try another color:
60% 70% 80% 90% تغییر اندازه فونت متن:
امروز: یکشنبه, 14 آذر, 1400

زن درانديشه مقام معظم رهبري

Send to friendSend to friend
نام نویسنده: 
علي اخترشهر
زیر عنوان: 
به بهانه 20 جمادي الثاني (13خرداد) سالروز ولادت حضرت فاطمه زهرا

درآمد
از نظر تاريخ روشن است كه زن قبل از اسلام در محروميت فراوان بود و از جايگاه مناسب اجتماعي برخوردار نبود؛ اما اسلام با نداي آسماني خود تحول بزرگي ايجاد كرد؛ اولا از نظر شخصيتي، زن را برابر مرد قرار داد و ايمان و عقايد و افكار او را محترم شمرد. ثانياً حقوق اجتماعي زيادي كه قبل از اسلام وجود نداشت براي او قرار داد البته اگر هم در بعضي موارد بين او و مرد تفاوت گذاشته به جهت اقتضائات روحي و جسمي زن بوده است و لذا زن در سايه اين تعليمات در ميان مسلمين موقعيت اجتماعي مناسبي پيدا كرد.

زن از منظر مقام معظم رهبري
نگاه اسلام، و به تبع آن، مقام معظم رهبري به زن، نگاهي جامع است كه هم ارزش‌هاي الهي و هم منطق انساني، در آن لحاظ شده است. در نظام مقدس انقلاب اسلامي، جايگاه زن به حدي است که يک روز را به پاس قدرداني از جنس مؤنث به وي اختصاص داده اند. نگاه رهبري به زن در روز زن به اين صورت است." روز زن، يعني نگاه درست و مبتني بر منطق به زنان، كه نيمي از جمعيت بشر را تشكيل مي‏دهند؛"1
معظم له، زن را از سه ديدگاه مورد بررسي قرار داده است: 2
ديدگاه اول: زن، عنصر تکاملي جامعه و بشر: نقش زن به عنوان انساني در راه تكامل معنوي و نفساني است كه در اين ديدگاه، زن و مرد با يكديگر هيچ تفاوتي ندارند. در تاريخ، زنان بزرگ و برجسته‏اي حضور داشته‏اند؛ همچنان كه مردان بزرگ و برجسته‏اي بوده‏اند. در قرآن، وقتي خداي متعال مي‏خواهد براي مؤمنين مثال بزند، از زن مثال مي‏زند؛ "وَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً لِلَّذِينَ آمَنُوا امْرَأَتَ فِرْعَوْنَ"3. زن به عنوان عنصر مؤمن برجسته‏اي كه نظير او در ميان انسان‏هاي آن روز نبود يا كمياب بود، حضور دارد. 4
مقام معظم رهبري معتقد است: "آن هم نيمي كه اگر نگاه كاوشگر انسان بخواهد نقش آن را با نقش‏هاي ديگر مقايسه كند، خواهد ديد كه نقش اين نيم، حساس‏ترين، ظريف‏ترين، ماندگارترين و مؤثرترين نقش‏ها در حركت تاريخ انسان و در سير بشريت به سوي كمال است. خدا زن را اين‏گونه آفريده. اگر بناي آفرينش انسان و جهان را به دو بخشِ كارهاي ظريف و ريزه‏كاري و بخشِ كارهاي مستحكم - و به تعبير سازندگان بناها، سفتكاري - بگذاريم، بخش اول كه ظريف‏كاري‏ها و ريزه‏كاري‏ها و رشته رشته پروردن احساسات و عواطف بشر است، در اختيار زن است. گناه بزرگ تمدن مادي، تضعيف و گاهي به فراموشي سپردن اين نقش است".5
استظهار جمال و زيبايي نسبي برخي موجودات نسبت‏به بعضي ديگر نيز از بررسي چند مورد به دست مي‏آيد، يكي آيه: "إِنَّا جَعَلْنَا مَا عَلَي الأرْضِ زِينَةً لَهَا لِنَبْلُوَهُمْ أَيُّهُمْ أَحْسَنُ عَمَلا"6 يعني ما آنچه را كه روي زمين قرار دارد از مناظر طبيعي به عنوان زينت زمين قرار داده و كره زمين را به آن مزين نموديم. و ديگري آيه، "إِنَّا زَيَّنَّا السَّمَاءَ الدُّنْيَا بِزِينَةٍ الْكَوَاكِبِ‏"7 يعني ما فضاي بالا را با ستاره‏هاي روشن زينت داديم. از اين آيات زينت و جمال نسبي موجودات مادي نسبت‏به يكديگر معلوم مي‏شود.8 و زن مظهر جمال خداست. او موجودي لطيف و زيباست كه مي‏تواند همچون مردان به تمام كمالات و مقامات معنوي نائل آيد و اين به آن معنا نيست كه همچون مردان به ميدان جنگ و كارزار رود بلكه خداوند زن و مرد را مكمل و كامل كننده يكديگر آفريده است.
