try another color:
60% 70% 80% 90% تغییر اندازه فونت متن:
امروز: شنبه, 2 شهریور, 1398

توليد علم و انديشه

Send to friendSend to friend

بدون فضاي انتقادي سالم و بدون آزادي بيان و گفتگوي آزاد ناممكن يا بسيار مشكل خواهد بود
در نامة جمعي از فضلاي حوزة علميه به رهبر معظم انقلاب كه در صفحة 27 درج گرديده، با اشاره به رهنمودهاي اخير معظم له در مورد ضرورت ايجاد نهضت علمي و آزادانديشي، پيشنهاد شده است: براي «طرح منطقي ايده‌ها»، «رواج بازار نظريه پردازي و نوآوري روشمند»، مناظره‌هاي «علمي، قانونمند، نتيجه بخش و فارغ از غوغاسالاري»، «نهادسازي براي اجابت پرسش‌هاي جديد» و در نتيجه توليد نرم افزار علمي و ديني، كرسي‌هاي آزاد علمي با حضور هيأت‌هاي منصفه علمي و تخصصي در دانشگاه و حوزه ايجاد شود. متن كامل پاسخ رهبر معظم انقلاب اسلامي به اين نامه بدين شرح است:
بسم الله الرحمن الرحيم
فرزندان و برادران عزيز
با همة مضمون نامة شما موافقم و از شما و همفكرانتان در حوزه و دانشگاه مي‌خواهم كه اين ايده‌ها را تا لحظة عملي شدن و ثمر دادن، هر چند دراز مدت، تعقيب كنيد، نه مأيوس و نه شتابزده، اما بايد اين راه را كه شكوفايي و خلاقيت است به هر قيمت پيمود. اين انقلاب بايد بماند و برنامة تاريخي و جهاني خويش را به بار نشاند و همين كه اين عزم و بيداري و خودآگاهي در نسل دوم حوزه و دانشگاه نيز بيدار شده است همين كه اين نسل از افراط و تفريط، رنج مي‌برد و راه ترقي و تكامل را نه در «جمود و تحجر» و نه در «خودباختگي و تقليد»، بلكه در نشاط اجتهادي و توليد فكر علمي و ديني مي‌داند و مي‌خواهد كه شجاعت نظريه پردازي و مناظره در ضمن وفاداري به اصول و اخلاق و منطق در حوزه و دانشگاه، بيدار شود و اراده كرده است كه سؤالات و شبهات را بي‌پاسخ نگذارد، خود، في نفسه يك پيروزي و دستاورد است و بايد آن را گرامي داشت و آنگاه كه نخبگان ما نقطه تعادل ميان «هرج و مرج» و «ديكتاتوري» را شناسائي و تثبيت كنند، دوران جديد آغاز شده است.
