try another color:
60% 70% 80% 90% تغییر اندازه فونت متن:
امروز: سه شنبه, 1 مرداد, 1398

آيا همة علوم بشري در قرآن وجود دارد؟1

Send to friendSend to friend

در اين مورد سه ديدگاه عمده وجود دارد كه به صورت مختصر بدانها اشاره مي‌كنيم و دلايل آنها را مورد بررسي قرار مي‌دهيم:
ديدگاه اول: همه علوم بشري در قرآن وجود دارد.
براي اولين بار اين انديشه در كتاب "احياء العلوم" و "جواهر القرآن" ابو حامد غزالي (م 505 ق) ديده شده است. او سعي كرد كه نشان دهد همه علوم را مي‌توان از قرآن استخراج كرد. او مي‌نويسد:
"پس علوم، همه آنها در افعال و صفات خدا داخل است و خداوند در قرآن، افعال ذات و صفات خود را توضيح مي‌دهد و اين علوم بي‌نهايت است و در قرآن به اصول و كليات (مجامع) آنها اشاره شده است".2
سپس ابوالفضل المرسي (655ـ570ق) كه صاحب كتاب تفسير است اين ديدگاه را به صورت افراطي مي‌پذيرد و مي‌گويد:
"همه علوم اولين و آخرين در قرآن وجود دارد".3
آنگاه بدرالدين زركشي (م 764 ق) در "البرهان" اين نظريه را مي‌پذيرد.4
و پس از او جلال الدين سيوطي (م 911 ق) در كتاب "الاتقان في علوم القرآن" و "الاكليل في استنباط التنزيل" ديدگاه غزالي والمرسي را مي‌پذيرد و تقويت مي‌كند.5
و مرحوم فيض كاشاني (م 1091 ق) هم در مقدمه تفسير "صافي" اين ديدگاه را به صورت خاصي در قسمتي از علوم مي‌پذيرد.6
در عصر جديد هم با پيشرفت علوم اين ديدگاه تقويت شد و كساني مثل طنطاوي جوهري (متولد 1862 م) در تفسير مشهور "الجواهر في تفسير القرآن" سعي كرد تا بسياري از علوم جديد را به قرآن نسبت دهد.
و جديدترين تمايل نسبت به اين نظريه از طرف شخصي به نام رضا نيازمند در سال گذشته (1375 ش) اظهار شد كه در مقاله‌اي نوشت:
"كسي كه قرآن را قبول داشته باشد، بايد قبول كند كه مطالب آن شامل كليه علوم هم هست و در آن هر چيز بر اساس دانش تفصيل داده شده است".7
دلايل ديدگاه اول:
1ـ ظاهر برخي آيات قرآن دلالت بر اين دارد كه همه چيز در قرآن وجود دارد. مثل:
"نزلنا عليك الكتاب تبيانا لكل شيء"8 "و كتاب را بر تو نازل كرديم در حالي كه بيان كننده هر چيز است".
2ـ آياتي كه اشاره به علوم مختلف مي‌كند. مثل: آيه‌اي كه از حساب سخن مي‌گويد اشاره به علوم رياضي دارد: "و كفي بنا حاسبين"9 و از آيه "رفيع الدرجات"10 با حساب ابجد 360 درجه بودن درجات دايره در هندسه استخراج مي‌شود.
و علم پزشكي از آيه "و اذا مرضت فهو يشفين"11 به دست مي آيد.
3ـ رواياتي كه دلالت مي‌كند همه علوم در قرآن كريم وجود دارد. مثل: از امام باقر(ع) روايت شده كه فرمودند:
"ان الله تبارك و تعالي لم يدع شيئا تحتاج اليه الامة الا نزّله في كتابه و بيّنه لرسوله".12
خداوند تبارك و تعالي هيچ چيزي را كه مسلمانان به آن محتاج باشند، فروگذار نكرده است مگر آنكه آنها را در قرآن، نازل فرمود و براي پيامبر(ص) بيان كرده است.
