try another color:
60% 70% 80% 90% تغییر اندازه فونت متن:
امروز: پنجشنبه, 1 آذر, 1397

معارف، دانشجو، استاد

Send to friendSend to friend

مصاحبه بامديرگروه معارف دانشگاه آزاد (واحد جنوب) جناب آقاي وفايي
■ ارتباط گروه معارف را با ديگر گروه‌ها چگونه برآورد مي‌كنيد و چه نتيجه‌اي تا به حال داشته است؟
در دانشگاه آزاد تقريباً سنوات اخير باعث شده كه اين گروه به عنوان يك گروه مستقل قلمداد شود و چون دانشكده‌ دانشگاه آزاد پراكنده است، مدير گروه معارف هم در سازمان اداري مركزي مستقر است و به اين دليل با دانشجو خيلي ارتباط ندارد و اين ضعفي است كه گروه معارف با آن مواجه است، در واحد ما (واحد جنوب) گروه معارف نمايندگاني دارد كه آنها با دانشجويان از اين جهت ارتباط بيشتري دارند. از طرف ديگر اگر گروه معارف بخواهد در دانشگاهها مستقر شود ديگر آن اشراف، ارتباط، وسايل و يا امكانات را كه بتواند با همة دانشكده‌ها در ارتباط باشد ندارد. لذا ما به ناچار در قسمت اداري مركزي مستقر شديم. تا بتوانيم با دانشكده‌هاي ديگر بهتر ارتباط برقرار كنيم. اما تعامل ما با گروه‌هاي ديگر به اين صورت است كه همايش و يا سميناري در تخصص آن گروهها برگزار مي‌كنيم و از اساتيد و مديرانشان دعوت مي‌كنيم براي همكاري تبادل استاد مثل گروه الهيات در دانشكدة تربيت معلم كه در خود دانشكده درس تخصصي ارائه مي‌دهند. ولي بعضاً گرايش اساتيدشان با گروه معارف سازگار است به همين خاطر پس از اخذ مجوز با ما همكاري داشته‌اند.
■ اگر دانشجويي در ارتباط با درس معارف مشكلي داشته باشد آيا مي‌تواند با گروه معارف مشكلش را حل كند؟
گروه نمي‌تواند خلاف آئين‌نامه آموزشي عمل كند ولي مواردي عموماً در پايان ترمها پيش آمده كه دانشجو نتوانسته مشكلش را با استاد و يا با گروه‌ در دانشكده حل كند. ناچاراً به گروه مراجعه كرده و از طريق گروه معارف به نتيجه رسيده. عموماً اين مشكلات براي ثبت نام نبوده بلكه براي مواردي مثل اعتراض به نمره و محروم شدن بوده و ما هم سعي كرديم همان آئين‌نامه آموزشي را رعايت كنيم. همچنين مواردي بوده كه از اختيارات خود استاد بوده و دانشجو هم ادله‌اش را ارائه داده و رئيس معارف دستور داده به گروه كه مشكل دانشجو حل شود و ما هم طبق دستور عمل كرده‌ايم.
■ آمار شما در مورد هيأت علمي چطور بوده و عضويت اساتيد در هيأت علمي چگونه است،؟ در سالهاي اخير وضعيت هيأت علمي يك مقدار در نوسان بوده به اين معني كه بعضي از اساتيد وضعيت استخدامي‌شان كامل نبوده و مشروط شده به فلان تاريخ در آينده و يا استاد فرصت نكرده يا كوتاهي كرده و متأسفانه وضعيت هيأت علمي‌اش دچار مشكل شده. در همين ترم 83 استاد مشغول به تدريس و فعاليت مي‌كنند و 23 عضو هيأت عملي داريم. يادآوري مي‌شود كه در حال حاضر جاي خالي براي هيأت علمي داريم، ولي مشكل اين است كه دانشگاه آزاد به استادان تهران و چند شهر ديگر اعلام كرده كه فقط اساتيدي كه داراي مدرك دكترا باشند مي‌توانند عضو هيأت علمي شوند و از طرفي هم اساتيدي كه دكترا داشته باشند و حرفي براي گفتن دارند حاضر نمي‌شوند در گروه معارف عضو هيأت علمي شوند بلكه در گروههاي تخصصي خودشان فعاليت مي‌كنند . ما اساتيدي داريم كه هفت، هشت سال سابقة تدريس دارد، ولي به همين دليل نمي‌تواند عضو هيأت علمي شوند.
