try another color:
60% 70% 80% 90% تغییر اندازه فونت متن:
امروز: یکشنبه, 30 تیر, 1398

خوارق عادت و پديده‌هاي روان شناختي (قسمت دوم/پاياني)*

Send to friendSend to friend
نام نویسنده: 
حسن رضايي مهر

2. سحر و كهانت، شعبده، تله پاتي و هيپنوتيزم

سحر
سحر "در فارسي، به معناي جادو و افسون است. به عبارت ديگر، نمايش دادن باطل به صورت حق را سحر نامند"1 و از نظر مفهوم عام كه شامل كهانت نيز مي‌باشد، عبارت است از: "الفاظ و اوراد خاص يا اعمال مخصوصي كه با تكرار و تمرين آنها، انجام دهنده آن بر بعضي از قواي طبيعي و غيرطبيعي تسلط مي‌يابد و آنها را به نفع خود، قبضه مي‌كند. با توجه به اين كه تأثير آن عبارات و كلمات يا رياضت و اعمال، كاملاً محدود است و تحت شرايط خاصي از زمان و مكان معين، داراي تاثير است."2
يا مي‌توان چنين گفت: "سحر، كاري است كه آدمي مي‌تواند با دميدن و تكرار بعضي كلمات يا انجام بعضي اعمال، قواي فوق‌العاده عظيم جهان را به نفع خود قبضه كند."3
در كتاب "تاريخ جامع اديان" در بيان اموري كه وسيله تسخير يا غلبه بر قواي غيبي هستند، آمده است:
"سه موضوع كه بدويان آن را وسيله تسخير يا غلبه بر قوه و نيروي غيبي مي‌دانند، عبارتند از: 1. عقيده به فتيش؛ (fetishism) يعني استفاده و استمداد از قوه مخفي و مستور در اشياي بي جان. 2. سحر، شمينيزم و مقصود ازآن، تصرف در قواي روحي و غيبي جهان است. دراين طريق، يك نفر "شمن" كه داراي چنين قوه غيبي است، در بدن انسان ديگر تاثير مي‌كند؛ يعني روحي معين را از بدن او خارج يا به جسم او داخل مي‌كند. 3. سحر عوامانه كه منحصرا به دست كاهن يا ساحر نيست. بلكه نزد تمام افراد قبيله يا گروه معمول است كه به كمك صاحبان ارواح غيبي و فتيشها يا شمنها، يا بدون آنها، ولي همواره با تركيباتي معين، با وسايلي ساده و بسيار ابتدايي به خيال خود سعي مي‌كنند از مضرات و شرور ارواح موذي جلوگيري كنند يا ارواح مفيد را به نفع خود به كار وادارند."4

كهانت
صاحب كتاب "تقويم المعارج " در بيان كهانت آورده است: كهانت عملي بود كه سابقاً در ميان مردم بود و خلق در زمان فترت كه پيامبري نبود، به كاهن رجوع مي‌كردند و ايشان بعضي اخبار مي‌دادند يا راست يا دروغ. وجه اطلاعشان بر غيوب، چند وجه بود: يكي فراست؛ يعني به واسطه شعوري كه داشتند، حدس مي‌زدند كه چنين و چنان مي‌شود. يا از جهت ذكاي قلب، خبر مي‌دادند؛ زيرا كه از طبع بشر است كه هر گاه في الجمله رياضتي بكشد، قلب او صاف مي‌شود و از بعضي چيزها اطلاع به هم مي‌رساند و بعضي هم از وسوسه شياطين بود، چرا كه اگر انسان مرتاض شد و از اهل حق نباشد و خداوند او را حفظ نفرمايد، شياطين به او تعلق مي‌گيرند و بعضي اخبار هم براي او مي‌آورند. اخبار شياطين به چند وجه بود بعضي از زمين بود كه اتفاقات عالم را مي‌ديدند و خبر مي‌آوردند. بعضي هم از اخبار آسمان بود و قبل از بعثت خاتم (صلي‌الله‌عليه‌وآله) شياطين مي‌رفتند بالا و استراق سمع مي‌كردند و بعد از آن براي اولياي خود خبر مي‌آوردند اما الان از بالا رفتن ممنوعند زيرا خداوند ايشان را به واسطه شهب منع مي‌فرمايد. چنان كه در كتاب مجيد خود مي‌فرمايد: "وَأَنَّا كُنَّا نَقْعُدُ مِنْهَا مَقَاعِدَ لِلسَّمْعِ فَمَنْ يَسْتَمِعِ الآنَ يَجِدْ لَهُ شِهَابًا رَصَدًا"؛5 يعني و بعد از آن كه شياطين كلمه اي مي‌شنيدند، بعضي اخبار هم از خود داخل مي‌كردند و مي‌گفتند."6
با توجه به مطالب ياد شده، مي‌توان گفت: كهانت نزديك سحر يا اخص از آن است.

