try another color:
60% 70% 80% 90% تغییر اندازه فونت متن:
امروز: یکشنبه, 4 فروردین, 1398

معارفه معاون جديداموراساتيدوتقديرازحجت الاسلام والمسلمين اميني

Send to friendSend to friend

در اين جلسه كه در تالار شهيد بهشتي دانشگاه قم برگزار شد رئيس نهاد نمايندگي خواستار تبديل ارتباط مكانيكي دروس معارف با ديگر علوم به يك ارتباط ديناميكي و پويا شد.
وي كه در جمع معاونان نهاد، نمايندگان مديران گروه و كاركنان معاونت امور اساتيد سخنراني مي‌كرد گفت: آموزه هاي ديني در همخواني كامل با انديشه، تفكر و تعقل است.
حجت الاسلام قمي با ضروري دانستن آموزش مسايل ديني در شرايط كنوني گفت: دروس معارف اسلامي براي تبيين آموزه هاي ديني و ارتقاء اخلاقي دانشجويان ايجاد شد تا معنويت و نشاط را به دانشگاه بياورد.
حجت الاسلام قمي با تقسيم حضور دروس معارف در دانشگاه ها به 3 دوره ابتدايي، مرحله نهادينه شدن و مرحله آرماني يادآور شد: مرحله كنوني همين مرحله آرماني است. ايشان ضرورت تبديل ارتباط دروس معارف با ديگر رشته ها به يك ارتباط پويا و حضور جدي در عرصه گفتگوهاي جهاني را از ويژگي هاي اين دوره دانست و تأكيد كرد: در عرصه گفتگوي بين انديشه ها و اديان اگر نهادهاي ديني حضور جدي نداشته باشند يا محكوم به حذف اند يا محكوم به هضم.
رئيس نهاد نمايندگي گسترش ارتباط داوطبانه با دانشجو، نهادينه تر شدن گروه معارف به عنوان يك گروه آموزشي و حفظ وحدت بين نيروهاي متدين را از جمله كارهايي دانست كه بايد به آن پرداخته شود.
متن كامل سخنراني ايشان در ادامه آمده است.
حجت الاسلام اميني نيز با اذعان به پويا نبودن ارتباط دروس معارف با ساير علوم در حوزه هاي معرفتي، در تبيين شكل گيري دروس معارف گفت: قرار بود با همين واحدهاي اندك باب گفتگو با دانشجويان باز شود و گرچه اين ارتباط يك ارتباط ديناميكي نبوده و فعلاً هم نيست ولي همين قدر نويد بخش بود كه دانشجويان ما مسايل فكري خود را با گروهي كه به عنوان استاد معارف در دانشگاه حضور داشتند در ميان بگذارند.
وي با تحليل اوضاع فكري بعد از انقلاب سال هاي جنگ و بعد از جنگ، وضع كنوني را پيچيده توصيف كرد و افزود: گويا درس معارف بايد با ساختاري كه در آن، مسائل فرهنگي، سياسي و اجتماعي درهم تنيده بود دست و پنجه نرم كند. ايشان با مقايسه دروس معارف با دروس تخصصي گفت: هميشه كار در حوزه دروس معارف مشكل تر است، چون گرچه ما براي معارف دروسي را مشخص مي‌كنيم، ولي هميشه دغدغه و انتظارات دانشجو فراتر است. آقاي اميني سرفصل اصلي فعاليت هاي حال و آينده معاونت را بازيافتن يك هويت براي دروس معارف دانست و با تأكيد بر لزوم استاد محوري بودن فعاليت هاي معاونت افزود: در دورنمايي كه حاج آقاي قمي فرمودند كه بايد در دانشگاه ها شكل بگيرد. محور اصلي نه نهاد است، نه معاونت امور اساتيد و نه وزارت علوم. عنصر اصلي در بازيافت هويت معارف در دانشگاه ها خود استادان معارفند؛ به شرطي كه ما آنها را خوب بشناسيم و به آنها اعتماد كنيم.
وي يادآور شد: نبايد عنصر دانشجو و ذهنيت دانشجو، فضاي فرهنگي دانشگاه و مناسبت هاي جديدي كه در حوزه فرهنگي جغرافياي ذهني دانشجو شكل مي‌گيرد را فراموش كرد.
