try another color:
60% 70% 80% 90% تغییر اندازه فونت متن:
امروز: چهارشنبه, 30 آبان, 1397

پرسش‌ها و پاسخ‌هاي عاشورا پژوهانه (قسمت اول)

Send to friendSend to friend
نام نویسنده: 
سيدمجتبي مجاهديان
زیر عنوان: 
در گفتگوي مكتوب با استاد حجت الاسلام و المسلمين مهدي پيشوايي

اشاره
سال گذشته گفتگويي تاريخ‌پژوهانه با محقق ارجمند حجت الاسلام و المسلمين مهدي پيشوايي پيرامون بخش حسّاس و مهم تاريخ اسلام يعني واقعه كربلا، داشتيم؛ كه در دو قسمت و با عناوين "نگاهي به مكتب عاشورا پژوهي" و "نگاهي به مكتب عاشورا از منظر اهل سنّت" در شماره‌هاي 72 (دي 1388) و 73 (بهمن 1388) به چاپ رسيد؛ و مورد توجه اصحاب دانش و بيش قرار گرفت. در آن گفت و شنفت تاريخي، به علت ضيق وقت، همچنان تعدادي از پرسش‌هاي از پيش طراحي شده ما بي‌پاسخ ماند. از اين رو در پايان از استاد خواستيم تا تتمه آن گفتگو را به صورت مكتوب به سرانجام برسانند؛ كه البته ايشان كريمانه اجابت نمود.
استاد مهدي پيشوايي را كه از اواخر دهه 40 شمسي و با ماهنامه "درسهايى از مکتب اسلام" مي‌شناسيم، هميشه چهره‌اي قرين تلاش‌هاي علمي ـ پژوهشي، به ويژه در حوزه تخصصي تاريخ اسلام، داشته است. همينك وي مدیريت گروه پژوهشی تاریخ موسسه آموزشى و پژوهشى امام خمینى (ره) و سردبیري فصلنامه علمی ـ تخصصى "تاریخ در آینه پژوهش" را به عهده دارد. برخي از عناوين آثار استاد پيشوايي عبارتند از:
الف)کتابها: 1. ارزيابى انقلاب حسين(ريشه‏هاى تاريخى و اجتماعى و نيز آثار و پيامدهاى حادثه كربلا) 2. امام حسن(ع) پرچمدار صلح و آزادى 3. بحث‌هايى از فقه تطبيقى(با همكاري حجت الاسلام گودرزي) 4. پيشواى آزاده، (زندگانى سياسى و اجتماعى امام هفتم) 5. تاريخ اسلام (از جاهليت تا رحلت پيامبر اسلام )متن درسى حوزه و دانشگاه (جلد دوم اين كتاب در قالب تاريخ خلفا در دست اتمام است) 6. دورنمائى از زندگانى امام باقر(ع) 7. سيره پيشوايان (زندگانى سياسى و اجتماعى ائمه معصومين) 8. شام، سرزمين خاطره‏ها 9. شخصيت‌هاى اسلامى شيعه (زندگي‌نامه تعدادى از صحابه شيعي، مشتركاً با آيت الله جعفر سبحاني) 10. شناخت شيعه (رد وهابيت) 11. قهرمانان راستين (زندگينامه حدود 20 نفر از ياران بزرگ پيامبر اسلام به صورت داستان، ترجمه از عربي به فارسي) 12. مبارزات مسلمانان تركستان (ترجمه از عربي به فارسي).
ب) مقالات: بيش از 200 مقاله علمي و تخصصي يا ترويجي از ايشان در نشريات مختلف به چاپ رسيده است، از جمله: ريشه‏هاى تاريخى و زمينه‏هاى اجتماعى عاشورا؛ نقش جبرگرايى در توجيه حادثه عاشورا؛ اربعين حسينى در نگاه تاريخى؛ از سلطان عبدالحميد تا وارثان آتاترك؛ ابو ايوب انصارى در جنگ قسطنطنيه؛ ارزشهاى اخلاقى در مسلخ سياست جهانى؛ پيشاپيش حوادث؛ دوره فتنه و شبهه؛ راههاى نفوذ اسرائيليات در تاريخ اسلام؛ گفت وگو ميان اسلام و مسيحيت؛ نقش شيعه در تمدن اسلامي؛ مبارزات و انقلاب‌هاى شيعيان (سلسله مقالات ترجمه و اقتباس از كتاب "جهاد الشيعه‏" تأليف دكتر سميرة مختار الليثي)؛ "طلوع و غروب امپراتورى عثماني" (سلسله مقالات)؛ نقد ديدگاه گلدزيهر درباره آگاهي پيامبر از آينده دين خود؛ تاملى در آثار و انديشه‌هاى ابن خلدون؛ نقد و نظرى بر كتاب"تاريخ اسلام" تاليف دكتر محمود طباطبايي؛ نقد و ارزيابى کتاب "تاريخ اسلام؛ از بعثت تا غيبت" تأليف دکتر زرگرى نژاد.
و اما آنچه پيش روي شماست، گفت و شنفت صريح و مكتوب ما با عاشوراپژوه ارجمند استاد حجت الاسلام و المسلمين مهدي پيشوايي بر اساس برخي شبهات مطرح پيرامون قيام سيدالشهداء(ع)است؛ كه اميدواريم گامي در تبيين زواياي ديگري از اين واقعه بزرگ تاريخ اسلام باشد.
