try another color:
60% 70% 80% 90% تغییر اندازه فونت متن:
امروز: پنجشنبه, 27 دی, 1397

تفسير‌موضوعي چيست و چه مشكلاتي را حل‌مي‌كند؟

Send to friendSend to friend
نام نویسنده: 
حجت‌الاسلام‌ سيد‌محمد‌علي ايازي

تفسير‌موضوعي چيست و چه مشكلاتي را حل‌مي‌كند؟*
حجت‌الاسلام‌والمسلمين سيد‌محمد‌علي‌ايازي
مسلمانان قرآن را بر‌اساس ترتيب آيات آن تلاوت مي‌كنند و براي نظم و ترتيب موجود آن اهميت ويژه‌اي قائل‌بوده و هستند. مفسران از آغاز همواره بر حفظ همين ترتيب در تفسير، تلاش وافر داشته‌اند. به همين دليل روش‌ترتيبي در تفسير، سنتي ديرپاي در تاريخ تفسير‌قرآن بوده و شيوه‌هاي ديگر همچون تفسير بر اساس ترتيب نزول يا تفسير‌موضوعي خارج از قاعده و موارد آن كمتر است. اما اكنون شاهد دوراني نو از اين سير تكامل تفسير و روي‌آوري به‌ترتيب‌ها و روش‌هاي گوناگون هستيم. بي‌گمان كلمه‌ي تفسير‌موضوعي اصطلاحي است مستحدث كه از پيش گرچه اصل آن اندكي معمول بود، اما با اين نام شناخته و تعريف نمي‌شد. در مقام تعريف، تفسير‌موضوعي، روشي است براي تبيين يك موضوع با ملاحظه‌ي آيات هم‌موضوع و هم‌مضمون و نه هماهنگ با ترتيب و تنظيم موجود در قرآن. در اين روش، مفسر آيات مختلف درباره‌ي يك‌موضوع را در كنار يكديگر قرار‌مي‌دهد و با جمع‌بندي و تحليل آنها ديدگاه قرآن را در آن‌باره تبيين‌مي‌كند.1 در تفسير‌ترتيبي، فهم مدلول آيات‌قرآن يكي پس از ديگري به ترتيب مصحف است و در تفسير‌موضوعي در جستجوي فهم و نظر قرآن حول يك سؤال يا موضوع است. پرسشي كه در آغاز مطرح است اين است كه چرا قرآن به صورت موضوعي نازل‌نشده و اگر پراكنده نازل‌شده چرا به‌طور موضوعي جمع‌آوري نشده و شبيه به كتاب‌هاي رايج نيست تا بتوان ديدگاه‌قرآن درباره‌ي يك موضوع را در يك‌جا جستجو‌كرد؟ سؤال ديگر اين است كه‌ آيا با‌وجود چنين وضعيتي ما چنين حق و اجازه‌اي داريم كه ترتيب‌قرآن را به‌هم بريزيم و بر اساس سؤالات خود يا محورهاي، كلي قرآن را تفسير كنيم؟ چه‌بسا مطلبي با‌توجه به صدر و ذيل آيه و آيات پيشين و پس‌از آن بيان‌شده، حال اگر تفسير‌موضوعي كرديم، در حقيقت قسمتي از كلام را منقطع و تفسير كرده‌ايم. پاسخ به‌اين سؤالات از دو جهت قابل تبيين‌است، يكي از جهت تاريخي و ديگر از جهت دگرگوني‌هاي اجتماعي و پاسخگويي به سؤالات بيشمار مسلمانان در زمينه‌ي ديدگاه قرآن. از جهت نخست قرآن كتابي است كه در طول بيست و سه سال با توجه به نيازها و شرايط و حوادث مختلف نازل‌شده و به تناسب شرايط‌اجتماعي دستورات ارائه‌مي‌شد؛ از اين‌رو بسياري از آيات‌قرآن تنها به همان بعد كه مورد‌نظر بوده توجه‌داشته‌است. مثلاً حوادثي كه پس از جنگ بدر به‌وجود آمد، زمينه‌ي نزول آيات‌نخست‌سوره‌ي انفال را فراهم‌ساخت.2 در حالي‌كه مباحث انفال در همين سوره و در جاهاي ديگر قرآن (آل‌عمران، 126؛ انفال، 41) به‌تناسب‌شرايط آمده‌است. از سوي ديگر از آنجا كه قرآن كتاب هدايت و تذكار است، نكات تربيتي و اعتقادي آن پراكنده‌آمده‌است تا جذابيت و كششي براي خواندن بيشتر فراهم‌سازد و تلاوت‌كننده‌ي قرآن همواره به‌نكات گوناگون و متنوع برخورد‌كند، در‌نتيجه هدف و مقصود نهايي از اين كتاب كه بشارت و هدايت و رحمت است به‌دست آيد. در صورتي كه اگر به‌صورت موضوعي نازل‌مي‌شد يا در يك موضوع واحد گردآوري مي‌شد، مطالب بسيار كسالت‌آور و خشك مي‌نمود و تبديل به كتابي علمي حاوي كليات و اصول‌عام مي‌گرديد كه گيرايي و زيبايي و نفوذ و تأثير لازم كتاب موجود را نداشت، در حالي‌كه بي‌ترديد يكي از ابعاد اعجاز و بي‌مانندي اين كتاب‌آسماني نظم موجود كتاب است.3 اما نكته‌ي‌دوم در ضرورت تفسير‌موضوعي، اين حقيقت است كه اگر بخواهيم ديدگاه قرآن درباره‌ي مسائل گوناگون اجتماعي، فرهنگي و سياسي را بدانيم و نيازهاي انسان‌معاصر را پاسخ‌دهيم، چاره‌اي جز پرسش از قرآن و يافتن پاسخ از آن نداريم و اين‌معنا جز با تفسير‌موضوعي حاصل نمي‌گردد. به‌همين دليل بسياري از تفاسير‌قرآن، با اينكه مانند تفاسير‌كهن به شيوه‌ي تفسير‌ترتيبي تنظيم‌يافته‌اند،‌ اما در ضمن آن به موضوعات‌قرآني پرداخته‌اند و با فراهم‌آوردن آيات همگون سعي در عرضه‌ي ديدگاه‌قرآن در موضوعات‌مختلف كرده‌اند كه از آن‌جمله مي‌توان از تفسير‌المنار و تفسير‌گرانقدر الميزان ياد‌كرد كه سرشار از بحث‌هاي قرآن در موضوعات مختلف است.4 از سوي‌ديگر تفسيرهاي‌موضوعي مستقلي در اين اواخر منتشر‌شده‌است كه مي‌توان به‌چند مورد آن اشاره‌كرد، يكي تفسير‌موضوعي قرآن‌مجيد، آيت‌الله‌عبد‌الله‌جوادي‌آملي در پانزده جلد؛ منشور‌جاويد،‌ آيت‌الله‌جعفر‌سبحاني در چهارده جلد؛ و پيام‌قرآن، آيت‌الله‌مكارم‌شيرازي و همكاران در ده جلد. البته كتاب‌هاي تك‌نگاري در زمينه‌ي موضوعات مانند انسان در قرآن، زن در قرآن، جامعه و تاريخ از ديدگاه قرآن، باد و باران در قرآن و دهها عنوان ديگر به فارسي و عربي نگاشته‌شده‌است. تفسير‌موضوعي از نظر روش تنظيم و ارتباط موضوعات مختلف تفسيري و جهت‌گيري‌هاي تفسيري به‌اقسام مختلفي تقسيم‌مي‌گردد. در زمينه‌ي روش‌تنظيم و ارتباط مي‌توان در‌ميان تفسيرهاي موجود به شيوه‌ي خدامحوري، روش تسليل‌طبيعي، شيوه‌ي موضوع‌مداري و شيوه‌ي توحيدي اشاره‌كرد.5 از نظر جهت‌گيري تفسيري مي‌توان به تفسيرهاي عصري و تطبيقي و تفسيرهاي علمي نيز اشاره‌داشت و تفاوت هر‌كدام را در اين زمينه‌ديد.6