ديدگاه دوم: زن عنصر همراهي در جوامع: از نظر اسلام، ميدان فعاليت و تلاش علمي، اقتصادي و سياسي براي زنان، كاملاً باز است. ازطرفي مقرّرات ضروري براي حمايت از حضور زنان در جامعه و در فعاليت‌هاي اجتماعي و اقتصادي وجود دارد که خود به دو دسته است:
الف) نخست قوانيني كه در بعد مادي از زن حمايت مي‌كند؛ مثل تعيين ميزان ساعات كار، ميزان ساعات مرخصي، مرخصي زايمان، ويژگي هاي محل كار، نوع كار و تعيين زمان بازنشستگي. معمولا مقرّراتي كه در كشورهاي غربي به هدف حمايت از زنان وضع مي‌شود از اين دسته است. فمينيست ها و كساني كه سنگ حمايت از زنان را به سينه زده و خواستار رسيدگي به وضعيت زنان و بهينه سازي آن هستند، فقط به همين بعد از زندگي زن توجه كرده و به دنبال وضع مقرّراتي هستند كه رفاه بهتر و لذت دنيوي بيشتري براي زنان به دنبال داشته باشد.
ب) دوم مقرّراتي كه علاوه بر بعد مادي، بعد معنوي و سعادت ابدي زن را نيز لحاظ كرده و از شخصيت و هويّت واقعي او حمايت مي‌كند؛ مانند مقرّرات مربوط به اطاعت زن از شوهر، ولايت پدر بر دختر، تعيين پوشش براي حضور در اجتماع، آداب راه رفتن زن، چگونگي ارتباط با مردان نامحرم و حمايت از حضور زن در عرصه اجتماعي و صحنه هاي كار و تلاش اقتصادي. وضع مقرّراتي از قسم اول گرچه لازم است ولي كافي نيست. اخلاق، معنويت و سعادت ابدي، مهم ترين بعد زندگي زن است كه مورد غفلت قانون‌گذاران واقع شده. بر خلاف مقرّرات نوع اول، كه انسان ها به طور طبيعي در انديشه وضع آن هستند و مدافعان حقوق زن از آن سخن مي‌رانند و در محافل قانوني، به تصويب مي‌رسانند قوانين دسته دوم، خواه به سبب جهل و ناداني يا به اغراض و اهداف ديگر، مورد بي توجهي و بي مهري سازمان‌هاي بين المللي و مدافعان حقوق زن واقع شده است، بلكه دنياي ماديگراي غرب با اين گونه قوانين موجود در كشورهاي اسلامي مخالفت مي‌ورزد و حتي برخي از آنها مثل استفاده از پوشش را ممنوع مي‌كند.