ايشان همچنين متذكر شد ما در سياست هاي گزينشي همواره بايد اين نكته را در نظر داشته باشيم كه نوع تعاملمان با اساتيد منجر به اين نشود كه آنها احساس بدي در خودشان پيدا كنند. بايد احساس كنند كه ما يار و ياور آنها هستيم.
آقاي اميني شكل گيري كميته معارف را مثبت ارزيابي كرد و گفت: اين كميته بستر بسيار خوبي فراهم كرد و گرچه در اين كميته مصوبات زيادي نداشتيم ولي باعث شد تا اين دروس در وزارت علوم به عنوان يك درس دانشگاهي مورد قبول قرا رگيرد.
ايشان در پايان يادآور شد: اگر روزي سخت گيري ها مبتني بر اين بود كه اصلاً اين آقايان براي چه به دانشگاه مي‌آيند، امروز به فرض اينكه بپذيرند كه ما در دانشگاه حضور پيدا كنيم و كرسي درس داشته باشيم تازه مصاف، مصاف فكري است و اين مصاف فكري كار ساده اي نيست. در اين جلسه همچنين حجت الاسلام شانظري به عنوان نماينده مديران مناطق به ايراد سخن پرداخت و با طلايي دانستن دوران مديريت آقاي اميني گفت: امروز بهترين رمز موفقيت گروه هاي معارف حضور عالمانه استادان معارف در عرصه عمل است. وي افزود: رمز موفقيت ما در اين است كه بتوانيم خود را با سلاح و ابزار كارآمد در اين محيط مجهز كنيم.
آقاي شانظري تأكيد كرد: معارف با مغز، فكر و انديشه جوانان دانشجو و دانشگاهي سر و كار دارد نه با كاكل و ظواهر آنها.
حجت الاسلام كلانتري معاون جديد امور اساتيد نيز در پايان اين همايش به بيان ديدگاه هاي خود در مورد معارف و آينده پيش رو پرداخت و ضمن تقدير از زحمات آقاي اميني با يادآوري وضعيت ويژه جامعه و دانشگاه گفت: ما به شدت با افزايش سوالات و نيازهاي فكري و فرهنگي دانشجويان و از آن مهم تر با حجم عظيمي از سوالات اساتيد و اعضاي هيأت علمي دانشگاه مواجهيم و مسايل جهاني هم به طور جدي روي اين مسأله تأثير مي‌گذارد. وي ارائه جواب‌هاي منطقي و عقلاني به سؤالات جوانان را بسيار مهم دانست.
آقاي كلانتري تأكيد كرد: در فضاي دانشگاه هر چه سؤال و پرسش گري بيشتر باشد، بايد براي ما خوشحال كننده باشد. ما بايد به استقبال سوال برويم و آن را به فال نيك بگيريم.
معاون امور اساتيد اذعان كرد: در اين وضعيت جديد، استادان معارف و همچنين گروه هاي معارف توقعاتي دارند از قبيل اينكه بورس هاي تحصيلي شامل آنها هم باشد. اين يك حق مسلم است و همه بايد تلاش كنيم كه از اين حق مسلم دريغ نشود.
ايشان تلاش براي نشر آثار اعضاي هيأت علمي، جذب سريع استادان معارف و تلاش براي استخدام بيشتر استادان را از جمله محورهاي فعاليت اين معاونت در آينده اعلام كرد.
در پايان اين نشست حجت الاسلام قمي، كاركنان معاونت و مديران شوراي مناطق با اهداي هدايايي از زحمات حجت الاسلام اميني تقدير به عمل آوردند.
لازم به ذكر است دكتر كلانتري در مصاحبه اي با نشريه معارف به بيان برنامه هاي آتي معاونت پرداختند كه در
قبل از هر چيز مايلم عرض سلام و تشكر داشته باشم خدمت همه شما عزيزان، معاونت هاي محترم نهاد نمايندگي، دبيران گروه هاي معارف، مديران گروه ها، اساتيد ارجمند، كاركنان شريف معاونت امور اساتيد و همچنين مركز تدوين دروس معارف.
