try another color:
60% 70% 80% 90% تغییر اندازه فونت متن:
امروز: پنجشنبه, 27 دی, 1397

چنان كه بايست، بود

Send to friendSend to friend
نام نویسنده: 
سيدمجتبي مجاهديان
زیر عنوان: 
اندوهيادي از منادي وحدت، شهيد ماموستا دكتر شيخ‌الاسلام‌ كردستاني

پس از چند تماس و گفتگوي تلفني بنده از قم با ماموستا در سنندج، از آنجا كه هم راضي به عزيمت ما تا كردستان نبود و هم خيال مركز را داشت، قرارمان در تهران گذاشته شد. يكي از واپسين روزهاي پاييز/ آذر 1386 در ساختمان "شوراي عالي مجمع تقريب بين مذاهب اسلامي" واقع در خيابان طالقاني تهران، منتظر ما بود. رأس ساعت مقرر به همراه فاضل ارجمند حجت الاسلام علي ‌محمدپور و دو تن ديگر از همكاران، براي برگزاري نشست به حضور رسيديم. با عالمي گشاده رو، خليق، مبادي آداب و بر خلاف تصور، به زي و حتي شمايل علماي اماميه، مواجه شديم كه با "بشر وجه1"، ما را در آغوش كشيد. چه ميزبان مهربان و شايسته‌اي!
از بدو ورود تا ختم گفتگو، تكيه كلامش "وحدت" و "پرهيز از تفرقه" بود. دكتر ملّا سيد محمد شيخ الاسلام كردستاني (كثرالله امثاله) مفتي برجسته شافعي، دبير شوراي افتاء كردستان، منتخب اول مردم استان در مجلس خبرگان رهبري و عضو شوراي عالي مجمع تقريب بين مذاهب اسلامي، نسبش ـ به مانند همه سادات حسيني منطقه كردستان ايران و عراق ـ به سيد محمد زاهد، مشهور به "پير خضر" از احفاد امام موسي كاظم(ع) مي‌رسيد و مادرش از سادات حسني عراق بود و خود بارها در حواشي آن گفتگو، با فخر و مباهات از نسب و سيادتش سخن ‌راند. شيخ‌الاسلام علاوه بر درك محضر علمي پدر، از مجلس درس و بحث ملا باقر مدرس بالك، ملاعبدالكريم مدرس مشهور اربيل و ديگر علماي برجسته كركوك، مريوان، موصل و ساير شهرهاي عراق بهره برد و سپس بيش از پنجاه سال به امر تدريس و تبليغ آموزه‌هاي وحدت‌آفرين ديني، در غرب ايران، مشغول شد. دكتر علاوه بر عضويت در هيأت علمي دانشگاه مذاهب اسلامي و دانشگاه آزاد اسلامي، عهده‌د‌ار امامت جماعت مسجد سيد قطب سنندج نيز بود.
ملّا محمد، پيش از شروع رسمي گفتگو، به ضرورت دوري مسلمين از مناقشه و اختلاف اشاره و از لزوم ارتباط بزرگان شيعه و سنّي براي جلوگيري از افراط و تفريط جامعه، سخن راند و به عنوان نمونه، برخي از مراودات تنگاتنگ خود با علماي اعلام و حوزه‌هاي علميه شيعه را برشمرد، از آن جمله فرمود: به دعوت [عالم فرهنگ پرور و مدافع اهل بيت] مرحوم آيت الله شيخ حسن سعيد طهراني (ره)2 ، به مدت هفت سال در تهران اقامت و در مدرسه امام جواد (ع) به تدريس دروس حوزوي مشغول شدم. همچنين ‌گفت: حضرت آيت الله حاج شيخ جعفر سبحاني دامت توفيقاته، بسيار به بنده لطف و عنايت دارند، چنانكه چند بار از من دعوت كردند تا در قم مستقر شوم و در حوزه علميه تدريس نمايم كه بنا به دلايلي اجابت نكردم.
