try another color:
60% 70% 80% 90% تغییر اندازه فونت متن:
امروز: چهارشنبه, 22 مرداد, 1399

زن و فرآيند جهاني شدن

Send to friendSend to friend
زیر عنوان: 
در افق چشم‌انداز بيست ساله

ثريا سلاح‌ورزي1
درآمد
انسان عصر حاضر همان‌طور كه هايدگر فيلسوف معاصر در رسالة معروف خود "پرسش از تكنولوژي"2 مي‌گويد: " انسان در برنامه‌ريزي و اتوماسيون گرفتار شده است" تكنولوژي تعيين‌كننده سمت و سوي زندگي او شده است و او را مجبور مي‌سازد كه خود را با قوانين آن هماهنگ كند. انسان اسير سيطره و غلبة تكنولوژي، انساني است كه از جوهرة جان خالي گشته شيئ‌واره شده و اين پرسش را فراروي خود دارد كه با خود چه كند؟ خودي كه از موطن حقيقي‌ و سرزمين وجودي‌اش ريشه‌كن شده، ارتباطش با ساحت قدس، گسيخته و در چاه ويل جهاني كه درآن ابزارها حكومت مي‌كنند رها گشته است.
اينك اين پرسش جدي مطرح است كه انسان چگونه مي‌تواند خود را از سيطرة تكنولوژي برهاند؟
قطعاً كنار گذاشتن تكنولوژي راه نجات نيست ـ كه چنين چيزي ناممكن است‌ ـ بلكه همانطور كه هايدگر اشاره مي‌كند راه‌ حل را باید در برقرار كردن نسبتي صحيح با تكنولوژي یافت كه آن نيز از طريق تفكر ممكن است، تفكري كه بتواند مسائل امروز جوامع بشري را بشناسد، طرح كند و راه‌حلي مناسب ارائه دهد. تفكري كه قادر باشد در مورد هر آنچه مبتلابه انسان امروز است بينديشد نه تنها به مصيبت از خود بيگانگي و شيئ‌واره شدن انسان، بلكه به مصائبي همچون سست شدن بنياد خانواده - فاجعه‌اي كه مي‌رود بساط حيات و زندگي را از روي زمين برچيند- و ديگر معضلات اقتصادي، اجتماعي و سياسي‌اي كه بشر با آن‌ها درگير است. با چنين تفكري مي‌توان از مدرنيته و تكنولوژي و هرآنچه انسان را تهديد مي‌كند پرسش نمود و چنين پرسش‌هايي، متفكر را در شناخت مخاطرات و يافتن راهي براي نجات ياري مي‌رساند هرچند در اين راستا، مساعدت متفكران حوزه‌هاي مختلف از جمله سياست، جامعه‌شناسي، اقتصاد، روان‌شناسي، تاريخ، اخلاق، الهيات و... ضروري است.
برنامة چهارم توسعه اولين قانون برنامه‌اي است كه مبتني بر يك برنامة دراز مدت و چشم‌انداز بيست‌ساله است. بر اساس بند اول اصل110 قانون اساسي، سياست‌هاي كلي نظام را مقام رهبري بايد تعيين فرمايد ايشان هم اين سياست‌ها را در 52 اصل تصويب و ابلاغ نمودند از جمله بند 14 اين سياست در مورد زنان است كه درآن تقويت نهاد خانواده وجايگاه زن در صحنه‌هاي اجتماعي، استيفاي حقوق شرعي و قانوني بانوان در همه عرصه‌ها و توجه ويژه به نقش سازنده آنها مورد تأكيد قرار گرفته، در اين مقاله سعي شده است که منزلت زن ازديدگاه اسلام و جايگاه آن درغرب و نقش وي در روند جهاني‌شدن در دو معناي مختلف با توجه به اين اصل در سند چشم‌انداز بيست‌ساله بررسي گردد.