وقتي نام دروس معارف برده مي شود به صورت طبيعي شور و شوق ابتداي پيروزي انقلاب شكوهمند ما براي فراگيري آموزه هاي ديني در جامعه را تداعي مي‌كند. انسان را به ياد آن شور و شعفي مي‌اندازد كه جوانان، دانشجويان، قشرهاي تحصيل كرده و توده مردم ما به معناي عام كلمه كنجكاوانه و جستجوگرانه دنبال اين بودند كه انديشه ديني كه زمينه ساز اين انقلاب و آرمان امام(ره) بوده است را بهتر فراگيرند. از آنجا كه رژيم سابق سعي مي كرد تا قلم انديشمندان ديني را بشكند يا كنترل كند، اگر سخنگو و سخنراني در زمينه روشنگري قدم بر مي داشت از سخنراني اش جلوگيري نمايد، با توجه به ديگر مشكلات سياسي و اجتماعي، زمينه براي بسط انديشه ديني در جامعه ما فراهم نبود. با پيروزي انقلاب اين زمينه و بستر فراهم شد و گرايش مردم و قشر تحصيل كرده به معارف ديني يك امر كاملاً طبيعي بود. دروس معارف براي نهادينه شدن اين امر و پاسخي كه به اين عطش عمومي وجود داشت در نظر گرفته شد.
دانشگاه از يك سو مركز تعقل، تفكر و انديشه است و به تعبير رياست محترم جمهوري به هيچ وجه جاي اغتشاش و سركوب و خشونت و تحميل عقايد نيست، گرايش جوان‌ها و دانشجويان ما به دروس معارف از سوي ديگر، بيانگر معناي دومي هم هست و آن اينكه آموزه هاي ديني ما در همخواني كامل با انديشه، تعقل و تفكرند و بر خلاف آن نوع نگرش نسبت به آموزه هاي ديني كه احياناً در مسيحيت و فلسفه هاي غربي اعتقاد بر اين است كه ايمان بياور تا زمينه فهم پيدا بكني، او معقتد است كه اول بفهم بعد ايمان بياور و همچنين بر خلاف آن نوع نگرشي كه ايمان را جهش در تاريكي به حساب مي‌آورند، در تفكر ديني ما ايمان نه تنها جهش در تاريكي نيست بلكه ايمان نور است. خداوند مي‌فرمايد: «يخرجهم من الظلمات الي النور» (بقره/ 257) از ظلمت ها آنها را به نور فرا مي‌خواند. خود خداوند هم نور است. معارف ديني نيز آكنده است از تعابيري مثل معرفت، شهود، مكاشفه، اشراق، كشف و امثال اينها كه نشان گر اين است كه نه تنها دين و آموزه هاي ديني جهش در تاريكي نيست بلكه قدم گذاشتن در روشنايي‌ها، در انديشه‌ها، تفكر، تعقل و تدبر است كه آيات قرآن هم به صراحت در بيش از هشتاد مورد انسان را به اين مسائل دعوت مي‌كند.
ضرورت نگاه بيروني به معارف در دانشگاه ها
بعد از گذشت نزديك به بيست سال از حضور اين دروس در دانشگاه هاي كشور، زمان آن رسيده است كه نگاهي بيروني به اين مساله داشته باشيم. چرا كه نگاه از درون به قول دانشمندان علوم اجتماعي ممكن است با آلودگي ميداني مواجه شود. اين از خاصيت ها و ويژگي هاي انسان است كه مي تواند خودش را از شرايطي كه در آن وجود دارد بيرون بكشد و نگاه خارجي به يك پديده داشته باشد و هر مساله و پديده اجتماعي را به عنوان يك موضوع پيش روي خودش قرار دهد و از چرايي و چگونگي آن پرسش نمايد و در جهت بهبود موضوع مورد سنجش خودش تلاش كند كه ما در تعابير ديني مان هم از آن به محاسبه النفس ياد مي‌كنيم. نيم نگاهي به داده هاي آماري، نظرسنجي‌ها و سؤالاتي كه از دانشجويان در كلاس هاي دروس معارف پرسيده شده و مقايسه با دروسي كه در ساير گروه ها ارائه مي‌شود و همچنين نقشي كه دروس معارف در تقويت و تحكيم بنيه ديني دانشجويان ما داشته اند، ضرورت و مفيد بودن اين دروس را براي كسي مجهول باقي نمي‌گذارد و امروز هيچ نقطه ابهامي در اين مسأله وجود ندارد كه آموزه هاي ديني و آموزش آنها در شرايط كنوني براي دانشجويان و نسل جوان ما امري ضروري، مفيد و ممكن است. لكن انسان هميشه نبايد به آنچه كه دارد بسنده كند چرا كه جا براي آرزو كردن وضعيت بهتري هميشه فراهم است.