در طول ديدار، بارها عظمت مقام بي‌بديل عصمت كبري، فاطمه زهراء (س) و كريمه اهل البيت، فاطمه معصومه (س) بر زبانش جاري شد و هيچگاه فراموش نمي‌كنم كه پس از گفتگو و به وقت خداحافظي، آن شهيد سخني بر زبان آورد كه نشان از عمق ارادت بي‌شائبه و خالصانه ايشان به اهل بيت عصمت و طهارت (عليهم السلام) داشت. آن مرحوم با صميميتي خاص دست بنده را گرفت و فرمود: خواهشي از شما دارم كه در مراجعت به قم، اگر مقدورتان بود در اين ايام به نيابت از بنده و خانمم، عمه‌ام بي بي فاطمه معصومه (سلام الله عليها) را زيارت كنيد! گرچه اين سخن، از عالم عامل و بيداري چون ايشان، شگفت نيست، اما اعتراف مي‌كنم كه براي آن روز ما تا حدودي غير منتظره بود.

فصل گفتگوهاي مهدوي
و اما پاييز 1386، به خلاف آمد روزگار، براي ما، فصل يك رويش بود! رويش انديشه‌اي تازه و دراندازي طرحي نو در ماهنامه معارف. به عشق مولاي غائب از نظر و با الهام از اين شعر نغز و پر مغز مولوي: "خوشتر آن باشد كه سرّ دلبران/ گفته آيد در حديث ديگران"، اين بار گفتگوهاي "بر ساحل سخنِ"مان، با لحني ديگر در گلستان سبزاسبز مهدوي جوانه زد و در هواي دلپذير انتظار، شكفت. "يا علي گفتيم" و طرح سلسله نشست‌هاي بررسي"موعودگرايي در اديان آسماني و ديگر مذاهب اسلامي" با شركت بزرگان و نمايندگان رسمي اقليت‌هاي ديني و مذهبي كشور، آغاز شد. "ماشيح؛ منجي موعود يهود" (مندرج در شماره 50 معارف) اولين ثمره‌ اين جنبش پاييزي بود كه در گفتگو با دكتر يونس حمامي لاله‌زار، رئيس اسبق انجمن كليميان ايران به بار نشست.
استقبال خوانندگان فرهيخته نشريه از آن گفتگوي صميمانه و البته عالمانه، ما را به ادامه اين راه تازه در پيش گرفته، اميدوارتر كرد. در دومين منزل، جناب رمزي گرمو، اسقف اعظم كليساي آشوري، كلداني و كاتوليك، در كليساي حضرت يوسف (ع) تهران پذيراي ما شد تا رهاورد آن نشست، با خاطره "بازگشت مسيح" (مندرج در شماره 51) در دل نشريه معارف به يادگار ماند.
ديگر ادامه اين مسير چندان صعب و نفس‌گير نمي‌نمود، چراكه نقشه راه در دستانمان بود و پيچ و خم‌هاي آن، قابل پيش‌بيني. حسن اتفاقِ "سال اتحاد ملي و انسجام اسلامي" هم از نيمه خود گذشته بود. فرصت باقي‌مانده، ما را بر آن داشت تا در اين راستا، سلسله نشست‌هاي خود را جهت دهيم و اين بار به بازكاوي درونِ ديني مبحث مهدويت بپردازيم؛ و چنين بود كه شماره 52 معارف، با موضوع بازخواني "مهدويت از ديدگاه اهل سنت" به گفتگو با مفتي برجسته شافعي و منادي وحدت اسلامي، عالم مجاهد، شهيد ماموستا دكتر ملّا سيد محمد شيخ‌الاسلام‌ كردستاني، اختصاص يافت كه با عنوان "موعود از نسل فاطمه(س) است" به چاپ رسيد. البته خداي را سپاس كه در ادامه اين سلسله نشست‌ها، "مهدويت از منظر وهابيّت" با حضور دكتر عصام العماد، در دو شماره با عناوين "دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند" (شماره 58) و "ما در پياله عكس رخ يار ديده‌ايم" (شماره 59) و همچنين "موعود گرايي در آئين زرتشت" در ديدار با موبد پدرام سروش پور در دو قسمت با عناوين "سوشيانس" (شماره‌هاي61 و 62) مورد واكاوي قرار گرفت و اميد مي‌رود كه حسن ختام اين مجموعه، "مهدويت از منظر اماميه" باشد كه با حضور يكي از بزرگان علمي و معنوي جهان شيعه، به سرانجام رسد و علاوه بر درج در ماهنامه معارف، اين مجموعه در كتابي به همين عنوان به جامعه علمي و ديني، به ويژه دانشگاهي كشور، عرضه شود.

