try another color:
60% 70% 80% 90% تغییر اندازه فونت متن:
امروز: پنجشنبه, 18 آذر, 1400

گروه تاريخ و برنامه‌هاي آن

Send to friendSend to friend
زیر عنوان: 
گفتگو با جناب آقاي نصيري مدير محترم گروه تاريخ اسلام

-در ابتدا اگر در خصوص برنامه هاي سال جاري گروه مطلب خاصي داريد بيان نمائيد.
* همان طور كه مدتي پيش به عرض رسيد، مركز برنامه ريزي و تدوين متون درسي از سال گذشته در نظرسنجي و گفتگوهايي كه با اساتيد، صاحب نظران و دانشجويان اين دروس درباره درصد و كيفيت كاميابي و ناكامي اين دروس داشت، به اين نتيجه رسيد كه لازم است از نظر شكلي و محتوايي تجديد نظري در دروس معارف داشته باشد. در اين نظرسنجي، اساتيد تاريخ اسلام و به ويژه دانشجويان گرانقدر از مباحثي چون تمدن اسلامي، تاريخ امامت و تشيع، سيره نبوي و سيره علوي استقبال كرده بودند. بر اين اساس، تهيه سر فصل بر سه محور ياد شده در برنامه كار گروه قرار گرفت. سرفصل‌هاي اوليه تهيه و در ابتدا در شوراهاي علمي گروه بررسي و به تصويب رسيد، سپس براي برخي از صاحب نظران، اساتيد و گروه هاي معارف اسلامي در دانشگاه ها ارسال شد و نقطه نظرات آنان جمع بندي و اصلاحات لازم اعمال گرديد، سپس در شوراي علمي مركز برنامه ريزي و تدوين مورد بررسي مجدد قرار گرفت و پس از جمع بندي نهايي به حمد الله هم اكنون به تصويب كميته برنامه ريزي شوراي عالي انقلاب فرهنگي رسيد. امسال به ويژه پس از تصويب سر فصل ها، برنامۀ قرارداد نگارش كتب متناسب با سر فصل هاي جديد در دستور كار گروه قرار گرفت.
-برنامه هاي امسال در مقايسه با سال گذشته از چه ويژگي هاي خاصي برخوردار است؟
* واقعيت اين است كه برنامه هاي امسال كه انشاء الله در سال هاي آتي نيز ادامه خواهد يافت از جهات مختلف با برنامه هاي سال هاي پيشين متفاوت است. تصور ما بلكه اميد ما به اين است كه بهتر از اين نيز بشود. ما بايد منتظر باشيم تا طرح هاي جديد، اجرايي شود؛ بازخوردها دريافت و تحليل شود تا بتوانيم به قضاوت درستي دست يابيم. همين كه دانشجو در دو واحد درس تاريخ اسلام قدرت انتخاب دو واحد از شش واحد را پيدا كرده است، از سويي به او اين مجال داده شده كه بر اساس نياز، از ميان سه موضوع يك موضوع را برگزيند، به ويژه اين كه پيشنهاد اين سه عنوان با نظرخواهي از خود دانشجويان صورت پذيرفته است. از سوي ديگر، در مناطقي كه دانشجويان اهل سنت در اكثريت اند برخي موضوعات تناسب بيشتري با عقايد آنان خواهد داشت.
-اساساً تغيير اداره تدوين متون به مركز برنامه ريزي و تدوين متون درسي چه ثمراتي را در بخش مربوط به تاريخ اسلام داشته است؟
به طور طبيعي در گسترش كمي و كيفي فعاليت ها مؤثر خواهد بود. به عنوان مثال، هر يك از گروه ها به طور فعال تر شوراهاي علمي كوچكتري در هر يك از گرايش هاي مربوط به خود پيش بيني كرده و جلساتي را برگزار مي‌كند. كار ارزيابي مقالات و كتاب ها با سرعت بيشتري انجام مي‌شود. هر گروه در كنار شوراهاي علمي، يك كارشناس اجرايي دارد كه مي‌تواند در برنامه ها كمك نمايد و ... اگر به كارنامه انتشارات يعني خروجي مركز هم دقت كنيد اين تأثير قابل ملاحظه و مشاهده است.
