try another color:
60% 70% 80% 90% تغییر اندازه فونت متن:
امروز: چهارشنبه, 30 آبان, 1397

مشكل اصلي دروس معارف...

Send to friendSend to friend
نام نویسنده: 
محمدرضا قاضي

دانشگاه آزاد قم از همان دانشگا‌ه‌هايي است كه از زير تيغ اسلامي شدن گذشته. پسرها و دخترها از دو در جداگانه وارد دانشگاه مي‌شوند. قسمت مركزي ساختمان كه شامل راهروها و اتاق‌هاي اداري و گروه‌ها است، قسمت پسرانه دانشگاه را تشكيل مي‌دهد.
كلاس‌ها در قسمت بيروني اين مربع مركزي قرار دارند و براي رفتن به داخل كلاس‌ها بايد به راهروهاي بيروني كه شبيه بالكن هستند برويم.
گروه معارف به همراه گروه الهيات در يكي از اتاق‌هاي طبقه همكف ساكن هستند. اتاقي بزرگ با صندلي‌هاي متعدد، سه ميز، يك فايل و يك تلفن. حتي قفسه كتاب هم وجود ندارد و اتاق بسيار خالي به نظر مي‌رسد. قبلاً هم به اين گروه سرزده بوديم ولي نتوانستيم گزارشي تهيه كنيم. حجت‌الاسلام حسين زاده، مدير گروه معارف، با بشاشت و خوشرويي از ما استقبال مي‌كند و ما را به اتاق ساكتي در ساختمان دانشكده پيراپزشكي مي‌برد. در فضايي صميمي به هم گپ‌ مي‌زنيم:
راه مي‌افتم توي دانشكده تا با دانشجويان صحبت كنم. پسرها كمتر ميل دارند كه حرف بزنند و دخترها اصلاً.
چند نفري كه حاضر مي‌شوند صحبت كنند از همان دردهاي هميشگي مي‌گويند.
به ما اين جرأت را نداده‌اند كه درباره دين‌مان تحقيق كنيم. از هر كسي مي‌پرسم كه آيا از اولِ اول هم خدا بوده؟ مي‌گويند كفر نگو. خب نمي‌دانم؛ آيا اين كفر است؟ ديگر هيچ اشتياقي نداريم كه درباره مسائل ديني سؤال بپرسيم.
فكر مي‌كنم در اين دروس بايد در مورد اديان ديگر هم صحبت كنند. ما به عنوان دانشجو بايد با ساير اديان آشنا باشيم. معارف درسي است كه فقط شب امتحان خوانده مي‌شود. اگر بيايند در دانشگاه نهج‌البلاغه و تفسير را تدريس كنند خيلي بهتر است تا اين كتاب‌ها. اين معارفي كه داريم مي‌خوانيم همه‌اش تكراري است. مشكل اصلي دروس معارف كتاب است.
داخل كلاسي سه نفر از خانم‌ها در حال مطالعه هستند و بر عكس بقيه‌اي كه از آنها خواسته بودم، قبول مي‌كنند كه در مورد معارف صحبت كنند.
ترم گذشته در كلاس معارف آن‌قدر كه در مورد زيست‌شناسي ياد گرفتم از معارف چيزي نفهميدم!
چيزهايي سر كلاس گفته مي‌شد كه اصلاً ربطي نداشت. دروس معارف 2 همان چيزهايي است كه در دبيرستان خوانده‌ايم. مي‌شود گفت كه هيچ تأثيري روي جهان‌بيني ما و نگرش ما نسبت به خدا ندارد. اساتيد به اصل موضوع نمي‌پردازند.
ليستي از سؤال‌هايي كه در امتحان مي‌آيد مي‌دهند؛ ما هم مي‌رويم آنها را حفظ مي‌كنيم. بعضاً اساتيد مطالب متناقضي را در كلاس‌هاي مختلف بيان‌ مي‌كنند كه ما را دچار دوگانگي ذهني مي‌كند.