آري، نبايد از «آزادي» ترسيد و از «مناظره» گريخت و «نقد و انتقاد» را به كالاي قاچاق و يا امري تشريفاتي، تبديل كرد چنانچه نبايد به جاي مناظره، به «جدال و مرا» گرفتار آمد و به جاي آزادي، به دام هتاكي و مسئوليت گريزي لغزيد. آن روز كه سهم «آزادي»، سهم «اخلاق و سهم «منطق»، همه يكجا و در كنار يكديگر ادا شود، آغاز روند خلاقيت علمي و تفكر بالندة ديني در اين جامعه است و كليد جنبش «توليد نرم افزار علمي و ديني» در كلية علوم و معارف دانشگاهي و حوزوي زده شده است. بي‌شك آزاديخواهي و مطالبه فرصتي براي انديشيدن و براي بيان انديشه توأم با رعايت «ادب استفاده از آزادي» يك مطالبة اسلامي است و «آزادي تفكر، قلم و بيان» نه يك شعار تبليغاتي بلكه از اهداف اصلي انقلاب اسلامي است و من عميقاً متأسفم كه برخي ميان مرداب «سكوت و جمود» با گرداب «هرزه گويي و كفرگويي» طريق سومي نمي‌شناسند و گمان مي‌كنند كه براي پرهيز از هر يك از اين دو، بايد به دام ديگري افتاد. حال آنكه انقلاب اسلامي آمد تا هم «فرهنگ خفقان و سرجنبانيدن و جمود» و هم «فرهنگ آزادي بي‌مهار و خودخواهانة غربي» را نقد و اصلاح كند و فضائي بسازد كه در آن، «آزادي بيان»، مقيد به «منطق و اخلاق و حقوق معنوي و مادي ديگران» و نه به هيچ چيز ديگري، تبديل به فرهنگ اجتماعي و حكومتي گردد و حريت و تعادل و عقلانيت و انصاف، سكة رائج شود تا همه انديشه‌ها در همة حوزه‌ها فعال و برانگيخته گردند و «زاد و ولد فرهنگي» كه به تعبير روايات پيامبر اكرم(ص) و اهلبيت ايشان(ع) محصول «تضارب آراء و عقول» است، عادت ثانوي نخبگان و انديشه وران گردد. به ويژه كه فرهنگ اسلامي و تمدن اسلامي همواره در مصاف با معضلات جديد و نيز در چالش با مكاتب و تمدن‌هاي ديگر، شكفته است و پاسخ به شبهه نيز بدون شناخت شبهه، ناممكن است. اما متاسفانه گروهي به دنبال سياست زدگي و گروهي به دنبال سياست زدائي، دائماً تبديل فضاي فرهنگي كشور را به سكوت مرداب گونه يا تلاطم گرداب‌وار، مي‌خواهند تا در اين بلبشو، فقط صاحبان قدرت و ثروت و تريبون، بتوانند تأثيرگذار و جريان ساز باشند و سطح تفكر اجتماعي را پائين آورده و همه فرصت ملي را هدر دهند و اعصاب ملت را بفرسايند و درگيري‌هاي غلط و منحط قبيله‌اي يا فرهنگ فاسد بيگانه را رواج دهند و در نتيجه صاحبان خرد و احساس، ساكت و مسكوت بمانند و صاحبدلان و خردمندان، بركنار و در حاشيه مانده و منزوي، خسته و فراموش شوند. در چنين فضائي، جامعه به جلو نخواهد رفت و دعوي‌ها، تكراري و ثابت و سطحي و نازل مي‌گردد، هيچ فكري توليد و حرف تازه‌اي گفته نمي‌شود، عده‌اي مدام خود را تكرار مي‌كنند و عده‌اي ديگر تنها غرب را ترجمه مي‌كنند و جامعه و حكومت نيز كه تابع نخبگان خويش‌اند، دچار انفعال و عقبگرد مي‌شوند. چنانچه در نامه خود توجه كرده‌ايد، براي بيدار كردن عقل جمعي، چاره‌اي جز مشاوره و مناظره نيست و بدون فضاي انتقادي سالم و بدون آزادي بيان و گفتگوي آزاد با «حمايت حكومت اسلامي» و «هدايت علماء و صاحبنظران» توليد علم و انديشه ديني و در نتيجه، تمدن سازي و جامعه‌پردازي، ناممكن يا بسيار مشكل خواهد بود. براي علاج بيماري‌ها و هتاكي‌ها و مهار هرج و مرج فرهنگي نيز بهترين راه، همين است كه آزادي بيان در چارچوب قانون و توليد نظريه در چارچوب اسلام، حمايت و نهادينه شود. به نظر مي‌رسد كه هر سه روش پينشهادي شما يعني تشكيل 1ـ «كرسي‌هاي نظريه پردازي» 2ـ «كرسي‌هاي پاسخ به سؤالات و شبهات» 3ـ «كرسي‌هاي نقد و مناظره»، روش‌هائي عملي و معقول باشند و خوب است كه حمايت و مديريت شوند به نحوي كه هر چه بيشتر، مجال علم، گسترش يافته و فضا بر دكانداران و فريبكاران و راهزنان راه علم و دين، تنگتر شود.
