try another color:
60% 70% 80% 90% تغییر اندازه فونت متن:
امروز: یکشنبه, 25 آذر, 1397

آداب استادي در كلام معصومان(2)

Send to friendSend to friend

اشاره: شهيد ثاني از عالمان پر ارج تشيع است كه در كتاب با ارزش "منية‌المريد" با استفاده از آيات و روايات معصومان(ع) به بيان آداب استادي در سه حيطه پرداخته است:
آداب استاد با خويشتن؛ آداب استاد با دانشجويان؛ آداب استاد در مجلس درس؛
او در حيطة آداب استاد با خويشتن، به بيان هشت ادب استاد پرداخته است. در شمارة گذشته، چهار ادب آن به اختصار درج شد و اينك به بيان چهار ادب ديگر مي‌پردازيم.
بخش دوم
آداب و وظايف ويژة معلم نسبت به خود

5.. دريغ نورزيدن از تعليم علم
رسالت و وظيفة معلم، ايجاب مي‌كند كه نبايد از تعليم و آموزش هيچ كسي - به خاطر آنكه ممكن است احياناً واجد قصد و نيت درست و خدا پسندانه‌اي نباشد - دريغ ورزد؛ زيرا تصحيح هدف و جهت‌گيري‌هاي سنجيده و خدا پسندانه براي بسياري از افراد تازه كار و كساني كه در فراگيري علم، مبتدي هستند دشوار است؛ به جهت اينكه جان و روح آنها [به علت خردسالي و يا فقدان بينش كافي در دين]، از لحاظ درك سعادت و نيكبختي آينده و عزت و سرافرازي روز قيامت، بسيار نارسا و ضعيف است. علاوه بر اين، آنان با عوامل تصحيح هدف و نيت و مباني آن، انس و آشنائي كمتري دارند.
اگر بنا باشد معلم - به خاطر فقدان نيت صحيح و محروميت شاگردان از جهت‌يابي درست - از تعليم آنان خودداري كند، اين دريغكاري، موجب تعويق و رها كردن بسياري از افراد در همگامي با كاروان علم شده، و گروه زيادي را از علم محروم مي‌سازد، و يا آنكه موجب از ميان رفتن بخش عظيمي از ميراث علمي خواهد شد. بايد توجه داشت: اين اميد هم وجود دارد كه شاگرد فاقد نيت و هدف صحيح، از بركت علم و در سايه يادگيري - آنگاه كه او با علم و دانش، پيوند و انسي برقرار ساخت - توانايي لازم را در تصحيح هدف و نيت خود به دست آورد.
از همين روي، يكي از دانشمندان گفته است: "ما علم و دانش را براي غير خدا [و به خاطر هدف‌هاي ديگري] جويا شديم؛ ولي خود علم و دانش - از اينكه براي غير خدا باشد - امتناع ورزيد"1 يعني اگر يك شاگرد، فاقد قصد الهي در تحصيل علم باشد، به طور طبيعي با ادامه تحصيل و كسب بينش فزونتر، قصد و هدف او تصحيح خواهد شد؛ و طبعاً به سوي "الله" و هدف‌هاي والاي الهي و انساني، رهنمون خواهد شد، و علم و دانش، سرانجام، او را به خدا منتهي خواهد ساخت.
بايد توجه داشت كه اگر معلم در نهاد شاگرد، سوءنيت و فساد هدف را در مسير علم آموزي او احساس كرد، بايد به تدريج از طريق موعظه و نصيحت هاي خوش‌آيند و دلنشين و ارشادهاي محبت‌آميز، او را در مسير هدف صحيح قرار دهد. اگر معلم نتوانست با استفاده از اين گونه راهبري‌ها به تصحيح نيت و هدف شاگرد خويش موفق شود و از او نوميد شود - طبق عقيدة بعضي از علماء - بايد چنين شاگردي را رها كرده و از تحصيل وي جلوگيري و از تعليم او خودداري كند؛ زيرا اين گونه افراد، با تحصيل علم [همچون دزدان چراغدار]، شر و آسيبشان را فزاينده‌تر مي‌سازند.
اگر نادرستي قصد و هدف شاگرد، معلول وجود حالت كبر و ستيزه‌جوئي و امثال آنها باشد، بايد از تعليم او خودداري كرد، ولي اگر نادرست بودن قصد و هدف شاگرد از ناحية حب رياست دنيوي و حس جاه‌طلبي باشد، سزاوار نيست - عليرغم نوميدي از اصلاح او - از تعليم وي مضايقه شود؛ چون او [در سن و سال و شرايطي به سر مي‌برد كه] مفسدة جاه‌طلبي نمي‌تواند پرهيجان و مؤثر و مسري باشد.