معارف
( آیا امام حسین(ع) با معاویه بیعت کرده بود؟ در صورت منفی بودن پاسخ، علت عدم قیام آن حضرت بر علیه معاويه چه بود؟ و در صورت پاسخ مثبت، پس چرا با یزید هم بیعت نکرد؟
˜˜˜( ˜امام حسین(ع) پیمان صلح برادرش امام حسن(ع) با معاویه را امضا کرده بود و به آن پیمان پایبند بود. یکی از مواد اصلی پیمان این بود که حسن بن علی(ع) خلافت را به معاویه واگذار می‌کند و او تا زنده است خلافت می‌کند، اما حق واگذاری خلافت را بعد از خود به هیچ‌کس ندارد و بعد از او خلافت به حسن بن علی(ع) و بعد از او به حسین بن علی(ع) می‌رسد. بنابراین یزید و خلافت او اصلاً مطرح نبود و معاویه بعدها به فکر وليعهدی یزید افتاد، و چون این امر با وجود امام حسن(ع) و با توجه به مفاد پیمان‌نامه صلح ـ که گفته شد ـ عملی نبود، معاویه اقدام به مسموم کردن امام مجتبی(ع) و شهادت او کرد و سپس کم کم وليعهدی یزید را مطرح نمود که ماجرای دیگری دارد. نتیجه اینکه بعد از مرگ معاویه، مدت صلح نامه تمام شده بود و امام حسین(ع) هیچ تعهدی در برابر یزید نداشت.البته باید توجه داشت که طرح وليعهدی یزید در زمان امامت امام حسین(ع) ـ بین سال‌های 50-60 هجری ـ بود و یزید نه تنها شخصاً صلاحیت اخلاقی و عملی برای خلافت نداشت، بلکه مسئله ولیعهدی مربوط به حکومت کسری و قیصر بود. در اسلام سابقه نداشت و یک بدعت آشکار بود، از این رو امام حسین(ع) سال‌ها پیش از آغاز حکومت یزید و در زمان خلافت معاویه، ولیعهدی او را نپذیرفت و به این عنوان با او بیعت نکرد. بنابراین به رسمیت نشناختن حكومت یزید توسط امام حسین(ع)، بعد از مرگ معاویه صورت نگرفت، بلکه از سال‌ها پیش صورت گرفته بود.
( چرا امام حسین(ع)با اینکه می‌دانست دشمن به سخنانش بی‌اعتناست، تا لحظه آخر آنان را نصیحت می‌کرد و برای آنها دل می‌سوزاند؟!
˜( امام حسین(ع) در واقع از سیرة جدش رسول الله(ص) و پدرش امیرمؤمنان علي(ع) پیروی مي‌کرد بررسی غزوات رسول خدا(ص) و سه جنگی که برای امیرمؤمنان علي (ع)پیش آمد نشان می‌دهد که آن دو بزرگوار نهایت خویشتن‌داری را می‌کردند تا دشمن، ارشاد و هدایت شود و کار به قتال و خونریزی نرسد. امام حسین(ع) بر این اساس می‌خواست احتجاج و اتمام حجت کند و راه هیچگونه عذر و بهانه‌ای برای آنها باقی نگذارد، هرچند یکنفر مانند حر بن یزید ریاحی هدایت یابد و حداقل شاهدان، سخنان او را برای غائبان نقل کنند و در مورد ستمگری امویان روشنگری شود و افکار عمومی داوری کند. چنانکه همین گونه شد، و مظلومیت آن حضرت آشکار گردید.
( چه ضرورتی داشت که امام حسین(ع)در ظهر روز عاشورا و در وسط ميدان جنگ و در میان انبوه سپاه دشمن، نماز ظهر بخواند تا به این خاطر عده‌ای از یارانش شهید شوند؟!
˜˜( اصولاً اختلاف امام حسین(ع) با حکومت بنی‌امیه بر سر دین بود، آنها در دین بدعت‌ها گذاشته و تحریف‌ها به وجود آورده بودند. آنها پایبند به نماز و روزه و سایر آموزه‌های اسلام نبودند. این امر در صحنه کربلا نیز تبلور یافت. صحنة کربلا در روز عاشورا صحنة رویارویی کفر و ایمان بود در حالی که سپاه یزید به دنبال غنایم جنگی و دریافت انعام و جایزه از یزید بودند، یار وفادار امام، ابوثمامه فرا رسیدن ظهر را اعلام کرد و امام نماز خوف را در صحنه جنگ به جا آورد، نمازی که ستون دین است و از ارکان عملی اسلام به شمار می‌رود: "بُنِيَ الْإِسْلَامُ عَلَى خَمْسَةِ أَشْيَاءَ عَلَى الصَّلَاةِ وَ الزَّكَاةِ وَ الْحَجِّ وَ الصَّوْمِ وَ الْوَلَايَةِ"1. آیا امام حسین(ع) می‌توانست نماز را تعطیل کند؟ چه سندی برای قداست قیام امام حسین(ع) از این بالاتر که او به نماز، این قدر اهمیت داد؟ البته امام حسین(ع) طبق آیه 102 سوره نساء که دستور اقامه نماز خوف در صحنه جنگ را بیان می‌کند: " وَ إِذا كُنْتَ فيهِمْ فَأَقَمْتَ لَهُمُ الصَّلاةَ فَلْتَقُمْ طائِفَةٌ مِنْهُمْ مَعَكَ وَ لْيَأْخُذُوا أَسْلِحَتَهُمْ فَإِذا سَجَدُوا فَلْيَكُونُوا مِنْ وَرائِكُمْ وَ لْتَأْتِ طائِفَةٌ أُخْرى‏ لَمْ يُصَلُّوا فَلْيُصَلُّوا مَعَكَ وَ لْيَأْخُذُوا حِذْرَهُمْ وَ أَسْلِحَتَهُمْ وَدَّ الَّذينَ كَفَرُوا لَوْ تَغْفُلُونَ عَنْ أَسْلِحَتِكُمْ وَ أَمْتِعَتِكُمْ فَيَميلُونَ عَلَيْكُمْ مَيْلَةً واحِدَةً "2 نماز به جای آورد. طبق روایتی از امام صادق(ع)، رسول خدا(ص) نیز در غزوه "ذات الرقاع"، نماز را به همان کیفیتی که قرآن مجید بیان فرموده است، با رزمندگان اسلام به جای آورد.3 پس نماز امام حسین(ع) به حکم قرآن مجید و طبق سیرة جدش پیامبر(ص) بود. البته طبق تحقیق تا پایان نماز امام و یارانش (بنا به نقل سيد ابن طاووس) تنها یک نفر به نام "سعید بن عبدالله حنفی4و بنا به نقل طبري شخص حنفی دیگری به شهادت رسید.5
( چرا کسانی چون جابر بن عبدالله انصاری، محمد بن حنفیه، عبدالله بن عباس و عبدالله بن جعفر (همسر حضرت زینب) در کربلا و همراه امام حسین(ع) حضور نداشتند؟
( جابر بن عبدالله و عبدالله بن عباس در آن زمان نابینا بودند. اما موضع گیری محمد بن حنفیه و عبدالله بن جعفر جای بحث و بررسی دارد. به نظر می‌رسد این دو نفر مخالف بیعت امام حسین(ع) با یزید بودند و راه آن حضرت را راه حق می‌دانستند و هرگز طرفدار بنی امیه نبوده‌اند اما تفکر انقلابی نداشتند و ریسک پذیر نبودند. و شاید در عین طرفداری از امام، روش مخالفت او را قبول نداشتند. 6
( امام حسین(ع) با چه سرعتی حرکت می‌کرد که در عرض سه هفته خود را به کوفه رساند؟! چرا كه از هشتم ذیحجه تا اول محرم 22 روز است؛ در ضمن، فاصله بین مدینه تا مکه 470 کیلومتر مي‌باشد و از مکه تا کربلا نزدیک 2500 کیلومتر! آيا اين داستان نمي‌تواند ساختگي و مصنوعي باشد؟!
