try another color:
60% 70% 80% 90% تغییر اندازه فونت متن:
امروز: یکشنبه, 25 آذر, 1397

وظايف جامعه دانشگاهي در فضاي کنوني کشور

Send to friendSend to friend
نام نویسنده: 
دكتر مهدي ابوطالبي

اشاره:
مقام معظم رهبري در ماه مبارک رمضان امسال (1389ش ـ 1431ق) در دو ديدار با جامعه دانشگاهي کشور شامل دانشجويان و اساتيد دانشگاه، نکته‌ها و توصيه‌‌هاي ارزشمندي را براي اين قشر فرهيخته جامعه داشتند که در اين نوشتار مروري بر اين مطالب خواهيم داشت.

وظايف دانشجويان

حفظ دل‌هاي پاک جواني
اولين نکته‌اي که مقام معظم رهبري خطاب به دانشجويان مطرح فرمودند توجه به معنويت و حفظ پاکي و طهارت دوران جواني بود: "از همة مطالب بالاتر اين است كه شما جوانيد، دلهاى شما پاك و ناآلوده است..... امروز اين سرمايه در اختيار شماست. من حرفم اين است: اين دل پاك و زلال را هرچه مي‌توانيد، با منبع عظمت، با منبع حقيقت، با منبع زيبائى - يعنى ذات مقدس بارى‌تعالى - پيوند دهيد و نزديك كنيد. اگر موفق شديد، تا آخر عمر زندگى سعادتمندانه خواهيد داشت؛"1

ترک گناه و توجه به نماز
ايشان راه وصول به اين امر را در دو نکته دانستند: ترک گناه و توجه به نماز و روزه. لذا در توصيه به دانشجويان فرمودند: "در درجة اول، ترك گناه. دروغ نگفتن، خيانت نكردن، از لغزش‌هاى گوناگون جنسى و شهوانى پرهيز كردن، از گناهان پرهيز كردن؛ قدمِ مهمترينش اين است. بعد از ترك گناه، انجام واجبات، و از همة واجبات مهمتر، نماز است. "وَ اعْلَمْ أَنَّ كُلَّ شَيْ‏ءٍ مِنْ عَمَلِكَ تَبَعٌ لِصَلَاتِكَ"؛2 همة كار انسان تابع نماز است. نماز را به وقت بخوانيد، با توجه و با حضور قلب بخوانيد....آن وقت اين آن صلاتى است كه: "تَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنْكَرِ"3.... روزة ماه رمضان خيلى مغتنم است؛ مبارزة با گرسنگى، تشنگى، گرما و سختى‌هائى كه انسان دارد."
ايشان همچنين به اين نکته اشاره کردند که "اغلب لغزشهائى كه در عرصه‌هاى گوناگون براى انسانها پيش مى‌آيد، ناشى از رعايت نكردن همين نكتة اصلى و مهم است.پرهيز نكردن ما از گناه، اثرش را در مديريت امور كشور، در ميدان جنگ، در يك آزمون مالى و اقتصادى نشان مي‌دهد."

سئوال کردن بدون قضاوت
مقام معظم رهبري در پاسخ به سؤال يکي از دانشجويان مبني بر امکان سؤال دانشجو نسبت به امور کشور، سؤال کردن را حق و وظيفة دانشجو شمردند ولي در مورد نحوه و شروط سؤال کردن فرمودند: "سؤال كنيد؛ به شرط اينكه... قضاوت نكنيد؛ اما سؤال كنيد. بهترين روش سؤال و پاسخ هم اين است كه مسئولين بيايند داخل مجموعه‌هاى دانشجوئى. من همين جا از مسئولين درخواست مي‌كنم كه ديدارهاى دانشجوئى‌شان را زياد كنند. امروز بهترين قشرهاى كشور اينهايند؛ هم جوانند، هم باسوادند، هم تحصيل كرده‌اند، داراى فهمند، داراى انگيزه‌اند؛ مسئولين بروند شركت كنند. اين سؤالات مطرح بشود، احتمالاً پاسخ‌هاى قانع كننده‌اى هم خواهيد شنيد."