به نظر ما نگاه به اين مسأله و نقد دروس معارف در دو حوزه ممكن است مفيد واقع شود: يكي نسبت به اهداف دروس معارف و ديگري در حوزه اجراي اين دروس. دروس معارف اسلامي ابتدا با هدف حل مسائل اعتقادي و نيز ارتقاي اخلاقي دانشجويان در دانشگاه ها نهادينه شد و بستر سازي لازم براي آن فراهم آمد. در آن زمان نيز شايد نظر كساني كه بر ضرورت اين دروس تأكيد مي‌كردند اين بود كه دروس معارف بتوانند در ارتقاي اخلاقي دانشجويان و تبيين آموزه هاي ديني گام هايي جدي بردارد. شرايط هم شرايطي بود كه تفكر حاكم بر مجامع علمي (يعني حوزه معرفتي علوم) همان تفكر قرن نوزدهمي بود كه به «Science» مي خواستند توجه كنند نه به Knowledge علوم تجربي و تفكر پوزيتيويسم هم يك تفكر غالب بود و در نتيجه، حوزه معرفتي و قلمرو معرفتي علوم را نه دين، نه فلسفه و نه تعقل به معناي درست كلمه، بلكه تفكر پوزيتيويسم تشكيل مي‌داد. زماني كه دروس معارف در كنار ساير درس‌ها در دانشگاه ها گنجانده مي‌شد اتصالش با ساير دروس ارتباطي مكانيكي بود نه ارتباطي ديناميكي و از درون. لكن شايد جاي اين سوال باشد كه با توجه به اينكه آن نوع نگرش كه قلمرو معرفتي علوم را تفكر پوزتيويستي تشكيل بدهد درجهان كنوني مورد پذيرش نيست و امروز فرهنگ را نه در حاشيه علوم بلكه در متن علوم مي‌دانند، به خصوص در تفكر پست مدرن بر اين نكته تأكيد مي‌شود كه، امروز فلسفه و فرهنگ بستر معرفتي علوم را تشكيل مي‌دهند، لذا بايد يك هدف گذاري جديدي براي دروس معارف در نظر گرفته شود. به عبارت ديگر بحث جنبش نرم افزاري و توليد انديشه ديني كه مقام معظم رهبري بارها بر ضرورتش در علوم ديني و انساني تأكيد كرده اند، شايد به همين نكته برگردد كه ما نيازمند آن هستيم كه فرهنگ را در متن همه علوم قرار دهيم. يعني رشته هاي مختلف علوم بتوانند تحت لواي متافيزيك واحد در ارتباط با هم قرار گيرند كه البته كاري است بس دشوار اما بايد همواره شعارش را زنده نگه داشت تا در دراز مدت اين مهم انجام شود.
امروز در جامعه ما از نظر زمينه هاي مطبوعاتي و افكار عمومي براي چنين تفكري بستر لازم فراهم است؛ گرچه در حوزه هاي تخصصي علوم هنوز برخي با اين مساله با ديد ترديد و ابهام نگاه مي كنند و يا اگر ضرورتش را هم قبول داشته باشند امكانش را زير سوال مي‌برند. پس چون امروز نظر جديد در فلسفه علم و امثال اينها اين است كه علوم نسبت به قلمروهاي معرفتي خنثي نيستند، طبعاً بايد تلاش كنيم كه دروس معارف بتواند چنين كاري را متكفّل و متعهد شود.