6. كوشش در دانش گستري
بايد معلم، سرمايه‌ها و اندوخته‌هاي علمي خود را به افرادي كه شايسته و نيازمند به علم و دانش هستند، بذل و انفاق كند و در نشر علم و آموزش آن به افراد شايسته، بخل نورزد؛ چون خداوند متعال - همان گونه كه از انبياء پيمان گرفت تا در نشر حقايق و گزارش آن به مردم، دريغ نورزند، و معارف الهي را كتمان نكنند- از دانشمندان نيز پيمان گرفت كه در تعليم علم به افراد نيازمند، فروگذاري نكنند؛ بلكه سعي خود را در نشر و ترويج علم به كار گيرند.
از امام صادق(ع) نقل شده است كه فرمود: در نبشتاري از اميرالمؤمنين علي(ع) چنين خواندم: "خداوند از جهال و نادانان پيمان نگرفت كه به دنبال دانشمندان باشند [تا از آنان معرفت و آگاهي كسب كنند]، مگر آن گاه كه قبلاً از دانشمندان پيمان گرفت كه علم و آگاهي خويش را در اختيار جهال و نادانان قرار دهند؛ زيرا علم و دانش در مرحله‌اي قبل از جهل و ناداني وجود داشته است."2
و نيز از امام صادق(ع) روايت شده است كه ضمن تفسير آية "و لا تصعّر خدك للناس"3 فرمود: "بايد همة مردم از لحاظ دريافتهاي علمي در ديدگاه تو، مساوي و برابر باشند."
جابر جعفي از امام صادق(ع) نقل كرده است كه فرمود: "زكات علم و دانش، اين است كه آن را به بندگان خدا تعليم دهي."4

7. دوري از مواضع تهمت و لزوم هماهنگي رفتار و گفتار معلم
معلم - بر فرض آنكه داراي عذر شرعي موجهي باشد - بايد از مخالفت افعال با اقوالش بپرهيزد؛ يعني نبايد ميان كردار و گفتارش، تهافت و دوگانگي و تفاوت، وجود داشته باشد؛ [بلكه بايد سعي كند همواره بر طبق گفتار و امر و نهي خود، عمل نمايد] مثلاً او نمي‌تواند عملي را تحريم كند كه خود مرتكب آن مي‌شود. و يا انجام عملي را واجب و معرفي كند كه خود پاي‌بند آن نباشد. و يا مردم را به انجام عملي - به عنوان كار مستحب - دعوت كند؛ ولي خود از انجام آن عمل دريغ ورزد. اگر چه طرز كار و عمل او - بر حسب احوال و شرايط شخصي زندگاني وي - كاملاً مطابق با قانون دين باشد؛ [لكن در عين حال، تضاد و تناقض نمايي كردار و گفتار او قابل اغماض نيست]؛ اگر چه بعضي از احكام و قوانين مستحبي برحسب اختلاف اشخاص، متفاوت است. [لذا بايد در اينگونه موارد از ايجاد شبهه و بازتابهاي نامطلوب، پيشگيري شود].
اگر چه به هر شنونده‌اي [كه به عالم و معلم گوش فرا مي‌دهد] لازم است در مرحلة نخست - آن گاه كه شبهه و وسوسه‌اي از لحاظ اختلاف گفتار و رفتار به ذهن او خطور ميكند - به هيچ وجه به گوينده و معلمي كه ديگران را به كار نيك و اعمال شايسته دعوت مي‌كند اعتراض نكند. حتي اگر براي اعتراض و انتقاد خود احتمالاً داراي مجوزي هم باشد، حق خرده‌گيري و انتقاد ندارد؛ [چون ممكن است - برخلاف احتمال او - گوينده در ترك اعمالي كه ديگران را بدانها دعوت مي‌كند، داراي عذر موجهي باشد كه نتوان بر او خرده گرفت]. البته در صورتي كه هيچ عذر موجهي در ميان نباشد و ميان كردار و گفتار او، تضاد و تعاندي غيرقابل اغماض ديده شود، شنونده، حق اعتراض و انتقاد را داراست.