نقدپذيري دانشجو
رهبر فرزانه انقلاب در رابطه با گله‌هاي دانشجويان نسبت به عدم‌نقدپذيري مسئولين، ضمن تأکيد بر اصل نقدپذيري مسئولين اين نکته را نيز به دانشجويان يادآور شدند که علاوه بر مسئولين، دانشجويان هم بايد نقدپذير باشند: "فقط همين قدر به شما بگويم كه شما همه‌اش گله داريد كه چرا مسئولين نقدپذير نيستند؛ خوب، شما هم نقدپذير باشيد! نقدپذيرى كه فقط مخصوص مسئولين نيست؛ خوب، بالاخره اگر بر دانشجو هم نقدى وارد است، بايد نقدپذيرى كند.... اينجور نباشد كه بگوئيد بالاخره هرچه كه گوشة قباى دانشجو را بگيرد - كه دانشجوها قبا هم ندارند! - مورد اعتراض قرار بدهيم. ممكن است به شما هم نقدى وارد باشد؛ نقد را قبول كنيد."

عدم انشعاب و اصطکاک به دليل اختلاف سليقه
مقام معظم رهبري در رابطه با تشکل‌هاي دانشجويي به اين نکته اشاره کردند که اختلاف سليقه موجب انشعاب و اصطکاک نشود: "اولاً مراقب باشيد تشكلهاى دانشجوئى تحت تأثير اختلاف سليقه‌ها، نه خودشان در درون دچار انشعاب بشوند، نه با همديگر اصطكاك و تصادم پيدا كنند. يكى از مصاديق برجستة وحدتى كه ما به آن توصيه و دعوت مي‌كنيم، همين است. آنجائى كه انسانها را از هم جدا مي‌كند يا به هم نزديك مي‌كند، اصول و مبانى معرفتى است.... اما سلائق نه؛ هر كسى يك سليقه‌اى دارد، هر كسى يك ذوقى دارد."

داشتن تحليل در مورد مسائل مهم کشور
ايشان يکي از وظايف دانشجويان را داشتن تحليل در مورد مسائل مهم کشور دانسته و فرمودند: "در مسائلى كه با سرنوشت كشور ارتباط پيدا مي‌كند، حتماً تحليل و موضع داشته باشيد. بيانية تهران مسئلة مهمى بود؛ تحليل شما از بيانية تهران چيست؟ موضعتان چيست؟... قطعنامة 1929 شوراى امنيت عليه جمهورى اسلامى صادر شده، يا تحريمهاى يكجانبة آمريكا و اروپا عليه ايران شكل گرفته؛ تحليل شما از اين قضيه چيست؟ اين قضية كوچكى نيست. موضعتان چيست؟... در داخل كشور ما مجموعه‌هاى سياسى‌اى هستند كه تحليلشان اين است؛ مي‌گويند وقتى كه طرف خيلى چهرة سگى از خودش نشان مي‌دهد، شما عقب بنشينيد! خوب، شما اين را قبول داريد؟ عقب بنشينيم؟ يا نه؛ معتقديد كه هر گونه عقب‌نشينى، طرف را تشجيع مي‌كند. به مجردى كه ديدند شما با اخم مي‌ترسيد، مي‌گويند آقا اخم كنيد؛ علاج اين آدم اخم است. به مجردى كه ديدند تهديد به كتك يا خود كتك، شما را به عقب‌نشينى وادار مي‌كند، مي‌گويند دو تا بيشتر بزن تا از همة حرفهايش دست بردارد."

تقويت مباني معرفتي
رهبر انقلاب يکي از وظايف جدي دانشجويان را تقويت مباني معرفتي دانسته و فرمودند: "برادرها و خواهرها! تقويت مبانى معرفتى را جدى بگيريد.... مجموعة تشكلها تقويت مبانى معرفتى را جدى بگيرند تا بعد، از تشكلها سرريز بشود روى مجموعة دانشجوها. تقويت مبانى معرفتى خيلى لازم است. ضعف اين مبانى، ضررهاى بزرگى به مجموعة دانشجوئى كشور و مجموعة تشكل‌ها خواهد زد."