شعبده
در تعريف شعبده آورده‌اند: "تردستي و نيرنگهايي است كه حقه بازها انجام مي‌دهند و اين نيست مگر يك نحوه بازي كه با سرعت انجام مي‌گيرد، به گونه اي كه ناظرين ملتفت نمي‌شوند."7
اكنون، پس از تعريف امور فوق، نوبت به بيان تفاوت معجزه با آنها مي‌رسد.

تفاوت معجزه با امور مذكور
"به طور مقدماتي بايد دانست كه امور خارق‌العاده، اموري هستند كه نمي‌توان كليه اسباب و علل آن را به وسيله آزمايش‌هاي حسي شناخت. بلكه شواهدي يافت مي‌شود كه در پيدايش اين گونه پديده‌ها نوع ديگري از عوامل مؤثر است و متخصصان علوم مختلف گواهي مي‌دهند كه اين كارها بر اساس قوانين علوم مادي و تجربي انجام نمي‌يابد."8
امور خارق العاده به دو بخش كلي تقسيم مي‌شوند. اموري كه هر چند اسباب و علل مادي ندارند، اما اسباب غيرعادي آنها كم و بيش در اختيار بشر قرار مي‌گيرد و مي‌توان با آموزشها و تمرينهاي ويژه اي به آنها دست يافت. مانند كارهاي مرتاضان، سحر و.... بخش ديگر، كارهاي خارق العاده‌اي است كه تحقق آنها مربوط به اذن خاص الهي است... اين گونه خوارق عادت مخصوص بندگان برگزيده خداست. ولي اختصاص به پيامبران ندارد. بلكه گاهي ساير اولياي خدا هم از آنها برخوردار مي‌شوند كه به اصطلاح كلامي، در حق غير انبيا، كرامت خوانده مي‌شوند و در حق انبيا، معجزه.9
بنابراين، مي‌توان تفاوت معجزه را با اموري از قبيل سحر، كهانت، شعبده و اعمال مرتاضان، چنين دانست:
الف) كارهاي ساحران و مرتاضان با وسائل مادي و يك سلسله تمرينات عادي انجام مي‌شود. ولي معجزه بدون وسيله مادي و مقدمه و تمرين صورت مي‌گيرد.
ب) كارهاي جادوگران و مرتاضان از ديگران آموخته شده و به ديگران نيز آموزش داده مي‌شود. ولي معجزه نه از كسي آموخته شده و نه قابل آموزش دادن به افراد ديگر است.
ج) كارهايي كه ساحران و يا مرتاضان (يا غير اينها از شعبده بازان و كاهنان و...). انجام مي‌دهند، از هر كس صادر مي‌شود. هر چند، شخص كافر يا فاسد باشد. ولي معجزه فقط از پيامبراني كه پاك و صالح و شايسته ترين بندگان خدا هستند، ظاهر مي‌شود؛ چراكه آنان معجزه را فقط در ارتباط با خدا و به عنوان رهبر ديني انجام مي‌دهند و ناگفته پيداست كه خدا افراد نادرست را رهبر جامعه نمي‌كند.
د) ساحران و مرتاضان آنچه را انجام مي‌دهند، از خود و هنر خويش مي‌دانند. ولي كارهاي خارق العاده اي را كه پيامبران انجام مي‌دهند، صرفا از طرف خدا دانسته و به اذن و اراده خدا انجام مي‌دهند.
ه‍) كارهاي ساحران و مرتاضان اغلب براي مطامع دنيوي و سودجويي و هوسهاي پست انجام مي‌گيرد. ولي معجزه فقط براي اثبات رسالت و ابلاغ دين الهي و هدفهاي مقدس تربيتي است و هيچ هدف مادي از آن ندارند.
و) كارهاي ساحران و مرتاضان محدود به بعضي مكانها و شرايط معين و قيود خاصي انجام مي‌شود. ولي معجزات انبيا مقابله به مثل نمي‌شود. پس شخص ديگري كه پيامبر نيست، هرگز نمي‌تواند انجام دهد.10