■ آيا اساتيد براي ثبت مقالات خود مي‌توانند از طريق گروه وارد شوند و يا اصلاً آيا ما مجله‌اي براي اين منظور داريم يا خير؟
اصلاً ما مجله‌اي نداريم كه مقاله‌اي در آن چاپ و ثبت شود اما اخيراً يعني در سال 82 دستور از رياست عالي دانشگاه ‌صادر شده كه بايستي تمام واحدهاي دانشگاهي 50 مجلة علمي و تخصصي ارائه دهند و واحد جنوب حدود يازده مجله را درخواست كرده كه ثبت كند و يكي از آنها مربوط به مجلة معارف مي‌شوند . يعني اگر ما بتوانيم اين مجله را جذب كنيم كلية واحدهاي دانشكده موظف مي‌شوند. كه اساتيدشان براي تبديل وضعيت يا ارتقاء خود در اين مجله مقالاتشان را به چاپ برسانند.
■ مشكلات عمدة گروه تا به حال چه بوده و براي رفع آن از چه راهكارهايي استفاده كرده‌ايد؟
يكي از مشكلاتي كه گروههاي معارف با آن مواجه هستند، چارت اداري دانشگاه است . مثلاً وقتي مادرخواست مي‌كنيم كه كارشناس و يا كارمندي براي ادارة امور دفتري مي‌خواهيم جواب اين است كه چون شما در چارت نيستيد نمي‌توانيم نيرويي به شما بدهيم. البته هم قم درصدد تثبيت اين مسأله است و هم واحد جنوب در اين خصوص رايزني‌هايي انجام داده، مثلاً واحد ما به خاطر اينكه يكي از مشاوران آقاي جاسبي در اين واحد مشغول تدريس است به واسطة ايشان توانستيم يك سري مشكلات را انتقال دهيم و در حال حاضر در حال تثبيت است. البته متذكر شوم كه دانشگاه با ما همكاري كرده و به ما نيروي اداري داده ولي هنوز از نظر قانوني گروه معارف در دانشگاه جا نيافتاده و جايگاه خود را پيدا نكرده است.
■ با توجه به اينكه خود جنابعالي هم يكي از اساتيد معارف هستيد. چه توصيه‌اي براي اساتيد معارف داريد كه كلاس را براي دانشجو جذاب و شيرين كنند؟
جذب دانشجو و تحت تأثير قراردادن دانشجو به عوامل يا فاكتورهايي بر مي‌گردد . يك مسأله كه خيلي هم مهم است جذب اعتماد دانشجوست. اينكه دانشجو به استاد اعتماد داشته و بداند كه استاد از نظر علمي سواد دارد و در اين رشته مطلب براي گفتن دارد و اگر استاد بتواند اين مطلب را ثابت كند دانشجو با يك ديد بهتر سركلاس حاضر مي‌شود و اين يك نكتة بسيار مهم است.
دردرسهاي معارف متأسفانه دانشجو خود را صاحب‌نظر مي‌داند يعني اگر از او بپرسي مثلاً خاندان بني‌اميه چند سال خلافت كرد نمي‌تواند بگويد اما ادعا مي‌كند كه همة اينها را خوانده و بلد است. اين مسأله را بايد دانشجو باور كند كه موقعي كه در كنار درسهاي ديگر دو واحد درس معارف و يا دو واحد درس اخلاق مي‌گذرانند اين مجموعه برنامة آموزشي مفيد است كه گذاشته‌اند. مباني اعتقادي مسلماً در زندگي به كار مي‌آيد. اين‌طور نيست صرفاً حفظ كني و نمره بگيري و خداحافظ..