( با ذهنیت نادرستی که سؤال کننده داشته قضایا و مسافت‌ها با هم خلط شده و تصویر آشفته‌ای ارائه شده؛ از این رو سؤال‌ها و ابهام‌ها به وجود آمده است. باید توجه داشت که امام حسین(ع) به قصد عراق از مکه حرکت کرد نه از مدینه زیرا امام(ع) در 28 رجب سال 60 هجرت ، به قصد مکه حرکت کرد و سوم شعبان به مکه رسید و از آن زمان تا هشتم ذیحجه در مکه اقامت داشت و به دنبال نامه‌های دعوت زیادی که از کوفیان رسید، امام 8 ذیحجه از مکه حرکت فرمود. پس مسافت بین مکه و مدینه از این محاسبات ، در سؤال حذف می‌شود. حال ببینیم مسافت بین مکه تا کربلا چقدر است. اینکه در سؤال آمده است كه این فاصله 2500 کیلومتر بوده، معلوم نیست مأخذش چیست، فاصله بسیار کمتر از این است. بر اساس مطالعات و بررسی‌های جغرافیایی جدید با ابزارهای امروزی، فاصله بین مکه تا کربلا حدود 1400 کیلومتر است نه 2500کیلو متر!7 از طرف دیگر ورود امام و همراهان به کربلا ـ بنابر مشهور ـ دوم محرم بوده است، پس 24 روز در راه بودند. حال اگر مسافت 1400 کیلومتر را به 24 تقسیم کنیم در هر شبانه روز چیزی حدود 60 کیلومتر به دست می‌آید. آیا قافلة حسینی در هر شبانه روز، حتی با احتساب استراحت و نماز و امثال آن نمی‌توانستند 50-60 کیلومتر راه را طی کنند؟ به ویژه آنکه امام نسبتاً سریع حرکت می‌کرد و از پیگیری مسیر حرکت امام بر می‌آید که آن حضرت در بعضی از منازل بین راه، یک شبانه‌روز و در برخی دیگر تنها یک روز و در بعضی جاها چند ساعت توقف می‌کرد و در بعضی از آنها تنها برای اقامه نماز توقف می‌نمود و در بعضی از منازل اصلاً توقفی نداشته است.
( امام حسین(ع) كه عازم کوفه بود، پس چگونه به کربلا رسید؟! در صورتی که کربلا تا کوفه حدود 200 کیلومتر فاصله دارد؟!
( کربلا در کنار و امتداد فرات در هشتاد كيلومتري شمال غربی کوفه قرار دارد، نه 200 کیلومتری آن! چنانکه در نقشه جغرافیایی به خوبی مشاهده می‌شود، امام از جنوب به سمت شمال حرکت می‌کرد. در تاریخ و مقتل آمده است که در مسیر کوفه، سپاه حرّ از طرف عبیدالله بن زیاد در منزلي به نام "ذوحُسَم" به اردوی حسینی رسید و اعلام کرد که مأموریت دارد مانع حرکت او به سوی کوفه شود. امام به تهدید او ترتیب اثر نداد و عازم پیشروی شد، حرّ گفت پس به سمتی برو تا تو را به کوفه نرساند، تا دستور بعدی به من برسد، چرا که من مأمور جنگ با تو نیستم، بلکه مامور جلوگیری از ورود شما به کوفه هستم، به این ترتیب به پیشنهاد حر، امام و سپاه حر رو به شمال از ذوحُسَم به بعد به سمت چپ روانه شدند و پس از طی چند منزل به کربلا رسیدند و امام در آنجا اردو زد. حر نیز روبروی قافله حسینی اردو زد. موقعیت انشعاب مسیر امام از ذو حُسَم به بعد تا کربلا از مسیر مستقیم کوفه، در نقشه جغرافیایی، کاملاً روشن است به اين گونه امام، بدون ورود به کوفه با انتخاب اضطراری راهی نیم دایره‌ای، از حدود 50 کیلومتري کوفه عبور کرده در 80 کیلومتری شمال غربی این شهر اردو زد.
( اگر امام حسین(ع)کوفیان را به خوبی مي‌شناخت و بی وفایی آنان را دیده بود، پس چرا مسلم بن عقيل، پسر عموی خویش را به کوفه فرستاد تا حرکت و واکنش اجتماع کوفی را از نزدیک ببیند؟!