حكم فقهي سحر، شعبده و كهانت
عمل سحر و تكسب به آن في الجمله حرام است و تعليم و تعلم آن نيز هرگاه منجر به عمل سحر شود، حرام است.11
دراين خصوص، به استفتايي از حضرت امام خميني (رحمه الله) اشاره مي‌شود: "كسي كه سحر ساحر را باطل مي‌كند و شخص را نجات مي‌دهد، آيا اين كار حرام است و گناه دارد يا خير؟
اگر سحر مي‌كند، جايز نيست و اگر حفظ نفس يا واجب ديگري بر آن موقوف باشد، با ملاحظه اهميت واجب ديگر مانع ندارد."12

اما شعبده:
شعبده و تكسب به آن نيز به اجماع فقها حرام است.13 از حضرت امام خميني (رحمه الله) استفتا شده است كه: دانش شعبده و تردستي را فرا گرفتن يا ديدن آن چه صورت دارد؟
ايشان در پاسخ فرموده اند كه: "تعليم و تعلم شعبده و اعمال آن حرام است."14
اما كهانت: در كتاب "جواهر الكلام " آمده است: علم كهانت و تعليم و تعلم و اجرت بر آنها به قصد ياد گرفتن و عمل به آن و اخذ برآن به اجماع فقها و دلالت اخبار، حرام است.15

اعمال مرتاضان از نظر شرع مقدس اسلام
اعمالي كه مرتاضان هندي انجام مي‌دهند، از آنجا كه مقرون به اضرار بدن و نفس است، از غير طريق شرعي و اضرار به نفس هم از نظر شرع مقدس اسلام، منفي و باطل است؛ چنان كه حديث شريف نبوي "لا ضرر ولا ضرار في الاسلام"16 بر اين مطلب دلالت دارد. پس اين گونه اعمال از نظر اسلام جايز نيست و در متون ديني و يا كلمات فقها هيچ مطلبي كه مؤيد اين گونه اعمال باشد، ديده نمي‌شود.
نكته قابل توجه آن كه، اموري از قبيل سحر، كهانت و...، از جهت نفس الامري و يا اين كه يادگيري آنها مي‌تواند به عنوان علمي براي شخص بوده باشد، بدون توجه به زواياي ديگر آن كه مورد تاييد شرع مقدس نيست، ممنوعيت شرعي ندارد بلكه آنچه مورد نهي شرع مقدس است، استفاده و تكسب به آنها و عمل كردن به مفاد آنهاست.

تله پاتي
يكي از امور فرا روان شناختي كه مورد سخن ماست، تله پاتي است. در تعريف آن، تعابير مختلفي ارائه شده است. بعضي گفته اند:
"تله پاتي از دو كلمه "تله " به معني "دور" و "پاتوس " به معناي "احساس " گرفته شده است؛ يعني احساس از دور و آن ارتباط روان انسان با ديگري از راهي به جز حواس معمولي است."17
بعضي هم گفته اند: "تله پاتي عبارت از اين است كه شخصي از فاصله اي، رابطه اي فكري با شخص ديگري برقرار سازد؛ آنچه را او فكر مي‌كند، بفهمد و چيزي را كه خود مي‌انديشد، او درك كند، يا واقعه اي را كه در محلي دور دست اتفاق مي‌افتد، بدون آن كه رابطه‌هاي مادي بين او و آن محل برقرار باشد، آن واقعه را ببيند و از آن با خبر گردد."18
بعضي هم تعريفي نزديك به اين معنا ذكر كرده اند و آن اين كه: "تله پاتي به معناي انتقال فكر و رابطه معنوي و ارتباط فكري ميان دو نفر از راه دور و همچنين به معناي القاي مطلبي از راه دور از طرف كسي براي كس ديگر از طريق انتقال فكر است."19
دراين كه آيا قدرت و نيروي تله پاتي در همه افراد انسان وجود دارد يا خير، نظرات مختلفي وجود دارد. در كتاب "حقيقت روح " آمده است: "قدرت خواندن افكار ديگران براي همه كس امكان ندارد. به طوري كه عده بسياري از انسانها داراي اين قدرت نيستند. لكن وجود آن يك حقيقتي است كه علم روان شناسي جديد در صحت آن ترديد ندارد... در نتيجه آزمايشات مكرر، ثابت شده كه "مديومهاي " تله پاتي بعضي اوقات مؤفق مي‌شوند و گاهي هم موفق نمي‌شوند. حتي با نزديك بودن مسافت، مديوم نمي‌تواند افكار طرف مقابل را بخواند. ولي گاهي از مسافت دور هم مي‌تواند بخواند."20
در عين حال، بعضي معتقدند كه همه افراد انساني از نيروي تله پاتي بهره مندند. در كتاب "نيروي ناشناخته در انسان " آمده است: "همه، قدرت و نيروي تله پاتي را دارند، منتها بسياري از افراد از وجود چنين نيرويي در خود بي خبرند از اين رو كمتر از آن بهره گرفته مي‌شود. همان طوري كه شخص مي‌تواند با ورزش اندام را قوي كند، به همان طريق مي‌توان به تدريج با تمرينات مداوم نيروي تله پاتي را در خود پرورش داد."21
"براي تقويت و شكوفايي نيروي تله پاتي، روشهاي مختلفي وجود دارد كه يكي از آنها هيپنوتيزم است. دراويش و مرتاضان، اكثرا از طريق خود هيپنوتيزم به خلسه رفته، حقايقي را كشف مي‌كنند."22
از نظر نگارنده، از آنجا كه انسان داراي قوا و استعداد‌هايي است كه از سوي خداوند تعالي در نهاد او قرار داده شده است و نوع انساني از اين موهبت الهي بهره مند است، پس نظر اخير اقرب به صواب است و در همه افراد انسان اين قوه و نيروي تله پاتي وجود دارد. بعضي در صدد شكوفايي آن برمي آيند و بعضي خير.

