try another color:
60% 70% 80% 90% تغییر اندازه فونت متن:
امروز: یکشنبه, 4 فروردین, 1398

تهاجم فرهنگي و راههاي مقابله با آن

Send to friendSend to friend
نام نویسنده: 
اسماعيل ولي زاده

تعريف فرهنگ
براي فرهنگ حدود 250 تعريف ارائه كرده اند. از جمله: مجموعه دست آوردهاي مادي و معنوي هر جامعه، اعم از دانش، هنر، اخلاقيات، قواعد، آداب، رسوم، عادات و ديگر قابليت‌هاي اكتسابي كه از نسلي به نسل ديگر انتقال مي‌يابد.
تعاريف مختلف و متفاوت از فرهنگ بيانگر اين است كه تمام دست‌آوردهاي مادي و معنوي بشر در طول تاريخ در قالب اصطلاح فرهنگ قابل تعبير است.
فرهنگ مادي و فرهنگ معنوي
فرهنگ را مي‌توان در دو سطح مادي و معنوي دسته بندي كرد؛
فرهنگ مادي: عبارت است از تمامي آنچه كه عيني و ملموس است؛ مانند آثار هنري، دست‌آوردهاي صنعتي، بناهاي تاريخي، خط، موسيقي و...
فرهنگ معنوي (غير مادي): عبارت است از عقايد و رسوم، علوم و معارف، ارزش‌ها و انديشه‌ها، اخلاقيات و... فرهنگ مادي معمولاً تحت تاثير فرهنگ معنوي رشد مي‌کند زيرا نوع نگرش به هستي و جهان و ارزشهاي حاکم بر جوامع ‌در ساخت ابزار جديد براي امور زندگي به انسان جهت مي‌دهد.
خصوصيات فرهنگ: ‌برخي از خصوصيات فرهنگ را مي‌توان به شرح زير ارائه کرد.
1. آموختني و اکتسابي است (غريزي و فطري نيست): افراد هر نسل‌، ميراث فرهنگي را از نسل گذشته دريافت مي‌کنند و به نسل بعدي مي‌سپارند.
2. زنده است: جنبه پذيرندگي فرهنگ مربوط به زنده بودن آن است و توقف فرهنگ مساوي با مرگ آن است.
3. هويت دهنده است: يعني تنظيم کنندة روابط اجتماعي و تضمين کنندة نوع بينش و نگرش فرهنگ است.
4. نسبي است: فرهنگ متنوع است و از يک گروه به گروه ديگر فرق مي‌کند و هر قومي طرز تفکر و عادات ويژه‌اي دارد
5. منتقل شدني است: هر گروه انساني ميراث فرهنگي خود را به ديگران انتقال مي‌دهد
فرهنگ غربي و فرهنگ شرقي
امروزه در تقسيم کلي، فرهنگ کشورهاي جهان را به دو دسته شرقي و غربي تقسيم مي‌کنند دو اصطلاح شرق و غرب علاوه بر زمينه جغرافيايي در قلمروهاي ديگر مثل سياست، حکمت، عرفان، فرهنگ هم در برابر هم قرار مي‌گيرند و منظور از فرهنگ غربي در اين تقسيم بندي همان بينش يونان و روم بعد از ميلاد مسيح و اروپاي بعد از رنسانس است.2
اصول و ويژگي‌هاي فرهنگ غربي
برخي از ويژگي‌هاي آن عبارتند از:
1. اصالت قدرت، نيچه مي‌گويد: اصولاً انسان براي غلبه بر ضعيفان آفريده شده است. 2. اصالت ماده؛ 3. نظم فکري و عملي؛ 4. عقل گرائي (بنياد خرد)، ميل به تحليل عقلاني؛ 5. اصالت انسان (اومانيسم)
فرهنگ شرقي داراي ويژگيهاي زير است:
1. اصالت وحدانيت (خدا)‌؛ 2. اصالت روح؛ يافتن راز خلقت و ميل به تحليل عاطفي؛ 3. قوم گرا؛ ناسيوناليسم،3
انسان
پيش فرض: انسان موجودي فرهنگي است. برخي از متفکران فرق انسان و حيوان را عوامل فرهنگي مانند سخن گفتن، انديشيدن، ابزارسازي و استفاده از آن براي نيازهاي خود و انتقال آن به نسلهاي آينده و... مي‌دانند. ابن خلدون مي‌گويد: فرهنگ جوهري مستقل نيست بلكه خاصيتي است از جوهري ديگر كه آن جوهر انساني است.4
جوهر و حقيقت انسان چيست؟
علي (ع) مي‌فرمايد:"انَِّ اللهَ عزَِّ وَ جلَِّ ركَّبَ‌ في الملائكةِ عقلاً‌ بلا شهوةٍ‌ و ركَّبَ في البهائمِِ شهوةً بلا عقلٍ و ركَّبَ في بني آدَمَ كِلتيهما فَمَن غلبَ عقلهُ شهوتهُ فهوَ خيرٌ‌ من الملائكةِ وَ مَن غلبَ شهوتهُ عقلهُ‌ فهوَ شرٌّ من البهائمِ‌"5
اين سخن علي (ع) بيان مي‌دارد که مخلوقات خداوند سه گروهند:
1. عقل بدون شهوت (فرشتگان)؛ 2. شهوت بدون عقل (حيوانات)؛ 3. عقل توأم با شهوت (انسان)
پس انسان موجود دوساحتي است: 1. روح:‌ فطريات (خود) 2. جسم:‌ غرائز (ناخود) چنانچه علي (ع) مي‌فرمايد: اقبل علي نفسک بالادبار عنها6
تشابه و تفاوت غرايز و فطريات
هر دو ذاتي است اما غرائز بين (انسان و حيوان) مشترك است برخلاف فطريات که مختص انسان است در حالي که رشد فطريات نيازمند مراقبت و تربيت است و همچنين غرائز برخلاف فطريات اشباع شدني است از اين رو خودشناسي (يعني شناخت فطريات خويش از غرائز) واجب عيني است و تحصيل آن مقدم بر همه علوم است و تفاوت علوم فقط در كفايي و عيني بودن وجوب تحصيل آنهاست. مگر ما علوم ديني و غير ديني نداريم؟ چرا فقط موضوع علوم با همديگر تفاوت دارند مثلاً موضوع علم فقه و اخلاق... تشريع خداوند است و علومي مانند فيزيك و شيمي... موضوعشان تكوين و طبيعت خداي سبحان است و اين دو موضوع درقرآن با همديگرتداخل دارند نه تعارض. چنانچه مي‌فرمايد:‌ "وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَى آمَنُوا وَاتَّقَوْا لَفَتَحْنَا عَلَيْهِمْ بَرَكَاتٍ مِنَ السَّمَاءِ وَالأرْضِ"7 چنانچه از اين آيه روشن است ايمان وتقواي مردم در گشوده شدن درهاي برکت آسمان و زمين (طبيعت) موثر است. و مي‌فرمايد: "وَمَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجًا * وَيَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لا يَحْتَسِبُ"8 اين آيه بيان مي‌دارد که بين تقواي مردم و مرزوق شدن آنان ارتباط تکويني وجود دارد.