ما اگر در دانشگاه با دانشجو نتوانيم مسائل اعتقادي و ديني را مطرح كنيم و ارتباط برقرار كنيم دانشجو از دست. مي‌رود داخل جامعة مسؤوليت مي‌گيرد. شركت مي‌زند ـ‌ كار مي‌كند و خدا مي‌داند كه به چه ذهنيتي به جان اقتصاد جامعه مي‌افتد و ضربه‌ مي‌زند لذا اين بهترين فرصت است.
چه بسا از قبال همين مباني اعتقادي خيلي افسردگي‌ها حل شود، خيلي خودكشي‌ها رفع شود و حتي خيلي طلاقها اتّفاق نيافتد، خيلي انتظارات باطل از بين برود. بايد به دانشجو تفهيم كرد كه آن تصوري كه او نسبت به معارف دارد درست نيست. فاكتور ديگر براي جذب دانشجو بيان متكلم (گوينده) است يعني اگر استاد بتواند با اصطلاحاتي كه زبان امروزي است، زبان دانشجو جوان است، درس را بيان كند يك جذابيت خاصي براي دانشجو دارد. نكتة ديگر احترام به دانشجوست.
البته شايد اين جذب به درس نباشد بلكه جذب به استاد باشد كه به هر حال بي‌اثر نيست و با يكديگر ارتباط دارند.
ديدگاه و نظرات دانشجويان
■ من هميشه فكر مي‌كردم درسهايي مثل معارف و يا متون عربي و تاريخ اسلام و اخلاق فقط براي حفظ كردن و نمرة 10 گرفتن ـ اما اين استاد باعث شد كه علاقة من نسبت به درس معارف زياد شود و ديد ديگري نسبت به اين درس و مطالب آنها پيدا كرديم.
واقعاً اگر دانشگاهها بتوانند از اين گونه اساتيد استفاده كنند كه توانائي زيادي در تأثيرگذاري روي دانشجويان و ارتباط با بچّه‌ها را داشته باشند خيلي بهتر است و اين باعث مي‌شود كه محيط دانشگاهها به اين صورت نباشد و سالم‌تر و بهتر از اين باشد و اين منوط به حضور اساتيدي از اين گونه است كه خيلي راحت مي‌شود با او ارتباط برقرار كرد و توانايي زيادي در انتقال علم و يافته‌هاي خود به دانشجويان را دارد.
■ دوست دارم و اميدوارم كه استادان معارف سطحي نباشند، به اين معني كه نه آنقدر روشنفكر باشند كه آدم از معارف زده شود و فاصله بگيرد و نه آنقدر كوته‌نظر كه آدم اصلاً نفهمد معارف چيست؟ در واقع بلند نظر باشند. همه چيز را با يك ديد ديگري نگاه كنند. سطحي نگاه كردن استاد به درس معارف باعث مي‌شود كه دانشجو هم ناخودآگاه به اين درس سطحي نگاه كند اما عميق‌ نگاه كردن به درس معارف هم باعث تعارض مي‌شود بوجود بيايد چون بچه‌هاي اكثراً ترم جديد هستند و نمي‌توانند عميق نگاه كنند و فكر كنند.
■ نمره دادن كه اصلاً روي هيچ اصولي نيست. ساعت كلاس درس معارف را تغيير بدهند چون ساعت در يك زمان خسته كننده است و زماني است كه تمام انرژي بچه‌ها صرف شده و در آخر هم بيحال سركلاس معارف حاضر مي‌شوند و يه‌طوري مي‌شود كه بچه‌ها فقط منتظرن ساعت بگذرد و سريع يك خسته نباشيد به استاد بگويند و كلاس روتمام كنند.
■ از لحاظ درس دادن و ورش تدريس؛ بعضي از اساتيد فكر مي‌كنند چون خودشان بار علميشان زياد است با همان طرز تفكر هم به بچه‌ها در كلاس درس مي‌دهند. لذا در كلاس جملات و واژه‌هايي به كار مي‌برند كه فهم آن براي دانشجويي در آن سطح تحصيلي مشكل است و اساتيد مي‌توانند با زبان ساده و روانتر تدريس كنند. مثلاً اساتيد معارف ما از واژه‌هاي عربي زياد به‌كار مي‌برد چون هم استاد متون عربي است و هم استاد معارف.