هيپنوتيزم
هيپنوتيزم، از لفظ يوناني گرفته شده و به معناي خواب است. در چيستي و كيفيت آن تعابير مختلفي وجود دارد. در كتاب "راز درون " آمده است كه اولين بار، اين نام را دكتر "جيمز بريد" به كار برده است و آن خوابي است كه در اثر تلقين اشخاص مخصوصي به نام عامل يا "هيپنوتيزور" به معمول دست مي‌دهد و به عبارت ديگر، هيپنوتيزم، حاصل القائات ممتد عامل در معمول است.23
بعضي ديگر، در تعريف هيپنوتيزم آورده اند: "هيپنوتيزم عبارت است از خواب مصنوعي كه در اثر تمركز نگاه طولاني به يك نقطه روشن و نوراني و يا در اثر توجه خاص نسبت به يك موضع براي انسان حاصل مي‌شود."24
پس مي‌توان گفت: "هيپنوتيزم، يك حالت القايي ارادي است كه درآن هوشياري و آگاهي سوژه، فوق‌العاده افزايش مي‌يابد. اين آگاهي عمدتا بر روي مطالبي تمركز مي‌كند كه توسط هيپنوتيزور به او ارائه مي‌شود. اگر اين تمركز بسيار شديد باشد... ، معمولا سوژه پس از بيدار شدن كوچكترين خاطره اي از وقايع و حوادث زمان هيپنوتيزم ندارد."25

پيدايش هيپنوتيزم
در باب پيدايش هيپنوتيزم بايد گفت: "گر چه موضوع خواب مصنوعي ميان اقوام گذشته قديم مانند كلدانيها، آشوريها، مصريها، هنديها، ايرانيها و نظاير اينها كم و بيش شهرت داشته و برخي از كاهنان در گوشه و كنار مشغول تداوي بيماران از راه خواب مصنوعي بوده اند، ولي تا اواسط قرن هيجدهم اثري از اين علم در اروپا ديده نمي‌شد و براي نخستين بار، پزشك مشهور اتريشي "فرانسوا آنتوان مسمر" در حدود سال 1775 اظهار كرد كه در آدمي نيروي سيال مغناطيسي وجود دارد كه مي‌شود از راه اراده، آن را بر ديگران نفوذ داد."26

آيا هيپنوتيزم يك خواب است؟
در اين كه آيا هيپنوتيزم مي‌تواند خواب محسوب شود يا خير، بايد گفت با توجه به تعريف و كيفيت آن معلوم مي‌گردد كه هيپنوتيزم نمي‌تواند خواب باشد. هر چند ظاهر فرد هيپنوتيزم شده به فردي كه در حال خواب است، شباهتهايي دارد. ولي در هيپنوتيزم، علاوه بر قدرت تفكر، امكان صحبت، قضاوت، راه رفتن و... ، وجود دارد. به گونه اي كه فكر سوژه بر روي موضوع خاص (صحبتهاي هيپنوتيزور) تمركز فوق العاده اي پيدا مي‌كند و بين او و فرد هيپنوتيزور، ارتباط عاطفي خاصي برقرار مي‌شود كه در حالت خواب نمي‌توان نظير آن را مشاهده كرد و شايد به همين دليل آن را خواب مصنوعي ناميده اند.27