معناي جهاني شدن
مي‌توان معناي جهاني‌شدن را از دو منظر كاملاً متفاوت مورد بررسي قرار داد 1. از منظر سيستم فكري و فلسفي غرب 2. از منظر جهان‌بيني اسلامي.3 جهاني‌شدن در ديدگاه غربي يك معناي عام دارد و يك معناي خاص. معناي عام آن با تغييرات اساسي ايجاد شده در وضعيت‌هاي مكاني و زماني تعريف مي‌شود. تغييراتي كه در اثر پيشرفت‌هاي تكنولوژي مختلف، از ‌جمله وسايل حمل‌ونقل و ارتباطي جديد، رسانه‌هاي فراگير مانند تلفن، تلويزيون، راديو،‌كامپيوتر و در حال حاضر ارتباطات ديجيتالي و... ايجاد شده و نيز موجب گرديده كه هر دگرگوني و تحولي در هر نقطه‌اي از جهان، در زندگي‌هاي فردي اثر گذارد و جهان بيرون وارد حريم خصوصي زندگی انسان شود. اين موقعيت همچنين باعث شده كه دنياي پديداري فرد به ندرت با محيطي كه او به طور فيزيكي در آن زندگي مي‌كند، منطبق باشد. اما معناي خاص آن همسان‌سازي فرهنگ‌ها و از بين بردن كلية خرده‌ فرهنگ‌هاي ناهمگون با فرهنگ غربي است. براي رسيدن به اين هدف همة نمودها و پديده‌هاي فرهنگي ملت‌ها اعم از آداب و رسوم، ارزش‌هاي اخلاقي و مذهبي و هنجارهاي اجتماعي را مورد تهاجم گسترده قرار داده و تلاش مي‌كند با تحقير فرهنگ ملت‌هاي غيرغربي وعقب‌مانده و غيرانساني خواندن آن، زمينه جايگزيني آن‌را با فرهنگ غربي فراهم آورد اين برداشت قطعاً از معناي جهاني شدن جدا از معناي عام آن نمي‌باشد. شعاردهكدة جهاني از سوي دولتمردان و يا تز پايان تاريخ از سوي فرانسيس فوكوياما4 و درسطح نازل آن سخنان بوش (رئيس‌جمهور سابق آمريكا) در برخورد توجيه اشغال كشور عراق كه دوستان و دشمنان خود را دسته‌بندي مي‌كند ريشه در همين نگرش فلسفي از معناي جهاني‌شدن دارد.
مباني فلسفي جهاني شدن
مباني فلسفي جهاني شدن به دوران مدرنيته غرب برمي‌گردد بايد ديد كه چه حادثه‌اي در آن دوران رخ داده كه به ظهور تكنولوژي جديد و در نتيجه ايجاد جامعة جهاني شده، منجر گرديده است؟ بررسي و تأمل در اين پرسش ما را با واقعيتي مواجه مي‌كند كه رخداد مهم آن دوران، تغيير نگرشي بود كه در انسان نسبت به خويشتن و به جهان به وجودآمد، به اين معنا كه با دكارت، عقلي كه در دوران قبل از مدرن، واسطة فيض الهي به موجودات عالم امكان بوده و مكمّل ايمان بشري و نيز چراغ راه رسيدن به حقيقت محسوب مي‌گرديد، به عقل محاسبه‌گر جزيي و نيز روشي براي رسيدن به يقين مبدل شد و به دنبال آن "من" انسان معيار همة يقين‌ها و حقايق معرفي گرديد و اصل و بنياد همه چيز شده و به سوژه‌اي بدل شد كه همه موجودات عالم بايد ابژه او مي‌شدند. به اين ترتيب خود بنيادي بشر (سوبژكتيويته )5 مبنايي شد كه تحولات بعدي بر اساس آن شكل گرفت، حاكميت عقلانيت مدرن و تفكر سوژه محور نتايج بسياري به بار آورد كه يكي از آنها انسان‌گرايي (اومانيسم) بود. يعني انساني كه معيارها و قوانين خود را از طبيعت اشياء يا از خدا دريافت نمي‌كند بلكه بر اساس عقل و ارادة خود، آن‌ها را مي‌سازد بنابر اين حق طبيعي مدرن، حق سوبژكتيويته است كه به وسيله عقل (عقل‌گرايي حقوقي) يا به وسيلة ارادة انسان (اراده‌گرايي حقوقي) وضع و تعريف مي‌شود. به دنبال اومانيسم، فردگرايي، كه حالت خاصي از انسان گرايي است نيز ظاهرشد كه نتايج و آثار خاصي در بعد اجتماعي پديد آورد. نگرش فرد گرايانه بر اين اساس استوار بود كه واحد صاحب حق، فرد انساني است نه جامعة انساني و مهم‌ترين حق انساني نيز آزادي است زيرا حقوق با آزادي سياسي قابل تحصيل است، اين نگرش پي‌آمدهايي مانند حقوق بشر، دموكراسي، ليبرال و سرمايه‌داري يا بازار آزاد را به دنبال داشت.
