try another color:
60% 70% 80% 90% تغییر اندازه فونت متن:
امروز: پنجشنبه, 27 دی, 1397

چه راهكارهايي را پيشنهاد مي‌كنيد

Send to friendSend to friend
نام نویسنده: 
محمدرضا قاضي

چندي پيش براي آشنايي با نظرات پرسش شوندگان گزينش علمي اساتيد مصاحبه‌اي با چند تن از ايشان انجام داديم و رؤوس كلي اين نظرات به اداره گزينش ارسال شد. اميدواريم انعكاس اين نظرات به بهتر شدن شيوه‌هاي امتحان بينجامد.
نظر خود را در مورد مصاحبه بيان كنيد.
ـ قبل از بحث مصاحبه، كتاب‌ها را مطرح كنم كه كتاب‌ها هم ضرورت دارد براي كسي كه اخلاق درس مي‌دهد هم بسيار مفيد است. مصاحبه هم كه انصافاً خيلي عادلانه انجام مي‌شود. يعني از هر كتابي يكي دو تا سؤال حساب شده و از قبل نوشته شده است. يك ززماني هست كه طرف چيزي نمي‌نويسد و هر چه به ذهنش رسيد مطرح مي‌كند، اين عادلانه نخواهد بود. ولي در اينجا سؤال‌ها واقعاً خيلي حساب شده است. از قبل نوشته شده و مشخص است.
من اين شكل را قبول دارم. بعضي سؤال‌هاي تحليلي هم در كنارش هست كه توانايي شخص را مي‌سنجد. اين هم خوب است.
ـ آدم وقتي مي‌خواهد هفت ـ هشت تا كتاب را كه معرفي مي‌كنند با عمق بخواند، حداقل بعضي از مطالب را ممكن است فراموش كند. مثلاً اگر يك لغت را معني‌اش را بخواهد، ممكن است به ياد نياورد. اگر مشكلي پيش آمد مي‌توان به كتاب مراجعه كرد و جوابش را يافت.
ـ بيشتر چيزها را به حضور ذهن موكول كرده‌اند. سؤالات حفظي است. كسي كه حفظي‌اش خوب باشد بيشتر چيز بلد است. حالت استدلالي ندارد. از اين جهت نقص دارد.
ـ بيشتر روي مسايل كلي بايد بحث شود ولي مسايل جزئي و ريز مورد نظر حضرات است. ما بيشتر توي جنبه‌هاي تحليلي تاريخ توجه داشتيم تا نسبت به مسايل ريز و جزئي آن.
ـ نسبتاً خوب بود. ولي به نظر من، در تاريخ اين قدر سال و ماه و تولد داريم كه اگر بخواهيم اينها را به حافظه بسپريم، واقعاً كشش ندارد. تأكيل روي سال و ماه و اينها هم چيزي را حل نمي‌كند. مصاحبه بايد تحليلي باشد.
ـ دانشگاه‌ها با اين عمق نياز ندارد. مثلاً از مسايل سيره ابن هشام يا اين اسحاق، من كه تخصصي مطالعه نداشته‌ام. خيلي جزئيات وفياتش را، ولاداتش را، قرنش را، اينها را دقت نمي‌كرديم، چون تخصصي نمي‌خوانديم.
به نظر من بايد اين ريزنگري وجود داشته باشد. طرف بايد بداند طبري، سيد طاووس و شيخ مفيد در چه زماني بوده‌اند، همزماني را بايد بداند. بايد بداند كه دو تاريخ كه در يك زمان نوشته شده، تفاوتهايش از كجاست.
اين مصاحبه را تا چه حدود با نيازهاي دانشجويان نزديك مي‌بينيد؟
ـ كسي كه مي‌خواهد سر كلاس برود بايد شرايط لازم را داشته باشد. كسي كه در اين سطح مطالعه نداشته باشد، صلاح نيست كه سر كلاس برود. اين كتابها شرط لازم است. اما شرط كافي مسايل ديگري است: ارتباط با دانشجو و گزينش به موقع مطالب. بنابر اين بستگي دارد به شناختي كه ما از كلاس داريم، شناختي كه از دانشجو داريم و طرز برخورد... اينها مسائلي است كه روي قضيه بيشتر اثر دارد، ولي اطلاعات لازم در زمينة اخلاق شرط لازم است و اين كتاب‌ها به نظر من پاسخگوست. استاد وقتي مي‌نشيند آنجا درس مي‌دهد بايد سوادش خيلي بالاتر از چيزي باشد كه دانشجو مي‌خواهد. بايد اشراف داشته باشد.