تفاوت معجزه با تله پاتي و هيپنوتيزم
با توجه به آنچه در تعريف معجزه، تله پاتي و هيپنوتيزم و كيفيت و شرايط تحقق آنها بيان شد، مي‌توان تفاوت آنها را در امور ذيل بر شمرد:
1. دو عنصر تله پاتي و هيپنوتيزم در اثر يك سلسله تمرينات براي شخص حاصل مي‌شود. ولي معجزه بدون هيچ مقدمه و تمريني صورت مي‌پذيرد.
2. تله پاتي و هيپنوتيزم قابل تعليم و تعلم هستند؛ يعني آموخته مي‌شوند و به ديگران نيز آموزش داده مي‌شوند. ولي تعليم و تعلم در معجزه راه ندارد.
3. اين دو از هر كس، چه كافر، چه فاسق، چه مؤمن، مي‌تواند حاصل آيد. ولي معجزه فقط از پيامبران و اولياء الله كه پاك و صالح و شايسته ترين بندگان خدا هستند، ظاهر مي‌شود؛ چرا كه معجزه به جهت اثبات رهبري امت است و معلوم است كه خداوند افراد غير صالح را رهبر جامعه نمي‌كند.
4. اين دو ممكن است به اغراض مختلف شيطاني انجام گيرد، ولي معجزه فقط براي اثبات رسالت و ابلاغ دين و مقدسات الهي به وقوع مي‌پيوندد و هيچ غرض شخصي و شيطاني در آن راه ندارد.
5. تحقق اين دو، مقيد به بعضي مكانها و زمانها و شرايط خاص و محدود است، ولي معجزات پيامبران چنين محدوديتهايي ندارد و در هر شرايطي كه پيغمبر صلاح دانست، به اذن الهي از او صادر مي‌شود.
6. گاهي مديوم و هيپنوتيزور در كار خود موفق نيستند، ولي در معجزه چنان نيست كه هر گاه پيغمبر آن را به اذن خدا اراده كند، انجام نگيرد.
در خاتمه، اشاره به حكم آنها از نظر شرع مقدس اسلام، خالي از فايده نيست و آن اين كه، اين امور في حد نفسه و به عنوان حكم اولي، در شرع مقدس منهي عنه نيست. آري با توجه به لحاظهاي ديگر، مثل تعلق مفاسد و ضرر و اضرار به سبب آنها و القا در حرام و گناه به واسطه آنهاست كه به عنوان ثانوي متعلق نهي شرع مقدس قرار مي‌گيرند. خلاصه آنكه بالنسبه به عنوان اولي حكم حرمت بر آنها مترتب نيست بلكه بحث از حرمت و فساد و عدم آن به اعتبار عناوين ثانوي منهي عنهي است كه به اين امور تعلق مي‌گيرد.

پي‌نوشت‌ها:

*. گرفته شده از كتاب مقام عشق، يادنامه شيخ رجبعلي خياط، بخش پديده‌هاي فراروان شناختي، حسن رضايي مهر، ص 169.
1. علي اكبر مروج الاسلام، پيشين، صص 9 - 7.
2. سيد ابوالقاسم حسيني، در جست و جوي دين طبيعي و جاوداني، ص 206.
3. جان بي ناس، تاريخ جامع اديان، يا اديان بشر؛ ترجمه علي اصغر حكمت، ص 15.
4. همان، صص 15 - 7.
5. جن/9.
6. محمد كريم خان كرماني، تقويم المعارج، صص 88 - 82.
7. همان.
8. محمد تقي مصباح يزدي، پيشين، ص 90.
9. همان، با تلخيص، ص 89.
10. ر. ك: غلامحسين رحيمي اصفهاني، پيشين، صص 265 - 264.
11. محمد حسن نجفي، جواهر الكلام، كتابفروشي اسلامي، ج 22، صص 79 - 75.
12. امام خميني رضي الله عنه، استفتائات، ج 2، ص 21، س 54.
13. محمد حسن، نجفي، پيشين، ج 22، ص 94.
14. امام خميني، پيشين.
15. محمد حسن نجفي، پيشين.
16 . شيخ صدوق، الفقيه ج4، ص 334، ح 5717، باب ميراث اهل املل.
17. ر. ك: احمد زمرديان، حقيقت روح، صص 132 - 131.
18. زين الدين قرباني، به سوي جهان ابدي، ج 1 و 2، ص 152.
19. احمد زمرديان، پيشين.
20. همان.
21. محمد مهدي عليخواه، نيروهاي ناشناخته در انسان، ص 73.
22. همان، ص 74.
23. ر. ك: احمد زمرديان، پيشين.
24. زين الدين قرباني، پيشين.
25. اورماند مك گيل، دائرة المعارف هيپنوتيزم، جمال الحق، تهران، 1372، ص 150.
26. زين الدين قرباني، پيشين، ص 138.
27. اورماند مك گيل، پيشين، صص 150 - 149.