با ظهور مدرنيته و حاكم شدن سوبژكتيويته، علم نيز به علم تجربي و پژوهش در طبيعت به منظور در اختيار گرفتن آن تبديل شد و رفته‌رفته زمينه‌هاي فكري رشد و گسترش تكنولوژي جديد فراهم گرديد. چرا كه انساني كه در صدد غلبه برطبيعت است طبعاً سعي مي‌كند خود را به ابزار لازمه مجهز كند كه اين ‌رويكرد را مي‌توان مقدمه پيشرفت‌هاي فني و صنعتي و نيز مقدمة ظهور تكنولوژي جديد به حساب آورد. اما تكنيك جديد با آنچه كه ابزار ناميده مي‌شد تفاوت داشت زيرا ابزارها هميشه در خدمت انسان بودند ولي تكنيك مدرن فقط وسيله نبود بلكه نوع منحصر به فردي از آگاهي و غلبه و استيلا را در خود بسط مي‌داد وبه دليل همين ماهيت سيطره‌جو و سلطه‌جو به تدريج همه ‌چيز و همه‌كس را به خدمت گرفت تا جايي كه جهان هرگونه استقلالي را ازدست داد و صرفاً به ماده‌خام قابل تصرفي تبديل شدكه بايد مورد بهره‌برداري قرار گيرد كه اين روند تا عصرحاضر نيز ادامه يافته و آثار بالفعل آن در زمانة ما نيز مشهود و ملموس است.6
زن و جهاني‌شدن درمعناي غربي آن
مي‌دانيم شاخص‌هاي تعيين‌كنندة هر نظامي با ارزش‌ها و ايدئولوژي و جهان‌بيني آن نظام ارتباط نزديك دارد، بنابراين شاخص‌هاي اقتصادي با توجه به نظام مادي سرمايه‌داري، تعيين‌كنندة مقام زن در جهان غرب مي‌باشد حال آن كه در نظام الهي و اسلامي اينگونه نيست؛ چرا كه هدف جامعه نه افزايش سرمايه كه تقرب خداوند است بر اساس تعريف خاص از جهاني‌شدن كه همسان‌سازي فرهنگ‌ها و از بين بردن كليه خرده‌فرهنگ‌هاي ناهمگون با فرهنگ غربي است براي رسيدن به اين هدف آداب و رسوم، ارزش‌هاي اخلاقي و مذهبي و هنجارهاي اجتماعي مورد تهاجم قرار گرفته، استفاده ابزاري از زنان براي تبليغ كالاهاي سرمايه‌داران،‌تشويق آنان به پوشيدن لباس‌هاي نامناسب و تحريك‌كننده، عادي شدن روابط نامشروع ميان زنان و مردان در برخي كشورها و تجارت گستردة زنان به عنوان كالاي جنسي روي ديگر سكة اين معناي جهاني شدن مي‌باشد. اگر لاية ظاهري و سطحي موقعيت زن در دنياي امروز، كه بسيار زيبا و خوش‌منظر آراسته شده،‌ كنار رود و باطن آن آشكار گردد، خواهيم ديد كه سودآوري تجارت فحشاء، درحال ربودن گوي‌سبقت از تجارت مواد مخدر و اسلحه است زيرا مخاطرات آن دو را ندارد. سود اين تجارت سالانه 52 ميليارد دلار است7.