شهيد مطهري تكامل را به اجتماعي و طبيعي تقسيم نموده و معتقد است در تكامل طبيعي ميان انسان و ساير حيوانات تفاوتي نيست اما تكامل اجتماعي انسان از نسلي به نسلي و از دوره‌اي به دوره‌اي و احياناً از منطقه‌اي به منطقه‌اي به وسيله ميراث فرهنگي انتقال پذيرفته و تحقق اين امر به وسيله تعليم و تعلم (كه خود امري فرهنگي است) بوده است چنانچه قرآن مجيد نيز آن را مورد تاكيد قرار داده و به قلم و ابزار نوشتن قسم مي‌خورد. "ن وَالْقَلَمِ وَمَا يَسْطُرُونَ"9 پس نتيجه گرفته مي‌شود که انسان استعداد فرهنگ پذيري را داشته و موجودي فرهنگي مي‌باشد. 10
تهاجم فرهنگي يا تهديد نرم
امروزه با توجه به رشد فكري ‌وآگاهي عمومي ملت‌هاي جهان، نفوذ و سلطه و به دست آوردن مستعمرات از راه لشكر كشي‌هاي نظامي به آساني امكان پذير نيست و در صورت اجرا هزينه‌هاي زيادي را برمهاجمان تحميل مي‌كند به همين سبب بيش از يك قرن است كه استعمارگران روش نفوذ در كشورها را تغيير داده اند و از طريق سياست‌هاي فرهنگي (با عناوين تبليغ مذهبي، رواج تكنولوژي، انجمن‌هاي خيريه، ترويج بهداشت و...) تلاش مي‌كنند به اهداف شوم خود برسند زيرا فهميده اند كه بهترين راه نفوذ در ساير كشورها نفوذ در فرهنگ آنان و استحالة دروني آن است آنان مي‌خواهند ارزش‌هاي مورد پسند خود را ارزش‌هاي مترقي جلوه دهند تا بتوانند آن را جايگزين معيارهاي بومي و ملي ملت‌ها سازند كه در فرهنگ ملت‌ها از اين اقدامات به هجوم فرهنگي تعبير مي‌كنند. پس عمل جايگزيني فرهنگ بيگانه با فرهنگ خودي به شكلي هوشيارانه كه بتواند يك ملت و جامعه را نسبت به فرهنگ خود بيگانه و مطيع غرايز بيگانگان كند "تهاجم فرهنگي" محسوب مي‌شود.
اين واقعيت را دانشمندان غربي نيز اذعان دارند. ميشل پانوف در توضيح اصطلاح فرهنگ پذيري به اين استعمار فرهنگي غرب اشاره كرده و مي‌نويسد: امروزه فرهنگ پذيري به تماس‌هاي خاص دو فرهنگ كه نيروي نامساوي دارند اطلاق مي‌شود در اين صورت جامعة غالب كه هماهنگ تر و از نظر تكنيك مجهز تر است - معمولاً از نوع جوامع صنعتي - به طور مستقيم يا غيرمستقيم به فرهنگ حاكم تحميل مي‌گردد. 11
اين محقق در تعبير ديگر از اين تهاجم در صورتي كه به شكلي گسترده تر باشد مي‌نويسد: هنگامي كه فرهنگ غالب در انهدام ارزشهاي اجتماعي و روحيات سنتي جامعه مغلوب و براي گسستگي و سپس نابودي آن مي‌كوشد، واژه قوم كشي را به كار مي‌برند تا القاي اجباري فرايند فرهنگ پذيري را از طريق فرهنگ غالب در فرهنگ مغلوب توصيف كنند. البته جوامع صنعتي قوم كشي را با تظاهر به اين كه هدفشان از همانندسازي ايجاد آرامش يا تغيير شكل در جوامع ابتدائي يا عقب مانده است اجرا نموده و باز هم اجرا مي‌كنند.12
در تعريف پديدة تهاجم فرهنگي ديدگاه رهبر معظم انقلاب قابل توجه است. از نظر ايشان در تهاجم فرهنگي يك مجموعه سياسي يا اقتصادي براي رسيدن به مقاصد خاص خود و اسارت يك ملت، به بنيان‌هاي فرهنگي آن ملت هجوم مي‌برد. در اين هجوم، باورهاي تازه‌اي را به زور و به قصد جايگزيني بر فرهنگ و باورهاي ملي آن ملت وارد مي‌كنند.13
تعريف تهاجم و ناتوي فرهنگي از ديدگاه رهبر معظم انقلاب
رهبر معظم انقلاب در موردي ديگر ناتوي فرهنگي را اين گونه تعريف كرده‌اند:‌ مجموعه زنجيره‌اي به هم پيوسته رسانه‌هاي گوناگون و اينترنت، ماهواره‌ها، تلويزيون و راديو... كه در جهت مشخص حركت مي‌كنند تا سررشتة تحولات جوامع را بر عهده بگيرند... اينها صهيونسيت‌ها و سرمايه دارهايند و عمدتاً هم در آمريكا و اروپايند.14
تهديد نرم:
ناتوي فرهنگي در واقع همان تهديد نرم است. در اين نوع تهديد، دشمن با به كارگيري ابزار فرهنگي به دنبال سلطه فرهنگي و در نهايت سلطه سياسي مي‌باشد. بسياري از اقدامات عليه انقلاب اسلامي ايران از سوي نظام سلطه و هم‌پيمانان خارجي و داخلي آن طي دهه دوم و سوم انقلاب از نوع تهديد نرم به شمار مي‌آيد. تهديد نرم متكي برقدرت نرم بوده و براي شناخت ماهيت آن آشنايي با قدرت نرم ضرورتي اجتناب ناپذير دارد.