مراحل سه گانه اجراي معارف در دانشگاه ها
اما در حوزه اجرا شايد بتوانيم دوران اجراي دروس معارف را در دانشگاه در ظرف حدود بيست سال گذشته، به سه مقطع تقسيم كنيم، مرحله اول آن مرحله ابتدايي قضيه بود كه شاهد حضور ابتدايي دروس معارف در دانشگاه ها بوديم. هر دانشگاهي به تناسب آشنايي اي كه با بعضي افراد داشت آنها را براي تدريس دعوت مي‌كرد. مقطع دوم با تصويب اساسنامه نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاه ها در شوراي عالي انقلاب فرهنگي در سال 1372 شكل گرفت كه بر اساس آن تأييد صلاحيت علمي و عمومي استادان معارف و مديران گروه بر عهده نهاد گذاشته شد و دراين خصوص بزرگواراني همچون حجت الاسلام و المسلمين رحيميان، حجت الاسلام و المسلمين واعظي و مدت بيش از 8 سال را هم برادر بزرگوارمان حجت الاسلام و المسلمين جناب آقاي اميني زحمت هاي بسيار ارزنده اي را در اين حوزه متحمل شدند و خدمات قابل تقدير و ارزنده اي را با ايثار و فداكاري و روشن بيني نسبت به مساله انجام دادند كه مي‌توانيم مرحله دوم را مرحله نهادينه شدن اين گروه ها در دانشگاه ها و ساير مراكز آموزش عالي نام گذاري كنيم. عضويت در هيأت هاي علمي كه امروز بيش از 500 نفر از اساتيد محترم به عنوان عضور هيأت علمي در دانشگاه ها مشغول انجام وظيفه اند، تشكيل كميته تخصصي دروس معارف اسلامي در وزارت علوم جهت شناسايي و حل مشكلاتي كه از نظر تشكيلات با آن مواجه هستند، تأسيس مركز تدوين كتب دروس معارف اسلامي براي بازنگري در متون، مصوبه اخير كميته در خصوص تنوع بخشيدن به دروس معارف تا سقف 32 واحد كه دانشجويان بتوانند از حق انتخاب و گزينش بيشتري برخوردار باشند و بالاخره كارگاه هاي آموزشي جهت سامان دادن نحوه تدريس و پژوهش و ساير اقدامات از جمله اين تحولات هستند و امروز بحمدالله گروه هاي معارف به عنوان يك گروه آموزشي در دانشگاه هاي ما كاملاً شناخته شده، جا افتاده و زمينه براي خدمات ارزنده تر و برداشتن گام هاي بعدي كاملاً آماه است.
شايد بتوان مقطع سومي را هم براي دروس معارف فرض كنيم كه هم اكنون در آن مرحله قرار داريم و آن مرحله آرماني و مطلوب دروس معارف است.
دو ويژگي در مرحله سوم
وقتي مي گوييم مرحله آرماني يعني بايد با دو ويژگي مرحله جديد را شناسايي كنيم؛ اينك زمان آن فرا رسيده است كه دروس معارف و آموزه هاي ديني به جاي ارتباط مكانيكي با رشته هاي ديگر، اين ارتباط را عميق تر و نهادينه تر كنند و بتوانند آموزه هاي ديني در همه رشته ها جاي خود را پيدا كنند و مباني مدون و نامدوني كه در علوم وجود دارد بر اساس آن متافيزيك اسلامي و ديني تدوين و تدريس شود. ويژگي دومي كه اين دوره را از دوره دوره هاي گذشته متمايز مي‌كند گسترش ارتباطات در سطح جهاني است. ما روز به روز شاهد گسترش ابزار ارتباطي و انواع جديد ارتباطاتي هستيم كه به قول «الوين تافلر» باعث مي‌شود كه انسان ها روز به روز با انسان‌ها، مكان ها، موسسات و اطلاعات بيشتري سر و كار داشته باشند، كه در گذشته نداشته اند. اين مقدار از حجم تغيير و تحول را شايد انسان ها نتوانند تحمل كنند و دچار چند