ـ از جنبة ظاهري اگر بخواهيم نگاه كنيم اصلاً هيچ ربطي ندارد. اصلاً آن سؤالهايي كه در دانشگاه مطرح است، آن بحث‌هايي كه مي‌شود يا نيازهايي كه دانشجويان اين دوره دارند، مخصوصاً ما كه در دانشگاه آزاد هستيم، با اين چيزهايي كه ما به عنوان بحث اخلاق مي‌خوانيم، خيلي فرق دارد؛ يا با اين چيزهايي كه ما امتحان مي‌دهيم.
ـ خيلي كم. شايد 5% كمكي داشته باشد. البته با توجه به عوامل ديگري كه آنجا هست عرض مي‌كنم. چيزهايي كه در آنجا هست و مسايلي كه ما درگير آن هستيم اينها نيست.
ـ دانشجويان بيشتر مايل به جنبه‌هاي تحليلي هستند مسايل ريز برايشان خسته كننده است و زياد استقبال نمي‌كنند و جنبه‌هاي تحليلي كه در ذهنشان مي‌ماند برايش مطلوب است و بيشتر جنبه‌هاي سياسي تاريخ را دنبال مي‌كنند. دنبال اين هستند كه وقتي دو واحد درس تاريخ را تمام كردند يك چيز ماندگاري برايشان باقي بماند. آن هم جنبه‌هاي تحليلي است. جزئياتي كه مثلاً فلان سيره نويس اسم كتابش چه بوده برايشان جالب نيست.
ـ تطبيقي ندارد. چون واقعاً دانشجو وارد اين مباحث نمي‌شود. بحث اين است كه انگيزه‌هاي دانشجو نسبت به درس عمومي خيلي پايين‌تر از اين است. اين بحث‌ها البته از يك لحاظ باعث مي‌شود كه به كلاس تنوع بدهد و بچه‌ها را جذب كند. اما از نظر انطباق نه.
ـ در دنياي جديد مطالب بايد جديد باشد و منطبق با دانشگاه و نوع انعطاف‌پذيري‌اي كه دانشجويان دارند و نوع زندگي‌اي كه ما با آن مواجه هستيم و چگونگي اطلاعاتي كه وجود دارد. ما بايد شيوة تدريسمان مدرن باشد و معمولاً مسأله سنتي را بايد بازتر بتوانيم كار كنيم.
ـ دانشگاه‌ها به اين عمق نياز ندارند. مگر اينكه در رشته تخصصي تاريخ بخواهند درس بدهند. دانشجو هيچ وقت از سيرة نبوي نمي‌پرسد. از شما سؤال مي‌كند: در سيرة پيغمبر فلان موضوعي كه نقل مي‌كنند چيست؟ مي‌پرسد: روايات ما چه جوري به دست ما رسيده است؟ متأسفانه سطح علمي دانشجويان ما بالا نيست.
ـ البته اين مسائلي كه اينها مي‌فرمايند همه‌اش نياز هست ولي در دانشگاه وقت آنچناني نيست كه به خيلي از مسايل پرداخت. خود كتابي كه الان نهاد چهاپ كرده است مطالبش فرق مي‌كند با اينهايي كه مصاحبه مي‌كنند.
تا چه اندازه مي‌توان با اين مصاحبه‌ها به توان علمي استاد پي برد؟ آيا شيوة كنوني كافي است؟
ـ اگر كسي واقعاً توي اين مصاحبه نتواند موفق شود ضعف دارد. خوب بودن استاد به چيست؟ خوب بودن استاد به دو تا عامل است: يكي سواد و يكي انتخاب صحيح مطالب. خب، سوادش با همين كتاب سنجيده مي‌شود. البته اين عيب در همه جا هست كه ما نمي‌توانيم تمام توان افراد را با يك مصاحبه بسنجيم، ولي «اب دريا را اگر نتوان كشيد، هم به قدر تشنگي بايد چشيد».
ـ اين مصاحبه بيانگر شناخت حقيقي به آن معنايي كه واقعاً ملاك تعيين كننده‌اي باشد براي استاد نيست. آنجا ما درگير مسايل ديگري هستيم. چيزهايي ديگري از ما انتظار دارند و گاهي چيزهايي كه اينجا از ما خواسته‌اند خيلي كم اتفاق مي‌افتد. كاربردش خيلي كم است. بنابر اين شناخت حقيقي كلي را از استاد را نمي‌تواند به دست بياورد.
ـ به نظر من، مي‌شود با همين مصاحبه، استاد را شناخت. اگر همه اساتيد همين طور سؤال بشوند به نظر من كاملاً مشخص كننده است.
ـ براي ارزشيابي استاد هم اين امتحان مهم است، هم ارزشيابي دانشجويي، هم ارزشيابي رفتاري و چگونگي‌هايي كه در دانشگاه است و هم مقولة چگونگي پاسخ گويي استاد به دانشجويان. همه اينها بايد در كنار هم باشد.
ـ اين طوري شما فقط يك سري اطلاعات تخصصي مي‌پرسيد.