خطرناك‌تر از همه اين امور، فروپاشي بنياد خانواده است، خانواده منشأ عفاف، حيا و تنظيم‌كننده و كنترل‌كنندة تمايلات جنسي در محدودة رابطة زن و شوهري است و اين ويژگي با توجه افراطي به لذت‌هاي مادي و جنسي سازگار نيست به همين جهت برخي از افراد در جوامع غربي خانواده را فقط به عنوان محلي براي استراحت مي‌خواهند و به دنبال هوس‌هاي خود در بيرون خانواده‌اند نتيجه آن افزايش خانواده‌هاي تك سرپرست وكودكان بي‌سرپرست است در آمريكا روزانه 1300 كودك نامشروع به‌دنيا مي‌آيد و 1100 کودک ديگر سقط مي‌شوند.8
پيامدهاي جهاني‌شدن در معناي غربي آن
جهاني‌شدن در شكل كنوني، نتايج و پيامدهاي فراواني در ابعاد سياسي، اقتصادي، فرهنگي و اجتماعي به همراه داشته است. به عنوان مثال در بعد اقتصادي، رشد سرمايه‌داري و حاكميت شركت‌هاي چند مليتي بر اقتصاد جهاني كه وجود امكانات جديد ارتباطي و تكنولوژيك، آن را تسهيل نموده است موجب گرديده كه نابرابري‌ها افزايش يابد و بين كشورهاي توسعه‌يافته، تازه صنعتي شده وكم‌توسعه شكاف عظيم و تضاد غيرقابل حلي ايجادگردد. همچنين نفوذ و سيطرة شركت‌هاي چند مليتي بر بازارهاي جهاني دولت‌هاي ملي و نيز فرآيند دموكراسي در سطح جهان را با مخاطرات جدي مواجه نموده است9. جهاني‌شدن، هويت‌هاي ملي و نيز فرهنگ‌هاي بومي را نيز در معرض چالش جدي قرارداده است. هرچند بسياري از صاحب‌نظران تأثير و تأثر فرهنگي جوامع و ملل را بر يكديگر مي‌پذيرند ولي بدون ترديد اين واقعيت انكار ناپذير است كه با جهاني‌شدن، حفظ معنايي ثابت از هويت ملي هر روز بيش از گذشته با دشواري‌هايي رو به‌ رو مي‌شود.
جايگاه زن در روند جهاني‌شدن از ديدگاه اسلام
دين اسلام آئيني است كه داعيه انسان‌سازي دارد زيرا معتقد است انسانها داراي فطرت واحدي هستند؛ لذا طرح امت واحده و راههاي رسيدن به اين مدينة فاضله توسط نبي‌مكرم اسلام و ائمة ‌اطهار(ع) پايه‌گذاري شده و تا برپايي حكومت جهاني مهدوي(عج) كه مبتني بر عدل و قسط است، ادامه دارد. در اين راستا و براي رسيدن به اين هدف كلي زنان همدوش مردان نقش فعال و سازنده‌اي دارند و بر همين راستاست كه رهبركبير انقلاب حضرت امام خميني‌(ره)در بيان چشم‌انداز سياست خارجي جمهوري اسلامي به مسئولين امر برخي از اين اهداف را گوشزد مي‌كنند"من به صراحت اعلام مي‌كنم كه جمهوري اسلامي ايران با تمام وجود براي احياي هويت اسلامي مسلمانان در سراسر جهان سرمايه‌گذاري مي‌كند... ما بايد در ارتباط با مردم جهان و رسيدگي به مشكلات مسلمانان و حمايت از مبارزان و گرسنگان و محرومان با تمام وجود تلاش نماييم و اين را از اصول سياست خارجي خود بدانيم"10 .
همچنين تأكيد ايشان برحضور زن و دخالت در مقررات اساسي مملكت بوده، برنامه‌ريزي فرهنگي جهت حركت به سوي دورنماي ايده‌آل اسلام و نقش مؤثر زن در تحقق آرمان‌هاي الهي يعني تثبيت آئين، ‌پرورش مخلصين، پي‌ريزي حكومت جهاني اسلام، براندازي ظلم از جهان، روشنگري حقايق در دنيا و تبيين خط‌مشي او از آنچه كه هست به سوي آنچه كه بايد باشد ضروري است زيرا در وعدة حكومت جهاني كه (آسايش زن در دو بُعد امنيت و كسب علوم تا سطح عالي راياد آور گرديده) زنان به تفقه (ژرف‌انديشي) در دين آراسته شده و بر خانواده و جامعه،كتاب الهي و احكام آن چيره مي‌شوند از مقدمات اين حركت، پايان‌دادن به احساس ضعف و حقارت در زنان است كه منجر به گوشه‌گيري سياسي و فرهنگي آنان شده، نيز توجه افكار عمومي به نيروي پنهان و مؤثر زن و به‌كارگيري آن وتشويق زنان به شركت در بناي نظام اسلامي است. زن از نظر اسلام، صرفاً به خود دعوت نشده و فقط به رعايت مصالح خويش توجه نمي‌كند بلكه به كمال عمومي جامعه و مشاركتي كه مي‌تواند در دستگيري از افراد ديگر حتي در سطح جهاني و بالاتر از آن "مستضعفين في‌الارض" بكند، فراخوانده شده است11 . ديدگاه اسلام نسبت به زن ديدگاهي تكامل‌گراست، تكامل‌گرايي زن به معناي حضور او در دعوت به خوبي‌ها و ايثار او براي كمال عمومي جامعه و ايجاد فرصت براي كمال ديگران است.