قدرت نرم:
يكي از مفاهيم اصلي در علم سياست، مفهوم قدرت است. اهميت قدرت در علم سياست به قدري بالاست كه اساساً قدرت را موضوع علم سياست مي‌دانند و قدرت در علم سياست يعني توانايي دارندة آن براي واداشتن ديگران به تسليم در برابر خواست خود به هر شكلي كه ممكن باشد.
منابع قدرت
مهمترين عوامل و منابع قدرت را مي‌توان؛ قدرت نظامي (تهديد و زور)؛ قدرت اقتصادي (تطميع و زر) ؛ قدرت اطلاعاتي، قدرت سياسي و قدرت رواني و فرهنگي (دانش) دانست.
از قدرت رواني ـ فرهنگي تحت عنوان قدرت نرم ياد مي‌شود و صحنه روابط بين المللي، روياروئي قدرت است و هر كشوري مي‌تواند منافع و امنيت خود را در پناه قدرت تأمين نمايد. در اين صحنه كشوري مي‌تواند تأمين منافع كند و اهداف خود را پيش ببرد كه از قدرت بيشتري برخوردار باشد.
قدرت نرم كه يكي از شاخه‌هاي قدرت ملي به حساب مي‌آيد هر روز از اهميت بيشتري در عرصه بين المللي برخوردار مي‌گردد. تهاجم فرهنگي، شبيخون فرهنگي، تهديد نرم، انقلاب مخملي، براندازي خاموش، جنگ رواني و ناتوي فرهنگي در واقع صحنه تقابل قدرت نرم است.
تهاجم فرهنگي و تبادل فرهنگي
آيا مي‌توان مرز دقيقي بين تبادل فرهنگي و تهاجم فرهنگي كشيد؟ معيار تشخيص هر كدام چيست؟
هر يك از تبادل فرهنگي و تهاجم فرهنگي داراي سه شكل و مرحلة مهم است كه از اين طريق مي‌توان آنها را از يكديگر بازشناخت.
مراحل مختلف تهاجم فرهنگي عبارتند از: 1. تحميل 2. تخريب 3. تسليم فرهنگي.
مراحل مختلف تبادل فرهنگي عبارتند از: 1. گزينش 2. تحليل 3. توليد فرهنگي.15
هريك از اين مراحل را به طور مختصر شرح مي‌دهيم:
گزينش: منظور آن است كه هر چيزي كه از ديگران است را به طور مطلق رد نكرده يا نپذيريم زيرا هر فرهنگي اجزاي بسيار متعددي دارد كه ممكن است بعضي از آنها نامطلوب باشد و بعضي مطلوب. ما اجزايي را كه مطابق با ارزش‌هاي فرهنگ خودي است انتخاب مي‌كنيم. چنانچه خداوند متعال مي‌فرمايد:‌ "... فَبَشِّرْ عِبَادِي * الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولَئِكَ الَّذِينَ هَدَاهُمُ اللَّهُ وَأُولَئِكَ هُمْ أُولُوا الألْبَابِ".16
تحليل: آن است كه آنچه را كه از فرهنگ ديگر گزينش كرده‌ايم آن را متناسب با فرهنگ بومي جذب كنيم و به شكل عنصري از فرهنگ خودي در آوريم.
توليد فرهنگي: اگر دو مرحله گزينش و تحليل در مورد عناصر فرهنگي درست انجام گيرد جامعه به مرحله‌اي از رشد و توانايي مي‌رسد كه مي‌تواند با توليد فرهنگ نيازهاي جامعه اش را برطرف سازد و صرفاً مصرف كننده فرهنگ ديگران نباشد.
تحميل فرهنگي: در تحميل فرهنگي، فرهنگ مهاجم عناصر مفسد را به فرهنگ مورد نظر تحميل مي‌كند.
تخريب فرهنگي: در تخريب فرهنگي، فرهنگ مهاجم توان و قوه‌ تجزيه و تحليل را از فرهنگ مقابل مي‌گيرد
تسليم فرهنگي: در تسليم فرهنگي به تحديد مرزهاي فرهنگي پرداخته آن را محدود مي‌سازد.
در مجموع مي‌توان گفت كه تهاجم فرهنگي نوعي ارتباط فرهنگي است كه در آن حداقل يکي از سه هدف تحميل، تخريب و تسليم فرهنگي تعقيب مي‌شود.