همين جا فرصت را غنيمت مي‌شمارم و ضمن تشكر و عرض خسته نباشيد به دوستانمان در انتشارات معارف، عرض مي‌كنم كه انتشارات معارف لازم است فعال تر عمل كند در ابعاد مختلف، نمي‌شود و نبايد به قلم گفت ننويس، كاغذ فلان شده يا فلان بهمان شده و پذيرفته نيست كه انتشارات زحمت بكشد كتاب را چاپ كند ولي به دست استاد در شهرستان ها و دانشگاه ها نرسد.
-اقداماتي كه در گروه تاريخ اسلام به انجام رسيده تا چه حد با نيازهاي دانشجويان هماهنگ است؟
* در حقيقت پاسخ اين سؤال به شكل آماري و درصدي ممكن نيست ولي آنچه مي‌توانم عرض كنم اين است كه بايد ببينيم آنچه انجام شده يا در حال انجام است يك روند معقول و قابل دفاعي را پيموده است يا خير كه اگر روند صحيح و متد درستي انتخاب شده باشد، بايد اميدوار بود كه به نياز دانشجويان نزديك شده ايم. براي تهيه سر فصل‌ها و برنامه‌هاي جديد در ابتدا بيش از 100 عنوان و موضوع ريز و درشت مربوط به درس تاريخ اسلام- كه در بقيه گروه‌ها نيز تقريباً همين بوده است- تهيه و به عنوان نيازسنجي در دانشگاه هاي مختلف از دانشجويان در خصوص اهداف مركز و ترتيب اولويتي كه اين موضوعات پيدا كرده است، نظرسنجي به عمل آمد. موضوعاتي كه از استقبال بيشتري برخوردار بود، گزينش و پيش نويس سر فصل ها را تشكيل داده است. سپس در كميته هاي علمي گروه مورد بررسي قرار گرفت و جابجايي هايي در آن داده شد و بعضاً عناوين آن تصحيح و براي اساتيد دروس معارف و صاحب نظران ارسال گرديد و سرانجام پس از تصويب نهايي در شوراي علمي مركز به شوراي برنامه ريزي شوراي عالي انقلاب فرهنگي ارسال شد.
اين اجمال روندي بود كه طي شده است. اگر اشكالي در اين روند وجود دارد چيز ديگري است ولي اگر اشكال عمده اي نداشته باشد به نظر مي‌رسد بتوان گفت كه به سمت نياز دانشجويان گام برداشته شده است، چون هسته اوليه سر فصل ها با نظرخواهي از آنان شكل يافته است.
-با توجه به تغيير برداشت ها و نگرش هاي جديد در مباحث تاريخ اسلام و ضرورت تغيير نگرش در جهت استفاده و عبرت از تاريخ به شكل منطقي، چه اقدامي در ارائه متون متناسب با اين منظر، صورت گرفته است؟
نمي دانم مراد از تغيير برداشت ها چيست؟ اگر مراد اين باشد كه قبلاً تاريخ خواندن خوب و عبرت آموز نبوده ولي اكنون خوب است و عبرت آموز يا قبلاً تاريخ نقلي و روش توضيحي مورد توجه بود و اكنون تاريخ تحليلي روش پديدار شناختي مورد توجه است، بايد گفت كه اين ها از قبل بوده و اكنون نيز همين است و تغييري در برداشت ها رخ نداده است اما اين كه مي‌فرمائيد نگرش هاي جديد و رويكرد تازه اي به تاريخ پيدا شده است، در واقع به نظر بنده ما با بسياري از تحقيقات تاريخي كه در دنيا و حتي در كشورهاي همسايه انجام شده آشنايي چنداني نداريم. با نوشته هاي مستشرقان چه آنهايي كه با اهداف خاص استعماري مقاله يا كتاب هايي تأليف كرده اند و چه آنهايي كه براي شناخت و اقناع حس كنجكاوي و دانش پژوهي مي‌نويسند، كمتر آشنائيم تا چه رسد به اين كه در مقام نقد و بررسي آنها برآئيم. يعني به لحاظ تفكر با شرايط جهاني و پژوهش هاي علمي آنان- كه مي‌تواند پشتوانه نظري و قوت كارهايمان باشد- آشنا نيستيم يا آشنا هستيم. به عبارت ديگر، چون آنها برخي پيش فرض هاي ما را ندارند (البته بدون پيش فرض هم نيستند) در مواجهه با منابع تاريخ اسلام گاهي نكاتي را مورد دقت و استخراج قرار داده اند كه هم تازه است و هم بعضاً به نظر ما عجيب، از نظر روشي نيز پژوهش هاي آنان جهات مثبت ديگري دارد. مثلاً حتماً نظريه پردازي مي‌كنند، سؤالات تحقيق را به طور روشن و شفاف بيان مي‌كنند و ... ما در گروه تاريخ اميدواريم كه با رويكردهايي از اين دست بتوانيم كتاب هايي را تهيه و در اختيار علاقمندان قرار دهيم.