پارگي فرهنگي شوند اما اين نكته هست كه امروز به دليل همين تبادل سريع اطلاعات، گفتگوي بين انديشه‌ها، گفتگوي بين تمدن ها، گفتگوي بين افراد، موسسات، مكاتب و اديان امري است اجتناب ناپذير به اين معنا كه خود به خود انجام مي‌شود. در چنين فضايي اگر نهادهاي ديني ما حضورشان جدي نباشد قطعاً محكوم به حذف يا هضم خواهند شد. چرا كه با تكيه بر ابزاري مثل قداست صرف و يا برخورد با مسايلي كه زمينه اش استفاده از قدرت جهت حل مسائل در اين حوزه ها است نتيجه اي درست بر عكس حاصل مي‌شود. به طور واضح تر ما در يك عمل اجتماعي قرار داريم كه مدعي هستيم دولت ما و انقلاب ما بر اساس آرمان هاي ديني تلاش مي‌كند تا كارهاي خودش را انجام بدهد، البته معنايش اين نيست كه آنچه انجام مي دهد ديني است بلكه مي خواهد شكل و شمايل خود را در اين جهت به صورت ديني حفظ كند و عمل اجتماعي در جامعه پيش رود. اگر ما نتوانيم در تبيين اين موارد بر اساس ايدئولوژي و مكتب ديني خودمان همراه با اين عمل اجتماعي پيش رويم قطعاً دچار نوعي تاخر ايدئولوژيك خواهيم شد و براي حل اين مشكل ممكن است كسي وسوسه شود تا از قدرت استفاده كند. قدرتي كه گاهي نمره است و گاهي هم قدرت هاي ديگر واستفاده كردن از اين ابزار است كه طبعاً به نارضايتي دامن مي‌زند و به طور قطع تحمل اين بستر نارضايتي، حدي دارد. پس راه حل اساسي اين است كه در يك بستر لازم و مفيد براي گفتگو و حضوري جدي آماده شويم به گونه اي كه بتوانيم هم ميزبان و هم مهمان خوبي باشيم و همان گونه كه انتظار داريم تا ديگران و مخاطبين ما از «من سابق» خودشان بگريزند ما هم آماده باشيم «من جديد»ي پيدا كنيم و چون گفتگوي بين اديان و تمدن ها يا هر چيز ديگر، يك پيش بيني تاريخي نيست بلكه يك پيشنهاد و يك راه حل براي فرار از مشكلات و نظرياتي است كه آنها قابل پيش بيني هستند مثل نبرد بين تمدن ها و جنگ تمدن ها، اين زمينه حضور جدي و ابتكارانه و خلاق را مي طلبد و دروس معارف امروز در چنين شرايطي قرار دارند كه لازم است تا مديران محترم گروه هاي معارف و استادان با اين دو ويژگي مرحله جديدي از دروس معارف را پي گيري نمايند.
حجت الاسلام اميني و دروس معارف
در همين جا از زحمات جناب آقاي اميني كه ساليان سال عهده دار معاونت بوده اند و شايد بتوانيم به يك معنا ايشان را پدر دروس معارف اسلامي در دانشگاه ها در دوره دوم بناميم تشكر كنم. ما مايل بوديم تا از وجود ايشان كماكان در معاونت امور اساتيد بهره بگيريم. حضور ايشان بستر بسيار مناسبي براي توسعه و گسترش دروس معارف اسلامي در دانشگاه ها بود و ما در غير دروس معارف و حوزه هاي ديگر هم هميشه از همكاري و همفكري ايشان بهره مند بوده ايم و اميدواريم در آينده هم به شكل ديگري بهره مند باشيم. البته چون ايشان مسؤوليت معاونت پژوهشي حوزه را پذيرفته بودند و ما هم هميشه اميدوار هستيم كه زمينه براي رشد و ارتقاي نيروهاي مذهبي و متدين و روشن ما فراهم بشود از اين جهت خوشحال هستيم كه ايشان در يك بستر گسترده تر و مهمتري خدمات خودشان را به انقلاب و اسلام و در نتيجه به دروس معارف ادامه مي‌دهند.