تفاوت تهاجم فرهنگي با تبادل فرهنگي:
به طور خلاصه مي‌توان تفاوت تهاجم و تبادل فرهنگي را در موارد ذيل دانست:
1. در تهاجم هدف تخريب است اما در تبادل هدف انتقال و نشر فرهنگ است. 2. در تهاجم مهاجم براي جايگزيني فرهنگ خود به نحوي ظالمانه سعي در ريشه کني فرهنگ مقابل دارد اما در تبادل فرهنگي چنين نيست. 3. در تهاجم فرهنگي قصد استيلا و به طور کلي غرض سياسي در نظر است و مهاجم اصولاً بقاي فرهنگ مقابل را به هيچ عنوان نمي‌پذيرد.17
ويژگيهاي تهاجم فرهنگي:
تهاجم فرهنگي در مقايسه با تهاجم نظامي يا اقتصادي داراي ويژگيهاي منحصر به فردي است كه عبارتند از:
الف) يک کار آرام و بي سر و صداست، ب) براي اکثريت مردم نامرئي و نامحسوس است، ج) با برنامه و ابزارهاي گسترده‌اي است (از حربه‌هاي سياسي، نظامي، رواني، تبليغاتي و اقتصادي بهره مي‌گيرد)، د) گسترده و همه جانبه و فراگير است برخلاف تهاجم نظامي که تنها بخشي از مرزهاي مجاور در تيررس دشمن قرار مي‌گيرد. هـ) کارساز است و برخلاف تهاجم نظامي حساسيت‌ها را به خواب مي‌برد. و) دراز مدت و ديرپاست. ز) ريشه‌اي و عميق است و ذهن و قلب انسان‌ها را نشانه گرفته و تسخير مي‌کند. به همين دليل است که پس از جنگ جهاني دوم آيزنهاور رئيس جمهور وقت آمريكا اعلام كرد كه بزرگترين جنگي كه در پيش داريم جنگي است براي تسخير اذهان انسان‌ها.
بسترهاي تهاجم فرهنگي
بديهي است كه كار و تهاجم فرهنگي بدون بستر سازي مناسب براي رسيدن به اهداف ممكن نيست به اين شكل كه اگر همه لوازم تهاجم فرهنگي فراهم شود ولي شرايط و بستر مناسب وجود نداشته باشد در واقع همه تلاشهاي قبلي ناكام مي‌ماند از اين رو به برخي از مواردي كه موجب پذيرش و تقويت فرهنگ مهاجم مي‌شود اشاره مي‌گردد كه مي‌توان آن را به دو دسته تقسيم بندي كرد.
1. بسترها و عوامل بيروني: زمينه‌ها و ابزاري كه به نحوي رد پاي كشورهاي خارجي و غربي در آنها ديده مي‌شود بسترهاي بيروني هستند از جمله: الف) توليد برنامه‌هاي مبتذل و صدور آن، ب) تلاش براي دين زدايي از راه‌هاي مختلف، ج) ايجاد روحيه خودباختگي فرهنگي، د) ساخت و فروش وسايل ارتباطي مانند ماهواره و سخت افزارها و نرم افزارها و موارد مشابه ديگر.
2. بسترها و عوامل دروني: زمينه‌ها و عناصري که ريشه داخلي داشته و در پذيرش فرهنگ مهاجم به صورت مستقيم و غير مستقيم کمک مي‌کنند عوامل دروني هستند؛ از جمله: الف) مشکلات و کاستي‌هاي اقتصادي و اجتماعي، ب) ضعف‌ها و کاستي‌هاي موجود در خانواده، مدرسه و جامعه، ج) ضعف برنامه ريزي دقيق فرهنگي، د) فقدان توليدات فرهنگي کافي و مناسب، هـ) روشنفکران غرب زده: رشد گروه جديدي از نخبگان که افکارشان ريشه در مکاتب فکري و فرهنگي مطرح در غرب دارد مانند حسن تقي زاده‌ها که سمبل مدافعان ترويج کامل و بي حد و مرز معيارهاي غربي در کشور است و معتقد است كه وظيفة اول همة وطن پرستان ايران قبول و ترويج تمدن اروپا بدون قيد و شرط تسليم مطلق اروپا شدن و گرفتن آداب و عادات و رسوم و تربيت و علوم و صنايع و زندگي و اوضاع فرنگستان است بدون هيچ استثنا. به سخن ديگر ايران بايد در ظاهر و باطن و جسمي و روحي‌، فرنگي مآب شود و بس، و)‌جهل و ناآگاهي مردم، جوانان و نوجوانان.
مراحل تهاجم فرهنگي
تهاجم فرهنگي در دو مرحله صورت مي‌پذيرد:
الف) تخليه فرهنگ خودي
در قانون طبيعت وقتي در فضايي خلاء ايجاد مي‌شود نزديکترين نيروي موجود، آن خلاء را پر مي‌کند. هر پديدة جديد يا در جايي حضور مي‌يابد که قبلاً خلاء‌ وجود داشته و يا در آن محيط خلاء ايجاد مي‌کند. لذا تخليه فرهنگي اولين شرط لازم براي حضور فرهنگ بيگانه و مهاجم به شمار مي‌رود.18
شيوه‌ها و راهبردهاي دشمن در ْايجاد خلاء‌ فرهنگي (‌ناتوي فرهنگي)
عمده ترين اين راهبردها را در ايران مي‌توان در محورهاي زير خلاصه کرد:
1. تخريب بنيانهاي فکري، اعتقادي، ارزشي و اخلاقي با ايجاد ترديد در آنها، 2. انزواي روحانيت و بي ارزش نمودن مبلغان و مدافعان اصيل دين، 3. قداست زدايي از دين و شعائر ديني، 4. ترويج فساد و رذالت زدايي از آن مانند شيطان پرستي در دنياي معاصر. چنانچه خداوند متعال اين حقيقت را در قرآن مجيد بيان فرموده که شيطان به دنبال دام برهنگي انسان و توجه دادن او به شهوات است "يَا بَنِي آدَمَ لا يَفْتِنَنَّكُمُ الشَّيْطَانُ كَمَا أَخْرَجَ أَبَوَيْكُمْ مِنَ الْجَنَّةِ يَنْزِعُ عَنْهُمَا لِبَاسَهُمَا لِيُرِيَهُمَا سَوْآتِهِمَا إِنَّهُ يَرَاكُمْ هُوَ وَقَبِيلُهُ مِنْ حَيْثُ لا تَرَوْنَهُمْ...؛19 اي فرزندان آدم، شيطان شما را نفريبد، آن چنان که پدر و مادر شما را از بهشت بيرون ساخت و لباس آنان را از اندامشان بيرون کرد تا عورت آنها را به آنها نشان دهد."