رهبري معتقد است،اگر كسي با استناد به بينش اسلامي بخواهد زن را از كار علمي محروم كند، از تلاش اقتصادي باز دارد يا از تلاش سياسي و اجتماعي بي‏نصيب سازد، به خلاف حكم خدا عمل كرده است. زنان به قدري كه توان جسمي و نيازها و ضرورت‏هايشان اجازه مي‏دهد مي‏تواند در فعاليت‏ها شركت كنند. 9ايشان مي‌فرمايند: "زن هر چه مي‏توانند، تلاش اقتصادي، سياسي و اجتماعي كند، شرع مقدس، مانع نيست؛ البته چون از لحاظ جسماني، ظريف‏تر از مرد است، لذا ضرورت‏هايي دارد. تحميل كار سنگين بر زن، ظلم به زن است؛ اسلام اين را توصيه نمي‏كند؛ چنان كه منع هم نمي‏كند. البته از امام علي بن ابي‏طالب (عليه‏السلام) نقل است كه فرمود: "زن گل است؛ قهرمان نيست"10. "قهرمان" يعني پيشكار و خدمت‏گذار آبرومند؛ خطاب به مردان مي‏گويد زنان در خانه‏هاي شما مثل گلي لطيفند كه بايد نسبت به آنها با كمال ظرافت و دقت رفتار كنيد. زن، پيشكار و خدمت‏گذار شما نيست كه خيال مي‏كنيد كارهاي سنگين را بايد به او محول كرد. اين، مسئله مهمي است.11
از ديدگاه رهبري نظر اسلام، نظري ميانه است؛ يعني "زن اگر فرصت و فراغت داشته باشد، بچه‏داري مانع او نگردد، شوق و علاقه و نيرو و توان جسماني داشته باشد و بخواهد وارد فعاليت‏هاي اجتماعي، سياسي يا اقتصادي شود، مانعي ندارد؛ اما اين كه او را مجبور كنند و بگويند بايد حتماً شغلي بپذيري، روزي فلان قدر كار كني تا با درآمد آن بتواني در تأمين هزينه خانوار، سهمي به عهده بگيري، نه. اين را اسلام از زن نخواسته است؛ اين را هم يك نوع تحميل بر زن به حساب مي‏آورد".12
بنابراين ديدگاه رهبري در باب فعاليت هاي اجتماعي زن را مي‌توان درموارد ذيل برشمرد.
1. عدم تحميل اجبار: نظر اسلام اين است كه در ميدان فعاليت علمي، اقتصادي، اجتماعي و سياسي، نبايد بر زن تحميل و اجبار كرد؛ چنان كه به سد كردن راه او هم نبايد پرداخت. اگر خانم‏ها مي‏خواهند وارد فعاليت‏هاي اجتماعي و سياسي شوند، مانعي نيست؛ البته فعاليت علمي، خيلي خوب است و بر ساير فعاليت‏ها ترجيح دارد.13
2. تحصيل و آموختن: خانواده ها اجازه دهند دخترهايشان درس بخوانند. مبادا پدر و مادري، از روي تعصب ديني، خيال كنند كه بايد جلوي دختر را بگيرند تا تحصيلات عاليه نكند؛ نه، دين چنين چيزي نگفته است. دين، براي تحصيل علم، ميان دختر و پسر فرقي نمي‏گذارد. اگر پسر شما مشغول تحصيلات عاليه است، بگذاريد دخترتان هم به تحصيلات عاليه بپردازد. بگذاريد دختران جوان ما درس بخوانند؛ علم بياموزند؛ آگاهي پيدا كنند؛ به شأن خودشان واقف شوند و قدر خود را بدانند تا بفهمند كه تبليغات استكبار جهاني در خصوص زن، چقدر بي‏پايه و اساس و پوچ است. در سايه سواد، مي‏شود اينها را فهميد.14
3. پاکدامني وتحصيل: امروز متدين‏ترين، انقلابي‏ترين، پاك‏ترين و باايمان‏ترين دختران و زنان جوان ما در ميان قشرهاي تحصيل‏كرده هستند.
4. دوري از تجمل گرايي و عدم معرفت:كساني كه اهل تجمل و چسبيدن به زر و زيورآلات هستند و يا كوركورانه و چشم بسته مي‏خواهند از الگوهاي غربي در لباس و پوشاك و وضع زندگي، تقليد كنند، غالباً از سواد و معلومات و معرفت كافي بهره ندارند.