4ـ دليل ديگر بر وجود همه علوم در قرآن، مسأله بطون آن است كه در روايات متعددي وارد شده كه قرآن داراي بطون مختلف است.13
غزالي در "احياء العلوم" به همين مطلب استشهاد كرده و تعداد علوم قرآن را تا هفتاد و هفت هزار و دويست علم ذكر كرده است. و بعد مي گويد اين عدد چهار برابر مي‌شود، چون هر كلمه ظاهر و باطن دارد و حد و مطلع دارد.14
تذكر: دلايل اين ديدگاه را در هنگام ذكر دلايل ديدگاه دوم و سوم مورد بررسي و نقد قرار مي‌دهيم.
ديدگاه دوم: قرآن فقط كتاب هدايت و دين است و براي بيان مسائل علوم تجربي نيامده است. اين ديدگاه را مي‌توان از سخنان برخي از صاحب نظران و مفسران استفاده كرد.
براي مثال ابواسحاق شاطبي (م 790 ق) كه اولين مخالف با نظريه غزالي و المرسي بود مي‌گويد:
"قرآن براي بيان احكام آخرت و مسائل جنبي آن آمده است".15
نويسندگان تفسيرهاي "مجمع البيان" و "كشاف" نيز مي‌نويسند:
"منظور از بيان همه چيز در قرآن، مسائل مربوط به هدايت و دين است".16
تذكر 1: دلايل اين ديدگاه همراه با ديدگاه سوم بيان مي‌شود.
تذكر 2: سخنان اين بزرگان قابل توجيه و تأويل است و نمي‌توان گفت كه آنان متمايل به ديدگاه سوم نبوده‌اند وگرنه ظاهر سخن آنان با ظواهر آيات قرآن ناسازگار مي‌آيد چرا كه در قرآن احكام و حدود و حتي قوانين ارث و دستورات جنگ و حكومت و اقتصاد و... بيان شده است كه مربوط به دنياي مردم است.17
ديدگاه سوم: ديدگاه تفصيل؛ يعني از طرفي همه علوم بشري در ظواهر قرآن وجود ندارد و هدف اصلي قرآن نيز هدايت‌گري بشر به سوي خداست. و از طرفي ديگر قرآن كريم دعوت به تفكر و علم مي‌كند و برخي از مثال‌ها و مطالب علمي صحيح و حق را بيان مي‌كند كه بيانگر اعجاز علمي قرآن است.
دلايل اين ديدگاه، همراه با ردّ دلايل و ديدگاه اول را چنين مي‌توان خلاصه كرد:
1ـ قرآن كتاب هدايت، اخلاق، تربيت و دين است و نازل شده است تا انسان‌ها را به سوي فضيلت‌ها و خداشناسي هدايت كند. بنابر اين ضرورتي ندارد كه قرآن، همه مسائل علوم تجربي، عقلي و نقلي را با تفصيلات و فرمول‌هاي آن‌ها، بيان كند. هر چند كه اين موارد گاهي اشارات حق و صادقي دارد.
اين مطلب مورد تأكيد مفسران قديمي18 و صاحب نظران معاصر19 است.
2ـ ظهور آياتي كه مي‌فرمايد: "همه چيز در قرآن است" قابل استناد نيست چرا كه:
اولاً: اين ظهور بر خلاف بداهت است چون بسياري از فرمول‌هاي شيمي و فيزيك در قرآن نيست.
ثانياً: ظهور اين آيات مورد انكار صريح برخي از مفسران قرار گرفته است و گفته‌اند كه منظور وجود چيزهايي است كه در مورد هدايت انسان لازم است و اينها در قرآن وجود دارد.20 (كل شيء = امور ديني)
ثالثاً: لفظ "كتاب" در آيات مورد بحث "نزلنا عليك الكتاب تبياناً لكل شيء"21 ممكن است به چند معنا باشد: "قرآن كريم، لوح محفوظ، اجل، علم خدا، امام مبين"22 پس نمي‌توان گفت كه حتماً مراد قرآن است و همه چيز در آن است.
و همين اشكال در مورد رواياتي كه مورد استناد واقع شده بود نيز وارد است.
رابعاً: اين آيات با دليل عقل (قرينه لبّي) تخصيص مي‌خورد و محدود مي‌شود. چون عقل انسان حكم مي‌كند كه قرآن در مورد هدف خود (هدايت معنوي است) بيان همه چيز باشد نه در اموري كه خارج از حوزه هدف اوست.