-در طرح مباحث و انتخاب مطالب، چه رويكردي را در تاريخ پي مي‌گيريد؛ بيان حوادث، تحليل حوادث فلسفۀ تاريخ، بيان و ارائه گوشه هاي عبرت آموز تاريخ و ... يا تركيبي از آن؟
* اگر حاصل تحقيق را به دست آوردن علم بدانيم، تحقيق عبارت است از پروسۀ حركت محقق از مبدأ مجهول به مقصدي كه در صدد معلوم كردن آن است. بر اين اساس نحوۀ رويكرد و به تعبيري روش كار در تاريخ يا هر علم ديگري، تابعي از متغير موضوع خواهد بود، يعني اگر موضوع و هدف، تاريخ نقلي است، روشي را مي‌طلبد و اگر موضوع، تاريخ تحليلي باشد روش كار تفاوت خواهد داشت و اگر هدف، تاريخ نقلي و تحليلي هر دو با هم باشد، روش نيز متفاوت خواهد بود. بنابر اين با عنايت به آنچه اشاره رفت و با توجه به اينكه مخاطبات ما دانشجويان و اساتيد محترم هستند، به نظر مي‌رسد كار اصلي ما در گروه تاريخ و نگارش منابع جديد، تحليلي باشد. بر اين اساس پژوهش گر در مواجهه با پديده اي تاريخي و در مسير تحقيق درباره يك حادثه خاص، پس از فهم دقيق موضوع و پيش از هر چيز ديگر لازم است مسائل اصلي و سؤالات موجود را فهرست كرده و با در نظر گرفتن سؤالات، فرضيه يا فرضيه هايي را پيش بيني كند و سرانجام در پي اثبات يا ابطال فرضيه به تحقيق بپردازد. البته در تحليل و تعليل نيز به طور طبيعي چون موضوع بررسي يك پديده تاريخي است، مصالح كار را عمدتاً نقليات، اسناد و مدارك و تاريخ هاي مكتوب و حتي شفاهي و ... تشكيل مي‌دهد و محقق و مورخ پس از تهيه اين مواد خام و طبقه بندي آنها به تحليل و به تعبيري اقدام به خواندن و كشف سطور نانوشته مي‌كند و به بررسي آنها مي‌پردازد. پس از اثبات فرضيه و پاسخ به سؤالات، محقق مدقق با نگاه كاربردي، به تاريخ مي‌نگرد و با اين نگاه است كه مي‌توان از عبرت خيزي پديده هاي تاريخي سخن به ميان آورد و بر نقاط قوت پاي فشرد و نقاط ضعف را نيز شناسايي كرد. پس روش كار يك روش تركيبي و انتخاب مطالب نيز تابع سر فصل ها خواهد بود.
-تاكنون چه كتاب هايي براي تدريس درس تاريخ اسلام تهيه و در اختيار اساتيد محترم قرار گرفته است؟
* همان طور كه اساتيد بزرگوار اجمالاً در جريان هستند تاكنون چند كتاب به عنوان كتاب درسي عرضه شده است:
1. كتاب تاريخ تحليلي اسلام كه زير نظر گروه تاريخ اسلام مركز و به وسيله اين حقير نوشته شد و بعد از دو سال تدريس و ارزيابي هاي لازم، ويراست دوم آن دو سالي است كه در اختيار اساتيد و دانشجويان است.
2. كتاب ديگري زير نظر جناب آقاي دكتر آئينه وند به وسيله جمعي از نويسندگان و اساتيد حوزه و دانشگاه نوشته شده است و از طريق انتشارات معارف در حال پخش است.
3. كتاب دو جلدي تاريخ اسلام در آثار شهيد مطهري كه در حال حاضر متن درسي تاريخ 1 و تاريخ 2 رشته الهيات دانشگاه هاي پيام نور است. نيز به طور خلاصه در يك جلد توسط جناب آقاي سيد سعيد روحاني ارائه شده و در اختيار اساتيد و دانشجويان قرار گرفته است.