اهل بيت(ع) مدار وحدت
ديدگاه ارادتمندانه و اعتقادي شهيد شيخ الاسلام به اهل البيت (عليهم السلام)، متضمّن منطقي‌ترين قرائت از "وحدت اسلامي" است. تأمل در نكات ذيل، راهگشا در درك بهتر مسئله مهم "وحدت" است:
1. سفارش قرآن به گفتگو با اهل كتاب و حتّي مشركين، ديگر جايي براي تنازعات موجود ميان گروههاي مسلمان باقي نمي‌گذارد.
2. اگرچه بي‌گمان اختلاف فريقين در اختصاص خلافت پيامبر، بهانه نزاع امت اسلام گرديد، امّا اجماع همۀ گروه‌ها و شخصيت‌هاي منصف اسلامي بر مرجعيت علمي و تفسيري آل البيت(ع) و درك شأن و قرابت آن خاندان به حضرت ختمي مرتبت(ص)، مي‌تواند محور وحدت مسلمين قرار گيرد، كه البته شهيد شيخ الاسلام در عمل از پيشگامان و پيشقراولان تحقق اين حقيقت بود؛ چراكه به گواهي تاريخ، جهت گيري مكتب علمي و معنوي اهل بيت، همواره در راستاي تحقق آرمان مقدّس وحدت و در خدمت حفظ مصالح مسلمين بوده است، چنانكه سخنان خليفۀ دوّم و ائمّۀ فرقه‌هاي اسلامي، خود بهترين شاهد اين مدّعاست.
به نظر مي‌رسد، رهبران فرق اسلامي بايد به منظور تحقق همه جانبه وحدت مسلمين، به راهكارهايي چون: تقويت بنيان‌هاي علمي و عملي مشترك، احترام به اصول و عقايد يكديگر، تقويت روح برادري و همدلي، مديريت بر مجموعه‌هاي خود به منظور تنش زدايي و جلوگيري از موج آفريني جاهلان و يا معاندان، شفافيت در مواضع، حصر اختلافات فرقه‌اي در گفتگوهاي علمي (توصيۀ علّامه سيد شرف‌الدين)، بستن نگاه تكفيري فرقه‌هاي اسلامي بر يكديگر (توصيۀ شيخ محمود شلتوت مفتي اهل سنت و آيت الله العظمي بروجردي مرجع شيعه)، حذف مقياس‌هاي غير قرآني تفاضل (مقياس‌هايي غير از تقوا، مجاهده، ...)، پرهيز از مسائل فتنه انگيز(حذف مستفزّات)، پاسخ علمي به شبهات (البتّه شبهاتي كه با حسن نيت مطرح مي‌شوند نه با نيتِ سوء) اهتمام ويژه ورزند.

