اروپا خواهند داشت. منبع/آخرين نيوز

زماني كه ما در قله‌ها بوديم، شما كشف نشده بوديد!
مازيار ناظمي، مجري و گويندة اخبار صدا و سيما با ذكر خاطره‌اي به نقل از علي‌اصغر سلطانيه نمايندة ايران در آژانس انرژي اتمي در جلسه شوراي حكام نوشت: نماينده آمريكا انگشتان دستش را بالا گرفت و با تهديد به من گفت: «ايران دو راه بيشتر ندارد يا توقف غني‌سازي يا تحريم و انزواي بيشتر!» دكتر سلطانيه مي‌گفت ما چون عضو ناظر بوديم، بعد از همه نوبت سخنراني به ما مي‌رسيد. مطابق عرف بايد متن سخنراني معلوم باشد و كپي آن هم در اختيار اعضا قرار گيرد همه اينها آماده بود و اصلاً موضوع بحث من هم چيزي ديگري بود. وقتي نوبتم شد، ديدم نمي‌توانم در مقابل اين قلدري و هتاكي امريكايي‌ها ساكت باشم. رفتم بالا و خارج از بحثم گفتم: از تهديد‌ها تعجب مي‌كنم، شما مردم ايران را نمي‌شناسيد، زماني كه ما در قله‌ها بوديم، شما يا كشف نشده بوديد يا در جنگل‌ها زندگي مي‌كرديد! بعد از اين حرف همه اعضاء خنديدند و بعد البرادعي برايم پيامك زد و نوشت: «علي! من كه مصري هستم و تمدن قوي داريم؛ نماينده يونان هم من را ديد و گفت ما هم تمدن برابر با شما داريم ولي همه متوجه شديم روي صحبت شما با نمايندة آمريكاست... ». منبع/آخرين نيوز

كشف حجاب و خروج از ايران!
به دنبال طرح مسأله كشف حجاب و اجبار زنان ايراني به كشف حجاب تعدادي از ايرانيان تصميم به ترك ايران و مهاجرت به كشورهاي همسايه گرفتند. به گزارش سايت حجاب اين مسئله در اسناد دولتي آن زمان نيز انعكاس يافته است. در گزارش از ايالت خراسان به رياست وزرا به تاريخ ۲۷/۴/۱۳۱۵ با اشاره به اينكه: «چون اطلاعات واصله حاكي بود كه مأمورين امنيه در سرحدات براي برداشتن چارقد مستمسك به خشونت و سختي شده و در بعضي موارد نيز منافع شخصي خودشان را در نظر مي‌گيرند» خاطرنشان گرديده: «ادامه اين ترتيب، ممكن است مشكلاتي توليد نمايد و بعضي از ساكنين نقاط سرحدي پس از رفع محصول (كشاورزي) به طرف افغانستان كوچ نمايند.» در همين راستا در گزارش ديگري از خرمشهر به تاريخ ۸/۱۱/۱۳۱۴ صراحتاً از مهاجرت چندين خانواده به عراق اشاره شده و مي‌افزايد: «... از خرمشهر اهالي به طور قاچاق در نتيجه تجدد و تربيت نسوان به خاك عراق رفته اند... قونسول بصره هم خبر مزبور را تأييد كرده» در ادامه از لزوم اتخاذ تدابيري براي معاودت آنان سخن به ميان آمده است. سپهبد فريدون سنجر نيز در خاطرات خود با اشاره به عكس‌العمل مردم در خوزستان و به خصوص اهواز در مقابله با كشف حجاب، اين نكته را تأييد كرده است كه: « بسياري از خانواده‌ها، فقط و فقط به همين انگيزه به عراق مهاجرت كردند و ديگر برنگشتند.»
دو گزارش ديگر نيز از مهاجرت برخي از عشاير به عراق و قصد شورش برخي ديگر حكايت مي‌كند. در گزارش از دشت ميشان به تاريخ ۲۷/۱/۱۳۱۵ با اشاره به مهاجرت عده‌اي از افراد خاطر نشان گرديده: «مهاجرت فقط اين عده نبود، از طوايف ديگر هم مهاجرت نموده‌اند، علت آن هم ظاهراً از ترس كشف حجاب بوده». منبع/پايگاه حجاب