4. امسال نيز كتابي را با همكاري دانشگاه اراك از جناب حجت الاسلام و المسلمين حاج آقاي مهدي پيشوايي منتشر كرديم كه اختصاص به زندگي پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم دارد و اين نيز در حال پخش است. برخي كتب كمك درسي كه به يك فصل از كتاب درسي اختصاص يافته يا مجموعه مقالاتي كه در موضوعات مختلف ناظر به سر فصل هاست نيز منتشر شده است اين كه همه از طريق انتشارات معارف در اختيار دانشگاه ها و اساتيد قرار مي‌گيرد. در سال جديد نيز، كتاب درسي در دست تأليف داريم ضمن اينكه با برخي نويسندگان و اساتيد نيز قراردادهايي را درباره موضوعات جديد امضاء كرده ايم.
-تهيه و تدوين كتاب هاي تكراري «تاريخ اسلام» يا تغيير نويسندگان آنها كه همگي از يك روند و شيوه سنتي پيروي مي‌كنند چه خاصيتي دارد. به عنوان نمونه اين مطلب در آخرين كتاب مركز تدوين (تاريخ اسلام آقاي پيشوايي به چاپ رسيده) مشهود است. مگر قرار نيست تا در مباحث تاريخي تحول ايجاد شود. نظر جناب عالي در اين باره چيست؟
* ما به اينكه در گروه تاريخ ضعف هاي جدي داريم و آنچه تاكنون از كتاب هاي درسي و غير درسي منتشر شده (چهار كتاب درسي و چند كتاب كمك درسي) داراي كاستي هايي بوده است، معترفيم. اما اين كه اين كتاب ها تكراري است و فقط نويسنده ها تغيير كرده و روش ها نيز همگي يكسان است پس فايده اي ندارد يا ... اين سخن جاي تأمل دارد و خوب است از نويسندگان آنها اجمالاً دفاع شود هر چند هيچ يك از نويسندگان خود را عاري از ضعف نمي‌دانند. به عنوان مثال آنچه به عنوان تاريخ اسلام در آثار شهيد مطهري منتشر شده، هر چند كه شكل تنظيم مطالب و دسته بندي هاي آن و همخوان كردن آن با سر فصل ها بر عهده جناب آقاي روحاني بوده ولي مطالب و مباحث همه از شهيد مطهري و تحليلي است. به تصورم كتاب تاريخ تحليلي حقير نيز داراي فرضيه است و به تناسب هر فصل، پرسش هايي مطرح و پاسخ آنها داده شده است. كتاب استاد پيشوايي نيز به نوبه خود هم تحليل دارد و هم درصدد پاسخ به شبهات بوده است و هم از منابع بسيار زياد و متقن بهره برده است. كتابي كه زير نظر آقاي دكتر آئينه وند به وسيله جمعي از نويسندگان نوشته شده نيز داراي جهات مثبتي است. همين كه چند محقق و استاد بر اساس تجربه اي كه دارند با راهنمايي و نظارت يكي از صاحبنظران و اساتيد با تجربه دانشگاه- جناب آقاي دكتر آئينه وند- با هم در نگارش كتابي مشاركت كنند مي‌تواند جهت حسن و مثبت اين كتاب تلقي شود. از نظر صوري نيز اين كتاب ها با يكديگر متفاوت اند. اگر منظور اين است كه چرا همه اسم تاريخ اسلام يا تاريخ تحليلي اسلام را دارند و اسم ها تكرار شده است، اين چيز ديگري است. اولاً عنوان سر فصل، تاريخ اسلام است، ثانياً ما كه نمي‌توانستيم مباحث مربوط به تاريخ اسلام و مسلمانان را به عنوان تاريخ غير اسلام و يا جامعه شناسي اسلامي و ... منتشر كنيم. البته در كتاب هاي كمك درسي كه ناظر به فصل يا فصولي از متن درسي است تنوع عناوين وجود دارد.