بايد مقياس را بدهند به تدريس، نه سؤال به اين ريزي. البته اگر كسي بخواهد هيأت علمي تاريخ بشود حق با آقايان است.
ـ بايد طرف از لحاظ علمي مسلط باشد. اگر مسلط باشد، مصاحبه را خيلي راحت جواب مي‌دهد. البته به طور واقعي نمي‌توان به توان استاد پي برد. شايد 60ـ50 درصد. كسي كه چيزي بلد باشد برايش كتبي و شفاهي فرق ندارد؛ ريز سؤال كنند يا كلي ـ تحليلي سؤال كنند يا غيرتحليلي.
چه راهكارهايي را پيشنهاد مي‌كنيد؟
ـ يكي از شيوه‌هايي كه در حوزه هست و بسيار خوب است، اين است كه مثلاً كتاب لمعه را مي‌گذارند جلوي شما، مي‌گويند توضيح بده. اينجا توانايي ذهني نيست. توانايي حافظة استاد را، حافظه يك دانشجو يا طلبه را بررسي نمي‌كنند، بلكه توانايي فكري و استعداد و قدرت تحليل او را بررسي مي‌كنند.
ـ بايد طوري باشد كه خيلي روي اين مصاحبه‌ها تأكيد نكنند. بيايند يك سري سؤال كلي بكنند كه ببينند اين فرد كتاب را خوانده يا نخوانده؟ بيشتر به جنبة محفوظات نخواهند تكيه كنند. وقتي مي‌گويند استاد اخلاق بايد از 35 سوال به بالا باشد، بايد فكر اين را هم بكنند كه ما فراموش مي‌كنيم.
ـ افراد بيشتري باشند كه سؤال كنند يا مثلاً براي مصاحبه خواهران از خواهران استفاده كنند كه با روانشناسي خانم‌ها آگاهند. ببينند كه خوانده‌اند يا نخوانده‌اند.
ـ اين شكل لازم است؛ متنها در كنار اين، عملاً هم از استاد بخواهند يك موضوع ـ دو موضوع را در حد وسع وقت تدريس كند و افراد متخصصي باشند كه نظر بدهند از لحاظ ارزشيابي تدريس كه آيا اين شخص توانايي تدريس را دارد و مي‌تواند از عهده تدريس بربيايد يا نه. آيا اين فردي كه تدريس كرد مناسب مجامعي مثل دانشگاه‌ها هست يا نه.
ـ شكل مصاحبه اگر حالت استدلالي داشته باشد، بهتر است، مثلاً يك موضوعي را پيشنهاد كنند به طرف، كه بيايد در مورد اين موضوع صحبت كند و نقد كند، انتقاد كند، اعتراض كند، استدلال كند، عين همان كاري كه در دانشگاه‌ها انجام مي‌شود.
ـ يك شيوه مي‌تواند اين باشد كه به صورت مكتوب يك چيزي بدهند به اساتيد كه بنويسند و پر كنند كه شايد حضور ذهن بيشتري داشته باشند.
ـ وقت مصاحبه را مفصل‌تر كنند. اگر بخواهيم مصاحبه را كليشه‌اي بكنيم ارزش علمي را پايين مي آورد.
ـ اين مصاحبه‌ها بايد كتبي باشد.از آن جهت كه آن چه در ذهن هست بهتر مي‌ماند، بهتر آدم مي‌تواند تحليل كند. بيشتر فكر مي‌كند تا به ذهنش بيايد. اگر هر دو، هم كتبي و هم شفاهي در كنار هم باشد، باز خيلي بهتر است. كتبي براي آنچه شما بلديد و شفاهي براي آنچه شما براي تدريس بايد ارائه كنيد.
ـ من احساسم اين است كه بايد موفقيت اساتيد را از موفقيت در كلاسهايشان بسنجند. بايد بگذارند مباحث را آقايان درس بدهند و آن درس دادن آقايان، برايشان تميز ايجاد كند. سبك شفاهي خوب است، به شرطي كه دو تا تميز تويش بگذارند. يكي اينكه سطح را يك مقداري بياورند پايين‌تر، به علت سطح استفاده كننده، ديگر اينكه در كنارش يك تميز بيان هم مي‌توانند داشته باشند كه آيا بيان اين شخص هم خوب است؟ به درد اين كار مي‌خورد يا نمي‌خورد؟
اين سبك خوب است، فقط، در شدت و رخوتش بحث است. اين ظلم است نسبت به طلبه‌ها كه كسي كه 40 سال تاريخ كار كرده مي‌خواهد از من كه با 3 ماه مطالعه، به ده سال تجربه ايشان برسم. اين چيز بعيدي است؛ مگر اينكه من روي حافظه‌ام بگذارم و بعدش يادم برود.