8. شهامت معلم در اظهار حق، و جلوگيري از تخلف
بايد معلم، به مقدار وسع و توانائي خويش، حق را - بدون مجامله و سازشكاري نسبت به احدي از خلق الله - اظهار كند. اگر مشاهده كرد كسي از حق، روي گردان شده و يا در كيفيت طاعت او از خداوند متعال، كوتاهي و نارسائي وجود دارد، بايد در مرحلة اول از طريق لطف و محبت و با مِهر و نرمش، او را نصيحت كند، [و در صورتي كه لطف و نرمش و مدارا مؤثر نباشد،] از حربه‌اي عاري از لطف و با تلخكاري و خشونت، او را در رسيدن به حق، ياري دهد. و اگر اين وسيله نيز مؤثر نيفتد، بايد از او دوري كند. و اگر با فاصله گرفتن از وي و ياري گرفتن از عوامل گفته شده هيچ تأثيري مشاهده نكرد، بايد كاملاً او را نهي كرده و از رفتار نابحق او جلوگيري نمايد تا او را به حق بازگرداند، و در اين كار، از مراحل مختلف "امر به معروف و نهي از منكر" بهره بگيرد.
منشأ اكثر غفلتها و بي‌خبري‌ها و چيره شدن جهالت و ناداني بر جامعه، و كوتاهي و نارسايي‌هاي مردم در شناخت فرائض و تكاليف ديني، و قصور آنها در قيام به وظايف شرعي و راه و رسم دين مقدس اسلام، و نقايصي كه در اقامه نمازهاي واجب - از لحاظ آنكه واجد شرائط صحت نيست - و ... ديده مي‌شود، بازده كوتاهي علماء و سهل انگاري دانشمندان ديني است كه نخواستند با وجه صحيحي، حق و حقيقت را اظهار كنند، و خويشتن را در راه اصلاح خلق و تودة مردم به رنج و زحمت وادارند، و با آميزة حكمت و استوار انديشي و ژرف‌نگري و با عامل اندرزها و نصيحت‌هاي زيبا و دلنشين، جامعه را در مسير راه خدا باز آورند.

. برگرفته از: حجتي، محمدباقر، آداب تعليم و تربيت در اسلام، (ترجمه كتاب منيةالمريد شهيد ثاني) دفتر نشر فرهنگ اسلامي، سال 1359، با اندكي تلخيص.
1. طلبنا العلم لغير الله، فابي ان يكون الاالله (تذكرةالسامع، ص47).
1. ان لله لم ياخذ علي الجهال عهدا بطلب العلماء حتي اخذ علي العلماء عهدا بندل العلم للجهال؛ لان العلم كان قبل الجهل (منيةالمريد، ص63، الكافي1/51، و نيز كنزالعمال 10/301، با اختلاف اندكي در تعبير و كلمات).
1. چهره و گونه خويش را براي مردم، دژم مكن. قرآن كريم، لقمان/18؛ بنگريد به: الكافي1/51.
1. زكوةالعلم ان تعلمه عباد الله (منيةالمريد، ص63، الكافي1/51).

سوتيتر
يكي از دانشمندان گفته است: "ما علم و دانش را براي غير خدا [و به خاطر هدف‌هاي ديگري] جويا شديم؛ ولي خود علم و دانش - از اينكه براي غير خدا باشد - امتناع ورزيد."

اگر نادرستي قصد و هدف شاگرد، معلول وجود حالت كبر و ستيزه‌جوئي و امثال آنها باشد، بايد از تعليم او خودداري كرد.

پي‌نوشت‌ها

. برگرفته از: حجتي، محمدباقر، آداب تعليم و تربيت در اسلام، (ترجمه كتاب منيةالمريد شهيد ثاني) دفتر نشر فرهنگ اسلامي، سال 1359، با اندكي تلخيص.
1. طلبنا العلم لغير الله، فابي ان يكون الاالله (تذكرةالسامع، ص47).
2. ان لله لم ياخذ علي الجهال عهدا بطلب العلماء حتي اخذ علي العلماء عهدا بندل العلم للجهال؛ لان العلم كان قبل الجهل (منيةالمريد، ص63، الكافي1/51، و نيز كنزالعمال 10/301، با اختلاف اندكي در تعبير و كلمات).
3. چهره و گونه خويش را براي مردم، دژم مكن. قرآن كريم، لقمان/18؛ بنگريد به: الكافي1/51.
4. زكوةالعلم ان تعلمه عباد الله (منيةالمريد، ص63، الكافي1/51).