-از فعاليت هاي بخش تدوين، خدايي راضي هستيد؟
* ممكن است راضي نباشيم ولي با توجه به امكاناتي كه در اختيار ما گذاشته شده است و شما نيز از آن بي اطلاع نيستيد تصور ما اين است كه تلاش مان را انجام داده ايم. بدين معنا كه بر اساس شرح وظايفي كه داشتيم و در حوزه اي كه لازم بوده فعاليت كنيم گام هايي را برداشته ايم. مثلاً در اين كه براي نگارش كتاب هاي درسي سراغ بسياري از اساتيد و صاحب نظران كشور از حجج حوزوي گرفته تا اساتيد و صاحب نظران دانشگاهي رفته ايم و در اين زمينه كوتاهي نكرديم. برخي به هر دليل توجه بيشتري كردند و بعضي نيز به دليل اشتغالات فراوان و يا محدود بودن حوزه كار گروه كه مثلاً دو واحد درسي است و يا محدود بودن سر فصل ها يا اصول و موازيني كه لازم بوده مراعات شود و ... كمتر توانسته اند با گروه همكاري كنند.
ما نيز در كنار كتاب هاي درسي لازم ديديم كتب كمك درسي را كه ناظر به فصول مختلف كتاب است، به چاپ برسانيم و همين طور توانستيم اساتيد درس تاريخ را به مشاركت و همكاري با خويش در زمينه تهيه سر فصل ها و نگارش متون درسي يا كمك درسي دعوت نمائيم. ما همچنين در انتشار مقالات و حتي خلاصۀ پايان نامه ها و ... احتمالاً كوتاهي نكرده ايم. در عين حال ممكن است ناظر بيروني به همه اين موارد اشكال كند و حق هم داشته باشد. پس اگر ما خود بخواهيم درباره كار خويش اظهار نظر كنيم قطعاً علي رغم آرمان هايي كه داشته ايم و تاكنون نيز به انجام نرسيده است راضي نيستيم. از طرف ديگر به نظر بنده بايد ديگران كار ما را ارزيابي و اظهار نظر كنند.
-محورهاي عمدۀ مطالعه و تهيه مقالات از سوي اساتيد در حوزه تاريخ اسلام را چه مي‌دانيد و فكر مي‌كنيد چگونه بايد اين كار صورت گيرد؟
* در شماره چهارم نشريه معارف قريب به هفتاد موضوع به عنوان محورها و موضوعات همكاري اساتيد با گروه تاريخ اسلام ارائه شده است. با توجه به اين كه بيشتر اين موضوعات مربوط به تاريخ صدر اسلام است و در حال حاضر و پس از اين نيز با سه حوزۀ «تاريخ صدر اسلام»، «تاريخ امامت و پيدايش تشيع» و «تاريخ و تمدن اسلامي» سر و كار داريم اميدواريم كه در شماره هاي بعدي نشريه سر فصل هاي مصوب و موضوعات فرعي و جزئي تر همكاري اساتيد را ارائه دهيم. به طور كلي مي‌توان گفت، تمام موضوعاتي كه به فرهنگ و تمدن اسلامي و تاريخ امامت و تشيع مربوط است در حوزه همكاري با گروه جاي مي‌گيرد و از تحقيقات اساتيد بزرگوار و صاحب نظران عزيز استقبال مي‌شود.
-از مشكلات اصلي كتاب هايي كه به چاپ رسيده است عدم همراهي يا شيوۀ مناسب تدريس آن است در اين زمينه چه اقدامات مؤثري را انجام داده ايد يا مي‌توان انجام داد؟
* اگر منظور اين باشد كه شيوه تدريس كتاب ها بايد چگونه باشد، بايد گفت كه اين مطلب مربوط به استاد و مدرسي است كه مي‌خواهد درس تاريخ را ارائه كند. يعني چگونگي انتقال معلومات و محتوا به دانشجويان بر عهده استاد است. ممكن است استادي براي هر درس از دست نوشته هاي Handout استفاده كند كه قبلاً فيش برداري نموده است يا به عنوان طرح درس و يا به عنوان چكيده مطالب. ممكن است استادي از تخته و مدرس ديگري از دستگاه اورهد (Overhead) و يا استادي ديگر از فيلم ويدئويي و يا رايانه استفاده كند و ...