شيخ الاسلام، منادي وحدت و دلبسته نظام
روشن است كه دشمنان اسلام در اين برهه حساس از تاريخ، به منظور ايجاد تفرقه و بدبيني و نزاع بين مسلمانان، به دنبال از بين بردن مناديان وحدت و همدلي، استوانه‌هاي علم و آگاهي و بيداري امت اسلامي مي‌باشند. ماموستا شيخ الاسلام منادي وحدت در غرب ايران، و از طلايه داران اتحاد اسلامي در ميان جماعت اهل سنت كردستان، مفتي وجيه المله‌اي بود كه علاوه بر منشأ خدمات و بركات بسيار در آن منطقه، بر اثر شيفتگي و دلبستگي خود به انقلاب اسلامي، حلقه رابط ميان نظام و مردم آن سامان، در عرصه‌هاي گوناگون ديني، فرهنگي، اجتماعي و سياسي به حساب مي‌آمد. مقام معظم رهبري ضمن تسليت شهادت ايشان، در ديدار با اعضاي مجلس خبرگان، به اين مهم تصريح فرمود كه: "من نقش اين برادر خوبمان را در كردستان، هم از دور مي‌دانستم، هم از نزديك رفتم مشاهده كردم. ايشان عامل وحدت بود، عامل گسترش فكر انقلاب اسلامي بود، معتقد به مباني نظام بود؛ كاملاً صادقانه و جدي3".
وي سخت دلباخته و پيرو اسلام، نظام و امام و رهبري بود؛ چنانكه فرزند ايشان پس از شهادت پدر اظهار داشت: "پدرم علاقه و ارادت بسياري به مقام معظم رهبري داشت و مي‌گفت: دلم مي‌خواهد بنشينم و براي مظلوميت مقام معظم رهبري گريه كنم4". ماموستا در جريان گفتگوي ما با ايشان (مندرج در شماره 52 معارف)، ضمن تجليل از مقام معظم رهبري در ناميدن سال 1386 به نام "سال اتحاد ملي و انسجام اسلامي"، گزارشي از استشهاد زيباي خود به آيه 94 سوره طه در جمع علماي اهل سنت كرد كه خواندني است:
"من معتقدم از زماني كه مقام معظم رهبري(حفظه‌الله) مسئوليت رهبري را پذيرفتند، نافع‌ترين عطيه‌اي كه به دنياي اسلام هديه نمودند،‌ همين فتواي "وحدت ملي و انسجام اسلامي5" است. حالا نمي‌خواهم آيه "وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعًا وَلا تَفَرَّقُوا"6 و ديگر آيات وحدت‌بخش را بخوانم، چرا كه مسلم است دين ما بر پايه وحدت نضج گرفته است. در تاريخ صدر اسلام مشاهده مي‌كنيم كه سنت عملي و قولي رسول الله چنين بود: اتحاد بين اوس و خزرج، ميان مهاجرين و انصار. بلالي را كه از حبشه آمده بود، مؤذن مي‌كنند. سلمان فارسي را كه از ايران آمده، مفتخر به دخول در دايره اهل بيت مي‌نمايند. اين همه‌ اساس وحدت اسلامي است؛ اما اكنون ‌مي‌خواهم در باب وحدت به يك آيه استناد ‌كنم تا ما واقعاً از هر عملي كه موجب اختلاف‌ مي‌شود دوري كنيم. من در سخنراني‌ام در ديدار چند روز پيش با علماي بسيجي‌ اهل سنت، اين آيه و نكته نهفته در آن را هم به ايشان يادآور شدم و گفتم من تا به حال عالمي را نديدم كه به سخن حضرت هارون برادر حضرت موسي(ع) در باب وحدت، استناد كند. مي‌دانيد كه سامري هم نامش موسي بود و در دامن حضرت جبرئيل تربيت يافت و حضرت موسي(ع) در دامن فرعون؛ اما يكي پيغمبر خدا شد و ديگري بت‌ساز! وقتي حضرت موسي(ع) به ميقات مشرف شد در غياب ايشان سامري از حُلّي7 و زيور آلات بني‌اسرائيل "عِجْلا جَسَدًا لَهُ خُوَارٌ"8 برايشان