در اين آيه خداوند متعال به همه افراد بشر هشدار مي‌دهد که مراقب فريبکاري شيطان باشند زيرا شيطان سابقه دشمني خود را با پدر و مادر آنها نشان داده همانطور که لباس بهشتي را بر اثر وسوسه‌ها از اندام آنها بيرون کرد ممکن است لباس تقوا را از اندام ايشان بيرون نمايد.20
چنانچه امروزه همه همت شيطان‌هاي بزرگ و کوچک بر ترويج برهنگي و از بين بردن پوشش عفيفانه و تقواست.
البته بايد توجه داشت که اين آيه در مقام بيان ولايت شيطان برغير مومنين است و نيز بيرون آوردن لباس آدم و حوا در بهشت اشاره وتمثيل است به بيرون آوردن لباس تقوا توسط شيطان از اندام همه آدميان.21 5. فعال کردن گسل‌هاي بين نسلي، گسل‌هاي قومي و گسل‌هاي مذهبي (فرقه گرائي)، 6. ناکارآمد معرفي کردن نظام ديني، 7. راهبرد القاي حاکميت دوگانه (رئيس جمهور - ولي فقيه)، 8. حمايت از جريان‌هاي فرهنگي و سياسي مخالف با نظام ديني و روشنفکران وابسته، 9. تحريک افکار عمومي بر عليه نظام اسلامي و مسئولان آن با سياه نمائي مسائل ايران از طريق تصوير سازي، جعل خبر، پخش شايعه و... 10. ترويج ليبراليسم و فمنيسم.
ب ـ تثبيت فرهنگ بيگانه
شيوه‌ها و راهبردهاي دشمن در تثبيت فرهنگ خود: الف) به کار گماردن افراد وابسته، ب) ايجاد نهادهاي مختلف بين المللي و ملي، ج) برپائي شبکه‌ها و مؤسسات شبه فرهنگي، د) تجزيه فرهنگي از طريق تحريک نژادها و گروه‌هاي متفاوت اجتماعي مانند تحريک اقوام با گويش محلي و تحريک اقليت‌هاي مذهبي و... هـ) تحريف تاريخ مانند سرچشمه تمدن بشري قلمداد کردن اروپا و دوره صدسال تمدن و فرهنگ اسلامي را سده يورش‌هاي خاوريان وحشي دانستن، و) تغيير خط و زبان براي نمونه، الجزاير، آذربايجان و ترکيه، ز) تضعيف روحيه عمومي: القاي اين که آرزوها و اميدهاي فرد يا جامعه دور از دسترس خواهد بود و هرگز حاصل نخواهد شد، ح) القاي يأس و نااميدي دشمن براي کشاندن افراد يک جامعه به سوي يأس و نا اميدي قبل از هر چيز مردم را خسته و بي‌زار مي‌کند و با تکرار محروميت‌ها، خرابي‌ها، شکست‌ها با استفاده از عوامل تبليغي، اقتصادي، ‌سياسي و رواني درآنها سرخوردگي ايجاد مي‌کند. د) ايجاد رعب و وحشت، تخريب فکري و رواني مردم و نيروهاي دولتي زماني رشد مي‌يابد که فرد يا افراد دچار ترس ناگهاني گشته و در موقعيت بحراني و اضطراب قرار گرفته و احساس کند که خطر او را تهديد مي‌کند.
ابزار تهاجم فرهنگي
دشمنان، مفاهيم مورد نظر خود را با تأمل و به تدريج از طريق وسايل و ابزارهاي گوناگوني ترويج مي‌کنند که برخي از آنها عبارتند از:
1. آموزش، زبان، ترجمه و اصطلاحات: آموزش به سبک غربي يکي از روشهاي استعماري نفوذ در برنامه‌هاي آموزشي کشورهاي جهان سوم بوده است يکي از کارکردهاي پنهان اين برنامه‌هاي آموزشي که در ظاهر به منظور پيشرفت علمي در اين کشورها اجرا شده، زمينه سازي براي پذيرش فرهنگ بيگانه و برتر جلوه دادن آن و انهدام فرهنگ ملي بوده است.22
زبان نيز مي‌تواند مهم ترين ابزار نفوذ فرهنگ بيگانه باشد. اگر به جاي استفاده لغات خودي، از لغات بيگانه به صورت افسار گسيخته در محاورات رسمي و عمومي رواج يابد نسل جديد ممکن است در آينده از معادل فارسي آن لغات محروم و بي‌خبر بماند.
در مورد ترجمه نيز مي‌توان گفت که اگرآموخته‌هاي فارغ التحصيلان ما عمدتاً از متون ترجمه شده باشد دانش آموختگان امکان تفکر مستقل را از دست مي‌دهند و اصطلاحات بيگانه به تدريج به جاي اصطلاحات هماهنگ و مأنوس با فرهنگ خودي مي‌نشيند.