استادي در جواب سؤال من چند آيه را معرفي كرد و گفت جواب تو در اين آيات است. من خودم بلدم قرآن را بخوانم؛ آن تفسيري را كه نمي‌فهمم از استاد مي‌خواهم. كتاب‌ها اصلاً جذاب نيستند. اگر كتاب‌ها جذاب باشند ما به طور فطري و ناخودآگاه به سوي مطالب آن كشيده مي‌شويم.

به عنوان اولين سؤال، گويا در دانشگاه آزاد گروه معارف يا گروه الهيات يكي است. آيا اين مسأله در مورد تعداد اعضاي هيأت علمي براي شما مشكلي ايجاد نمي‌كند؟
ما در اينجا عضو هيأت علمي‌اي كه مخصوص گروه معارف و به طور كامل در اختيار گروه باشد نداريم. اما در مورد استاد با كمبودي هم مواجه نيستيم؛ چون استادي كه الهيات يا فلسفه تدريس مي‌كند، معارف هم مي‌تواند تدريس كند. بنابر اين از اساتيد موجودي كه در اينجا حضور دارند يا مدعويني كه مجوز دارند استفاده مي‌كنيم. برداشت من اين است كه ما عملاً با مشكل مواجه نشده‌ايم.
الان چند عضو هيأت علمي داريد؟
با توجه به اينكه قبلاً گروه معارف و گروه الهيات يكي بودند بيشتر اساتيدي كه در اين گروه تدريس دارند عضو هيأت علمي گروه‌هاي ديگر، از جمله الهيات هستند.
چه تعداد از اساتيد بدون مجوز هستند؟
دقيقاً به خاطر ندارم. ولي ما استاد مدعو بدون مجوز نداريم و بعضي از اساتيد عضو هيأت علمي دانشگاه هم كه دروس معارف را تدريس مي‌كنند ولي مجوز ندارند افرادي نيستند كه از نظر معاونت مسأله‌اي داشته باشند جز اينكه برايشان مجوز صادر شده است و در پي اين هستيم كه اين كار هم انجام شود.
علت اين مشكل هم اين است كه بيشتر اين اساتيد ده- پانزده سال سابقه تدريس دارند و بعضاً عضو هيأت علمي دانشگاه هم هستند و دانشگاه هم به اين اساتيد نياز دارد. طبعاً اين آمادگي وجود ندارد كه پيگير اين كار شوند، پرونده تشكيل دهند و مجوز بگيرند. البته، خود معاونت در جريان است و راهكار بهتري را در اختيار ما قرار داده تا در مورد بعضي از اساتيد كه در شرايطي هستند كه نمي‌توانند براي تشكيل پرونده و اخذ مجوز به معاونت بروند، مدير گروه اقدام به ارسال مدارك و معرفي اين عزيزان نمايد و مشكلي از جهت صدور مجوز وجود ندارد. هر چند اين كار به تأخير افتاد، اميدواريم در آينده انجام شود.
اساتيد گروه را تا چه اندازه موفق مي‌دانيد؟
وقتي خداوند به پيامبرش مي‌گويد «قل رب زدني علماً» هيچ كس نمي‌تواند ادعا كند كه به كمال مطلوب رسيده است و ما هم ادعا نداريم كه اساتيدمان به حد آرماني رسيده‌اند، ولي حداقل شرايط را دارا هستند. بالاخره موفقيت بعضي بيشتر است و بعضي كمتر. در مجموع اساتيد با تجربه و سابقه‌داري هستند و ما از آنها راضي هستيم. منتها اگر بنا باشد كه كيفيت كار بهتر شود بايد در دو مورد تلاش كرد:
افزايش دانش. شرايطي فراهم شود تا اساتيد بتوانند خودشان را به رتبه‌هاي علمي بالاتر برسانند؛ از جمله كلاسهاي فشرده يا برنامه‌هاي غيرحضوري يا اختصاص سهميه براي تحصيل در مقاطع بالاتر.
