try another color:
60% 70% 80% 90% تغییر اندازه فونت متن:
امروز: چهارشنبه, 30 آبان, 1397

تولدي تازه

Send to friendSend to friend
زیر عنوان: 
تأثيرات برون مرزي

شيعه امام علي(ع) را شناختم كه مرا به سوي شناخت ولايت سوق داد.
آقاي حسين اوگولاتزارا
من متولد 19 آوريل سال 1955 در تراپاني ايتاليا مي‌باشم، از همان اوان كودكي نگاه به آسمان پرستاره مسحورم مي‌كرد، هميشه به بزرگي خداوند مي‌انديشيدم و سؤال مي‌كردم و در ميان همين كنكاش‌هاي دستيابي به حقيقت و جستجو ميان كتب مختلف بود كه به فلسفه علاقمند شدم و با خواندن كتاب افلاطون آن را عميق‌تر شناختم و تمايل زيادي به كشف معناي پنهان هر آنچه كه پيرامون مرا احاطه كرده بود، پيدا كردم و در اين زمان بود كه دريافتم مرز بين خوبي و بدي، تري و خشكي، گرما و سرما، تنها رشته‌اي نازك مي‌باشد، كه پيوند دهنده‌ي همه چيزهاست. علم كيميا را شناختم، برخي از محققين اين علم را شناختم، افرادي كه هدف نهايي آنها تبديل فلزات بي ارزش به طلا بود، براي من كشف طلا مهم نبود بلكه قياس اين مطلب با تبديلات روح انساني جالب بود.
به روح انسان مي‌انديشيدم: توانايي آزادسازي‌اش، توانايي پروازش به سوي ملكوت. در همين كنكاش‌ها بود كه «به واسطه‌ي شيميدان با خدا «جابر ابن حيان» پاسخ خود را يافتم و با امام جعفر صادق(ع) استاد گرانقدر ايشان و دين مبين اسلام آشنا شدم و شيعه‌ي امام علي(ع) را شناختم كه مرا به سوي شناخت ولايت سوق داد و در 22 سالگي به اين آيين مشرف شدم.»
با علاقه‌ي فراوان، از آغاز بيانات امام خميني(ره) را در نشريات دنبال مي‌كردم، در آن زمان آنچه در نشريات (از ايران) مي‌خواندم، آن حكومت اسوه‌ي الهي بر روي زمين نبود و اين تنها فضل پروردگار و مشيّت او بو دكه به ملت ايران اين نيرو را عطا فرمود تا انقلاب را به جايي برسانند كه اسوه‌ي آزادي براي تمامي مظلومان زمين گردد. و اين براي من نيز تكميل عشق بود. عشق به مذهب و قدرت آن، عشق به قادر متعال و چهارده معصوم(ع) كه همين، آن عطيه‌ي الهي در قلبم بود، اين عشق تداوم يافت و با ديدن درد مظلومان مسلمان جهان، در جوار اين عشق آرزوي نابودي شيطان بزرگ و شيطانك‌ها و رژيم غاصب صهيونيستي ادامه يافته است، تا جايي كه آماده‌ي جهاد في سبيل الله مي‌باشم.
آقاي سيمون ريچارد از كشور تانزانيا
به عنوان يك فرد مسيحي بايد بگويم بسيار خوشحالم از اينكه شما عزيزان بدون توجه به دين و مذهب و بدون قائل شدن هيچ نوع تبعيضي با من مانند برادر ديني خود رفتار كرديد.
در سال 2001 با يك فرد مسلمان آشنا شدم و اين آشنايي موجب شد تا با دين اسلام آشنا شده و به آن علاقمند گردم كم‌كم شوق آموختن تعاليم اين دين الهي در من شعله‌ور گشت. اما چون والدينم مسيحي مي‌باشند در اين را ه با مشكلات بسياري مواجه شدم.
از طرف ديگر در منطقه‌ي سكونتم كتابخانه‌اي وجود ندارد تا بتوانم از آن كتاب‌هاي ديني تهيه نموده و با مطالعه آن به آموزش‌هاي انسان‌ساز دين اسلام آگاهي كامل يابم. لذا از شما مي‌خواهم تا مرا در امر فراگيري تعاليم دين مبين اسلام ياري نمائيد.
آقاي ابوحنبين از كشور عراق
دوست دارم با مطلبي تحت عنوان «تولدي تازه» در برنامه‌هاي شما شركت نمايم برخي از شنوندگان تصور خواهند كرد كه اين تولد مربوط به يك شخص مسيحي يا شخصي از اديان ديگر مي‌باشد در حاليكه اين مطلب به يك مسلمان شيعه جعفري برمي‌گردد كه توسط اين شبكه عزيز تولدي تازه يافته و اين شخص هدايت شده كسي جز اينجانب نيست.
من همچون جوانان ديگر در معرض گناهان و لغزش‌هاي فكري و غيره قرار داشتم، به طوري كه نسبت به هر مسئله يا امر ديني مانند مجالس حسيني و موضوع صاحب الزمان(عج) در شك و ترديد بودم و يقين داشتم كه اسلام خود دليل عقب‌ماندگي كشورهاي خاورميانه است به طوريكه آزاديها را محدود مي‌نمايد.
و در برخي آموزه‌ها و احكام آن ظلم و نيرنگ و – خداي نكرده- در قوانينش نقص وجود دارد، و حتي به لبه پرتگاه الحاد- كه از خداوند طلب آمرزش مي‌كنم- رسيدم.
ولي با همه اينها هيچ چيزي در اين مورد ابراز نمي‌كردم نه به انگيزه ايمان، بلكه به دليل عرف اجتماعي و خانواده علوي اينجانب كه قبلاً ذكر كردم.
در يكي از روزها دوستي يك راديوي كوچك به من هديه نمود و نمي‌دانم چه شد كه شبكه عربي تهران را گرفتم. در ابتدا به برخي از برنامه‌هاي مشخص و محدود اكتفا مي‌نمودم ولي در دفعات بعد اين دايره را گسترش مي‌دادم به طوريكه برنامه‌هاي اين راديو به ويژه در زمينه‌هاي اعتقادي به تدريج افكار منحرفم را دگرگون ساختند و مرا به خواندن كتاب‌هاي ديني تشويق نمودند و با اين كار با تمام وجود و اعتقادم، مذهب امامي را پذيرا شدم و من در حال حاضر از طريق اين شبكه و كتاب‌هاي ديني مشغول فرهنگ‌سازي در خودم هستم.
باور كنيد در حال حاضر يك انسان تازه‌اي شدم و تصميم گرفتم از همين امروز به خداي خودم باز گردم و اين روز را روز تولد تازه‌اي براي خويش قرار دهم.
پس خواهش مي‌كنم مرا به عنوان دوست خود پذيرا باشيد به ويژه اينكه من خيلي چيزها از برنامه‌هايتان ياد گرفتم، از احوالات جوانان مسلمان بسيار گرفته تا دوستدار اهل بيت(ع) بودن و شما را به عنوان الگوي خودم قرار دادم و به آن افتخار مي‌كنم چون شما مايه شرف و مباهات ما هستيد.