■ سن و سال بعضي از اساتيد خيلي بالاست و غالباً مطالب را فراموش مي‌كنند. مثلاً استادي داشتيم كه يك درس را دوبار در دو جلسه تكرار و وقتي كه يادآوري مي‌كرديم، استاد عنوان مي‌كردند كه شما به خاطر فرار از درس اين كار را مي‌كنيد. صحبتها و تدريشان فقط در حد كتاب است و چيزي اضافه‌تر نمي‌گفتند، انگار چيزي را ديكته كرده باشند و از حفظ بازگو كنند.
■ در كلاس اجازة هيچ بحث و گفتگوي خارج از كلاس و درس را نداشتيم و حتي گاهي اوقات احساس مي‌كردم به خاطر ضعف و عدم اطلاعات بود.
■ روشهاي تدريس اساتيد جذابيت ندارد و كلاس شده محل كارهاي بچه‌ها از جمله (خواندن مجله، كتاب رمان، روزنامه، جزوه نويسي و…) و بچّه‌ها به خاطر اينكه غيبت نداشته باشند سركلاس مي‌آيند تا در آخر ترم محروم نشوند.
■ تن صداي استاد گاهي به حدي است كه فقط چند رديف بچّه‌هاي جلو صداي را مي‌شنوند و بچّه‌هايي كه آخر كلاس نشسته‌اند به كارهاي جنبي مي‌پردازند. بعضي از بچّه‌ها براي اينكه مجبور نباشند دو ساعت سر اين كلاس بنشينند كلاس ديگري را نيمه‌كاره‌ مي‌گذارند و سراين كلاس مي‌آيند تا هر دو كلاس را هم حضور بخورند.
■ معارف امروز ما تكراي است. من اين معارف را هم در دبيرستان و هم در كارداني خوانده‌ام، چيز تازه و جديدي گفته نمي‌شود، با معارف امروز بايد جوان امروز ساخته شود نه اينكه حتي از دين هم زده شود، متأسفانه اكنون با وجود شرايط بحراني، جامعه جوان دانشجو پس‌زده مي‌شود. چرا؟ چون درس معارف و كتاب معارف هيچ جاذب‌هاي براي جوان ندارد.
■ اگر اين درس اختياري بود من هرگز اين درس را بر نمي‌داشتم چون اصلاً نمي‌فهم، زيرا رشته‌ام رياضي است و واژه‌ها و اصطلاحات كتاب برايم قالب درك نيست. شايد براي دانشجوي رشتة الهيات قابل فهم باشد ولي براي من اينطور نيست و اين خودش باعث عدم رغبت من و امثال من به كلاس و استاد مي‌شود.
مصاحبه با جناب آقاي اصلي استاد معارف دانشكدة تربيت معلم واحد جنوب
■ چرا دانشجو با بي‌ميلي و بي‌رغبت سركلاس معارف حاضر مي‌شود و براي حل اين مسئله چه راهكاري را شما پيشنهاد مي‌كنيد؟
متأسفانه دروس عمومي اين خاصيت را دارد كه دانشجو رغبتي براي آمدن به كلاس ندارد، چند دليل مي‌توان ذكر كرد. يكي اينكه خود اساتيد كلاس را جدّي نمي‌گيرند. مثلاً همين كتاب را جزوه مي‌كنند و از آن چند سؤال مي‌دهند و دانشجو هم اين نگرش را دارد كه از معارف نمرة بالا بگيرد تا كمبود نمره‌هاي دروس ديگر را جبران كند و معدلش را بوسيلة آن بالا ببرد. اگر ما بتوانيم معارف را براي دانشجو تبيين كنيم به اين معني كه معارف غذاي روح بشريت است و مطلب كليشه‌اي نيست كه خشك و خالي ياد بگيريم، به اين طريق مي‌توان كاري كرد كه دانشجو با رغبت در كلاس حاضر شود.
