try another color:
60% 70% 80% 90% تغییر اندازه فونت متن:
امروز: چهارشنبه, 30 آبان, 1397

اگر بار گران بوديم و رفتيم ...

Send to friendSend to friend

هم اكنون هفدهمين شماره از نشرية اطلاع رساني معارف پيش روست و دوران به اصطلاح اعتباري سردبيري اين طلبه حقير نيز به افول گرائيد. شايد پايان اينگونه به ظاهر خدمات اگر به همين گونه پايان مي‌يافت غصه‌آور و دلتنگ كننده بود خصوصاً كه با دوستاني كم‌توقع و دلسوز و همكاراني تلاش‌گر، با كمتر جايگاه حقوقي به سر مي‌برديم و تازه داشت دوران جديد با معلم دلسوز همراه مي‌شد. ليكن از آنجا كه اين فرصت، صحنه‌اي ديگر را براي خدمت‌رساني باز نمود خرسندم و از خداوند تبارك و تعالي حمايت روزافزون در انجام وظايف را به عنوان خاك بوس پاي عباد صالحش خواستارم.
در اين مدت خدمت‌گزاري چه در بخش آموزش يا تدوين و يا نشرية معارف به اين مهم واقف شدم كه امروزه يعني پس از گذر از دوران پرتلاطم آزمايشهاي پس از انقلاب و جنگ و سازندگي ، نيروهاي تلاش‌گر و فعال و با وجدان در عرصة حوزه و دانشگاه اگر نگويم تمام بلكه عمده فرصت را در اختيار دارند تا در جريان يك اقدام همه جانبه و با همتي بلند مسير باز و روشنتري را در پيش راه ره پويان حقيقت بگشايند و روزنه‌هاي اميد را در تاريكي دست ساختة جاهلان، بيشتر و بيشتر سازند. هجمه به كيان اسلام عزيز و رخنه در تنة تنومند انقلاب اسلامي عظيم مردم غيور اين ديار، و رسوخ در جان و تن دلباختگان واقعي آن يعني جوانان شريف و دلير مسلمان ايراني، گويا بايدي است كه خنّاسان و دشمنان جان و تن و ابليسان جني و انسي نه تنها از سر جهالت بلكه از سر عناد و دشمني اقدامي ستودني مي‌دانند و كمرهمت به انجام آن حتي تا «بلغ ما بلغ» بسته‌اند.
اگر چه خداوند در ناموس خلقت خود، حفاظت از دين اسلام و ذكر خود را تضمين نموده است كه «انا نحن نزلنا الذكر و انا له لحافظون» و كساني كه ارادة خاموش كردن نورالهي را دارند تلاششان بي‌ثمر و خاموشي عائد خودشان خواهد شد كه «يريدون ليطفئوا نورالله بافواههم والله متم نوره و لوكره المشركون» و اگر چه در پاسخ دهي به اين هجمه نيازي به پست و سير در كش و قوس ديوانسالاري و گرفتاري در چرخة اداري آن نيست. ليكن احساس و قبول مسئوليت از مسير منطقي و عالمانه را نيز مفري نيست.
امروزه در هر صحنه خصوصاً صحنه‌هاي فرهنگي و ديني ،‌عقب‌نشيني سودي را عايد نمي‌كند كما اينكه توقف و در جا زدن و بي‌مسئوليتي نيز راهگشا نيست. امروز دانشگاه عرصه‌اي متضاد از جولان گاه نااهلان و عالمي از جولان فكري صاحب عقلان است كه بايد هر دو را دريافت. بايد در عرصة اول مبارزه‌اي منطقي و سازنده كرد و در عرصة دوم حمايتي ستودني و مستمر. امروز دانشگاه را اگر نگوييم عرصه جهاد اكبر است لااقل در حال تبديل به اين عرصه است. كساني بوده‌اند و هستند كه بطور دائم غبطة زمان حضور شهيداني چون مطهري را در صحنة انسان‌ساز دانشگاه مي‌خورند تا همچون آنان عرصه‌اي فراخ در تبيين حقايق حقه اسلام بازكنند. چه