آزاد انديشي با اصول و ضوابط
مقام معظم رهبري ضمن تأکيد فراوان بر آزاد انديشي شرايط آن را اين گونه بيان کردند: "آزاد انديشى جايش توى تلويزيون نيست؛... توى جلسات عمومى و در صدا و سيما دو نفر بيايند بحث كنند، آن كسى كه حق است، لزوماً غلبه نخواهد كرد؛ آن كسى غلبه خواهد كرد كه بيشتر عيّارىِ كار دستش است و مي‌تواند بازيگرى كند؛ آزاد انديشى در جلسات تخصصىِ بايد متناسب با هر بحثى باشد؛ در محيطهاى عمومى جاى آن بحثها و مناظره‌ها نيست. اين هم معنايش اين نيست كه دارد تحميل مي‌شود؛ نه، بالاخره يك فكر حق مطرح مي‌شود؛ "ادْعُ إِلَي سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَجَادِلْهُمْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ"4 اين حكمت و موعظة حسنه و مجادلة احسن براى چيست؟ "ادْعُ إِلَي سَبِيلِ رَبِّكَ". يعنى اين قبلاً يك اصل موضوعى است، دعوت به سمت خداست. در همه چيز همين جور است. دعوت بايد با زبان درست انجام بگيرد، اما جهت دعوت بايد مشخص باشد. معنا ندارد كه انسان جهت دعوت را آزاد بگذارد؛ اين موجب گمراهى مردم مي‌شود. مردم را بايد هدايت كرد. مگر نمي‌گوييد كه دولتها مسئول هدايت افكار مردم هستند؟".

توجه به علوم انساني با مباني اسلامي
رهبر انقلاب در نکات مورد نظرشان خطاب به دانشجويان به بحث علوم انساني با مباني اسلامي اشاره کردند و فرمودند: "اساتيد و صاحب‌نظران و پژوهشگران و محققين بايد به دنبال تدوين علوم انسانىِ منطبق با مبانى اسلام بروند؛ يعنى علوم انسانى‌اى كه بر اساس فلسفه‌هاى نادرست و غلط مادى شكل نگرفته باشد؛ همچنان كه امروز علوم انسانى غربى اين گونه است. بالاخره اگر علوم سياسى يا اقتصادى يا فلسفه يا مديريت و بقية علوم انسانى، مبتنى بر نگرش مادى به دنيا باشد و با ارزشهاى مادى بنا شده باشد، طبعاً نمي‌تواند خواسته‌ها و آرمانهاى جامعه‌اى را كه مسلمان و مؤمن به معارف اسلامى هستند، برآورده كند."

وظايف اساتيد

طهارت و صفاي نفس
مقام معظم رهبري با توجه به فضاي ماه مبارک رمضان يکي از وظايف مهم همه به ويژه اساتيد دانشگاه را طهارت و صفاى نفس دانسته و فرمودند:‌ "طهارت و صفاى نفس براى همه مهم است، براى همه لازم است، در زندگى همه مؤثر؛ اما به نظر من براى استادان و دانشمندان مهمتر است، مفيدتر و پرسودتر است.اولاً به خاطر اينكه شما كه استاد هستيد، بيش از مقدارى كه گفتار شما در تكوين شخصيت شاگرد و جوان اثر بگذارد، منش و رفتار شما اثر مي‌گذارد... اگر استاد ما از معنويت و روح باصفا برخوردار باشد، فضاى كلاس، فضاى درس و فضاى دل متعلم را منور خواهد كرد. ما به اين احتياج داريم. علاوة بر اين، شما دانشمند هستيد؛ لذا دانش اگر با نورانيت همراه باشد، جهت درست را پيدا خواهد كرد."5

لزوم جهاد علمي در کشور
مقام معظم رهبري با تأکيد بر اين که دانشگاه، موتور پيشرفت كشور است،‌ يکي از وظايف اساتيد را جهاد علمي در کشور دانتسند. ايشان در توضيح مفهوم جهاد علمي فرمودند:‌ "در مفهوم اسلامى، جهاد عبارت است از تلاشى كه در مقابل يك دشمن است، در مقابل يك خصم است. هر تلاشى جهاد نيست. مجاهدت با نفس، مجاهدت در مقابل شيطان، جهاد در ميدان نظامى، مواجهة با يك دشمن است؛ مواجهة با يك معارض است. امروز ما در زمينة علم نياز داريم كه تلاشى اينگونه در كشور بكنيم؛ احساس كنيم موانعى وجود دارد، بايد اين موانع را برداريم؛ دارد معارضه‌هائى مي‌شود، بايد اين معارضه‌ها را در هم بشكنيم؛ در زمينة عرضة امكانات علمى، خسّتهائى از سوى كسانى كه صاحبان آن هستند ـ كه كشورهاى پيشرفتة علمى است ـ وجود دارد، بايد در مقابل اين خسّتها از خودمان عزت و جوشندگى و فورانِ از درون نشان بدهيم. امروز دنيا على‌رغم تظاهر به سخاوت علمى، در نهايتِ خسّت علمى است."

