try another color:
60% 70% 80% 90% تغییر اندازه فونت متن:
امروز: پنجشنبه, 1 آذر, 1397

اخلاص علوي

Send to friendSend to friend

هر گاه سيماي علي(ع) را به خاطر مي¬آوريم و وجود شريفش را مجسم مي¬كنيم تلألؤ جامه اخلاصي كه مولايمان بر تن دارد چشمانمان را خيره مي¬كند و آنگاه آرزو مي¬كنيم كه اي كاش ما هم مزين به چنين زينتي بوديم، برق اخلاص، بي شمار در ملكوت علي درخشيده است ولي گويا آنچه را در پيكار با عمرو بن عبدود به نمايش نشستيم پيش از ساير موارد در خاطرمان نمايان مي¬شود؛ آنگاه كه:

او خدو انداخت بر روي علي

افتخار هر نبي و هر ولي

وقتي از بام سينه دشمن برخاست همه مبهوت گشته خيره خيره مي¬نگريستند و نمي¬دانستند كه چه مي¬كند، چه در سر دارد و كار به كجا خواهد انجاميد؛ چون خود، علي نبودند و حتي بهترين آنان از اصحاب ختم رسل پختگي و مهارت او را در آفرينش اخلاص نداشتند. گرچه مي¬دانستند كه او آنقدر زيرك است كه حتي لحظه اي و حركتي و نظري را هم از دست نمي¬دهد و همسوست كه در تجارت آخرت پر سرمايه ترين و در كسب رضاي حضرت حق و هوشيارترين و خوش اقبال ترين است. او برخاست تا نقش انتقام را ـ هر چند كه كمرنگ مي¬نمود ـ از صفحه دل بزدايد و در قتال از« في سبيل الله» پاسداري كند و تسليم« انما يتقبل الله من المتقين» شود. ولي عجبا كه با اين همه هنرمندي باز مي¬هراسد و در سجده دعاي كميل در حالي كه قطرات اشك از چشمان ترسانش جاري است اين چنين تضرع مي¬كند:

« اسألك بحقك و قدسك و اعظم صفاتك و اسمائك ان تجعل اوقاتي من الليل و النهار بذكرك معموره و بخدمتك موصوله و اعمالي عندك مقبوله حتي تكون اعمالي و اورادي كلها ورداً واحداًً و حالي في خدمتك سرمداً.»

و سپس مي¬افزايد: « اي آقاي من! اي كسي كه تكيه ام بر اوست! اي آنكه از حالات خويش به او شكايت مي¬كنم!»

سرور خدا ترسان اين چنين ما را خجل مي¬كند كه نه چون او اخلاص مي¬ورزيم و نه چون او آن را ملتمسانه درخواست مي¬كنيم!

واي اگر اين حواس پرتي ادامه يابد و چون گذشته قبل از هر گفتار و كرداري با ترمز اخلاص توقفي نداشته باشيم و بي مهابا موقعيت‌ها را از دست بدهيم!

ولي اگر قصد داريم كه به خود آييم و براي نفس خويش برنامة اخلاص بنويسيم، ترنم هميشگي« قل انَّ صلوتي و نسكي و محياي و مماتي لله رب العالمين» در نهانخانة دل، ياور خوبي است.