( چون هزاران نامه از طرف کوفیان به امام رسید که طی آنها اعلام آمادگی برای بیعت با امام کرده بودند، از طرف دیگر، امام با حکومت یزید مخالفت کرده وارد مکه شده بود، و در مکه نيز احساس نا امنی می‌کرد، با بررسی همه گزینه‌ها، کوفه به شرط وفاداری بهترین بود! از طرف دیگر ردّ دعوت آنها بدون هیچ گونه بررسی درست نبود زیرا امام به نوعی احساس وظیفه و تکلیف می‌کرد. در واقع، اجابت دعوت مردم کوفه از طرف امام حسین(ع) بی‌شباهت به قبول خلافت توسط علی(ع)، پس از قتل خلیفه سوم نبود. علی(ع) در آن شرایط مایل به قبول خلافت نبود، بلکه آن را نا موفق ارزیابی می‌کرد. اما چون با اصرار امت روبرو شد، پذیرفت. امام حسین(ع) نیز احساس وظیفه می‌کرد. به تعبیر شهید مطهری، قبول دعوت مردم کوفه از طرف امام حسین(ع) "همکاری و تعاون" بود، اما مخالفت با یزید و ایستادگی در برابر او، "تهاجم" به حساب مي آمد. البته باید توجه داشت که کوفه باید به عنوان محل قیام در نظر گرفته شود، اما قیام حضرت، ماه‌ها پیش از رسیدن نامه‌های کوفه در مکه، آغاز شده بود و در واقع کوفیان پس از آغاز قیام، به امام پیوستند امام در اصلِ قیام نقش نداشتند، اگر اهل کوفه هم وجود نداشتند، امام حسین(ع) با یزید بیعت نمی‌کرد، چنانکه سال‌ها پیش با ولیعهدی او بیعت نکرده بود و پیش از حرکت به مکه نیز در مدینه زیر بار بیعت او نرفته بود.
( در گزارش‌های تاریخی می‌بینیم که بحران آب حداقل تا صبح روز عاشورا وجود نداشته است؛ بلكه سپاه امام(ع) از ذخیره کافی آب برخوردار بوده‌اند؛ چنانكه در آن روز حضرت(ع) و حداقل دو تن از اصحاب، به استحمام و تنظيف پرداخته‌اند! مسلماً اگر وضعيت به گونه‌اي بود که احتمال مي‌دادند با معضل بي آبي، آن چنان که در مجالس عزاداري مي‌شنويم، روبرو خواهند شد، آب را ذخيره مي‌کردند تا کودکان از تشنگي بي تاب نشوند؛ اما آنچه گفته مي‌شود و معروف است به گونه‌اي ديگر است! اين تناقض را چگونه توضيح مي‌دهيد؟
( بخش اول سؤال یعنی برخوردار بودن از ذخیره کافی آب، صحت ندارد. از روز هفتم محرم که آب فرات را به روی اردوی حسینی بستند، محدودیت آب وجود داشت و در این سه شبانه روز یک بار عباس بن علی(ع) به دستور امام همراه سی سواره و بیست پیاده توانستند بيست مشک آب به خیمه‌ها برسانند. كه طبعاً نمی‌توانست جوابگوی نياز ـ حد اقل ـ هفتاد و دو نفر مرد، و تعدادی زنان و اطفال و مرکب‌ها باشد. اما اینکه با وجود کمی آب چگونه قابل قبول است که امام و یارانش به نظافت بدن خود پرداخته باشند که لازمه‌اش وجود آب ـ مازاد بر نیاز‌های ضروری ـ است؟ پاسخ این است که اصل قضیه، نظافت كامل و كافي نبوده است بلکه نص تاریخی می‌گوید: امام دستور داد مشکی "توره" (که به معنای بادیه یا کاسه‌ای بزرگ است) آماده کردند و آن را در آن ظرف به هم زدند و امام و همراهان، خود را با آن مشک خوشبو کرده برای شهادت آماده شدند. اما در برخی از منابع تاریخی قدیم، گویا ـ هنگام استنساخ توسط نسخه نگاران آن روز که گاهی دچار اشتباه در نسخه برداری می‌شدند یا هنگام حروف چینی و چاپ در ادوار بعدی ـ کلمه "توره" به "نوره" تصحیف شده و تصور شده که در آن ظرف، نوره آماده کردند. پس اصلاً نظافت به آن صورت نبوده. این، حاصل بررسی‌های جدید علمی ـ تاریخی است که در کتاب "تاریخ قیام و مقتل جامع سید الشهداء(ع)" به قلم گروهی از تاریخ پژوهان زیر نظر اینجانب آمده است که متن آن در زیر ملاحظه می‌شود:
غلام عبدالرحمن عبد ربه انصاری می‌گوید: هنگامی که لشكر عمر بن سعد گرد آمده و رو به سوی امام حسین(ع) آوردند، حضرت دستور داد خیمه برپاکردند و آنگاه به امر او در آن خیمه دربادیه‌ای بزرگ یا در کاسه‌ای، مُشک آماده کردند . آن حضرت وارد خیمه شد و مُشک بر بدن خود مالید و خود را خوشبو کرد.8 غلام می‌گوید: اربابِ من عبدالرحمان بن عبد ربه به همراه بریر بن خضیر همدانی بر در خیمه به نوبت ایستاده بودند. هرکدام می‌خواستند بعد از امام زودتر از دیگری وارد آن خیمه شوند. بریر با عبدالرحمان مزاح می‌کرد. عبدالرحمان گفت: دست بردار، حالا وقت مزاح نیست، بریر گفت: به خدا سوگند نزدیکان من می‌دانند که من نه در جوانی اهل شوخی بوده ام و نه در پیری ولی از آنچه در انتظار ماست خوشحالم و در پوست خود نمی‌گنجم. به خدا قسم میان ما و حوریان بهشتی فاصله‌ای نیست جز آنکه این گروه با شمشیر بر ما بتازند. غلام یاد شده اضافه می‌کند: چون امام حسین(ع) از خیمه بیرون آمد ما داخل شدیم و خود را خوشبو کردیم. آنگاه امام(ع) سوار بر مرکب شد و قرآنی خواست و آن را پیشاپیش خود قرار داد [و به میدان رفت].9