ساخت. حضرت هارون ناظر صحنه بود ولي سخني نگفت تا آنگاه كه حضرت موسي برگشت، هارون به برادر گفت: "يََا ابْنَ أُمَّ لا تَأْخُذْ بِلِحْيَتِي وَلا بِرَأْسِي إِنِّي خَشِيتُ أَنْ تَقُولَ فَرَّقْتَ بَيْنَ بَنِي إِسْرَائِيل"9، هارون گفت در حالي كه مي‌ديدم سامري بت مي‌سازد اما من سخني نگفتم و اقدامي نكردم زيرا ترسيدم مبادا گفته‌ من ميان بني‌اسرائيل ايجاد تفرقه كند! بنده به ملّاهاي خودمان گفتم، حضرت هارون ناظر بت‌سازي و تبليغات فريبنده سامري بود كه به مردم مي‌گفت اين بت‌ها خداي آنهاست اما ايشان از بيم ايجاد تفرقه در قوم خود، سكوت كرد و چيزي نگفت؛ ولي حالا شما اگر يك نفر شيعه را ببينيد كه در نماز تكتّف نمي‌كند فوراً صدايتان به آسمان مي‌رود يا اگر برخي از شيعه ما را به حالت تكتّف ببينند فوراً فريادشان بلند مي‌شود! والله اين توطئه و درس استعمار است".10
همچنين مطالعه بخشي از سخنراني شيخ شهيد در مصلاي قدس زاهدان و در جمع نمازگزاران جمعه شيعه، گوياي عظمت روحي اوست:
"... هر انقلابي داراي دو دوره است، يك، دوره استقرار، دوم، دوره استمرار؛ براي مثال 23 سال زمان حيات رسول اعظم (ص) دوره استقرار اسلام است و بعد از فوت آن حضرت دوره استمرار است كه وظيفه ياران آن حضرت و وظيفه ائمه دين و علماي عظام است كه نظام و نهضت محمدي (ص) را حفظ كنند. در نظام مقدس جمهوري اسلامي هم 10 سال اول، در زمان حضرت امام (قدس سره) زمان استقرار نظام جمهوري اسلامي و بعد از ارتحال حضرت امام، دوره استمرار انقلاب اسلامي است؛ و اين را بدانيد كساني كه در فرج حضرت امام براي استقرار نظام جمهوري اسلامي نفس نفيس خودشان را نثار كردند چه اجري مي‌برند شما اگر براي استمرار و بقاي وجودي اين نظام جهاد كنيد و نفس نفيس را نثار كنيد يقينا اجرتان كمتر از اجر آنها نيست. بايد به اين توجه كنيد كه ما در مقابل استمرار و بقا و دوام اين نظام مسئوليت داريم اگر خداي نكرده تغافل كنيم، خداي نكرده خيانت كنيم، يقينا جزو كساني هستيم كه خداوند در روز قيامت به اشد عذاب، آنها را عذاب مي‌دهد. در كردستان ما، مردم از ابتداي انقلاب پرچم دار اين نهضت بوده اند. در زمان حيات حضرت امام (قدس سره) فرامين ايشان را لبيك مي‌گفتند و در زمان ولايت مقام معظم رهبري همه ما تحت اشاره مقام معظم له هستيم. بارها من به نام مفتي كردستان اعلام كرد‌ه‌ام و امروز هم در اين محفل نور اعلام مي‌كنم: ما علماي كردستان، در عرض رهبري هيچ قدرتي را نپذيرفته و نخواهيم پذيرفت و مشروعيت هر قدرت و مقامي زماني است كه در خط تبعيت از منويات مقام معظم رهبري قرار بگيرد. من استدعا مي‌كنم وحدت اسلامي را حفظ كنيد، اختلافات را كنار بگذاريد، تمام شياطين دنيا مي‌كوشند كه بين جامعه اهل سنت و جامعه اهل تشيع اختلاف به وجود آورند يا دايره اختلاف را وسيع‌تر كنند. اگر مي‌خواهيد اخبار شما قلب مبارك رسول اعظم(ص) را شاد كند، از هر نوع شكاف و اختلاف پرهيز كنيد. همه ما امت حضرت رسول اعظميم، اگر شما افتخار مي‌كنيد كه شيعه حضرت علي بن ابيطالب (ع) هستيد يقين بداريد اين دستور رسول اعظم(ص) است كه محبت حضرت علي بن ابيطالب ايمان و بغض آن حضرت نفاق و فساد عقيده است.11 اين عقيده ماست، من به نام فرزند ايشان هيچ وقت اعلام نكرده ام كه ارادتمند حضرت علي بن ابيطالبم! من كجا و ارادتمندي آن حضرت كجا؟! من ارادتمند و خاك پاي كساني هستم كه مريد حضرت علي بن ابيطالب باشند." 12
