try another color:
60% 70% 80% 90% تغییر اندازه فونت متن:
امروز: سه شنبه, 9 آذر, 1400

تأملي در ارزيابي حضوري استادان معارف اسلامي

Send to friendSend to friend

اين نوشتار به آسيب شناسي فرم‌هاي ارزشيابي حضوري استادان معارف اسلامی پرداخته و تا حدودي توضيح مي‌دهد كه خطاهاي آماري تا چه اندازه بر سياست گذاري‌ها تأثير داشته و مي‌تواند حساسيت‌هايي را در جامعه جامعه دانشگاهي به وجود آورد كه گاه غير قابل جبران است.
الف) از مسائل مهمي كه در ارزيابي حضوري استادان و تكميل فرم مربوطه توسط ارزش‌ياب‌ها به صورت آسيب پنهان در آمده، محاسبه نمره‌هاي اساتيد در ارزش‌يابي حضوري است. با دقت در روش محاسبه كنوني نمره‌هاي استادان معارف، متوجه خواهيم شد كه آنچه در محاسبه معدل فرم ارزش‌يابي به طور عمومي در دانشگاه‌ها اعمال مي‌شود،‌ در فرم ارزش‌يابي استادان معارف، اعمال نمي‌شود؛ زيرا به دست آوردن نمره z (نمره استاندارد= ------) بدين معني است كه در دانشگاه‌هانمره فرد را در عدد يك ضرب مي‌كنند، آن‌گاه عدد به دست آمده را با ضريب شاخص بعدي جمع كرده، حاصل آن‌را تقسيم بر تعداد شاخص‌ها مي‌كنند (نه ضرايب شاخص‌ها) بنابراين اگر در فرم دانشجويي،‌مثلاً 18 شاخص وجود دارد و بر اساس هر شاخص، استاد عددي را مي‌گيرد؛ جمع آن، بر تعداد 18 تقسيم مي‌شود، در نتيجه، سطح نمره بالا مي‌رود. اما در محاسبه ارزش‌يابي حضوري استادان معارف، ضرايبي براي هر شاخص در نظر گرفته شده،‌ولي استادان توجيه نيستند و در ابلاغ نيز به آنان يادآوري نشده و نمره‌هاي ايشان ان‌گونه كه در فرم‌هاي ارزش‌يابي ساير رشته‌ها انجام مي‌شود، صورت نمي‌گيرد. همچنين بايد توجه داشت مه مشكل پايين بودن نمره‌هاي استادان،‌به محتواي شاخص‌ها بر نمي‌گردد تا مجبور باشيم محتواي شاخص‌ها را به صورت كمي و عددي آورده و بگوييم: اگر براي مثال،‌استادي دوبار در كلاس جلب مشاركت كند، نمره متوسط بگيرد،‌ و يا اگر سه بار رعايت كرد، نمره خوب داده شود،زيرا اينگونه كمي كردن شاخص‌هاي كيفي، منجر به تقليل اطلاعات و صرف هزينه‌هاي بسيار مي‌شود؛ در حالي كه اگر محتواي شاخص‌ها باز باشد، ارزشياب، تمام موارد و اتفاقات كلاس را بدون اينكه از او خواسته شود پاسخ مي‌دهد. براي مثال: اگر به ارزشياب گفته شود: با ملاحظه دو بار جلب مشاركت،‌ گزينه متوسط را علامت بزن، او اين قانون را در تمامي كلاس‌ها صرف نظر از حجم و تعداد افرادكلاس اعمال خواهد كرد كه منجر به خطاي ديگري در ارزشيابي خواهد شد؛ در حالي كه اگر محتواي شاخص‌ها باز باشد ارزشياب مي‌تواند علت انتخاب گزينه متوسط را كاملاً توضيح دهد. پس چگونه مي‌توان براي جلب مشاركت كه يك شاخص كيفي و به طور نسبي در هر كلاس متفاوت است ضريب 5 قرار داد و استادان را با اين شاخص سنجيد!! همچنين در اين روش، استادي در كلاس با حجم بالا و جلب مشاركت كمتر، به علت اعمال ضرايب، نمره بالاتري مي‌گيرد كه اين امر نشان از اشكال در ابزار اندازه‌گيري (يعني شاخص‌ها و ضرايب آن) دارد، و اين ابزار نمي‌تواند صفت مورد نظر را دقيقاً بسنجد.1اين مسئله مانند خط‌كشي مي‌ماند كه در درجه‌هاي آن براي فاصله بين 1 تا 2 و بين 3 و 4 و 5 متفاوت باشد، مثلاً: بين 1 تا 2 ده‌ميلي‌متر و بين 3 تا 4، 20 ميلي متر فاصله باشد، آيا با چنين خط‌كشي مي‌توان مساحت زميني را محاسبه كرد؟ قطعاً پاسخ منفي است؛ بنابراين يكي از مسايل بسيار مهم در مورد ابزار اندازه‌گيري، اعتبار 2(validity) و روايي3 (veliability) است كه اين امر در ارزشيابي استادان معارف رعايت نگرديده است. ابزار اندازه‌گيري بايد به گونه‌اي باشد كه تنها، صفت مورد پژوهش را بسنجد و بعد از به دست آوردن نتايج، آن را تحليل كند لذا با جعل ضرايب و تغيير ابزار اندازه‌گيري، نمي‌توان صفت مورد نظر را (شاخص مربوطه) در مخاطب سنجيد. اين موضوع بر روي تعدادي از فرم‌ها بعد از انجام مراحل بررسي آنها تست شده به اين نتيجه رسيده كه نمرات اساتيد در صورتي كه با ضرايب يك باشد (به صورت N نرمال)‌ با ساير رشته‌ها مطابقت دارد،‌ولي اگر شاخص‌ها را با ضرايب مختلف در نظر بگيريم، نمره‌هاي استادان پايين مي‌آيد و از 5% تا يك نمره اختلاف محاسبات ارزشيابي وجود دارد كه بسيار حساسيت برانگيز است زيرا 5% اختلاف نمره، كافي است كه استاد را از تدريس در شهرهاي بزرگ، مثل تهران محروم كرده و در تبديل وضعيت استاد مؤثر باشد. همچنين بررسي تعداد ديگري از فرم‌هاي تكميل شده، متايجي معكوس داشته است؛ بدين معني كه درمواردي وقتي نمره استاد را با ضرايب مختلف محاسبه مي‌كنيم، نمره بالايي خواهد گرفت در صورتي كه با ضريب يك، نمره پايين مي‌آيد و اين امر نشان مي‌دهد كه با توجه به فرم‌هاي مختلف، ابزار اندازه‌گيري تفاوت داشته و مشكلاتي را به وجود مي‌ْآورد؛ به گونه‌اي كه گاه بر اثر يك خطاي آماري كه ناشي از اشتباه محاسبه است، نمره ارزش‌يابي استادي با تجربه و توانا، پايين مي‌آيد كه اين امري غير قابل اغماض است. همچنين منابع متعدد آماري نشان مي‌دهد كه ابزار اندازه‌گيري نبايد جهت‌دار باشد؛ در حالي كه ما با دادن ضريب‌هاي مختلف به شاخص‌ها، ابزار اندازه‌گيري خود را جهت دار كرده‌ايم؛‌ و وسيله سنجش كه بايد مطابق با زمان و مكان، واقعيت موضوع را بسنجد!4ناديده گرفته است.
ممكن است گفته شود مي‌توان براي جلوگيري از اشتباه در ارزش‌يابي، نمره‌اي را به عنوان احتمال خطا با عدد مثلاً 16/1 در نظر گرفت و اين اين عدد را به نمرات استادان اضافه كرد. در پاسخ بايد گفت: اولاً: اشتباه آماري ارتباطي با احتمال خطا ندارد ثانياً:‌ اگر به دليل اهميت بعضي از شاخص‌ها به آن‌ها ضريب داده مي‌شود اگر بخواهيم عددي را به مجموع نمرات اضافه كنيم اين دو با هم سازگاري نداشته و در تعارض است: زيرا از يك سو نمره‌اي را كم كرده و از سوي ديگر به صورت سليقه‌اي نمره‌اي اضافه كرده ايم. ثالثاً:‌ اگر فرم‌هاي ارزشيابي براي تشخيص وضعيت استادان به لحاظ علمي، روشي و رفتاري است با اضافه كردن نمره، اين نتيجه حاصل نشده براي فرار از اشكال و اشكال ديگري روي آورده‌ايم.