*. دانشنامه قرآن و قرآن‌پژوهي، به كوشش‌بهاء‌الدين‌خرم‌شاهي، ج 2، ص 639 - 641.
1. تفسير‌راهنما، ج 1 / 39.
2. الميزان ج 9/8 ، روح‌المعاني ج 9/264
3. مجله‌ي مبين شماره‌ي 8/8 ، مقاله‌ي "چهره‌ي پيوسته‌ي قرآن" نوشته‌ي ايازي.
4. تفسير‌راهنما، ج 1 / 40.
5. "نگاهي به تفاسير‌موضوعي‌معاصر"، نوشته‌ايازي، كيهان‌انديشه، شماره‌ي 28).
6. درباره‌ي‌تفسير‌موضوعي نگاه‌كنيد به: المدخل‌الي‌تفسير‌الموضوعي، ابطحي، ج 1 / 6 ؛ مباحث‌في‌التفسير‌الموضوعي، احمد‌جمال‌العمري؛ المدخل‌في‌تفسير‌الموضوعي، فتح‌الله‌سعيد؛ روش‌شناسي‌تفاسير‌موضوعي، هدايت‌الله‌جليلي؛ مقدمه‌ي تفسير‌راهنما، ايازي، 39 - 49؛ درسات‌في‌تفسير‌موضوعي‌القصص‌القرآني، مصطفي‌سلم، ص 91 - 97.