3ـ آياتي از قرآن كه اشاراتي به علوم طبيعي دارد هدف آنها كشف فرمول‌هاي هندسه و شيمي و... نيست بلكه اين اشارات را به طور استطردادي و حاشيه‌اي مطرح كرده است. يعني صرفاً ذكر مثال (البته حق و واقعي) است و هدف آن آموزش علوم نيست.
علاوه بر آنكه برخي از آياتي كه مورد استشهاد طرفداران ديدگاه اول قرار گرفت از لحاظ موازين تفسيري قابل نقد است براي مثال: آيه "رفيع الدرجات" ربطي به درجات دايره ندارد. و حمل آيات بدون قرينه عقلي يا نقلي معتبر بر يك مطلب موجب تفسير به رأي مي‌شود.
4ـ مسأله بطون قرآن و علم ائمه: از مورد بحث ما خارج است چون موضوع بحث در اينجا اين است كه آيا همه علوم بشري را مي‌توان از ظواهر قرآن استخراج كرد يا نه؟
جمع‌بندي و نتيجه‌گيري:
بنابر آنچه بيان كرديم به اين نتيجه مي‌رسيم كه ظاهر آيات قرآن، بر تمام علوم بشري (با تمام فرمول‌ها و جزئيات آن) دلالت ندارد.
بلي در قرآن، اشاراتي به بعضي از علوم و مطالب علمي شده است كه استطردادي و عرضي است ولي همه علوم بالفعل در قرآن مذكور نيست و آياتي كه در اين زمينه است (مثل آيه 89 سوره نحل و 38 و 59 سوره انعام) دلالت بر اين مطلب دارد كه تمام احتياجات ديني و هدايتي مردم، در قرآن به طور تفصيل يا مجمل ذكر شده است.23

1 - برگرفته شده از: پژوهشي در اعجاز علمي قرآن، محمدعلي رضايي، رشت: كتاب مبين، 1381، ص 35ـ39.
2 - احياء العلوم، ج 1، ص 289، چاپ دارالمعرفه، بيروت.
3 - ر.ك: التفسير والمفسرون، ج 2، ص 478ـ482.
4 - البرهان في علوم القرآن، ج 2، ص 181، چاپ دارالمعرفة، بيروت.
5 - الاكليل في استنباط التنزيل، ص 2 والاتقان، ج 2، ص 271ـ282 دارالكتب العلميه، بيروت.
6 - تفسير صافي، ج 1، ص 57.
7 - مجله بينات، سال سوم، شماره 10، ص 21، تابستان 1375 ش.
8 - نحل / 89.
9 - انبياء / 47.
10 - غافر / 15.
11 - شعراء / 80.
12 - نورالثقلين، ج 2، ص 74.
13 - بحارالانوار، ج 92، ص 95.
14 - احياء العلوم، ج 1، ص 289.
15 - الموافقات، ج 2، ص 76ـ79 به نقل از التفسير والمفسرون، ج 2، ص 485.
16 - طبرسي، مجمع‌البيان، ج 4، ص 289 و زمخشري، كشاف، ج 2، ص 628.
17 - آيات مربوط به آيات الاحكام حدود پانصد آيه است كه در كتاب‌هايي تحت همين عنوان جمع‌آوري شده است.
18 - ر.ك: مجمع‌البيان، ج 3، ص 298 و كشاف، ج 2، ص 628.
19 - ر.ك: الميزان، ج 14، ص 325 و معارف قرآن، مصباح يزدي، ص 229 و تفسير نمونه، ج 11، ص 361ـ362.
20 - ر.ك: تفسير القرآن الحكيم (معروف به المنار)، ج 7، ص 395 و تفسير الجواهر، طنطاوي، ج 8، ص 130 و التفسير والمفسرون، ج 2، ص 489.
21 - نحل / 89.
22 - ر.ك: مجمع البيان، ج 4، ص 298 و ج 6، ص 380 و كشاف، ج 2، ص 628 و الميزان، ج 14، ص 325 و تفسير نمونه، ج 11، ص 381 و... .
23 - براي اطلاعات بيشتر در اين زمينه و بررسي تفصيلي دلايل طرفين ر.ك: درآمدي بر تفسير علمي قرآن، از نگارنده، انتشارات اسوه، 1375 ش، قم.