2. تبليغات: تبليغات گسترده از طريق تکنولوژي ارتباطات و وسايل ارتباط جمعي به دليل ويژگيهايي که براي آن برشمرده‌اند بسيار مورد توجه عاملان تهاجم فرهنگي قرار مي‌گيرد از جمله: الف) پوشش فراگير، ب) فرامحيطي بودن، ج) چند حسي بودن، د) قابليت تطابق داشتن با فهم عوام.23
3. شايعه: شايعه در اصطلاح خبر بي اصل و نادرستي است که درميان مردم بر سر زبان‌ها بيفتد. شايعه را دولت‌هاي بيگانه براي ضربه زدن به پيکر يک ملت و براي تاثيرگزاري دربافت فکري و ذهني آنان دامن مي‌زنند
4. تحريف واقعيت: يکي از رايج ترين شيوه‌هاي مطبوعاتي دست‌کاري و تحريف واقعيت است و اين تحريف يا از نوع لفظي است که تحريف کننده از خود ساز و برگهايي بر پيکره وقايع و حقايق اضافه مي‌کند و چهره روشن حقايق را تاريک و زشت مي‌سازد. به عبارت ديگر لفظ را کم يا زياد مي‌کند يا ظاهر مطلبي را عوض مي‌نمايد. يا از نوع معنوي، در اين نوع تحريف جملات را طوري تفسير و توجيه مي‌نمايد تا درست بر خلاف معاني واقعي آنها باشد و گاهي از طريق اغراق و مبالغه واقعيت را تحريف مي‌کنند که در اين روش تضادهاي دروني جوامع را شدت مي‌بخشند و مسائل کوچک را بزرگ جلوه داده مردم را به نظام حاکم يا به ديگرافراد و گروهها بدبين مي‌نمايند.
5‌. ترور شخصيت: اصطلاحي که امروزه براي ترور کردن از طريق وسايل ارتباط جمعي مورد استفاده قرار مي‌گيرد ترور شخصيت است که هدف آن ترور شخصيت‌هاي سياسي و مهم از طريق تهمت زدن و يا به تصوير کشيدن نقاط ضعف آنهاست و اين در صورتي است كه نتوانند فردي را ترور فيزيکي کنند و يا ترور فيزيکي مصلحت آنان نباشد و با اين شيوه باعث شوند رهبران صاحب نفوذ نزد مخاطبان دچار بي منزلتي و تخريب چهره شوند.24
6. كتاب‌ها و نشريات: از جمله مهمترين ابزاري که دشمنان اسلام در تهاجم فرهنگي و جنگ رواني از آن استفاده مي‌کنند تبليغات گسترده منفي از طريق کتاب‌ها و نشريات است، اساساً ماهيت جنگ رواني و فرهنگي بهره برداري از تبليغات و نشريات مبتني بر دروغ، تهمت، فريبکاري، نيرنگ افکني و فتنه انگيزي براي نفوذ در عواطف و احساسات و جذب مخاطبان به منظور استفاده از حمايت‌هاي آنان در جهت تحقق مقاصد خاص جريان‌هاي سياسي است.
اهداف تهاجم فرهنگي
1. مبارزه با بيداري اسلامي با فشار بر طرفداران اسلام سياسي و انقلاب اسلامي از طريق اتهام زني، تروريست خواندن و... .
2. ايجاد اختلاف و شکاف در جهان اسلام با دامن زدن به اختلافات شيعه و سني و ايران را تهديد کشورهاي منطقه معرفي کردن.
3. عرفي سازي حکومت و ترويج پلورا ليسم ديني.
4. از بين بردن اميد مردم نسبت به آينده با سياه نمائي مسائل داخلي کشور.
5. ايجاد بي اعتمادي در مردم نسبت به رهبران انقلاب و مسئولين با هدف از بين بردن پشتوانه‌هاي مردمي نظام اسلامي.
6. ايجاد اختلاف و تعميق آن در ميان جريان‌هاي سياسي.
7. ترويج انديشه‌هاي مادي با هدف سوق دادن مردم به دنيا گرائي و اصالت دادن به لذت جوئي.
8. ترويج اباحه گري و بي بند و باري اخلاقي براي مقابله با فرهنگ مقاومت و شهادت طلبي.
9. ترويج ليبرال دمکراسي غربي با شعار توسعه دمکراسي و تامين آزادي‌هاي مدني.
10. مبارزه با نفوذ معنوي و قدرت نرم جمهوري اسلامي در منطقه خاورميانه و در ميان ملل محروم جهان.25
راه‌هاي مقابله با تهاجم فرهنگي
در دنياي امروز کشورها نمي‌توانند ديواري به دور خود بکشند و از برخورد فرهنگ جامعه خود با فرهنگ‌هاي بيگانه در امان باشند. اگرفرهنگ جامعه‌اي توان خود را از دست بدهد و مردم از فرهنگ خود گسسته شوند قدرت درست انديشيدن از آنها سلب مي‌گردد و در اين درياي ارتباطات غرق مي‌شوند. و اگرملتي علاقه مند به حفظ و پاسداري از هويت فرهنگي خود باشد بايد سعي کند فرهنگ غير مادي جامعه خويش را حفظ نمايد. البته اين به آن معنا نيست که مي‌توان يا بايد فرهنگ غير مادي را کاملاً‌ دست نخورده و ثابت و اصيل نگه داشت زيرا تغيير از خصوصيات فرهنگ است. ولي اين تغيير در صورتي به هويت فرهنگي آسيب نمي‌رساند که جريان عادي و خود به خودي را بپيمايد.
براي مقابله و مبارزه با تهاجم فرهنگي راه حلهاي زيادي بيان شده است که به برخي از آنها اشاره مي‌گردد.