در شيوه تدريس نيز ممكن است استادي روش استاد محور يا دانشجو محور و يا مشاركتي را ترجيح دهد. پس همه اين ها به عهده استاد است. ما در اين جهت تلاشي كه كرده ايم اين بوده كه حداقل در برخي از كتبي كه منتشر كرده ايم تا آنجا كه براي ما مقدور بوده اصول تكنولوژي آموزشي را در نظر بگيريم. مثلاً نقشه، اهداف درس، خلاصه درس، فعاليت هاي علمي و منابع براي مطالعه بيشتر و ... داشته باشيم و كار ديگري كه در دست انجام داريم و اميدواريم تا پايان ترم بعد منتشر كنيم راهنماي تدريس درس تاريخ اسلام است. كه در اين راهنما روش هاي تدريس، روش هاي ارزشيابي، طرح درس، سؤالات، كتاب هاي كمك درسي و ... گنجانده شده و انشاءالله در اختيار اساتيد محترم قرار خواهد گرفت. اميدواريم مفيد باشد.
پاسخ به سؤالات روز دانشجويان چه جايگاهي در تدوين متون درسي آنها دارد. اگر مورد توجه است از چه كانالي تهيه و به پاسخ آن اقدام مي‌شود؟
• ما از كانال هاي مختلف از سؤالات دانشجويان اطلاع پيدا مي‌كنيم: 1. از طريق حضور خود ما در كلاس ها. 2. از طريق نظر خواهي هايي كه بخش ارزيابي مركز درباره يك متن يا درس و ... انجام مي‌دهد. 3. از طريق ديگر اساتيدي كه در كلاس ها حاضر مي‌شوند و در سمينارها و همايش هايي كه برگزار مي‌شود بعضاً اساتيد به سؤالات و پرسش هاي دانشجويان در دروس معارف مي‌پردازند يا اشكالاتي كه به برخي دروس دارند را تذكر مي‌دهند. 4. از طريق نامه هايي كه به دفتر مجله معارف مي‌رسد و بعضاً به ما سپرده مي‌شود تا پاسخ آنها را بدهيم و ... .
آيا مركز تدوين مي‌تواند با چند نيروي پاره وقت و صدها مشكل ديگر، پاسخگوي نياز عميق امروز دانشجويان آن هم با اين سر فصل هاي جديد و متنوع باشد؟ در اين باره چه راهكاري انديشيده شده است؟
• البته بيشتر نيروهاي مركز تدوين تمام وقت اند نه پاره وقت ولي اين كه با مشكلات جدي مواجه مي‌باشد قابل قبول است. امكانات مركز تدوين بسيار كم است. وقتي با مراكز مشابه مقايسه مي‌شود امكاناتي كه مراكز مشابه دارند قابل قياس با امكانات مركز تدوين نيست. از بودجه اختصاصي مركز و گروه ها تا ساير امكانات مربوط به منابع، مآخذ، چاپ و نشر و ... همين قدر بگويم كه بسياري از اساتيد و صاحب نظراني كه با ما همكاري مي‌كنند صرفاً به خاطر اين كه اين كار يك كار كلان كشور است از باب وظيفه همكاري مي‌كنند و الا از نظر بودجه و پرداخت حقوق پژوهشي و ... به هيچ وجه رضايت بخش نيست. به ويژه با طرح و برنامه سرفصل هاي جديد كه متنوع نيز شده است. مثلاً در كنار عنوان «تاريخ اسلام» كه مطابق برنامه جديد به «تاريخ صدر اسلام» تغيير نام يافته است، عنوان «تاريخ و تمدن اسلامي» و «تاريخ امامت و پيدايش تشيع» نيز افزوده شده است كه به طور طبيعي كار مشكل تر شده و عدّه و عُدّۀ بيشتري را مي‌طلبد.
شما خود به چه ميزان براي تاريخ اعتبار قائليد، فراموش نمي‌شود در مصاحبه با آقاي دكتر شهيدي، نظر ايشان اين بود كه تنها حتميات تاريخ را ارائه دهيد كه قطعاً زياد نيست؟ نظر شما چيست؟ آيا حركت شما در مركز نيز بر همين منوال است يا اساساً با آن مخالفيد؟
• پاسخ به اين سؤال خود مي‌تواند موضوع يك مقاله يا يك كتاب باشد در اين باره بعضاً مقالاتي نيز نوشته شده است و اگر بخواهم به طور خلاصه نكاتي را بيان دارم بايد بگويم در زمينه علميت و اعتباريت تاريخ و هر گفتگويي در باب تاريخ بايد از دو منظر هستي شناسي و معرفت شناسي آغاز كرد. يعني قبل از سؤال از علميت تاريخ بايد پرسيد كه آيا مي‌توان براي تاريخ هستي تاريخي فرض كرد يا خير و در صورت مثبت بودن جواب آيا اين موجود و هستي مشخص، معرفت پذير است يا نه و سپس پرسيد كه آيا حجيت دارد يا خير.