5. کنترل رفتار و همراهي با حقيقت:كسي كه معلومات داشته باشد، مي‏تواند رفتار خود را كنترل كند و آن را با هر چه حق و حقيقت و خوب است تطبيق دهد. بنابراين در ميدان علمي همه راه‏هاي فعاليت، بايد براي زنان باز باشد. دختران، حتي در روستاها هم درس بخوانند. توصيه من به پدران و مادران اين است كه بگذارند دختر بچه‏هايشان به مدرسه بروند و سواد بياموزند. اگر آنها استعداد دارند و مايلند پس از طي مراحل ابتدايي به تحصيلات عاليه و دانشگاهي بپردازند، ممانعت نكنيد؛ بگذاريد در جامعه اسلامي ما، آنها جزو انسان‏هاي باسواد و داراي معلومات شوند.15
ديدگاه سوم: زن عنصري درصورت و سيرت مادري: رهبري معتقد است، نقش زن در جامعه نقش مادري است. "هرجا سخن از تضعيف خانواده است، نقش اين بخشِ مهم ناديده گرفته شده. هرجا سخن از بي‏اعتنايي به هنر مادري و هنر تربيت فرزند در آغوش پر مهر و محبت مادر است، اين نقش ناديده گرفته شده. دنياي غرب اين جرم بزرگ را دارد كه اين نقش را تضعيف كرده و در مواردي ناديده گرفته است. بخشي از بزرگي اين گناه به اين مربوط است كه اين حركت فاجعه‏آميز را با نام "حمايت از زن" انجام مي‏دهد؛ در حالي‏كه اين حمايت از زن نيست؛ اين خيانت به زن و خيانت به انسان است."16
مقام معظم رهبري، زندگي دنيا و آخرت و هرچه در آن است همه را تحت تاثير مادران مي‌داند: "همه تحت تأثير مادران هستند. آن كه بهشتي مي‏شود، پاية بهشتي شدنش از مادر است؛ كه "الجنة تحت اقدام الأمهات"17. البته نقش زن به عنوان همسر هم داستان بسيار طولاني ديگري است. دنيايي كه زن را از داخل خانواده جدا مي‏كند و با وعده‏هاي توهم‏ آميز بيرون مي‏كشد و او را در مقابل نگاه و حركت هرزة جامعه، بي‏پناه و بي‏دفاع مي‏كند و ميدان را براي تعرض به حقوق او باز مي‏كند، هم زن را تضعيف مي‏كند، هم خانواده را نابود و هم نسل‏هاي آينده را به خطر مي‏اندازد. هر تمدن و فرهنگي كه اين منطق را داشته باشد، دارد فاجعه ايجاد مي‏كند؛ "18
بنابراين تنها ديني که به جايگاه زن اهميت وافر داده اسلام است "اسلام به معناي واقعي زن را تكريم كرده است. اگر روي نقش مادر و حرمت او در درون خانواده تكيه مي‏كند، يا روي نقش زن و تأثير و حقوق و وظايف و محدوديت‏هاي او در داخل خانواده تكيه مي‏كند، به‏هيچ‏وجه به معناي اين نيست كه زن را از شركت در مسائل اجتماعي و دخالت در مبارزات و فعاليت‏هاي عمومي مردم منع كند."19
رهبري از طرفي معتقد است، از وظايف جامعه وخانواده درباب زنان اين است:
الف. عدم تحميل اجبار: " در اسلام به مرد اجازه داده نشده است كه به زن زور بگويد و امري را بر او تحميل كند. براي مرد در خانواده، حقوق محدودي قرار داده شده است كه از روي كمال مصلحت و حكمت است. اين حقوق، براي هر كس گفته و تشريح شود، مورد تصديق قرار خواهد گرفت. همچنين براي زن در خانواده، حقوقي معين شده است كه آن هم از روي مصلحت است" 20