( بعضي معتقدند حضرت امام رضا(ع) حادثة عاشورا را نسخ فرموده و به شیعیان تا روز ظهور امام زمان(ع) اجازة حرکت انقلابی علیه ظلم را نداده‌اند! در اين باره چه مي‌فرماييد؟
( چنین حدیثی با این مضمون از امام رضا(ع) نقل نشده است، خوب بود در سؤال، متن حدیث و مأخذ آن ذکر می‌شد تا بتوان از نظر سندی و دلالی بررسی کرد. این گونه سؤالی که هیچ مستندي ندارد و فقط به اعتقاد بعضی، به یک امام معصوم نسبت داده شده، ارزش پاسخ‌گویی ندارد. اما در هر حال حادثه عاشورا نه نسخ شده و نه نسخ‌شدنی است، راه امام حسین(ع) و مکتب انسان ساز و آزادی‌بخش او جاوید است و امروز هم پیام عاشورا و قیام حضرت سیدالشهداء(ع) زنده است. مگر امام حسین(ع) برای چه قیام کرده بود و هدف او چه بود که نسخ شود؟ همان گونه که مقاتل و تواریخ نوشته‌اند امام حسین(ع) پیش از حرکت از مدینه به مکه، طی وصیت‌نامه ای که خطاب به برادرش محمدبن حنفیه نوشت ـ و در واقع منشور قیام او بودـ هدف خود را از قیام، امر به معروف و نهی از منکر، زنده کردن سیره جدش پیامبر و پدرش امیرمؤمنان(ع) و اصلاح امر امت اسلامی معرفی کرد. آیا این اهداف قابل نسخ است؟
امام حسین(ع) در مسیر کوفه در یکی از منازل به نام "بیضه" طی سخنانی در جمع سپاه خود و سپاه حر چنین فرمود: أیُّها النّاس! أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ(ص) قَدْ قَالَ فِي حَيَاتِهِ مَنْ رَأَى سُلْطَاناً جَائِراً مُسْتَحِلًّا لِحُرُمِ اللَّهِ نَاكِثاً لِعَهْدِ اللَّهِ مُخَالِفاً لِسُنَّةِ رَسُولِ اللَّهِ يَعْمَلُ فِي عِبَادِ اللَّهِ بِالْإِثْمِ وَ الْعُدْوَانِ ثُمَّ لَمْ يُغَيِّرْ بِقَوْلٍ وَ لَا فِعْلٍ كَانَ حَقِيقاً عَلَى اللَّهِ أَنْ يُدْخِلَهُ مَدْخَلَهُ ...10 : ای مردم! پیامبر(ص) فرمود: هر مسلمانی با سلطان ستمگری مواجه گردد که حرام خدا را حلال نموده و پیمان الهی را در هم می‌شکند و با سنت [و قانون] پیامبر به مخالفت برخاسته و در میان بندگان خدا راه گناه و دشمنی در پیش می‌گیرد ولی در مقابل چنین حاکمی با عمل و یا گفتار اظهار مخالفت نکند. بر خداوند است که این فرد (ساکت) را به جایگاه همان طغیان‌گر [در آتش جهنم] داخل کند...
البته در فقه شیعه تقیه هست، اما موارد استثنایی نیز دارد که در آنها تقیه جایز نیست. یکی از آن موارد جایی است که اساس دین به خطر بیفتد. علمای امت مسئولند هر وقت بدعت صورت گرفت با آن مبارزه کنند. اینها قابل نسخ شدن نیستند. دانشمندان ما معمولا این مباحث را در وظایف منتظران در دورة غیبت کبری مطرح می‌کنند و تاکید دارند که منتظران واقعی باید در این دوره نیز به وظایف و تکالیف فردی و اجتماعی خود عمل کنند و هیچ وقت این وظایف و تکالیف تعطیل بردار نیستند. در واقع همچنان که قرآن مجید محکماتی دارد و متشابهاتی و باید متشابهات را به کمک مُحکمات فهمید احادیث و تاریخ نیز محکمات و متشابهات دارند. وجوب عمل به وظایف و تکالیف دینی فردی و اجتماعی از محکمات تعالیم اسلام است و آنچه خلاف این را نشان بدهد باید آن را به درستی تحلیل و توجیه کرد.اگر در برخی روایات از قیام و انقلاب پیش از ظهور حضرت مهدی(عج) نهی شده است (مانند روایتی از امام صادق(ع) که فرمود: "كُلُّ رَايَةٍ تُرْفَعُ قَبْلَ قِيَامِ الْقَائِمِ(عج)فَصَاحِبُهَا طَاغُوتٌ يُعْبَدُ مَنْ دُونِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ"11 ناظر به قیام به عنوان مهدویت است یا ناظر به برخی قیام‌های علویان در عصر امام صادق(ع) است که بدون نظر خواهی از امام معصوم قیام انتحاری بی‌حاصل می‌کردند چنانکه روایات دیگر این باب این معنا را تأیید می‌کند12نظیر روایت صحیحه از امام صادق(ع) که در آن، امام قیام‌های علویان ـ غیر از قیام زید بن علی بن الحسین(ع) ـ را نکوهش کرده است. امام ضمن این حدیث می‌فرماید: "إِنْ أَتَاكُمْ آتٍ مِنَّا فَانْظُرُوا عَلَى أَيِّ شَيْ‏ءٍ تَخْرُجُونَ"13 خوب است در این باره به کتاب ولایة الله والحکومة الاسلامیه تالیف استاد سید کاظم حائری مراجعه شود.
( چرا براى بزرگداشت عاشورا به روش‌هاي علمي مانند مباحث نوشتاري و گفتاري اكتفا نمى‏شود؟ آيا زنده نگه داشتن ياد عاشورا فقط منحصر به سينه‏زنى و گريه و سياه پوش كردن شهر و يا تعطيلي كار و زندگى بعضي از روزها است؟! آیا دلیل مستندی برای مشروعیت عزاداری امام حسین(ع)داریم؟ لطفاً چند کتاب در این باره معرفی کنید.