واقعيت اين است كه از همان قرون اوليه در كنار حكيمان، رياضي دانان، منجمان، اطباء و ... جمعي ديگر از دانشمندان نيز همت خود را صرف پرداختن به بخشي از رفتارها و عملكردهاي انساني با يكديگر در همان زمان يا دوره هاي بعدي يا قبلي كردند كه به دانش تاريخ شناخته شده است. به تعبيري تمام رخدادهاي پيش از حال حاضر موضوع علم تاريخ است ولي آنچه به معناي دقيق كلمه به عنوان هستي متعين تاريخ قابل تأكيد است، حيات اجتماعي انسان است. حال آيا چنين موضوعي قابل شناخت و معرفت پذير است يا خير؟ پاسخ مثبت است. علي رغم پيچيدگي ها و مشكلاتي كه وجود دارد مي‌توان به نكات قابل قبولي دست يافت. منتها هر قدر تلاش ها و انديشه ورزي ها روشمندتر باشد و از اسلوب و ابزارهاي مناسب تري بهره گرفته شود اميدواري به اعتباريت تاريخ بيشتر خواهد بود، البته بالنسبه به موضوع و تلاش و تفحصي كه حول آن انجام شده و اسناد و مداركي كه جمع آوري و بررسي شده و ... مي‌توان به اعتباريت في الجمله تاريخ حكم كرد.
اگر بخواهيم از نظر قرآن به مسأله اعتباريت تاريخ نظري بيفكنيم تاريخ از نظر قرآن فراتر از يك علم و دانش است. يعني به سمت نوعي حكمت و معرفت شهودي و استعلايي براي نقب زدن به گوهر و فراتر رفتن از جزئيات و رخدادها تعالي پيدا مي‌كند. بر همين اساس به جد معتقديم كه از نظر قرآن كريم ميان آنچه كه امروزه فلسفه نظري تاريخ ناميده مي‌شود با آنچه كه علم تاريخ مي‌نامند پيوند محكمي برقرار است، چرا كه در هيچ جاي قرآن، تاريخ از حكمت تاريخي جدا نيست. يك اصل اساسي از نظر قرآن اين است كه پرداختن به حال و ايجاد تغيير و دگرگوني مثبت در آن بدون نگاه به گذشته امكان پذير نيست. به تعبير يكي از اساتيد محترم، منظور از ارض در «قل سيروا في الارض» تاريخ است و اگر به ابعاد عبرتي سير در ارض كه مقصود قرآن بوده است توجه شود همين معنا تأييد خواهد شد زيرا مي‌فرمايد: فرجام كار مكذبين را بنگريد. اگرچه صرف نگاه به نشانه هاي عظمت الهي در طبيعت نيز خود درس آموز است. البته آنچه در قرون دوم و سوم به بعد در تاريخ اسلام رخ نماياند با الگوي قرآني سازگاري ندارد و متأسفانه روح تاريخ نگاري قرآني به جريان مسلط در تاريخ نگاري اسلامي تبديل نشد. به همين سبب نيز ما امروزه با مشكلاتي مواجه هستيم و شاخص ها و معيارهايي را براي سنجش اخبار و گزارش هاي تاريخي تعيين مي‌كنيم تا به حتميات تاريخي برسيم. در گروه تاريخ نيز بيشتر توجه به حتميات تاريخي است ولي اين طور نيست كه هر چه تا حالا مشهور بوده جزو حتميات نيز بوده است و يا حتميات صرفاً همان چيزهايي است كه تاكنون مشهور بوده است، نه. بلكه چه بسا در تاريخ اسلام اسرائيلياتي داشتيم كه به دلايلي به عنوان گزارش مثبت از حادثه اي شهرت پيدا كرده و يا خرافه هايي كه ساحت پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم و صحابه بزرگوار و ائمه اطهار عليهم السلام از آن پيراسته اند، از همين نمونه هاست و بالعكس.