معاون جديد و انتظارات
با مشورت بعضي از مديران مناطق و گروه ها و مشورت شوراي نمايندگان مقام معظم رهبري در دانشگاه و مشورت با جناب آقاي اميني و همكارانشان در معاونت امور اساتيد ما به چند گزينه رسيديم كه يكي از آن گزينه ها برادر بزرگوارمان حجت الاسلام و المسلمين جناب آقاي كلانتري بودند. ايشان هم از ويژگي هاي بسيار خوبي برخوردار هستند، هم به دليل اينكه داراي تحصيلات حوزوي خوب و وسيعي اند و هم تحصيلات دانشگاهي و هم اينكه در حوزه اجرا به عنوان مسؤول نهاد در دانشگاه هاي مختلف مشغول خدمت بوده اند. از همان روزهاي اول شروع دروس معارف تا كنون به صورت مستمر تدريس معارف را در دانشگاه به عهده داشتند و چندين سال هم مدير گروه معارف در دانشگاه اصفهان بودند. ايشان داراي تأليفات و مقالات متعددي هستند و توفيقات خوبي هم در حوزه اجرا به خصوص در معاونت پژوهشي نهاد داشتند. اميدواريم با وجود ايشان مسيري را كه آقاي اميني پي گيري كرده بودند بتوان با قدرت و شتاب بيشتري ادامه داد.
ما انتظارمان از جناب آقاي كلانتري و همه مديران گروه معارف اين است كه در چند حوزه فعاليت بيشتري كنيد:
1) گسترش ارتباط داوطلبانه با دانشجويان به منظور گسترش معنويت و ديانت در ميان آنان؛ در اين حوزه جناب آقاي اميني براي تشكيل انجمن هاي دانشجويي معارف در دانشگاه ها زحمات زياي را متحمل شدند. قصد داشتند تا گروه هاي معارف داراي يك انجمن معارف هم باشند كه در آن ارتباط داوطلبانه با دانشجو توسعه مي‌يابد. گرچه اين پروژه ناتمام ماند اما اميدواريم آقاي كلانتري آن را ادامه دهند تا به گونه اي ديگر دانشجويان، اساتيد معارف را ملجا و ماوي و پناهگاه فكري و مشورتي خود بدانند.
2) نهادينه تر شدن گروه هاي معارف در دانشگاه ها به عنوان گروه هاي آموزشي به منظور گسترش ارتباطشان با قسمت هاي آموزشي، پژوهشي و اداري دانشگاه. اين مسئله بيشتر به عهده مسؤولان است كه بايد پيگيري كنند.
3) تلاش در جهت تعميق فرهنگ ديني و تبديل شدن آموزه هاي ديني به عنوان بستر فرهنگي علوم؛ يعني همان ارتباط محتوايي كه بايد با ساير رشته ها پيدا كند.
4) وحدت نيروهاي متدين و متعهد؛ در اين مسير انتظار ما امروز از همه دوستان همان طور كه مقام معظم رهبري هم به عنوان ضروري ترين كار در دانشگاه ها فرمودند اين است كه نيروهاي متدين غيور و متعهد وحدت خودشان را حفظ كنند.
تلاش در جهت وحدت و انسجام بيشتر استادان معارف با ساير اساتيد متعهد و متدين دانشگاه به منظور انجام همان جنبش نرم افزاري و معناي درست وحدت حوزه و دانشگاه هم شايد همين باشد. به عبارت ديگر اگر ما بپذيريم كه امروز شرايط، شرايط جنگ فرهنگي است و بپذيريم كه در شرايط شبيخون فرهنگي به سر مي‌بريم، در شبيخون و جنگ فرهنگي هر سربازي كه تنها به ميدان جنگ برود نتيجه اش معلوم است براي حضور در ميدان هاي فكري و فرهنگي احتياج به بسيج يعني حضور متحد، يكپارچه و يك زبان در اين حوزه هست. ابتدائاً با وحدت كلمه گروه هاي معارف و سپس استادان متدين و دانشجويان متعهد ثانياً نيروهاي دانشگاهي با نيروهاي بيرون در سطح ملي و ثالثاً در سطح جهاني براي تشكيل جبهه متحد عليه ظلم و استكبار.
در پايان براي جناب آقاي اميني در مسؤوليت جديدشان در معاونت پژوهشي حوزه و براي جناب آقاي كلانتري در مسؤوليت جديدشان آروزي توفيق مي‌كنم.
با دو بيتي از حافظ سخنم را خاتمه مي‌دهم:
اي دل اندر بند زلفش از پريشاني منال
مرغ زيرك چون به دام افتد تحمل بايدش (شايدش)
باز به تعبير حافظ:
تكيه بر تقوا و دانش در طريقت كافري است
رهرو گر صدها هنر دارد توكل بايدش