بايد «توليد نظريه و فكر»، تبديل به يك ارزش عمومي در حوزه و دانشگاه شود و در قلمروهاي گوناگون عقل نظري و عملي، از نظريه سازان، تقدير به عمل آيد و به نوآوران، جايزه داده شود و سخنانشان شنيده شود تا ديگران نيز به خلاقيت و اجتهاد، تشويق شوند. بايد ايده‌ها در چارچوب منطق و اخلاق و در جهت رشد اسلامي با يكديگر رقابت كنند و مصاف دهند تا جهان اسلام، اعاده هويت و عزت كند و ملت ايران به رتبه‌اي جهاني كه استحقاق آن را دارد بار ديگر دست يابد.
من بر پيشنهاد مي‌افزايم كه اين ايده چه در قالب «مناظره‌هاي قانومند و توأم با امكان داوري» و با حضور «هيئت‌هاي داوري علمي» و چه در قالب تمهيد «فرصت براي نظريه سازان» و سپس «نقد و بررسي» ايده آنان توسط نخبگان فن و در محضر وجدان علمي حوزه و دانشگاه، تنها محدود به برخي قلمروهاي فكر ديني يا علوم انساني و اجتماعي نيز نماند بلكه در كليه علوم و رشته‌هاي نظري و عملي (حتي علوم پايه و علوم كاربردي و...) و در جهت حمايت از كاشفان و مخترعان و نظريه سازان در اين علوم و در فنون و صنايع نيز چنين فضائي پديد آيد و البته براي آنكه ضريب «علمي بودن» اين نظريات و مناظرات، پائين نيايد و پخته‌گوئي شود و سطح گفتگوها نازل و عوامانه و تبليغاتي نشود، بايد تمهيداتي انديشيد و قواعدي نوشت.
اينجانب با چنين طرح‌هايي همواره موافق بوده‌ام و از آن حمايت خواهم كرد و از شوراي محترم مديريت حوزه علميه قم مي‌خواهم تا با اطلاع و مساعدت «مراجع بزرگوار و محترم» و با همكاري و مشاركت «اساتيد و محققين برجسته حوزه» براي بالندگي بيشتر فقه و اصول و فلسفه و كلام و تفسير و ساير موضوعات تحقيق و تأليف ديني، و نيز فعال كردن «نهضت پاسخ به سؤالات نظري و عملي جامعه»، تدارك چنين فرصتي را ببينند. از شوراي محترم انقلاب فرهنگي و به ويژه رياست محترم آن نيز مي‌خواهم كه اين ايده را در اولويت دستور كار شورا براي رشد كليه علوم دانشگاهي و نقد متون ترجمه‌اي و آغاز «دوران خلاقيت و توليد» در عرصه علوم و فنون و صنايع و به ويژه رشته‌هاي علوم انساني و نيز معارف اسلامي قرار دهند تا زمينه براي اينكار بزرگ به تدريج فراهم گردد و دانشگاه‌هاي ما بار ديگر در صف مقدم تمدن سازي اسلامي و رشد علوم و توليد فناوري و فرهنگ، قرار گيرند. بي‌شك هر دو نهاد از طرح‌هاي پيشنهادي فضلاي دانشگاهي و حوزوي و از جمله طرح شما، استفاده خواهند كرد تا با رعايت همه جوانب مسئله، جنبش «پاسخ به سؤالات»، «مناظرات علمي» و «نظريه‌پردازي روشمند» را در كليه قلمروهاي علمي حوزه و دانشگاه، نهادينه و تشويق كنند. اميدوارم كه مراحل اجراي اين ايده، دچار فرسايش اداري نشده و تا پيش از بيست و پنجمين سالگرد انقلاب، نخستين ثمرات مهم آن آشكار شده باشد. والله المستعان.