ب) مشكل ديگر در ارزشيابي استادان معارف، مربوط به تحليل‌هاي آماري است. تحليل داده‌ها فرايندي است كه طي آن، اطلاعات جمع آوري شده به منظور بررسي رابطه بين متغيرها مورد تحليل و تبيين قرار مي‌گيرد.5
فعاليت‌هاي آماري كه در ارزش‌يابي صورت مي‌گيرد بر پايه مباني و اصول تحليل و تفسير علمي بنيان گذاري نشده است.6 از اين رو آمارهاي موجود در ارزشيابي نشان مي‌دهد كه استقبال از درس‌هاي معارف از سوي دانشجويان مطلوب است و آنان به درس‌ها و اساتيد معارف علاقمندند در حالي كه با در نظر گرفتن 1 تا 5 درصد خطا، آمارهاي مذكور بر خلاف واقعيت خارجي است. هم چنين در تحليل رابطه بين دو متغير باي از محاسبه درصدها استفاده كرد و به تحليل پرداخت و اگر در مواردي "فراواني"‌ وجود دارد. اين فراواني‌ها به درصد تبديل شوند7 در حالي كه جزواتي كه به عنوان تحليل آماري در "ارزش يابي" نوشته شده و مورد استفاه قرار مي‌گيرد. تحليل بر روي درصدها نيست. از اين رو در سياست گذاري‌ها، خطايي را به مقاطع بالاتر منتقل كرده و نا خودآگاه در تعارض بين تحليل نظري و واقعيت، حساسيت‌هايي را براي ارزشيابي ايجاد خواهد كرد.
راه‌حل‌ها
آسيب‌هاي مطرح شده قابل حل بوده و راه‌هاي زير پيشنهاد مي‌شود:
1ـ ارزش‌يابي استاداني كه جزوة درسي ارائه مي‌كنند، بر اساس جزوه مطرح شده صورت گيرد؛ زيرا متن درسي استاد كتبي بوده و براي سنجش دقيق‌تر و خطاي آن كمتر است. تنها عامل غير علمي استاد باقي مي‌ماند كه با هماهنگي گزينش و ساير بخش‌ها قابل شناسايي است.
2ـ فرم‌ها كه در حقيقت ابزار اندازه گيري هستند بايد به صورت نرمال در آمده و واقعيت‌ها را بسنجند. هم چنين، ضعف‌هاي استاد را بايد بعد از به دست آوردن نمره به او تذكر داد نه در ابتدا، زيرا اعمال ضرايب بدين معني است كه از ابتدا او را توبيخ كرده‌ايم.
3ـ در مرحله دوم كه استادان ارزش‌ يابي مي‌شوند مي‌توان از ضرايب استفاده كرد: زيرا در مرحله اول اساتيد با فرم ديگري مورد سنجش قرار مي‌گيرند؛ كه با مرحله دوم متفاوت است؛ زيرا اين مرحله،‌ مرحله‌اي است كه در آن اطلاعات تحليل و نتيجه گيري مي‌شود هم چنين بايد دو نمره براي استاد در نظر گرفته شود كه به صورت N (نرمال)Z (استاندارد) مطرح مي‌شود. در وضعيت فعلي، ارزش يابي نيست و با اعمال ضرايب و يكسان بودن آن براي تمامي اساتيد، اولاً ابزار اندازه‌گيري را از اعتبار، پايايي و روايي ساقط كرده ثانياً حساسيت شديدي را در بين استادان ايجاد خواهد كرد.
4ـ براي اصلاح ساختار تحليل‌هاي آماري نياز به نرم افزاري با نام "جعبه آماري علوم اجتماعي (spss) است8 كه مي‌توان با روشن نمونه گيري آماري9 بر روي فرم هاي موجود كه مرحله بررسي آن تمام شده، وضعيت فعلي استادان را تا پنج سال آينده پيش بيني و به طور علمي، دقيقاً مشخص كرد استادان معارف در چه اموري ضعيف هستند و در نهايت به تحول عظيمي در ارزش يابي دست يافت.
نگارنده: سيد مير صالح حسيني جبلّي
پي نوشت‌ها:

. 1 پتراتسلندر؛ روش هاي تجربي تحقيق اجتماعي؛ ترجمه: بيژن كاظم زاده، 1375، ص 40.
2 . كلينمر، فرد. ان؛ مباني و پژوهش در علوم رفتاري؛ ج 2،‌ مترجمان: حسن باشا شريفي و جعفر نجفي زند، 1376، ص 111.
3 . همان، ص 131.
4 . رفيع پور، فرامرز؛ كندو كاوها و پنداشته‌ها، (مقدمه اي بر روشهاي شناخت جامعه و تحقيقات اجتماعي)، 1378، ص 190.
5 . ساعي، علي؛‌ آمار در علوم اجتماعي با كاربرد نرم افزار (+spss) در پژوهش هاي اجتماعي: 1377، ص 57.
6 . دواس. دي.اِي؛ پيمايش در تحقيقات اجتماعي: ترجمه : هوشنگ نايبي؛ 1376، ص 136.
7 . همان، ص 256.
8 . ساعي، علي؛ همان، ص 52.
9 . كالتون، موزر (ج) رس.ك؛ روش تحقيق؛ ترجمه:‌ دكتر كاظم ايزدي، 1368، ص 100.