try another color:
60% 70% 80% 90% تغییر اندازه فونت متن:
امروز: یکشنبه, 25 آذر, 1397

استقلال، آزادى، خودباورى و پيشرفت چهار خصوصيت اصلىِ انقلاب

Send to friendSend to friend

چهار خصوصيت اصلىِ انقلاب عبارتست از استقلال، آزادى، خودباورى و پيشرفت. اين چهارتا پايه‏ مستحكمى است كه انقلاب در اين مملكت پايه گذاري كرد. على‏رغم همه مخالفتها و دشمنيها؛
اول استقلال: استقلال يعنى اين‏كه ملت و دولت ايران ديگر مجبور نيستند تحميل قدرتهاى بيگانه را تحمل كنند. و قبول كنند، اين معناي استقلال يك ملت است. اگر به منابع ملى كشور تعرّض كردند، تجاوز كردند، دست دراز كردند كسى حرف نزند؛ اگر از ملت هم كسي مخالفت كرد، دولت بزند توى سرش! اين وضعى بود كه در دوران پهلوى، ما با پوست و گوشت و جسم و جانِ خود آن را شاهد بوديم و لمس كرديم. انقلاب آمد ملت را، كشور را دولت را مستقل كرد. امروز هيچ قدرتى در دنيا نمى‏تواند در مسائل كشور ما اعمال نفوذ كند و ما را مجبور به يك كارى كند. مسئولين كشورند هر كارى كه مصلحت تشخيص دادند، آن را عمل مي‌كنند. ملت هم تماشاگر و قضاوت‏كننده كارهاى مسئولين است؛ اگر آنها را پسنديد پشت سرشان مى‏ايستد؛ اگر نپسنديد، آنها را عوض مى‏كند، اختيار دست ملت است.
دوم آزادي: آزادى يعنى ملت ما در چارچوب قانونِ خودش و نه قانون تحميلى ديگران - مسئولين كشور را انتخاب مى‏كند. اگر از عملكرد آنها راضى بود، اين انتخاب را ادامه مى‏دهد و اگر راضى نبود، اينها را مى‏گذارد كنار و ديگري را انتخاب مى‏كند. اين مهمترين شاخه آزادى در كشور ماست. آزادى بيان امروز در كشور ما به‏طور كامل وجود دارد راديوهاى بيگانه برخلاف اين بگويند؛ خوب بگويند. ملت دارد خودش مى‏بيند. كسانى هستند كه نظام را هم قبول ندارند، نه نظام را قبول دارند، نه دولت را قبول دارند، نه رهبرى را ولي حرف مي‌زنند، صحبت مى‏كنند و نظراتشان را مى‏گويند، كسى هم به كار آنها كارى ندارد. هيچ‏كس امروز به‏خاطر اين‏كه بر طبق عقيده خود حرف زده است، مورد مؤاخذه دستگاه نيست؛ البته آنها باز هم ناراضى‏اند، نارضايتى‏ آنها به‏خاطر اين است كه مردم گوش نمى‏دهند به حرف آنها خوب اين تقصير كسى نيست؛ مردم دوستشان ندارند. مردم از آنها خاطره خوشى در ذهن ندارند.
سوم، خودباورى. اين ملت در اثر انقلاب اسلامى و نظام اسلامى به خودباورى دست يافت يعنى باور كرد كه مى‏تواند. اين را امام ياد داد، درس داد و فضاى عمومى نظام اسلامى اين را براى ما به ارمغان آورد. جوان ما، دانشجوى ما، استاد ما، پژوهشگر ما، صنعتگر و سازنده ما امروز باور دارند كه مى‏تواند. اين خودباورى در علم به ما كمك كرد. ما امروز در ميدان علم پيشرفتهاى زيادى كرديم؛ البته باز هم هنوز عقب هستيم. هيچ‏كس خيال نكند كه حالا پيشرفت كرديم و رسيديم. نه، ما را خيلى عقب نگه داشتند؛ اما ما پيشرفت كرديم در اين بيست‏وپنج سال خيلى جلو آمديم. نسبت پيشرفت علمى ما در يك برهه از زمان، در چند سال دوران انقلاب از همه دنيا طبق آمار بالاتر و بيشتر است!اين را آن روز به اين جوان‌هاي نخبه اي كه آمده بودند پيش من گفتم. اين خودباورى در علم، در سياست، در دفاع از كشور به ما كمك كرد. ما در دوران جنگ هشت ساله اگر خودباورى نداشتيم، پدرِ اين ملت درآمده بود اين كشور پايمال شده بود، همين بود كه جوان 25 ساله به خودش باور داشته و اعتقاد و اتّكاء داشت. يك لشگر را مى‏سپردند به يك جوان 25ساله ؛ مى‏رفت و آماده مي‌كرد، حركت مى‏كرد و اقدام مى‏كرد، كارهاى بزرگ انجام مى‏داد. امروز اين خودباورى هست. ببينيد ما دانشگاههايمان امروز دارند كار علمى مى‏كنند؛ جوان‌هاي ما پيشرفتهاى علمى مى‏كنند، در يك بخشهايى پيشرفتهاى علمى ما دنيا را نگران كرده است؛ اين به بركت انقلاب است. نمى‏خواهند ملت ايران و كشور ايران از لحاظ علمى پيشرفت كند؛ اين را صريحاً گفته‏اند. يك كشور تا پيشرفت علمى نداشته باشد، تا پيشرفت اقتصادى نداشته باشد، هميشه قدرتمندان به او زور مى‏گويند، يك نمونه‌اش همين كشور ژاپن است كشور تحت سلطه، خودش را جمع‏وجور كرد و از لحاظ علمى پيشرفت كرد. غربيها كه هيچ مايل نيستند به منطقه شرق نگاهى كنند و به غير اروپايى بي‌توجّهى مي‌كنند، مجبورند به‏خاطر پيشرفت علمى او را جدّى بگيرند. حالا در بعضى از مراكز سياسى يا سياسى - علمىِ امريكا گفته‏اند ما نمى‏خواهيم يك ژاپن اسلامى به‏وجود بيايد! ژاپن اسلامى يعنى شما. نمى‏خواهيم بگذاريم كه ملت ايران پيشرفت علمى از خود نشان دهد. مى‏ اينها بينند حركت ملت ايران را ؛ مى‏بينند اين خودباورى را ؛ اين هم از بركات انقلاب و نظام اسلامى بود.
چهارم، پيشرفت: على‏رغم آنچه كه دشمنان ما مى‏خواستند و امروز تبليغ مى‏كنند، پيشرفت كرديم. اين پيشرفت‌ها معنايش اين نيست كه ما به هدفهاى خودمان رسيديم، نه من بارها گفته‏ام، الان هم مى‏گويم بنده به عنوان يك طلبه انقلابىِ معتقد به اسلام و معتقد به انقلاب اعتقادم اين است كه در بسيارى از اهدافِ خود هنوز در نيمه راه هستيم، ما عدالت اجتماعى مي‌خواستيم، ما بنيان‏كنىِ فقر مي‌خواستيم، ما آبادسازى همه‏جانبه كشور را مى‏خواستيم، هنوز به آن مقاصد نرسيديم و وسط راه هستيم اما جلو آمديم، حركت كرديم، بخش مهمّى از راه را پيش رفتيم و اين كارها را انقلاب و نظام اسلامى كرد.
اين چهار ركن اساسى انقلاب است و همه اينها به بركت اسلام و زير پرچم اسلام. اگر اسلام نبود نه استقلال به دست مي‌آمد، نه آزادى و نه خودباورى و پيشرفت؛ اينها را اسلام به ما داد، موهبت اسلام است.