نقش اخلاق در معادلة رياضي
نظر دانشمند رياضيداني را در بارة زن و مرد پرسيدند؛ جواب داد: اگر زن يا مرد داراي ( اخلاق) باشند پس مساوي هستند با عدد يك =۱، اگر داراي (زيبايي) هم باشند پس يك صفر جلوي عدد يك مي‌گذاريم =۱۰، اگر (پول) هم داشته باشند دوتا صفر جلوي عدد يك مي‌گذاريم =۱۰۰، اگر داراي (اصل و نسب) هم باشند پس سه تا صفر جلوي عدد يك مي‌گذاريم =۱۰۰۰، ولي اگر زماني عدد يك رفت (اخلاق) چيزي به جز صفر باقي نمي‌ماند و صفر هم به تنهايي هيچ است؛ پس آن انسان هيچ ارزشي نخواهد داشت. منبع/جهان نيوز

وقتي امام زمان(عج) مقاله مي‌نويسد!
يكي از اساتيد دانشگاه تربيت مدرس، نام امام زمان(عج) را به همراه نام خود به عنوان نويسنده پايان نامه خود معرفي كرده است! «م ر» كه خود را استاد دانشكده شيمي دانشگاه تربيت مدرس معرفي كرده در تاريخ 30 فروردين 1389 برابر با 19 آوريل 2011 مقاله‌اي با عنوان «اختصاص طيف كلي با مطالعه NMR دو بعدي PVAc-b-PMA و بلوك پليمر PVAc-b-PMMA» منتشر كرده كه در ذيل آن نام خود را به ذكر عنوان مقدس "امام عصر(عج)" در بخش نويسندگان مقاله اضافه كرده است!
البته يكي از مسئولان دانشگاه تربيت مدرس گفت: وي اينك عضو هيئت علمي دانشگاه تربيت مدرس نيست و در گروه شيمي دانشكده مهندسي شيمي دانشگاه تربيت مدرس نام وي درج نشده است. رئيس دانشكده مهندسي شيمي دانشگاه تربيت مدرس افزود: وي سال گذشته از دانشگاه تربيت مدرس اخراج شده و به دليل اينكه شايستگي لازم را نداشته حكمش لغو گرديده است. منبع/مهر

«عرفان حلقه» يا عرفان حُقّه؟!
دكتر اسماعيل منصوري لاريجاني در پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامي قم، فرقه عرفان حلقه را يكي از فرقه‌هاي منحرف و خطرناك معرفي نمود و اعلام كرد: بنده در ابتدا گمان مي‌كردم رهبر اين فرقه به دنبال نشر عرفان اسلامي است لذا بر دو كتاب وي مقدمه زدم ولي پس از آنكه انحرافات آنها را مشاهده كردم ضمن اعتراض شديد به طاهري رهبر اين فرقه از دستگاه‌هاي مسئول خواستم جلوي فعاليت‌هاي اين فرقه را بگيرند. وي كه مدرس درس عرفان در دانشگاه است، تاكيد كرد: رفتارها و افكار انحرافي طاهري براي بنده مسلم است و ادعاهاي اين فرد در زمينة عرفان، مورد قبول نيست و من به صراحت از آنها ابراز تبري مي‌كنم. وي ادامه داد: آثار مكتوب سركرده فرقه عرفاني حلقه متدولوژي ندارد و پارادوكسيكال است.
يادآور مي‌شود فرقة منحرف موسوم به «عرفان كيهاني» يا «عرفان حلقه» به سركردگي مهندس قلابي به نام طاهري، چند سالي بود كه با سوء استفاده از فضاي فرهنگي كشور، به فعاليت‌هاي تخريبي فرهنگي و ديني و عقيدتي بسيار زيادي در كشور دست مي‌زد و نه تنها با سوء استفاده از نام برخي فرهيختگان به ادامة حيات مشغول بود بلكه در سطح جوانان به ويژه زنان و دختران و در محيط‌هاي دانشجويي به يارگيري مي‌پرداخت. هم اينك سركرده اين گروه منحرف دستگير و از فعاليت‌هاي رسمي آنها جلوگيري شده است. منبع/خبر آنلاين