( روایات فراوانی از پیامبر و امامان معصوم(ع)دربارة ثواب عزاداری و گریستن بر مصائب امام حسین(ع) نقل شده که در آنها شیعیان به این امر تشویق و ترغیب شده‌اند. این احادیث در کتب حدیثی مهم شیعه نقل شده است. 14 در میان این روایات از نظر سند هم روایت صحیحه هست و هم موثقه و هم روایاتی که سند آنها خدشه‌ای ندارد در کتاب "تاریخ قیام و مقتل جامع سیدالشهداء(ع)" که قبلاً از آن یاد شده فصلي به این موضوع اختصاص داده شده و نمونه‌هایی از این روایات با تبیین وضع سندی آنها نقل شده است.
( در كتاب "حدیث خوبان" مطلبی دربارة مرثیه دوازده بندی محتشم کاشانی بیان شده، که بیانگر عنایت اهل بیت به ایشان در سرودن این مرثیه بود؛ در حالي که استاد شهيد مطهري در کتاب حماسة حسيني به نقد اين قصيده پرداخته و مي‌گويد: "... در آن وقت مرثيه‌گوها مثل مرثيه گوهاي حال نبودند. کميت طوري مرثيه مي‌گفت که تخت خلفاي اموي و عباسي را متزلزل مي‌کرد. او که محتشم نبود. شعراي ما چرخ و فلک را مسئول شهادت حسين(ع) دانسته اند! کميت که اين جور نبوده؛ يک قصيده که مي‌گفت دنيا را متزلزل مي‌کرد.... مگر محتشم کاشاني هم يکي از ارکان مذهب است؟! بايد اين شعارهاي مفت ... . در جاي ديگري از همين کتاب مي‌فرمايد: ... من يک وقتي در سخنراني‌هايي گفتم بسيار تفاوت است ميان مرثيه‌هايي که کميت يا [دعبل] خزاعي مي‌گفت و مرثيه‌هايي که در زمان‌هاي اخير امثال جوهري و حتي محتشم مي‌گويند. مضامين، از زمين تا آسمان تفاوت دارند. آنها خيلي آموزنده است و اينها آموزنده نيست و بعضي از اينها اصلا مضرند ..."15.
( ارزش ادبی و رثایی دوازده بند محتشم کاشانی قابل انکار نیست. سوز و گداز او در لابلای این اشعار و عشق و دلدادگی او به ساحت حسینی و آرایه‌های ادبی به کار برده، باعث جاودانگی سروده‌های او شده است. اما باید توجه داشت که هر کار خوبی، ممکن است نقیصه‌ای هم داشته باشد. دیدگاه شهید مطهری را ـ که دیدگاه درستی است ـ از این زاویه باید بررسی کرد. اشکالی که شهید مطهری به کار محتشم کاشانی، در مقایسه با شعرای مرثیه‌ سرای عصر حضور ائمه(ع) مي گيرد اشكال مشترك بين محتشم و تعداد ديگري از شاعران مرثيه سراي پارسی گوی است، و آن این است که این گروه از شاعران، بیشتر به جنبه عاطفی و حزن انگیز حادثه عاشورا پرداخته‌اند، اما اهداف بلند امام حسین(ع) را ناگفته گذاشته‌اند و گاهی به جای محکوم کردن بنی امیه از چرخ و فلک و دهر و روزگار نالیده‌اند! در حالی که شعرایی مانند دعبل خزاعی، کمیت اسدی، سلیمان بن قته و سید اسماعیل حمیری، اشعار رثایی هدفدار می‌سروده‌اند که پیام اجتماعی و سیاسی هم داشت. بررسی نمونه‌های اشعار آنان، این معنا را اثبات می‌کند. به عنوان نمونه دعبل خزاعی در اشعار رثایی نغزی، شهادت امام حسین(ع) را چنان سوزناک معرفی کرده که نه تنها مسلمانان، بلكه دین اسلام را به خاطر این فاجعه بزرگ، عزادار، و ارکان اسلام را متزلزل یاد کرده است. او در این باره چنین می‌گوید:
إن كنت محزونا فما لك ترقد هلا بكيت لمن بكاه محمد
هلا بكيت على الحسين و قتله إن البكاء علي الحسين ليحمد
فلقد بكته من السماء ملائك زهر كرام راكعون و سجد
وتضعضع الإسلام يوم مصابه فالدين يبكي فقده و السؤدد16
اگر تو اندوهناكی پس چرا به خواب رفته ای ؟! چرا بر کسی که رسول خدا(ص) بر او گریسته است، گریه نمی‌کنی؟ آیا بر حسین(ع) و کشته شدن او نمی‌گریی؟ ، حقا که گریه بر حسین(ع) ستوده شده است ملائکة گرامی آسمان که در حال رکوع و سجودند، بر حسین(ع) گریه كردند.اسلام در روز مصیبت او به لرزه افتاد و دین و سروری و سیادت در فراق او گریه می‌کند.
سلیمان بن قته ـ که از تابعین و از افراد قبیله بنی تیم بن کعب بود و به بنی هاشم دلبستگی و علاقه داشت و در شأن آنها شعر می‌سرودـ نخستین کسی است که در رثای امام حسین(ع) و یارانش شعر سرود. او سه روز پس از شهادت امام حسین(ع) و یارانش، به کربلا رفت و نگاه به قتلگاه آنها انداخت و به اسب عربی خود تکیه کرد و اشعار رثایی پر سوز و گداز و فصیحی سرود که این ابیات از سوگنامه منظوم و دلنشین اوست:
مررت على أبيات آل محمد فلم أرها أمثالها يوم حلت‏
أ لم تر أن الشمس أضحت مريضة لفقد الحسين و البلاد اقشعرت‏
فإن قتيل الطف من آل هاشم أذل رقاب المسلمين فذلت17
برخانه‌های آل محمد(ع) گذر کردم و آنها را مانند گذشته [پر از جمعیت] ندیدم آیا نمی‌بینی که خورشید به خاطر فقدان حسین(ع)، بیمارگونه شده و شهرها بر خود لرزیده‌اند؟کشته شدن یکی از آل هاشم (حسین بن علی(ع)) در ساحل فرات (کربلا) موجب شد که مسلمانان خوار و ذلیل گردند.