آيا متون در اختيار تاريخ اسلام را مي‌توان به صورت علمي در كلاس درس طرح كرد و از سويي جانبداري ننمود؟ يا اصلِ هدف درس، دفاع رسمي از اسلام و احياي آن بوده است؟
• اگر قصد آن باشد كه به اين سؤال نيز كمي با حوصله پاسخ داده شود، لازم است با مقدمه اي كوتاه شروع به بحث كنم. اين يك واقعيت است كه مشكلات و آفت هاي تاريخ برخي عمومي و برخي جنبه اختصاصي دارد. بعضي به كتب تاريخي و مورخين بازگشت مي‌كند و برخي به نفس حوادث و پديده هاي تاريخي برمي گردد. برخي به افق فكري و عواطف و احساسات مورخ نظر دارد و دسته اي به فشارهاي بيروني و قدرت هاي مسلط روز. يعني بدون شك مقدار زيادي از تواريخ به اشاره خلفا و سلاطين آن روز نوشته شده است و يا مورخان براي خوش خدمتي ارباب قدرت آن را به نگارش در آورده اند كه معلوم است در چنين تواريخي برخي حوادث يا نقل نمي‌شود و يا با دخل و تصرف هاي زيادي همراه است. در برخي وقايع نيز مورخ به سبب ضعف خبرگيري و سيستم اطلاعاتي از برخي حوادث جانبي، قبلي يا بعدي حادثه بي خبر مانده است و يا چه بسا رويدادهاي غير مهم ولي پر هياهو و چشمگير جاي رويدادهاي مهم نشسته و مسائل مهم بي سر و صدا طرد شده و يا اصلاً مطرح نمي‌شود. حتي نحوه نگارش مورخي كه با نظم فكري و با برنامه قبلي سراغ حادثه اي رفته با خود او يا مورخ ديگري كه بدون برنامه و روش خاصي به نگارش تاريخ مشغول است، متفاوت است. در حال حاضر نيز كه برخي از مشكلات صدر اسلام وجود ندارد، نقل ها نسبت به يك حادثۀ كلي تفاوت دارد، هر چند اين حادثه در زمان و شهر ما و حتي در مرئي و مسمع ما اتفاق افتاده باشد. پس نسبت به قضاياي گذشته، مسأله به مراتب دشوارتر خواهد بود.
از سوي ديگر، دربارۀ عواطف، انديشه ها، گرايش ها و اعتقادات مورخ كه مورد سوال جناب عالي نيز هست بايد گفت كه ما وقتي از صفات و ويژگي هاي مورخ امين و صادق سخن مي‌گوئيم يكي از ويژگي هاي مورخ را عنصر تعصب نورزيدن و جانبدارانه ننوشتن مي‌دانيم و بعيد است مورخي اين اصل را قبول نداشته باشد. حداكثر چيزي كه ممكن است برخي بگويند اين است كه جانبداري ناحق نخواهيم كرد يا تعصب بيجا نخواهيم داشت در حالي كه اصلِ عدم جانبداري مي‌گويد، حادثه همان طور كه اتفاق افتاده بدون پردازش، حاشيه و تعليقه بايد نقل شود اما كمتر اتفاق افتاده كه چنين شود. همان طور كه در پاسخ سؤال پيشين اشاره رفت بدين سبب از شاخص هاي ارزيابي اخبار و گزارش ها، بحث مي‌شود.
اما اين كه هدف از اين درس چيست؟ آيا لازم است استاد از اسلام دفاع كند يا خير؟ ظاهراً ما تاريخ اسلام را به دانشجويان ارائه مي‌كنيم تا با لطايف و زيبايي هاي اسلام آشنا شوند و با زحماتي كه براي حفظ آن صرف شده و دشواري هايي كه پشت سر گذاشته شده و فراز و نشيب هايي كه سپري شده، آشنا شوند و براي زندگي كنوني شان راهكار، اصول و موازيني را تعريف كنند. ممكن است ما به همه لوازم اين كلام كروچه كه گفته است «هر تاريخي، تاريخ معاصر است» معتقد نباشيم ولي اعتقاد داريم كه در پرتو نگاه به ديروز و گذشته است كه مي‌توان به طور مناسب به «اكنون» پرداخت.
در پايان خاطر نشان مي‌كنم كه از نقدها و نظرات صاحب نظران، اساتيد و دانشجويان عزيز براي برطرف كردن ضعف و جبران كاستي ها در همه كتاب هاي درسي و كمك درسي بيش از پيش استقبال مي‌كنيم. اميدواريم مرضي خداوند متعال باشد.