شده است كه امروز آن دوران به گونه‌اي ديگر رخ مي‌نمايد. و بلكه از نظر كمي وسيعتر و از نظر كيفي پيچيده‌تر شده است. وليكن مطهري وار عمل نمي‌شود. امروز شبهات و ايرادات و دغدغه‌هاي جوانان هراسان از اين شبهات دو بلكه صد چندان شده است. گروهي از سر عدم فهم يابد فهمي قسم خورده‌اند تا انحراف را بايدِ فرزندان اين مرز و بوم كنند و تكراري اسف‌بار و سوزان چون اندلس را تجربة اين ملت شريف و جوانان غيور او خصوصاً قشر دانشگاهي نمايند تا از آنجا ايران و جوانان آن را به شكل به ظاهر مدلل و حق به جانب مريض و گرفتار سازند.
اما آنچه در اين وادي تأسف‌بار و غصه‌ساز است يكي كم توجهي در برنامه‌ريزي صحيح و ديگري تنبلي و كم‌كاري جدي در اجراي حداقلي برنامه‌هاست. در بسياري از نهادهاي فرهنگي جامعة ما بخش عمدة وقت مديران و مسؤولان مصروف امور روزمره و جاري است، آئين‌نامه پشت آئين‌نامه، جلسه پشت جلسه به گونه‌اي كه زمان براي رسيدگي به اندك مصوبات جلسات گذشته بعضاً بصورت محال جلوه مي‌كند. براي سال آينده‌ برنامه‌اي خلق مي‌شود ولي كمتر جايي براي تأمين نيازهاي اجراي اين برنامه‌ها ديده مي‌شود. كه پس تمام اينها نوعي عدم اهتمام جدي به كرامت انساني در اين مجموعه‌هاست كه آدمي احساس مي‌كند كه گويا در عالمي مادون عالم انساني در حال فعاليت است. غافل از اينكه افراد در هر رده و سازماني كه باشند همه انسان‌اند و به تعبير قرآن شايستگي آن به ديگري تنها به تقواي اوست. كه البته اين هم در چنين مجموعه‌هايي معمولاً نهفته مي‌ماند و جز ارائه وجدان كاري و اخلاق خوش شايد كمتر چيزي نماد آن باشد.
حقير در پايان ضمن اظهار خضوع و بيچارگي و بي‌بضاعتي و مغفرت به درگاه و ساحت اقدس الهي و عرض شرمندگي به درگاه رسول خدا و اولياي كرام او و عرض پوزش و معذرت از پيشگاه حضرت ولي عصر (عج) و تمامي شهدا و امام شهدا و بخصوص كساني كه اين دُرّ گرانمايه يعني انقلاب را به دست ما سپردند و در كنار عزيز و امامشان آرميدند. از تمامي عزيزان و زحمت‌كشان در معاونت امور اساتيد عذرخواهي و از اينكه نتوانستم در اين مدت رسانة خوبي براي زحمات آنها باشم درخواست كمال بخشش را دارم و همچنين از اساتيد محترم معارف كه بار سنگين رسالت نبوي را در اقصي نقاط ايران اسلامي را به عهده دارند، به دليل كم‌كاري و بد سليقگي ما نشريه را يا خوب دريافت نكردند و يا خوبيهاي آن را كم يافتند عذرخواهي نموده، به مسؤولين جديد نشريه خوش آمد گفته براي آنان سلامتي و قوتي سترگ و دركي عميق و كلان نگر در مسائل مهم فرهنگي كشور خصوصاً دانشگاه و به ويژه مسأله معارف اسلامي، صبري جميل در تحمل نظرات و ديدگاههاي مخالف و مختلف را از درگاه ايزد منان مي‌طلبم.
از مدير مسؤل محترم و معزز و معلم اخلاق و ادب از اينكه فراغت بنده از اين مسئوليت سنگين را پذيرفتند و تشكر كامل نموده، از ايشان درخواست دارم تا از نيروهاي موجود كمال استفاده را برده بهتر از گذشته به آنها بنگرند كه البته جاي تقويت علمي نشريه همچنان خالي است.