1. شناخت همه جانبه تهاجم فرهنگي و اهداف دشمن از آن
هم براي مبارزه با تهاجم فرهنگي دشمن و هم براي يورش به فرهنگ مهاجم، شناخت دشمن و اهداف او از تهاجم فرهنگي از الفباي مبارزه و نخستين گام در اين زمينه مي‌باشد. چنانچه امام صادق (ع) مي‌فرمايد: "العالم بزمانه لا تهجم عليه اللوابس کسي که عالم وآگاه به زمان خود باشد شبهات بر او هجوم نمي‌آورند"26
2. تقويت بينش ديني و سياسي مردم
تقويت باورهاي ديني و پي ريزي بينشي درست در زمينه تعاليم ديني و سياست مي‌تواند چون سنگري نفوذناپذير مردم را در برابر بمب‌باران فرهنگي دشمن محافظت نمايد و سود جويان غرب را ناکام و نااميد سازد و مردم را به جهت‌گيري صحيح رفتاري رهنمون شود و از کژروي و ناهنجاري‌ها باز دارد. قرآن کريم در اين باره مي‌فرمايد: "...يَهْدِيهِمْ رَبُّهُمْ بِإِيمَانِهِمْ....؛27 پروردگارشان به سبب ايمانشان هدايتشان مي‌کند".
در اين آيه سخن از هدايت انسان در پرتو ايمان به ميان آمده است که فرد مؤمن از بسياري فريبکاري‌ها و لغزشها نجات مي‌يابد البته در کنار پرورش نهال ايمان در دلهاي مؤمنين، آگاه ساختن آنان به مسائل سياسي روز و تبيين هدف شوم دشمن در يورش فرهنگي نيز ضروري است.
3. اشباع نيازهاي طبيعي انسان از راه‌هاي مشروع
انسان مجموعه‌اي درهم پيچيده از غرايز گوناگون است و رها ساختن نامعقول مردم در بهره گيري هرچه بيشتر و به هر شکل ممکن از اين نيروهاي غريزي و مقدس آنان را از تلاش درسازندگي خويش و جامعه باز مي‌دارد و جلوگيري از ارضاي غرايز در حد مشروع، يا ناتواني دربرآوردن نيازهاي طبيعي نيز زمينه را براي روي آوردن به سوي برنامه‌هاي مخرب دشمن فراهم مي‌آورد
4.گسترش امر به معروف و نهي از منكر
اگر مردم به اين اصل مهم ديني وعقلي آگاهي يابند و خود را مقيد و عامل به آن كنند و هر كس در محدوده زندگي خويش با فساد و زشتي‌ها مبارزه كند و مردم را به نيكي دعوت نمايد دشمن هرگز روزنه‌اي براي نفوذ نخواهد يافت.28 خداوند متعال در اين باره مي‌فرمايد: "وَلْتَكُنْ مِنْكُمْ أُمَّةٌ يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْرِ وَيَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ".29 اين آيه بيان مي‌دارد که امر به معروف و نهي از منکر ‌از لوازم و واجبات اجتماع سالم و صالح است.
مقام معظم رهبري در اشاره به اهميت اين موضوع و حقيقت مي‌فرمايد: مسأله امر به معروف تكليف هميشگي مسلمان‌هاست، جامعه اسلامي به امر به معروف و نهي از منكر زنده مي‌ماند، قوام حكومت اسلامي به امر به معروف و نهي از منكر مي‌باشد.30
5. خودسازي متوليان فرهنگي:
در اجراي فرهنگ سازي ديني براي مقابله با تهاجم فرهنگي دشمن، گام نخست خودسازي متوليان فرهنگي و گام بعدي ديگر سازي است. امام صادق (ع) مي‌فرمايد: كونوا دعاة الناس باعمالکم، ‌ولا تکونوا دعاهً بالسنتکم.31
6. تلاش براي زدودن فقر اقتصادي
تنگدستي از جمله پليدترين پديده‌هاي جامعه است حقيقت ناگواري که پيشوايان دين آن را زمينه ساز کفر دانسته اند. پيامبر اکرم(ص) مي‌فرمايد: "کادالفقر ان يکون کفراً"32 و دانشمندان فقر را عاملي براي آغاز انحراف و بزهکاري مي‌دانند.
7. استفاده از فن آوري نوين در عرصه فعاليت‌هاي فرهنگي. 8. تقويت رسانه‌هاي داخلي و غني سازي برنامه‌هاي فرهنگي آنها با رويکرد تقويت هويت ديني و ملي و خنثي سازي تهاجم فرهنگي دشمن. 9. تقويت مساجد و کانون‌هاي فرهنگي. 10. شناخت کامل فرهنگ اسلامي و ملي. 11. مشارکت دادن نوجوانان و جوانان در فعاليت‌هاي فرهنگي. 12. بازنگري در منابع درس دانشگاهي به ويژه دروس مرتبط با علوم انساني.
آنچه در مجموع مي‌توان به آن دست يافت اين است كه هر چند در گذشته هم مقوله‌اي به نام "تهاجم فرهنگي" وجود داشت و شاهد شبيخون فرهنگي غربيان به مسلمانان بوده ايم اما امروزه اين امر با گسترش تكنولوژي ارتباطات، شدت، سرعت و پيچيدگي بيشتري پيدا كرده است و آمريكا كه داعية سرپرستي جهان را در سر مي‌پروراند و خواستار نظامي تك قطبي است هيچ فرهنگ رقيبي را تحمل نكرده كه قطعاً فرهنگ اسلامي نيز از اين قاعده مستثني نيست و در راس كشورهاي اسلامي، ايران به واسطه انقلاب اسلامي و مخالفت علني آن با استكبار جهاني به سركردگي آمريكا مورد هجوم بيشتري قرار گرفته و خواهد گرفت و در ناتوي فرهنگي به صورت سازماندهي شده و متفاوت از گذشته وارد عمل خواهد شد. بنابراين مديريت كلان حوزه فرهنگي كشور بايد با حساسيت و اعتقاد به ضرورت مقابله با "ناتوي فرهنگي"به دست كساني باشد كه معتقدند مي‌توان در مقابل غول عظيم رسانه‌اي غرب ايستاد و باور دارند كه غربي‌ها عليرغم پيشرفت در بعد سخت افزاري، در بعد نرم افزاري هنوز هم با مشكلات بسياري دست و پنجه نرم مي‌كنند و از اين لحاظ بسيار ضربه پذير و سست مي‌باشند هر چند نبايد دشمن را ناديده گرفت و بايستي در اين راستا تمام ترفندهاي فرهنگ مهاجم تبيين و شناخته شود و متناسب با آن ابزار كافي فراهم گردد و از آنجا كه تهاجم فرهنگي فرايندي فرهنگي است بايد با توليدات فرهنگي متناسب با فرهنگ ملي و ديني و به صورت تهاجمي و نه تدافعي با آن مقابله كرد.