وظيفة ‌نظام اسلامي در باب منزلت زنان در بستر روند جهاني‌شدن
واقعيت اين است كه نظام اسلامي بايد موضوع تهذيب و تكامل‌گرايي زنان را تعريف كرده، جايگاه آنان را در اسلام به رسميت بشناسد و در پي آن، محيط‌هاي پرورشي متناسب با آنها را ايجاد كند، نيز بستر اجتماعي توسعه و ارتقاي مسئوليتشان را به گونه‌اي فراهم گرداند كه سود و برآيند آن به دامان اسلام بازگشته و در اختيار دين قرارگيرد. درچنين جامعه‌اي هر فرد اولين مسئوليت خود و مجموعه‌اش را مسئوليت جهاني نسبت به اسلام دانسته و نگران وضعيت دين و قدرت كلمة‌ توحيد درجهان مي‌باشد، درمرحلة بعد در مسائل و نيازمنديهاي دولت اسلامي انديشه مي‌كند كه اينك پرچم مسئوليت تحقق عملي دين را برعهده گرفته است. نظام جمهوري اسلامي با خط ‌مشي برگرفته از قوانين الهي و با تدبير امام خميني (ره) بنيانگذار نظام اسلامی، جايگاه زن را در مرتبه‌اي كه در خور شأن وي بود قرار داد. امام(ره) فرمود: "شقاوت و سعادت كشورها بسته به وجود زن است."12 اگر زنان پيشرو و متعهد از ملت‌ها گرفته شوند، ملت‌ها به شكست و انحطاط كشيده خواهند شد. جريان انقلاب اسلامي و حضور قدرتمند زنان مسلمان در بزرگترين رويداد اجتماعي سياسي سدة بيستم موجب رويكردي نوين در عرصة مباحث اجتماعي مربوط به زنان گرديد. بانوان ايراني كه با پشت‌كردن به الگوهاي غربي و فرو گذاشتن فرهنگ برهنگي، بيش از پيش در عرصه‌هاي مختلف علمي و اجتماعي حضور پيدا كرده‌ دچار شگفتي عالم شدند و ديده‌هاي مشتاق بسياري از زنان جهان متوجه بانوان مسلمان ايران شد از بُعدي ديگر زنان ايراني درجريان انقلاب به الگوهايي چون حضرت ‌زهرا و حضرت زينب(س) و زنان اسوة صدراسلام اقتدا كردند و به اين ترتيب در دوران انقلاب و جنگ حماسه‌ها آفريدند. جمهوري اسلامي ايران ازديدگاه جهاني، به عنوان ام‌القراي جهان اسلام بايد جوابگوي سيل پرسش‌هاي متعدد و چالش‌زا بوده و الگوي توسعة اسلامي را به دنيا ارائه كند. اصل در توسعه، گسترش انسانيت است. در اين زمينه بايد پژوهش‌هاي متناسب با نظام ارزشي خود را ارائه دهيم در غير اين صورت چاره‌اي جز پيروي از نظام سكولارغربي نداريم. راه ديگر كه پيش روست توانمند‌سازي دروني است كه اين امر با سياست‌هاي بلندمدت و برنامه‌هاي كوتاه مدت دستگاههاي فرهنگي كشور و سياستگذاري‌هاي مناسب امكان‌پذير است تا پس از طي كردن يك فرآيند توانمندسازي بتوان به خوبي در مقابل فرهنگ‌هاي وارداتي ايستادگي كرده و حتي بر ديگر فرهنگ‌ها تأثير فرهنگي بگذارد به اين ترتيب جهاني‌شدن بزرگترين ابزاري است كه زمانه در دست بشر قرارداده است. موفق كسي است كه بتواند جهت معرفي و ارائه و تبليغ و جذب و در نهايت به ثمر رساندن اهداف و خواسته‌هاي خود از اين روند استفاده كند ساخت فرهنگ پس‌زمينة اصلي اقتصاد و سياست است اگر در فرهنگ و ارزش‌هاي جامعه تحول صورت پذيرد، دگرگوني در اقتصاد و سياست، آسان‌تر خواهد بود در همين راستا مقام معظم رهبري هم خطر شبيخون فرهنگي را گوشزد و هم دستور توجه به توليد علم نرم‌افزاري را براي استفاده از بهترين و كارآمدترين ابزارها براي رساندن پيام اسلام صادر فرموده‌اند.
