try another color:
60% 70% 80% 90% تغییر اندازه فونت متن:
امروز: سه شنبه, 1 مرداد, 1398

سكولاريسم اخلاقي

Send to friendSend to friend

سكولاريسم چيست و سكولاريسم اخلاقي به چه معنايي است؟
واژه سكولاريسم برگرفته از واژة لاتيني Secularis، مشتق از Seculum به معناي «نيا» يا «گيتي» در برابر «مينو» است. و مفهوم كلاسيك آن در مسيحيت، نقطة مقابل ابديت و الوهيت است. سكولار يعني آنچه به اين جهان تعلق دارد و به همان اندازه از خداوند و الوهيت دور است. و سكولاريسم همان مخالفت با تعليم شرعيات و مطالب ديني و موافقت با عرف‌گرايي و اعتقاد به اصالت امور دنيوي است. مثلاً وقتي گفته مي‌شود «قوانين سكولار»، منظور حقوق و قوانين عرفي و دنيوي است و يا منظور از عرفان سكولار (Secular mysticism)، عرفان ناسوتي و دنيوي است.
سكولاريسم از نظر اصطلاح، در سير تاريخ، معاني گوناگوني به خود گرفته است: اولين بار در معاهدة وستفالي (1684 م) به مفهوم خروج سرزمين‌هايي از تملك كليسا به كار رفت؛ پس از آن به مرور، معاني ديگري را همچون تفكيك دين از سياست، تفوق دولت بر كليسا، تقليب و دگرگون‌سازي دين و در نهايت طرد دين از ساحت حيات اجتماعي انسان، به خود گرفت. واژه‌هايي چون «دنياگرايي»، «دنيازدگي»، «دنيوي گرايي». «جدا انگاري دين و دنيا»، «لاديني»، «دين گريزي»، و «عرفي گرايي» از جمله معادل‌هايي است كه توسط نويسنده‌ها و مترجمان مختلف براي واژه سكولاريسم به كار گرفته شده است.
بنابر اين، هر چند تا به حال در معادل گذاري اين واژه در زبان فارسي، توافقي حاصل نشده است. ليكن شايد بتوان آن را به اين صورت تعريف كرد كه سكولاريسم عبارت است از: گرايشي كه طرفدار و مروج حذف يا بي‌اعتنايي و به حاشيه راندن دين در ساحت‌هاي مختلف حيات انساني، از قبيل سياست، حكومت، علم، عقلانيت، اخلاق و امثال آن است.
بنابر تعريف فوق، سكولاريسم اخلاقي يكي از شاخه‌هاي سكولاريسم عام است كه به معني جداسازي يا جداانگاري اخلاق از دين است. به اين صورت كه صاحبان اين نظريه، دين را امري مربوط به رابطة انسان با خدا مي‌دانند، در حالي كه اخلاق را بيانگر روابط آدميان با يكديگر مي‌پندارند، حتي برخي پا را فراتر گذاشته و پنداشته‌اند وابسته دانستن اخلاق به دين و باورهاي ديني موجب زوال و تحليل تدريجي اخلاق مي‌شود؛ زيرا به گفته اين عده در اين صورت با فرو ريختن باورهاي ديني، اخلاق هم فرو مي‌پاشد.
گفتني است كه اعتقاد به تباين قلمرو دين و اخلاق اختصاص به ملحدان و مخالفان دين ندارد، بلكه برخي از مؤمنان و دين داران و ايمان گرايان، مانند كي يركگور، معتقدند كه دست كم در برخي از موارد، ميان دين و اخلاق تباين وجود دارد. كي يركگور بر اين باور بود كه اگر كسي در ساحت اخلاق بماند، نمي‌تواند پا به مرحلة ايمان گذارد و «جهش ايمان» را انجام دهد؛ مثلاً اگر ابراهيم(ع) از حكم اخلاقي مبني بر عدم جواز قتل فرزند پيروي مي‌كرد، هيچ گاه توانايي ورود به عرصة ايمان را نداشت.
در دنياي اسلام نيز اكثر عدليه بر اين باورند كه عقل آدمي صرف نظر از دين، توانايي كشف خوبي يا بدي برخي از افعال را دارد و ازاين نكته عده‌اي اعتقاد به سكولاريسم اخلاقي را از مؤلفه‌هاي عقايد عدليه دانسته‌اند. اما بايد گفت كه هر چند قول به جدايي دين از اخلاق و استقلال عقل در تشخيص موضوعات و احكام اخلاقي به نحو افراطي را شايد بتوان به برخي از معتزله نسبت داد، اما نظريه غالب در ميان انديشمندان شيعه اين است كه اخلاق در بسياري از جهات وابسته به دين است. به عنوان نمونه در تعيين ارزش‌هاي اخلاقي، تشخيص مصاديق جزئي اين ارزش‌ها. تعيين هدف ارزش‌هاي اخلاقي و ضمانت اجرايي ارزش‌هاي اخلاقي، ما نيازمند هدايت‌ها و راهنمايي‌هاي دين و اولياي دين هستيم. به هر حال كمال اخلاق، بستگي به استمداد آن از وحي الهي دارد.
براي مطالعة بيشتر به منابع زير مراجعه كنيد:
ـ فرهنگ واژه‌ها؛ فلسفه / كلام جديد ـ علوم سياسي / هنر؛ عبدالرسول بيات با همكاري جمعي از نويسندگان. (قم: مؤسسه انديشه و فرهنگ ديني، 1381)، ص 327ـ328.
ـ نسبت دين و دنيا: بررسي و نقد نظريه سكولاريسم؛ عبدالله جوادي آملي، (قم: اسراء؛ 1381).
ـ «دين و اخلاق»، محمدتقي مصباح يزدي، قبسات، ش 13 (پاييز 1378).
ـ فلسفة دين؛ جان هاسپرز؛ ترجمة مركز مطالعات و تحقيقات اسلامي (قم: مركز مطالعات و تحقيقات اسلامي، بي‌تا) ص 80.
ـ(تاريخچة فلسفه اخلاق؛ السدير مك اينتاير؛ ترجمه انشاء‌لله رحمتي؛ (تهران: حكمت، 1379).
Morality and religion: W.W. Bartley III, London, Macmillan, st martins Press. 1971.
كاري از گروه اخلاق اسلامي