برگزاري كارگاه‌هاي آموزشي است كه خوشبختانه معاونت امور اساتيد در اين باب فعال است و جا دارد كه در اين مورد بيشتر سرمايه‌گذاري شود و براي اين كارگاه‌ها جاذبه‌هايي قرار داد كه بيشتر بتوان از اساتيد استفاده كرد.
ارتباط گروه و اساتيد گروه با دانشجويان چگونه است؟
باز، مي‌توان گفت كه در مجموع خوب است ولي با توجه به تفاوت‌هاي فردي شخصيت و روحيات افراد، طبيعي است كه برخورد در روابط اساتيد با دانشجويان شدت و ضعف داشته باشد. بعضي موفق‌ترند و بعضي موفق. در مجموع در برخورد يك استاد با دانشجو مشكلي نداريم. اگر هم موردي هم پيش بيايد با تذكر دادن يا دلجويي از دانشجو حل مي‌شود.
روي در اتاق گروه برنامه‌ي نشست چهره به چهره يا همان مشاوره را نصب كرده‌ايد چقدر از اين برنامه استقبال شده و خودتان فكر مي‌كنيد چقدر موفق بوده‌ايد؟
چون اين‌كار، كار جديدي است و تازه شروع شده است نياز به تبليغ و كار بيشتر دارد ولي در مجموع يك ضرورت است.
دانشجويان فراواني براي طرح سؤال‌ها و بحث‌هايشان به دفتر گروه مراجعه مي‌كنند. گاهي حتي در راهرو هم ما را رها نمي‌كنند و بعضاً حتي به سؤال‌هاي اداري دانشجويان هم پاسخ مي‌دهيم و آنها را راهنمايي مي‌كنيم. گاهي شده كه دانشجويي را به مسؤولي معرفي كرده‌ام كه آن مسؤول فكر كرده كه آن دانشجو نسبتي با من دارد و بعداً كه فهميده كه صرفاً به عنوان يك دانشجو او را معرفي كرده‌ام سعي كرده است كه كار او را اگر مشكل قانوني نداشته راه بيندازد.
اگر ما بگوييم كه بايد مسائل اسلامي را طي يك يا دو ترم به دانشجو منتقل كرد، اين حرف نامعقولي است. وقتي ملاصدرا در مسأله‌ي الهيات 8 جلد كتاب اسفار مي‌نويسد، اينكه ما بخواهيم همه‌ي معارف را يك ترم و آن هم هفته‌اي يك جلسه به دانشجو منتقل كنيم نشدني است. براي دانشجو يا سؤالات و شبهاتي به صورت خودجوش به وجود مي‌آيد يا شبهه افكنان شبهاتي را در ذهن او مي‌اندازند كه اين هم كم نيست. قهراً در اينجا مسؤوليت ما به عنوان استاد معارف و گروه معارف سنگين‌تر مي‌شود و مي‌طلبد كه فرصتي را بيشتر از آن چه كه وظيفه ماست وقف دانشجو كنيم ما براي اجراي اين كار زمان مشخصي را از اساتيد گرفتيم و مكاني را هم معلوم كرديم و به اطلاع دانشجويان رسانديم كه اگر سؤالات مذهبي خارج از كتاب دارند يا سؤالاتي را در مورد مباحث كتاب برايشان پيش‌ آمده و در كلاس قانع نشده‌اند در اين ساعات مطرح كنند و استاد مربوط نيز جواب دهد.
گاهي هم شده كه دانشجويي در مورد مسأله‌اي از بنده سؤال كرده و من او را به كسي كه در آن زمينه خاص تحقيق داشته، مقاله نوشته و صاحب‌نظر بوده است معرفي كرده‌ام تا به جواب بهتري برسد.