دانشكده‌ها و اساتيد هم مؤثر هستند اگر همه نقش و اهميت و جايگاه معارف را در زندگي شخصي و احتماعي و خانوادگي اين دانشجويان تبيين كنند ناخودآگاه علاقه پيش مي‌آيد. ولي اكنون جو درست نيست.
دليل ديگر عدم رغبت دانشجو به درس معارف تكراري بودن محتواي كتاب است و بعضي از دانشجويان اظهار مي‌كنند كه اينها را مي‌دانسته و برايشان تازگي ندارد . مسأله ديگر سنگين بودن محتواي كتاب براي قشر خاصي از دانشجوهاست. به اين علت كه مثلاً دانشجوي رياضي قبلاً نه فلسفه خوانده و نه منطق و با واژه‌هايي مثل برهان، جنس، درج، فسخ و …‌‌ آشنايي ندارد و براي اولين بار شنيدن اين مفاهيم براي دانشجو سخت است و درك آن مبهم مي‌شود ولي در عوض دانشجوي الهيات و فلسفه درك اين مفاهيم برايش سهل و آسان مي‌شود و فوراً ياد مي‌گيرد. اعتراضاتي كه اصولاً به خود من شده اين بوده كه مي‌گفتند اين مفاهيم فلسفي است و ما نمي‌توانيم درك كنيم.
■ با توجه به فرمايشات شما اگر ما كاري بكنيم كه براساس هر رشته‌اي كتاب معارف متناسب با همان شرايط تهيه كنيم؟ آيا امكان پذير است يا خير؟
بله امكان پذير است، ولي معارف يك كيس كلي است كه در واقع همه نياز دارند و همان طور كه گفته شد معارف غذاي روح انسان است. شما اگر رياضيدان باشي، پزشك باشي، فيلسوف باشي و يا هر شغل و تخصصي داشته باشي بايد معارف را هم بداني يعني چه؟ يعني بايد خدا را بشناسي نبوت و امامت را بشناسي ، منتها بايد كاري كرد كه اين درس معارف در چند مرحله خوانده شود. يعني درس‌ها را تفكيك كنند تا يادگيري آسانتر شود.
آموختن معارف واجب عيني است، البته من مي‌گويم معارف، علما مي‌گويند اعتقادات معارف را نمي‌شود رشته‌اي كرد. چون خداشناسي و پيامبرشناسي رشته‌اي ندارد. ولي مي‌توانيم مسائلي را كه خاص رشته‌هاست اضافه كنيم.
قبول دارم كه كار سختي است. همة دانشگاهها متأسفانه با اين مشكل روبرو هستند. بايد ايجاد انگيزه شود و جايگاه دروس معارف براي دانشجو تبيين شود و به او تفهيم شود كه اين درس تكرار دبيرستان نيست. كتاب معارف جديد خيلي خوب تأليف شده، اگر اساتيد بتوانند اين كتاب را خوب تدريس كنند دانشجو متوجه مي‌شود كه چيزي تازه و جديد براي يادگرفتن است و بالتبع دانشجو هم جذب مي‌شود.
■ عواملي كه باعث جذب دانشجو به درس معارف مي‌شود چيست؟
يكي استاد و ديگري كتاب – همين كه اين درس اسمش عمومي شده اسم بدي است بايد تخصصي شود . اصولاً تقسيم دروس عمومي و تخصصي اشتباه است. اكنون من مي‌گويم كه درس اسلام بايد تخصصي آموخته‌شود. براي مثال در روسيه هر دانشجويي ملزم است كه ادبيات روسي را خوب يادبگيرد. اما در ايران فقط دانشجوي ادبيات بايد درس ادبيات فارسي بخواند در صورتي ادبيات كه دستور زبان را هر ايراني بايد بداند. در كل آموزش ما اشتباه است زيرا آموزش ما صوري است. يعني دانشجوي ما كليشه‌اي رشد مي‌كند و فردا هم در جامعه با مشكل روبرو مي‌شود. اين مسأله كه استاد كتاب را جزوه مي‌كند درست نيست، بايد اين مسأله را حذف كرد.