اهداف، پيشنهادات و راهكارهاي لازم در روند جهاني شدن
ملتي كه به توانايي خود ايمان و باور دارد و عبارت"ما مي‌توانيم" را نه صرفاً در لفظ كه در"عمل" بيان مي‌كند، قله‌هاي افتخار را به سرعت فتح خواهد كرد. آن خودباوري كه پيامبرگرامي |در ياران اندك خود به وجود آورد سبب شد که در شهر كوچك مدينه امتي تربيت شود كه براي اصلاح جهان قيام كند و از همان ابتدا براي آزادي ستمديدگان جهان و گسترش توحيد در تمام دنيا برنامه‌ريزي نمايد سه هدف كلي پيش‌روي همه مسلمين است كه نقش زنان در رسيدن به اين اهداف هم‌دوش مردان است:
1. تجديد حيات تمدن اسلامي براساس معيارهاي اصيل ديني، 2. كمك به رفع كاستي‌هاي تمدن كنوني،3. آماده سازي جهاني براي ظهور منجي بزرگ بشريت و موعود پيامبران الهي(ع).
براي رسيدن به اين اهداف كلي زمينه‌سازي‌هايي لازم است از جمله تقويت توانايي‌هاي فردي، تقويت ايمان و اراده، تلاش براي كسب آگاهي دقيق از تمدن اسلامي و تمدن جديد، تحكيم بنيان خانواده، همراه كردن ديگران با خود ـ تلاش براي پيشگام ‌شدن در علم و فناوري، تقويت عزت‌نفس عمومي، پرهيزاز مادي‌گري و توجه بيش از نياز به پديده‌هاي دنيوي، توجه و حساسيت نسبت به مسائل دنياي اسلام و مسلمانان و بيدادگري مستكبران ـ اتخاذ مواضع به موقع و اصولي در برخورد با توطئه‌هاي دشمنان اسلام در داخل و خارج ـ اهتمام به تربيت نسل شجاع و متعهد و ظلم ستيز و انقلابي.
براي رسيدن به اين اهداف زن مسلمان بايد فعال باشد هم در كشورهاي اسلامي و هم در سرزمين‌هاي غير اسلامي. وظيفة زنان در اين راستا افزايش "شرح صدر" و " تبديل حساسيت‌ها" از توجه به مسائل فردي و شخصي به موضوعات بزرگ اجتماعي و جهاني و تاريخي است تا به هدايت زنان درجهت بندگي خداوند بينجامد.
نتيجه
حاصل چيره شدن بر امواج جهاني اثرگذاري بر جهان و جهانيان خواهد بود ولي اگر موضع‌گيري منفعل و گنگ در پيش گرفته شود برآيندي جز تخريب و ويرانگری نخواهد داشت. اولين مقوله‌اي كه در اين وادي تخريب خواهد شد، فرهنگ ملي و بومي خواهد بود. سير جهاني شدن هر چند شعار تكثر و چند‌گونگي فرهنگي را سر مي‌دهد اما با اراده و باوراندن يك قالب فرهنگي برتر به همة ملت‌ها در جهت نابودي خرده فرهنگ‌ها قدم بر مي‌دارد حتي كشور‌هاي اروپايي براي حمله به فرهنگ و هويت‌ ملي خويش نگران و هراسانند. ژاك كويني، وزير دادگستري فرانسه معتقد است که اينترنت در شكل فعلي‌اش نوعي استعمار نوين است و اگر چاره‌اي نينديشيم سبك زندگي خود را به مخاطره انداخته‌ايم13. اما با نگاهي دقيق به اين مبحث روشن خواهد شد كه استفاده از ابزار جهاني شدن مي‌توان اثري مطلوب در اين عرصه داشت به اين ترتيب كه از فضاي مناسب و فناوري اطلاع‌رساني استفاده برد و به معرفي و ارائه مواضع خود پرداخت. حملات متوجه فرهنگ و دين اسلام است به عنوان مثال حجاب يك راهبة مسيحي، در نظر غربيان نماد آرامش، پاكي و خلوص مذهبي است ولي زن مسلمان با حجاب، نمادي از ستم بر زنان و يا سياست‌هاي تعصب آميز تلقي مي‌شود14. روند رو به رشد گرويدن مردم مغرب زمين به دين مبین اسلام باعث شده كه امروزه اقليت مسلمان در ايالات متحده (7 ميليون نفر) در فرانسه (6 ميليون نفر) در آلمان و بريتانيا (3ميليون نفر) اسلام را به پديدة مهم پيدايش در زندگي روزمره تبديل كند. 15 در واقع در جهاني شدن پاسخي به ا ين حقيقت جاري در جامعة غرب است تا اگر جمعيتي را غرب ازدست مي‌دهد، جمعيتي را هم جوامع اسلامي از طريق تهاجم فرهنگي و پذيرفتن غرب ازدست بدهند.