خالد بن معدان که از بزرگان تابعین بود و در شام زندگی می‌کرد، وقتی که سر امام حسین(ع) را بالای نیزه‌ها در دمشق دید، طاقتش تمام شد و یک ماه از مردم کناره‌گیری کرد. بعد از این که دوستانش او را یافتند، این اشعار رثايي عالیة المضامین و دارای پیام را سرود:
جاءوا برأسك يا ابن بنت محمد مترملا بدمائه ترميلا
و كأنما بك يا ابن بنت محمد قتلوا جهارا عامدين رسولا
قتلوك عطشانا و لم يترقبوا في قتلك التأويل و التنزيلا
و يكبرون بأن قتلت و أنما قتلوا بك التكبير و التهليل18
ای پسر دختر محمّد!، سر تو را آوردند در حالی که آغشته به خون بود، ای پسر دختر محمد، با کشتن تو گویا عمداً و آشکارا پیامبری را کشتند، تو را تشنه کشتند و تاویل و تنزیل قرآن را در باره تو رعایت نکردند از این که تو کشته شدي(شادی کرده) تکبیر می‌گویند!، در حالی که با کشتن تو در واقع تکبیر و تهلیل(توحید و لا اله الا الله) را کشتند.
شاعران مرثیه‌سرای عصر حضور ائمه(ع) پرهیز داشتند که در سروده‌هایشان حتی وهن کوچکی نسبت به ساحت مقدس اهل بیت(ع) راه پیدا کند. نمونه آن اعتراض سید اسماعیل حمیری به جعفر بن عفان طایی است. روزی سید اسماعیل به او گفت: وای بر تو آیا در بارة آل محمد(ع) چنین شعر بدی می‌سرایی:
ما بالُ بَیتِکُم یُخَرَّبُ سَقْفَهُ وَ ثِیابُکُم مِن اَرذِلِ الاَثواب؟!
شما را چه شده است که سقف خانه‌هایتان خراب می‌شود و جامه‌هایتان ار پست‌ترین جامه‌ها است؟
جعفر پاسخ داد: کجای این سخن زشت است؟ سید گفت: "اگر نمی‌توانی مدح و ستایش خوبی بگویی، دست کم ساکت باش!، آیا آل محمد(ع) باید چنین توصیف شوند؟!، ولی من تو را معذور می‌دارم: چرا که منتهای دانش و ذوق و هنر تو همین اندازه است!، آنگاه سید افزود اما من قصیده‌ای سروده‌ام که ننگ این مرثیه تو را از ساحت مقدس آنان بزداید، سپس قصیده مشهور خود را که با این بیت شروع می‌شود:
اقسم بالله و آلائه والمرء عما قال مسئول
خواند و به جعفر گفت: درباره آل محمد(ع) باید این گونه شعر سرود، اما امثال شعر تو را باید برای بیچارگان و درماندگان سرود. جعفر، انتقاد سید را پذیرفت و بوسه بر سر او زد و گفت: ای اباهاشم، به خدا سوگند، تو سرآمد شاعران هستی و ما پیروان تو هستیم.19
سوتيترها:
پس از مرگ معاویه، چون مدت صلح نامه تمام شده بود، امام حسین(ع) هیچ تعهدی در برابر یزید نداشت. البته طرح وليعهدی یزید در زمان امامت امام حسین(ع) و حيات معاويه ـ بین سال‌های 50-60 هجری ـ صورت گرفت؛ كه در اسلام سابقه نداشت و یک بدعت آشکار بود، از این رو امام حسین(ع) سال‌ها پیش از آغاز حکومت یزید و در زمان خلافت معاویه، ولیعهدی او را نپذیرفت.
چه سندی برای قداست قیام امام حسین(ع) از این بالاتر که او به نماز، این قدر اهمیت داد؟ البته امام حسین(ع) طبق آیه 102 نساء که دستور اقامه نماز خوف در صحنه جنگ را بیان می‌کند، نماز به جای آورد. رسول خدا(ص) نیز در غزوه "ذات الرقاع"، نماز را به همان کیفیتی که قرآن بیان فرموده، با رزمندگان اسلام به جای آورد. البته طبق تحقیق تا پایان نماز امام حسین(ع) و یارانش تنها یک نفر به شهادت رسید.
با بررسی همه گزینه‌ها، کوفه به شرط وفاداری بهترین بود! از طرف دیگر ردّ دعوت آنها بدون هیچ گونه بررسی درست نبود؛ زیرا امام به نوعی احساس وظیفه و تکلیف می‌کرد. در واقع، اجابت دعوت مردم کوفه از طرف امام حسین(ع) بی‌شباهت به قبول خلافت توسط علی(ع)، پس از قتل خلیفه سوم نبود.
اصل قضیه، نظافت كامل و كافي نبوده است؛ بلکه نص تاریخی می‌گوید: امام دستور داد مشکی "توره" (که به معنای بادیه یا کاسه‌ای بزرگ است) آماده کردند و امام و همراهان، خود را با آن مشک خوشبو کرده، برای شهادت آماده شدند. اما در برخی از منابع تاریخی، گویا کلمه "توره" به "نوره" تصحیف شده و تصور شده که در آن ظرف، نوره آماده کردند!
در فقه شیعه تقیه هست، اما موارد استثنایی نیز دارد که در آنها تقیه جایز نیست. یکی از آن موارد جایی است که اساس دین به خطر بیفتد. علمای امت مسئولند هر وقت بدعت صورت گرفت با آن مبارزه کنند. اینها قابل نسخ شدن نیستند.
اگر در برخی روایات از قیام و انقلاب پیش از ظهور حضرت مهدی(عج) نهی شده است (مانند روایتی از امام صادق(ع) که فرمود: "كُلُّ رَايَةٍ تُرْفَعُ قَبْلَ قِيَامِ الْقَائِمِ(عج) فَصَاحِبُهَا طَاغُوتٌ يُعْبَدُ مَنْ دُونِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ") ناظر به قیام به عنوان مهدویت است؛ یا ناظر به برخی قیام‌های علویان در عصر امام صادق(ع) است که بدون نظر خواهی از امام معصوم(ع) قیام انتحاری بی‌حاصل می‌کردند.