توجه به علوم انساني بومي
يکي از مطالب مطرح شده در ديدار مقام معظم رهبري با اساتيد دانشگاه بحث علوم انساني و اهميت آن بود. ايشان در بحث علوم انساني به بحث علوم انسان بومي اشاره کرده و فرمودند: "علوم انسانى كنونى در كشور بومى نيست، متعلق به ما نيست، ناظر به نيازهاى ما نيست، متكى به فلسفة ما نيست، متكى به معارف ما نيست، اصلاً ناظر به مسائل ديگرى است، مسائل ما را حل نمي‌كند. ديگرانى طرح مسئله كردند، براى خودشان حل كردند - به درست و غلطش هم كار نداريم - اصلاً از ما بيگانه است."
ايشان براي رسيدن به علوم انساني بومي به چند نکته اشاره کردند:‌

1. تغيير سرفصل‌هاي علوم انساني؛
"واقعاً اين عيب است كه ما بيست سال، بيست و پنج سال سرفصل فلان دانش را اصلاً تغيير نداده باشيم؛ اين نشان‌دهندة عدم جرأت ورود در مناقشه است؛ اين همان چيزى است كه ما از آن بيمناكيم. جرأت ندارند مناقشه كنند؛ همان را كه هست، درس دادند، باز هم درس مي‌دهند؛ ده سال ديگر هم ممكن است همان را درس بدهند؛ در حالى كه به تعبير اين برادر محترم، هر پنج سال در علوم انسانى گاهى تغييرات عمده‌اى به وجود مى‌آيد؛ لااقل در بعضى از علوم انسانى حتماً اينجور است."

2. برخورد ايجابي با رويکردهاي غربي؛‌
ايشان با تأييد توجه به رويکرد ايجابي فرمودند: "يكى از آقايان اشاره كردند كه ما در برخورد با علوم انسانىِ كنونى، به جاى برخورد سلبى با رويكردهاى غربى، برخورد ايجابى بكنيم؛ به معناى اينكه رويكردهاى اسلامى را مطرح كنيم. بله، اساس قضيه همين است؛ شكى نيست. در خلأ كه نمي‌شود زندگى كرد. وقتى مسئله مطرح شد، پاسخ مي‌خواهد؛ يا پاسخ اوست، يا پاسخ ماست؛ منتها مهم دو چيز است: يكى اينكه همين پاسخى كه ما داريم، بايد تدوين شود - اين كار را شما بايد بكنيد، اين را اساتيد حوزه و دانشگاه بايد بكنند؛ چه كسى اين كار را بكند؟ اين كه ديگر كار دولتى نيست - دوم اينكه جرأت مناقشة در رويكرد كنونىِ غربىِ ناشى از ليبرال دموكراسى به وجود بيايد؛ اين دو چيز لازم است. اين هر دو چيز دست شماست؛ دست اساتيد متخصص در علوم انسانى است. البته اينكه گفته شود يك مديريتى لازم است، يك ساختار ويژه‌اى لازم است، اينها قابل تأمل و قابل توجه است؛ بايد روي آن مطالعه كرد، حرف درستى هم هست - لااقل كلى‌اش درست است - ليكن به هر حال كار، كار اساتيد علوم انسانى است."