سوتيترها
ناتوي فرهنگي در واقع همان تهديد نرم است. در اين نوع تهديد، دشمن با به كارگيري ابزار فرهنگي به دنبال سلطه فرهنگي و در نهايت سلطه سياسي مي‌باشد.
تهديد نرم متكي برقدرت نرم بوده و براي شناخت ماهيت آن آشنايي با قدرت نرم ضرورتي اجتناب ناپذير دارد.
مهمترين عوامل و منابع قدرت را مي‌توان؛ قدرت نظامي (تهديد و زور)؛ قدرت اقتصادي (تطميع و زر) ؛ قدرت اطلاعاتي، قدرت سياسي و قدرت رواني و فرهنگي (دانش) دانست.
تبليغات گسترده از طريق تکنولوژي ارتباطات و وسايل ارتباط جمعي به دليل ويژگيهايي که براي آن برشمرده‌اند بسيار مورد توجه عاملان تهاجم فرهنگي قرار مي‌گيرد.
از جمله مهمترين ابزاري که دشمنان اسلام در تهاجم فرهنگي و جنگ رواني از آن استفاده مي‌کنند تبليغات گسترده منفي از طريق کتاب‌ها و نشريات است.
در دنياي امروز کشورها نمي‌توانند ديواري به دور خود بکشند و از برخورد فرهنگ جامعه خود با فرهنگ‌هاي بيگانه در امان باشند. اگرفرهنگ جامعه‌اي توان خود را از دست بدهد و مردم از فرهنگ خود گسسته شوند قدرت درست انديشيدن از آنها سلب مي‌گردد و در اين درياي ارتباطات غرق مي‌شوند.
تقويت باورهاي ديني و پي ريزي بينشي درست در زمينه تعاليم ديني و سياست مي‌تواند چون سنگري نفوذناپذير مردم را در برابر بمب‌باران فرهنگي دشمن محافظت نمايد و سود جويان غرب را ناکام و نااميد سازد و مردم را به جهت‌گيري صحيح رفتاري رهنمون شود و از کژروي و ناهنجاري‌ها باز دارد.
هر چند در گذشته هم مقوله‌اي به نام "تهاجم فرهنگي" وجود داشت و شاهد شبيخون فرهنگي غربيان به مسلمانان بوده ايم اما امروزه اين امر با گسترش تكنولوژي ارتباطات، شدت، سرعت و پيچيدگي بيشتري پيدا كرده است.
امروزه با توجه به رشد فكري ‌وآگاهي عمومي ملت‌هاي جهان، نفوذ و سلطه و به دست آوردن مستعمرات از راه لشكر كشي‌هاي نظامي به آساني امكان پذير نيست و در صورت اجرا هزينه‌هاي زيادي را برمهاجمان تحميل مي‌كند به همين سبب بيش از يك قرن است كه استعمارگران روش نفوذ در كشورها را تغيير داده اند و از طريق سياست‌هاي فرهنگي تلاش مي‌كنند به اهداف شوم خود برسند.

پي‌نوشت‌ها:

1 . بيانات مقام معظم رهبري در ديدار با فرماندهان گردان عاشورا، 22/4/71.
2 . حميد جاوداني شاهدين، مجله حوزه و دانشگاه، درآمدي بر شناخت ابعاد تهاجم فرهنگي، سال دهم، شماره 35.
3 . پريچهر ابراهيمي، تأملي بر فرهنگ، تفاوت فرهنگ شرق و غرب.
4 . محمدعلي يوسفي زاده، مجله حوزه و دانشگاه، انسان موجودي فرهنگي، سال سوم، شماره 9.
5 . علامه مجلسي، بحارالانوار، ج 57، ص 299، ح5.
6 . آمدي، غررالحكم، باب توبيخ النفس، ح 4815.
7 . اعراف/96.
8 . طلاق/ 2-3.
9 . قلم/ 1-2.
10 . مرتضي مطهري، تكامل اجتماعي انسان.
11 . حميد جاوداني شاهدين، پيشين.
12 . همان.
13 . بيانات مقام معظم رهبري 21/5/71.
14 همان، در ديدار با اساتيد و دانشجويان دانشگاه سمنان، 18/8/85.
15 اصغر افتخاري و علي اكبر كمالي، رويكرد ديني در تهاجم فرهنگي.
16 . زمر/17- 18.
17 حميد جاوداني شاهدين، پيشين.
18 . همان.
19 . اعراف/ 27.
20 . ناصر مكارم شيرازي و همكاران، تفسير نمونه.
21 . علامه طباطبائي، تفسير الميزان، مترجم سيد محمدباقر موسوي همداني.
22 . قائم مقامي.
23 . جاوداني، پيشين.
24 . وزارت آموزش و پرورش، آموزش پدافند غيرعامل.
25 . يداله جواني، ناتوي فرهنگي و راههاي مقابله با آن.
26 . علامه مجلسي، بحارالانوار، جلد 75، ص 269، ح109.
27 . يونس/ 9.
28 . حسين شاهد خطيبي، تهاجم فرهنگي، فصل هفتم، به نقل از سايت ليله القدر.
29 . آل عمران/ 104.
30 . مقام معظم رهبري، در ديدار علماء و روحانيون، 7/5/71.
31 . علامه مجلسي، بحارالانوار، ج 5، ص 198، ح19.
32 . همان، ج 70، ص 246، ح4.