ب.ايجاد تعادل در حقوق زن:"مرد و زن هر كدام طبيعت، اخلاق، روحيات و غرايزي دارند كه ويژه خودشان است. آنها اگر از خُلقيات ويژه خود به طور صحيح استفاده كنند در خانواده، زوجي كامل، هماهنگ و مساعد تشكيل مي‏دهند. اگر مرد زياده‏ روي كرد، تعادل به هم مي‏خورد. زن هم اگر زياده‏ روي كرد، تعادل به هم مي‏خورد. اسلام در داخل خانواده، دو جنس زن و مرد را مانند دو لنگه يك در، دو چشم در چهره انسان، دو سنگرنشين در جبهه نبرد زندگي و دو كاسب شريك در يك مغازه قرار داده است. هر كدام از اين دو، طبيعت، خصوصيات و خصلت‏هايي هم در جسم و روح و فكر و هم در غرايز و عواطف دارند كه ويژه خودشان است. اين دو جنس، اگر با همان حدود و موازيني كه اسلام معين كرده است در كنار هم زندگي كنند، خانواده‏اي ماندگار، مهربان، بابركت و پرفايده خواهند داشت".21
ج. رنجاندن زنان مساوي است با متلاشي شدن خانواده: "امروز در دنياي غرب، خانواده بنيان بسيار سستي دارد. خانواده‏ها - به خصوص زنان - از جدايي و متلاشي شدن رنج مي‏برند. اگر خانواده‏اي - خداي ناكرده - متلاشي شود، هم مرد و هم زن، سرگردان و آواره و ناراحت مي‏شوند و رنج مي‏بينند؛ اما در اين ميان، زن بيشتر رنج مي‏بيند. امروز در دنياي غرب، زنان دچار اين رنجند؛ چون خانواده‏ها به آساني به هم مي‏خورند؛ متلاشي مي‏شوند و از بين مي‏روند. گاهي خود زنان، اقدام به فروپاشي كانون خانواده مي‏كنند؛ اما خود آنها هم، چوبش را بيشتر مي‏خورند". 22
د‍. زن مسئول تعادل ميان وظيفه و پاداش است: يکي ديگر از مسئوليت‌هاي زن، عمل به وظايف خود است. ايشان درباب زن مي‌فرمايند: "عظمت زن به اين نيست كه بتواند چشم مردها و هوس هوسرانان را به خودش جلب كند؛ اين افتخاري براي زن نيست؛ اين تجليل زن نيست؛ اين تحقير زن است. عظمت زن آن است كه بتواند حجب و حيا و عفاف زنانه را كه خدا در جبلّت زن وديعه نهاده است، حفظ كند؛ اين را با عزت مؤمنانه و با احساس تكليف و وظيفه بياميزد"23
بنابراين رهبري معتقد است که اسلام از همان ابتدا نردبان ترقي براي صعود ملكوتي زن را به همراه داشته است،تا آنجا كه بهشت را زير پاي خود مي‌بيند. كرامتي كه به زن در اسلام بخشيده شده است نه در قالب آرزو و خيال، بلكه واقعيتي است که اگر صفحات تاريخ اسلام را از همان ابتدا تا به امروز ورق بزنيم با نمونه‌ها و واقعيت‌هاي بي‌شماري از شخصيت بزرگداشته شدة زن در اسلام برخورد مي‌كنيم. در هرجا خداوند از انسان صحبت مي‌كند با واژه هايي چون "ناس"، "بني آدم" و "انسان" او را مورد خطاب قرار مي‌دهد كه اين اصطلاحات در قرآن 309 بار تكرار شده اند. اينها واژه هاي عامي هستند كه هيچ كدام از آنها به جنسيت خاصي اشاره‌اي ندارند ومعيار برتري را براي هر دو جنس در تقوا و پرهيزكاري مي‌داند. "إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ"24.
پي‌نوشت‌ها:

1. بیانات مقام معظم رهبری به مناسبت تولد حضرت زهرا(س)،8/5/1385
2. بيانات در ديدار با مردم آذربايجان شرقى، 28/6/75.
3 . تحريم/ 17.
4. بيانات در ديدار با مردم آذربايجان شرقى، 28/6/75.
5. بیانات به مناسبت تولد حضرت زهرا(س)،8/5/1385
6. كهف / 7.
7. صافات / 6.
8. زن در آينه جلال و جمال؛ آيت الله جوادى آملى، ص 31 تا 32.
9. بيانات در ديدار با مردم آذربايجان شرقى، 28/6/75.
10 . نهج البلاغه، نامه 31.
11. بيانات در ديدار با مردم آذربايجان شرقى، 28/6/75.
12. همان
13. همان
14. همان
15.همان
16. همان
17 . مستدرك الوسائل، ج 15، ص 180، ح4، باب استحباب الزيادة في برّالام.
18. بیانات به مناسبت تولد حضرت زهرا(س)،8/5/1385.
19.همان
20. همان
21. همان
22.همان
23. همان.
24 . حجرات/13.