پس از اين روي است كه مفتي كهنسال شافعي، ماموستا دكتر محمد شيخ الاسلام كردستاني، مورد حقد و كينه "جنود باطل13" قرار مي‌گيرد و در شامگاه 27 رمضان المبارك و در يكي از ليالي عظيم قدر14، با زبان روزه، در خانه خدا (مسجد قطب سنندج) پس از اقامه نماز مغرب و با اصابت دو گلوله از ناحيه سر، به فيض شهادت نائل مي‌آيد. فرزند شهيد از آرزوي پدر به شهادت، چنين پرده برداشت كه: "شب قبل از حادثه ترور، آقاي استاندار نزد پدر من آمد و از ايشان خواست تا اجازه دهند برايشان محافظ بگذارند. اما پدرم با اين كار مخالفت كرد و اظهار داشت كه من غير از خداوند متعال محافظي نمي‌خواهم و اگر تقدير الهي چنين باشد كه به دست از خدا بي‌خبران به شهادت برسم چه سعادتي بهتر از اين. دوست ندارم كسي به خاطر محافظت از من به زحمت يا به خطر بيفتد15". بي‌گمان "شهيد مظلوم16" ماموستا شيخ الاسلام نام نيك خود را در كتاب "شهداء الفضيله17" انقلاب شكوهمند اسلامي به ثبت رساند. دريغ دارم كه در اين مجال، با توجه به عشق و ارادت خالصانه آن شهيد به آل البيت (عليهم السلام)، اين فراز از پيام امام خميني (س) را در رثاي شهيد آيت الله سيد محمد باقر صدر، در رثاي ماموستا شيخ الاسلام ذكر نكنم كه فرمود: "شهادت ارثي است كه امثال اين شخصيت‌هاي عزيز از مواليان خود برده اند18".

مهدويت از منظر شيخ الاسلام
حسن ختام اين اندوهياد را به نقل جملاتي قصار و گزيده‌اي از ديدگاه‌هاي ارزشمند شهيد ماموستا شيخ الاسلام در باب مهدويت و موعودگرايي، مندرج در شماره 52 ماهنامه معارف به نام "موعود از نسل فاطمه (س) است19"، اختصاص مي‌دهيم:
( فلسفة ايمان به منجي اين است كه ما استمرار وجودي اسلام را اعتقاداً بپذيريم، تا اسلام رو به نابودي نرود. به عقيدة من ايمان به منجي اميد را در قلب‌هاي ما مي‌پروراند تا خوب بدانيم هميشه پشت سر اسلام و قرآن كسي هست كه دوباره اسلام را زنده خواهد كرد.
( وظيفة قطعي كنوني ما احياي دو مكتب حضرت رسول اعظم(ص) است: يكي "مكتب اعتقادي" آن حضرت؛ يعني 13 سال مكه و ديگري "مكتب عملي" آن حضرت؛ يعني 10 سال مدينه. پيغمبر بزرگوار ما در خلال سيزده سال حضور در مكه كارش انسان سازي، نشر توحيد و مبارزه با شرك و كفر بود و وقتي به دانشگاه مدينه، منتقل شد آنجا احكام عملي جاري نمود. كار علماي اسلام در شرايط فعلي، هم حفظ مدرسه مكه است؛ يعني حفظ اعتقادات توحيدي مردم و هم حفظ مدرسه مدينه؛ يعني انجام شعائر مذهبي. پس ما نبايد دست روي دست بگذاريم و بگوييم حضرت مهدي(عج) تشريف مي‌آورد و خود هر دو مكتب رسول‌الله(ص) را احيا مي‌كند!‌ ما بايد وظيفه خود را انجام دهيم.