ارزش ادبی و رثایی دوازده بند محتشم کاشانی قابل انکار نیست، اما اشکالی که شهید مطهری به کار محتشم و تعدادي از شاعران مرثيه سراي پارسی گوی مي‌گيرد این است که این گروه، بیشتر به جنبه عاطفی و حزن انگیز حادثه عاشورا پرداخته‌اند، اما اهداف بلند امام حسین(ع) را ناگفته گذاشته‌اند و گاهی به جای محکوم کردن بنی امیه از چرخ و فلک و دهر و روزگار نالیده‌اند! در حالی که شعرایی مانند دعبل خزاعی، کمیت اسدی، سلیمان بن قته و سید اسماعیل حمیری، اشعار رثایی هدفدار می‌سروده‌اند که پیام اجتماعی و سیاسی هم داشت.
پي نوشتها:

.1 الكافي ،ج 2،ص18،باب دعائم الإسلام‏ ،ح5 .
.2 نساء|10
.3 حر عاملي، وسائل الشيعه، ج5، ص479 ، ابواب صلاه الخوف، باب2، حديث1
.4 سيد بن طاووس، اللهوف علي قتلي الصفوف، ص165
.5 طبري، تاريخ الامم و الملوك، ج5، ص441
6 . در این باره در کتاب " تاریخ قیام و مقتل جامع سید الشهداء" جلد دوم به تفصیل بحث و بررسی شده است.
7 . دانشنامه امام حسين(ع) ، ج8، و نقشه جغرافيايي پيوستي آخر كتاب را بنگريد.
8. فلما حضر الناس و اقبلوا الي الحسين(ع) امر الحسين(ع) بفسطاط فضرب ثم امر بمسك ....فتطلي بالنوره(طبری، تاریخ الامم والملوک، ج5 ،ص 423. و رک بلا ذری، انساب الاشراف، ج3 ، ص 396- 395؛ ابن اثیر الکامل فی التاریخ، ج2،ص 561؛ نویری، نهایة الارب، ج20 ، ص275.) به نظر می‌رسد در این گزارش کلمه "نوره"، تصحیف شده واژة "توره" باشد که به معنای ظرف برنجی یا سنگی است و مقصود این است که "پس از دستور امام، مُشک را در آن ظرف به هم زدند و آماده کردند و سپس به ترتیب امام و یارانش بدن خود را با آن خوشبو کردند"، اما چون مورخان این کلمه را "نوره" خوانده و ضبط کرده‌اند عبارات آشفته گردیده و افاده استعمال نوره کرده است، در حالی که اصولا بحث نوره مطرح نبوده است. در میان مورخان، گزارش ابو علی مسکویه، دقیق و خالی از تصحیف است، او تنها سخن از مشک به میان آورده می‌نویسد: و امر الحسین(ع) بمسک فمیث فی جفنة عظیمة و اطلی: حسین(ع) دستور داد در بادیه‌ای بزرگ مشکی حل کردند و آن را بر بدن خود مالید... (تجارب الامم و تعاقب الهمم، ج2،ص 70). مؤید اینکه لفظ توره به معنای یک ظرف است این است که در گزارش نخستین برخورد حر بن یزید ریاحی و سپاهش با امام حسین(ع) آمده است که امام چون دید سپاهیان حر تشنه‌اند، به جوانانش دستور داد آنان و مرکب‌هایشان را سیراب کنند، در این هنگام جوانان با کاسه‌ها و طاس‌ها آنان را سیراب کردند: ... فقام فتیة و سقوا القوم من الماء (طبری، تاریخ الامم والملوک، ج5 ، ص401). "گروهی از جوانان برخاستند و آن گروه را از آن آب سیراب کردند، جوانان کاسه‌ها طاس‌ها و تورها را پر از آب می‌کردند و به اسب‌ها می‌دادند" در اینجا حتماً نمی‌توان کلمة بعد از "طساس" را "انوار" خواند بلکه به یقین"اتوار" جمع "تور" است. که به معنای ظرف برنجی یا سنگی است. اضافه می‌کنیم که واژه "تور" در قدیم معمول بوده و در حدیث و سرگذشت صحابه بارها به کار رفته است، لکن بعدها به صورت کلمه‌ای غریب و نا آشنا در آمده است. ابن اثیر، مؤلف "النهایة فی غریب الحدیث والاثر" در لغت "تور" می‌نویسد: در حدیث ام سلیم آمده است که (إنها صنعت حيساً في تور...) او در تور، حیس (غدایی مرکب از خرما و روغن و سویق) آماده کرد، تور، ظرفی برنجی یا سنگی است مانند طشت که گاهی در آن وضو می‌گیرند. همچنین نقل شده است که سلمان هنگام احتضار مشکی خواست و به همسرش گفت: آن را در تور به هم بزن یعنی با آب مخلوط کن: (النهایة فی غریب الحدیث و الاثر، ج1،ص 199) با این توضیح برخی اشکال‌ها که در مورد استفاده از نوره با وجود کمبود آب و تنگی فرصت در صبح عاشوار پیش آمده و بعضی از مقتل نویسان در رفع آنها به توجیهات تکلف آمیزی متوسل شده‌اند. (رک: قزوینی، الامام حسین و اصحابه،ج1 ،ص 261-259) منتفی می‌شود.
9. طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج5،ص 423؛ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج2، ص 561؛ ابن کثیر، البدایة و النهایة، ج8، ص 193.
10. طبري، تاريخ الامم و الملوك، ج5، ص403.
.11 وسائل الشیعه، ج11،ص 37، حدیث 6
.12 همان، ص 35، حدیث 1
.13 همان
.14مانند کامل الزیارات، ابن قولویه و امالی، ثواب الاعمال و خصال (هر سه)، مرحوم صدوق و وسائل الشیعه شیخ حر عاملی
15. حماسة حسيني، ج1.
16. مقتل خوارزمی، ج2، ص 133
17. انساب الاشراف، ج3، ص220، مقاتل الطالبیين، ص 121
.18اللهوف علی قتلی الطفوف، ص 211
.19 بشارة المصطفی لشیعة المرتضی، ص53