وظيفة جامعة اسلامي اين است كه براي زنان و مردان شأني شايستة ولايت اسلام تعريف كند، به طوري كه زنان وقتي از حقوق خود و حقوق انساني بحث مي‌كنند، اين امر در خدمت توسعة اقتدار اسلام باشد. مهمترين بخش و اثر گذارترين مورد تغيير و تبديل حساسيت‌ها از مسائل خرد و جزئي به موضوعات بزرگ اجتماعي و جهاني و تاريخي است. اگر روحية زن به واسطة درگيري با مظالم بزرگ عوض شود، نسبت به رنج‌هاي كلان ابراز حساسيت خواهدكرد، نه نسبت به رنج‌هاي خرد و كم‌اهميت به اين ترتيب جهاني شدن بزرگترين ابزاري است كه زمانه دردست بشر قرارداده است ‌برنده كسي است كه بتواند جهت معرفي و ارائه و تبليغ و جذب و در نهايت به ثمر رساندن اهداف و خواسته‌هاي خود از اين روند استفاده كند.
در آخر ياد آور مي‌شود؛ انجام وظايف صحيح زن و حسن ايفاي تكاليف الهي او لزوماً به معناي حضور فيزيكي او در جامعه و شركت مستقيم در فعاليت‌هاي اجتماعي نيست؛ بلكه چنانكه ذكر شد تقويت كانون خانواده و پرداختن به امر خطير تربيت مذهبي و معنوي فرزندان بزرگترين ايفاي نقش يك زن در جامعه محسوب گرديده و در فرايند جهاني شدن آموزه‌هاي حيات‌بخش اسلام بيشترين تأثير را خواهد داشت.
پي‌نوشت‌ها:

1 . عضو هئيت علمي دانشگاه آزاد اسلامي واحد خرم آباد.
2. Heidgger / The Question concerning Technology.
3. اين معنا از جهاني‌شدن به صورت مجزا مورد بررسي قرار گرفته است که جهت رعايت اختصار در اين بخش آورده نشد.

4. اين تز در مقاله‌اي تحت عنوان " پايان‌تاريخ؟" مطرح شده كه دركتاب فيلسوفان سياسي قرن بيستم نگارش مايكل ايچ لسناف ترجمه خشايار ديهيمي آورده شده است.
5. Subjectivity
6. جهاني شدن و نسبت آن با مدرنيته، دكتر شمس‌الملوك مصطفوي، فصلنامة برهان و عرفان.
7. مؤسسة تحقيقاتي ريپ ايز، (به نقل از نشريه سياحت غرب، مركز پژوهش‌‌هاي اسلامي سازمان صدا و سيما، شماره6.)
8. در سراشيبي به سوي گومورا، پروفسور رابرت، اچ بورگ. ترجمه‌ الهه هاشمي حائري، ص30.
9. هابرماس در كتاب "جهاني شدن و آينده دموكراسي " به توضيح اين مطلب مي‌پردازد اين كتاب به ترجمه كمال پولادي توسط نشر مركز به چاپ رسيده است.
10. صحيفه نور، ج 20،ص 237 - 234.
11. دفتر مطالعات و تحقيقات زنان، مجموعه مقالات هم‌انديشي بررسي مسائل و مشكلات زنان، ج 1،ص 120.
12. صحيفة نور، ج7، ص339، پيام26/2/1358، مقام و منزلت حقيقي زن.
13. پگاه حوزه ، ش 31 ،ص 11.
14. فصلنامه فرهنگ، س16،ش4 ، زمستان 82، ص304.
15. هافمن مراد ويلفرد، جهاني شدن وآينده اسلام، روزنامه انتخاب 9/5/80.