( هيچگونه شكي در اصل ظهور نيست. حالا من شافعي‌ها را مي‌گويم كه خودم از آنها هستم. ما كتاب "شرح عقايد ملاسعد تفتازاني" را به عنوان اولين كتاب درسي كلامي خود مي‌خوانيم كه متن آن از عمر نسفي و شرحش از ملاسعد است. ملاسعد مسئله حضرت مهدي و مسئله حضرت عيسي را مستوفي مي‌آورد. يكي از معتقدات همه طلاب ديني ما، آمدن حضرت مهدي(عج) است و اين آثار را براي ايشان معتقديم كه جامعه‌بشري را نجات مي‌دهد. وقتي مي‌گوييم نجات مي‌دهد يعني منجي است اما ممكن است كلمه "منجي" لغت متعارف و مستعمل بين ما نباشد.
( با آن شيوعي كه مسئله‌ مهدويت ميان شيعه مطرح است، در جامعه اهل تسنن مطرح نيست؛ امّا مسئله‌ جالب اين است كه اگر از من سنّي سئوال شود آيا شما معتقديد به اينكه حضرت مهدي مي‌آيد؟ مي‌گويم: بله! وقتي اين سئوال از يك بازاري سنّي پرسيده شود مي‌گويد: بله؛ ولي چنين نيست كه مثلاً سالي يك مرتبه جشن ولادت آن حضرت را در ايامي خاص بگيريم، چون ما معتقد به متولد شدن ايشان نيستيم، اگر چه معتقد به ظهور حضرت در آينده هستيم.
( مسئلة‌ مهم در بحث مهدويت، ولادت نيست؛ بلكه مسئله مهم "ظهور" آن حضرت است، حال اگر عده‌اي از مسلمين معتقد باشند كه فرزند بلافصل حضرت امام حسن عسكري(ع) است، چه مشكلي پيش مي‌آيد؟! يعني اگر اين مسئله تحقق خارجي پيدا كرده باشد نه مشكل عقلي پيش خواهد آمد و نه امر محالي است و نه اصطكاكي با اصول اعتقادي ديگر فرقه‌هاي اسلامي دارد. اصولاً مشكلي نيست و حتي با اصول اعتقادي اهل سنت، نه تصادمي دارد و نه تضاربي.
( بعضي از احاديث مي‌گويند مهدي موعود از نسل امام حسن مجتبي(ع) است و بعضي تصريح مي‌كنند كه از نسل امام حسين(ع) است! آن هم براي شخص بنده و براي دنياي اسلام زياد مهم نيست. بلكه مهم ظهور آن حضرت است و كارهايي كه ايشان انجام مي‌دهد و اينكه آثار رسالت حضرت رسول اعظم(ص) به وسيله حضرت مهدي(عج) مجدداً احيا مي‌شود و دنيا انشاءالله مملو از بركات اسلام ناب محمدي خواهد شد. اگر حضرت مهدي(ع) آمد بنده به ايشان عرض خواهم كرد كه: من فرزند شما هستم و ما اختلاف داشتيم كه حضرتعالي فرزند كدام بزرگوار هستيد؟ قطعاً ايشان مي‌فرمايد كه آنچه مهم است قيام من است، بياييد پشت سر من و در قيام شركت كنيد انشاءالله.
( مدار اعتقاد جميع علماي اسلامي بر اين است كه حضرت مهدي(عج) قطعاً از نسل فاطمة زهرا(سلام الله عليها) است، قطعاً يا از نسل امام حسن(ع) مي‌باشد يا از نسل امام حسين(ع) و تجاوز به شخص ثالث خلاف تواتر است.