3. اهميت فلسفه در توليد فکر و علم؛
ايشان همچنين به فلسفه به عنوان پايه علم اشاره کرده و فرمودند: "پاية علم هم بر فلسفه است؛ فلسفه نباشد، علم وجود ندارد. اگر استنتاج فلسفى نباشد، اصلاً علم مي‌شود بى‌معنا. توليد فكر خيلى مهم است. البته توليد فكر از توليد علم دشوارتر است. متفكرين و نخبگان فكرى در معرض آسيبهائى هستند كه نخبگان علمى كمتر در معرض آن قرار مي‌گيرند. بنابراين كار، كار دشوارى است؛ اما بسيار مهم است. آنچه كه در كشور ما به نام فلسفه وجود دارد، به عنوان فلسفه و به معناى فلسفه بسيار نزديكتر است تا آنچه كه در اختيار غربى‌هاست، كه امروز فلسفة آنها سر و صدايش دنيا را پر كرده. خوب، كار كنند. حوزه‌هاى ما مركز فلسفه است؛ پرورش‌يافتگان حوزه‌ها، اساتيد بزرگ فلسفه هستند؛ در دانشگاه‌ها هم خوشبختانه اين معنا رسوخ پيدا كرده؛ بنابراين در زمينة توليد فكر - كه منبعث از نگاه فلسفى است - بايد كار شود."

نقشة جامع علمي کشور
يکي ديگر از نکات مدنظر رهبري در رابطه با بحث علم و دانشگاه، بحث نقشه جامع علمي کشور بود که ايشان در اين رابطه فرمودند:‌ "اولاً نقشة جامع علمى احتياج به يك برنامة اجرائى دارد. بايستى مسئولين دستگاه‌هاى دولتى برنامه‌اى را طراحى كنند تا اين نقشة جامع علمى بتواند عملياتى و پياده شود و تحقق پيدا كند. به قول يكى از آقايان، فقط اين نباشد كه ما علم را توليد كنيم، بعد آن را منتشر نكنيم، بگذاريم كنار، از آن استفاده نكنيم؛ بايد از اين استفاده كنيم. ثانياً نقشة جامع علمى بايستى زنده و پويا و به‌روز باشد. ما نمي‌خواهيم يك چيزى براى ساليان متمادى درست كنيم؛ اين مال امروز است. اى بسا تا سه سال ديگر، پنج سال ديگر وضعيت به گونه‌اى بشود كه مجبور شويم بخشى از اين نقشه را جابه‌جا كنيم؛ بايد بكنيم. نقشه بايد زنده و پويا و به‌روز باشد؛ يك عده‌اى بايد مراقب اين معنا باشند. ثالثاً برنامه‌هاى پنج سالة توسعه در زمينة آنچه كه مربوط به دانش و آموزش عالى است، بايد دقيقاً بر طبق نقشة جامع علمى طراحى و برنامه‌ريزى شود. برنامه‌هاى توسعه بايستى از نقشة جامع علمى در اين بخش خاص تبعيت كند. همچنين سازوكار قوى هم براى نظارت وجود داشته باشد؛ كه اين را هم دوستان گفتند."

توسعه هدفمند آموزش عالي
آخرين نکته‌اي که ايشان در اين رابطه فرمودند بحث توسعة‌ آموزش عالي بود: "توسعة آموزش عالى بايد در جهت هدفها باشد. مسئولان آموزش عالى بايد از توسعة غيرهدفمند به شدت پرهيز كنند؛ چون اين، هم اتلاف مال است، هم اتلاف و ضايع كردن منابع انسانى است. بايد ببينيم چه لازم داريم، بايد ببينيم هدف چيست و به كجا مي‌خواهيم برسيم؛ بر اساس آن، فضاى آموزشىِ آموزش عالى را توسعه دهيم. بنابراين برحسب نياز، دنبال اهداف خودمان باشيم. به نظر من اين مسئلة خيلى حساس و مهمى است. نيازهاى اصلى كشور در حوزة علوم و فناورى بايد احصاء شوند؛ در زمينة علوم انسانى هم همين جور؛ بر اساس اينها برنامه‌ريزى شود؛ معلوم شود كه چه تعداد دانشجو مي‌خواهيم، چقدر دانشگاه مي‌خواهيم، چه رشته‌هائى را لازم داريم، در چه سطوحى اين رشته‌ها بايستى تعليم و تعلم پيدا كند."
پي‌نوشت‌ها:

1. بيانات در ديدار دانشجويان، 11رمضان 1431.
2 . نهج البلاغه، نامة 27.
3. عنكبوت/ 45.
4 . نحل/ 125.
5. بيانات در ديدار اساتيد دانشگاه‌ها، 25 رمضان 1431.