در مورد مسائل اداري با دانشگاه يا با معاونت تاكنون مشكلي پيدا نكرده‌ايد؟
واقعيت اين است كه بنده تا كنون با دانشگاه مشكلي پيدا نكرده‌ام رياست محترم دانشگاه جناب ‌آقاي طباطبايي فردي فرهنگي است و سابقه مديريتي دارند و بنده قبلاً با ايشان همكاري داشته‌ام و تاکنون هم مشکل خاصی در مورد کار اداری نداشته ام. یعنی هر کاری باشد که راه حق قانونی داشته باشد و ایشان بتواند کمکی کنند، دریغ نکرده‌اند. با حسن درایت و مدیريت ايشان ما با نهاد نمايندگي، دفتر فرهنگ اسلامي، گروه الهيات و مجموعه‌ي عواملي كه در راستاي كار آموزشي و فرهنگي و براي اعتلاي فرهنگ اسلامي تلاش مي‌كنند خوشبختانه تاكنون هيچ مشكلي نداشته‌ايم و اين وحدت كلمه همدلي بين نهادهاي مختلف دانشگاه نقطه‌ي بسيار ارزشمندي است اين نكته هم حايز اهميت است كه ما براي پيشبرد اهداف اسلامي حتي از اساتيدي هم كه در رشته‌هاي ديگر فعاليت دارند كمك گرفته‌ايم و با آنها نيز روابط حسنه‌اي داريم.
در مورد هزينه‌اي كه به اساتيد براي مشاوره پرداخت مي‌شود به چه شيوه‌اي عمل مي‌كنيد؟
در مورد اساتيدي كه ما مزاحم آنها مي‌شويم، اين كار جزو وظايف آنها محسوب مي‌شود و فرضاً اگر 16 ساعت كلاس داشته باشند ممكن است 14 ساعت تدريس كنند و دو ساعت را به مشاوره اختصاص دهند. درواقع در حكم تدريس محسوب مي‌شود.
با دانشگاه مشكلي نداشته‌ايد؟
نه، دانشگاه هم اين مطلب را پذيرفته است و مشكلي نداشته‌ايم.
در پايان اگر مطلب خاصي راجع به دروس معارف داريد بفرماييد.
نكته‌اي كه درباره دروس معارف مي‌شود گفت اين است كه استاد معارف علاوه بر اين كه بايد در كارش عالم باشد و به موضوع تدريس خود اشراف كامل داشته باشد بايد معلم خوبي هم باشد. ضرورتاً اين‌طور نيست كه هر كسي كه عالم خوبي است معلم خوبي هم باشد. معلم بودن غير از عالم بودن است. در دروس معارف بيشترين همت ما بايد رفع شبهات مذهبي دانشجويان باشد و علاوه بر آن در تثبيت و تكميل معرفت و ايمان برادران و خواهران دانشجو تلاش شود و اين مي‌طلبد كه استاد معارف هم از اطلاعات خوبي برخوردار باشد و هم از سليقه خوبي. از همه بالاتر در مواجهه با دانشجويان برخورد مناسب و شرح صدر كافي داشته باشد تا در اهدافي كه دارند موفق باشند.
مسأله ديگر محتواي كتاب است. يعني در حالي كه بايد يك سري اصول كلي را حفظ كند، مطالب آن بايد روزامد باشد و بيشتر به مسائل و شبهات روز بپردازد.
مسائل تعبدي ريشه در مسائل تعقلي دارد. بايد مسأله رابطه خرد با وحي به صورت مبرهن روشن و حدود كارايي عقل مشخص شود و وحي به عنوان يك منبع شناخت مطمئن به صورت مستدل براي دانشجويان اثبات گردد. اگر اين موضوع هدف نويسندگان كتاب‌هاي معارف قرار بگيرد مي‌تواند خيلي از مسائل اسلامي را حل كند.
متشكرم.
من هم از شما متشكرم.