( من مي‌توانم اين مژده را به انسان‌هاي زمان ظهور بدهم كه انشاءالله مشاهده خواهند كرد مغرب و مشرق و جنوب و شمال تحت رايت محمد المصطفي(ص) در مي‌آيد چراكه اين را احاديث به ما مي‌گويند. ما اكنون بلادي داريم كه زير پرچم مسيحيت است، مناطقي زير پرچم يهوديت هست، ذوق و عقل و نقل به من مي‌گويند چون حضرت مهدي(عج) بيايد انشاءالله تمام جامعه بشري زير پرچم اسلام قرار مي‌گيرد؛ ظاهر حديث هم روشن است: "و انه يملأ الارضَ" و نفرموده است كه بعضي از مناطق زمين.
( من نمي‌توانم قبول كنم كه براي تحقق حكومت جهاني حضرت مهدي(عج)، نظام عليت و معلوليت از بين برود؛ چون نظام علّي و معلولي براي هيچ پيغمبري به هم نخورد؛ همچنانكه در تاريخ داريم كه سنگي به دندان پيغمبر اصابت كرد و دندان مبارك ايشان شكست! شمشيري بر فرق حضرت علي(ع) اصابت كرد و حضرت به شهادت رسيد! بنده معتقدم در هنگام ظهور، خدا قلب مردم را متوجه آن حضرت مي‌كند.
پي‌نوشت‌ها:

1 . "المومن بشره في وجهه و حزنه في قلبه، اوسع شيي صدراً و اذلّ شيي نفساً"؛ نهج البلاغه، حكمت: 333.
2 . آيت الله شيخ حسن سعيد تهراني (متولد در حدود سال 1296 ش و متوفي 1374 ش)، نواده آيت الله العظمي حاج ميرزا مسيح مجتهد تهراني، از مراجع دوره قاجار و فتوا دهنده قتل گريبايدوف سفير كبير روسيه در تهران بود. وي در تهران به تدريس فقه و اصول و تفسير، وعظ و ارشاد، تأليف، چاپ و نشر كتابهاي ديني و تأسيس بناي كتابخانه و مدرسه چهلستون و گنجينه قرآن پرداخت. اصول دين، خدا و مهدي، ولايت فقيه، رهاورد غدير و دهها اثر ديگر از آثار اين عالم فرزانه است. اين عالم رباني در 78 سالگي در تهران رحلت كرد و در شيخان قم دفن شد.
3 . در تاريخ 2/7/1388.
4 . خبرگزاري فارس.
5 . منظور نامگذاري سال 1386 به سال "اتحاد ملي و انسجام اسلامي" است.
6 . آل عمران/ 103.
7 . اشاره به آيه: "وَاتَّخَذَ قَوْمُ مُوسَى مِنْ بَعْدِهِ مِنْ حُلِيِّهِمْ عِجْلا جَسَدًا لَهُ خُوَارٌ" 148/ اعراف.
8 . اعراف/ 148.
9 . طه/94.
10 . "موعود از نسل فاطمه (س) است"، ماهنامه معارف، شماره 52، دي ماه 1386، صص 22ـ 18.
11 . "حب علي ايمان و بغضه كفر"، بحارالانوار، ج 39، ص 193، ح3.
12 . بخشي از سخنراني ماموستا شيخ الاسلام در مصلاي قدس زاهدان، در جمع نمازگزاران جمعه تشيع سال 1386.
13 . تعبير مقام معظم رهبري در پيام تسليت به مناسبت شهادت ماموستا شيخ الاسلام كه فرمود: "آن مرد شريف و خدوم پس از ده‌ها سال دفاع صريح از حق، به دست جنود باطل به شهادت رسيده است".
14 . يكي از شب‌هاي محتمل قدر به روايت اماميه و محتمل‌ترين شب قدر به روايت اهل سنت.
15 . خبرگزاري فارس.
16 . تعبير مقام معظم رهبري در پيام تسليت شهادت ماموستا شيخ الاسلام.
17 . كتابي است از علامه نائيني در بزرگداشت علماي شهيد تاريخ شيعه.
18. پيام امام خميني به مناسبت شهادت آيت الله سيد محمد باقر صدر، 2/2/1359.
19 . گزيده‌اي از: "موعود از نسل فاطمه (س) است"، ماهنامه معارف، شماره 52، دي ماه 1386، صص 22ـ 18.