try another color:
60% 70% 80% 90% تغییر اندازه فونت متن:
امروز: شنبه, 24 مهر, 1400

فاشيسم

Send to friendSend to friend

فاشيسم (Fascisme) نام مسلك و مكتب سياسي و طرز حكومتي است كه در فاصله جنگ جهاني اول و دوم در آلمان و ايتاليا حكمفرما بود و به طريق استبداد و ديكتاتوري فرمانروايي مي‌كرد.
فاشيسم، برنامه‌اي است كه به منظور برپا كردن تمركز حكومت ملي مطلقه يا سياست و روش خشك و خشن ملي اجرا مي‌شود و براي عملي كردن آن رژيم در زمينه‌هاي صنعتي، تجاري و مالي همراه زور و تعدي نسبت به مخالفان طرح‌ريزي شده و به اجرا درمي‌آيد. اصول ضداشتراكي حزب فاشيست‌ ايتاليا به وسيله موسوليني1. موسوليني 1883-1945م، سياستمدار و ديكتاتور ايتاليايي، مؤسس و رهبر حزب فاشيست است ابتدا سوسياليست - پيرو مكتب و مسلك سوسياليسم- بود و بعد حزب فاشيست را تشكيل داد و به رياست آن رسيد و در 1922 تمام قدرت ايتاليا را به دست گرفت و در جنگ جهاني دوم با آلمان متحد گشت و با متفقين وارد جنگ شد. پس از حمله متفقين به ايتاليا موسوليني حكومتي پوشالي در شمال ايتاليا تشكيل داد. اما در سال 1943 دستگير شد و به دست ميهن‌پرستان ايتاليايي به قتل رسيد.
موسوليني وقتي به حكومت رسيد به وعده‌هاي خود نسبت به كارگران وفا نكرد و احترام به توده مردم و دموكراسي و حكومت اكثريت را از ياد برد و دموكراسي پارلماني را به عنوان "دموكراسي عوام‌الناس" تخطئه كرد و به تدوين مكتب فاشيسم پرداخت.1 در 1919 پي‌ريزي شد.
فاشيسم روشي حكومتي است كه به حد افراط، حالت استبدادي و دسته جمعي و انقلابي دارد. فاشيسم ابتدا در ايتاليا به ظهور رسيد و بعد تحت پيشوايي ژنرال فرانكو در اسپانيا و تحت نازيسم در آلمان به وجود آمد. فاشيسم از عوامل زير استفاده كرده و بهترين زمينه براي ظهور و نمو آن فراهم گرديد:
انشعاب و تجزيه اجتماعي حاصل از جنگ اول جهاني، شيوع كسادي بازار اقتصاد، كشمكش بين سرمايه‌داران و جنبش‌هاي كارگري، ضعف مذهب و تنزل عقايد مذهبي و اخلاقي بين توده‌ها، بيم سرمايه‌داران از ظهور سوسياليسم و كمونيسم و به قدرت رسيدن آن.
فاشيسم در اكثر موارد موفق گرديد كشاورزان را كه از جنبش‌هاي كارگران صنعتي خشمگين بودند به دنبال خود بكشاند و حتي دستجات عظيم كارگراني را كه از اعتصابات منجر به شكست و از كشمكش‌هاي بين افراطيون چپ و احزاب ليبرال خسته شده بودند با خود همراه نمايد. زيرا فاشيسم افسانه‌اي وضع كرده بود و مي‌گفت:
"ملت آلمان از طرف تقدير و سرنوشت مأموريتي خاص دارد كه بر تمام جامعه بشري و لااقل بر همسايگان خود حكومت كند و فرد به منظور لزوم تجاوز و جنگ بايد كاملاً مطيع دولت باشد." مرتبه پيشوا را به مرتبه الوهيت يا نيمه خدايي رسانيد و او را تنها فردي معرفي كرد كه قادر است ملتي را از زوال نجات داده به هدف مأموريت تاريخي خود برساند. فاشيسم حزبي است تكتاز كه تمام احزاب ديگر را منحل كرده و مؤسسات دموكراتيك و ... را از بين مي‌برد و تنها كانديداهاي حزب تحت فشار نظامي انتخاب مي‌شد و احدي جرئت ابراز مخالفت نداشت. روش‌هاي استبداد دسته‌جمعي در كليه شئون جامعه تحت دستور حزب و دولت فاشيست اجرا مي‌شد. و بالاخره به مرام ضد يهود منجر گرديد. عناصري كه مكتب فاشيسم از آنها تركيب يافته يعني منابع فلسفي آن به شرح زير است:
1. ناسيوناليسم آلمان را از فلسفه هگل آلمان گرفت؛ 2. قسمتي از سوسياليسم را از ماركس و قسمتي از آن را از انگلس اخذ نمود؛ 3. شعار فاشيسم ليني (رايش سوم) را از آرتور مولر واندواندو نيروك اقتباس نمود؛ 4. بي‌رحمي را از فلسفه ماكياولي اخذ كرد؛ 5. قسمتي از ناسيوناليسم را از بندتو كروسه و گيوواني ايتاليايي گرفت؛ 6. فلسفه غيرعقلي فاشيسم را از شوپنهاور و نيچه و بركسون گرفت؛ 7. نيروي محركه افسانه را از ژرژ سورل فرانسوي گرفت؛ 8. فاشيسم اسپاني بعضي عناصر خود را از سورل ويلفرد و پارتر اخذ كرد؛ 9. رد دموكراسي را از الفردو ركو اقتباس كرد؛ 10. افسانه نژادي را از چمبرمن انگليسي گرفت؛ 11. عقيده به اهميت قدرت از ماكياولي است؛ 12. جنبه ميستيك فاشيسم از آلفردو روزنبرگ و ميستراكهارت است؛ 13. فرضيه وحدت قدرت را از تريتشكه آلماني گرفت؛ 14. عقيده قهرمان‌پرستي و بوالهوسي و خودپرستي را از عقايد توماس كارليل اسكاتلندي اخذ كرد.
اينك اصول عقايد سياسي فاشيسم و نازيسم را به طور خلاصه ذكر مي‌كنيم:
1. دولت، نتيجه همان ايداليزاسيون دولت ملي هگل است؛ 2. حكومت و حزب بر پايه زور استوار است؛ 3. ضد ماركسيسم و ضددموكراسي؛ 4. منافع فرد فداي منافع جامعه و كاملاً طرفدار مكتب توتاليتاريانيسم و كولكتيويسم؛ 5. طرفدار تفوق يك نژاد؛ 6. ميليتاريسم: سربازي و خدمت نظام؛ 7. ايرسيوناليسم فلسفي: مخالف وجود عقل و فلسفه عقلي؛ 8. كنترل فرهنگ و فكر و عمل افراد؛ 9. افسانه نژادي؛ 10. جنگ؛ 11. سياست و مذهب در انحصار دولت (ماكياوليسم)؛ 12. افسانه اصول عقايد حزبي؛ 13. سازش طبقاتي؛ 14. الحقّ لمن غلب، جوهر اخلاق فاشيسم است؛ 15. فاشيسم معتقد به نبوغ پيشوا و نبوغ ملي است؛ 16. سيستم يك حزبي؛ 17. روابط جنسي زن و مرد و كنترل ازدواج و اصلاح نژاد؛ 18. سنديكاليسم و حرمت كورپورانيف: همكاري كامل كارگران با صاحبان كارخانه به منظور ازدياد محصول ملي و مواد توليدي.

منابع
1. لغتنامه مرحوم دهخدا؛ 2. فرهنگ فارسي و اعلام معين؛ 3. فرهنگ عميد؛ 4. مكتب‌هاي سياسي، دكتر بهاءالدين پاسارگارد ، انتشارات اقبال؛ 5. اصطلاحات سياسي، مركز مطالعات و تحقيقات ملي، وزارت آموزش و پرورش.