try another color:
60% 70% 80% 90% تغییر اندازه فونت متن:
امروز: چهارشنبه, 30 آبان, 1397

مديريت زمان (قسمت چهارم)

Send to friendSend to friend
نام نویسنده: 
دكتر حسين خنيفر

كار در نظام ارزشي
در نظام ارزشي خداوند بزرگترين كارآفرين است. زيرا مي‌فرمايد: "كُلَّ يَوْمٍ هُوَ فِي شَأْنٍ"1؛ هر روز او دست‌اندركار است. اصلاً انسان بايد الگويي از خداوند باشد چون خداوند كريم هميشه در فعاليت است. در تورات، عُزلت و بي‌كاري نكوهش شده و آن را خفت و خواري مي‌داند.2
در انجيل، حضرت عيسي (ع) را مثال مي‌زند كه 18 سال در ناصره با نجاري و كار مداوم، خود و خانواده‌اش را اداره مي‌كرد سپس به رنگرزي و طبابت پرداخت.3
الآن متأسفانه در جامعة ما اين فرهنگ است كه انسان زرنگ، اهل كار و فعاليت نيست.
بخش مهمي از بحث‌هاي مشاورة ما القاي اين است كه تو بايد كار و فعاليت كني و منتظر نباشي كه كاري برايت پيدا شود. اگر دانشجوي امروز ما، اگر جوان امروز ما در جامعه اين را بفهمد يك حركت عظيمي در كشور روي مي‌دهد.
زندگي و كار از نظر اديان براي تأمين حيات، تضمين زندگي و تنظيم امور است: آيه‌هاي شريفه "أَلَمْ نَجْعَلِ الأرْضَ مِهَادًا *...وَجَعَلْنَا اللَّيْلَ لِبَاسًا * وَجَعَلْنَا النَّهَارَ مَعَاشًا 4" نگاه ارزشي به كار است.

فرآيند مطالعه كارآفريني در منظر پژوهش و منابع ارزش محور
ما در موضوع كار و كارآفريني 65 مدخل در 51 منبع پيدا كرديم. بعد به 100 منبع رسيديم. 260 آيه قرآن، 881 روايت و مجموعاً 1141 آيه و روايت معتبر دربارة كار و كارآفريني وجود دارد كه بعضي از آن‌ها كار را هدف خلقت، شعار مؤمن، جهاد، عزت، شخصيت، ارزش، عامل اعتماد به نفس و... مي‌شمارد.
بسياري از مباني روانشناختي در كار است. وقتي ايده‌اي جديد به جامعه مي‌دهيد كارآفرين محسوب مي‌شويد. مثلاًً حضرت علي(ع) وقتي حيوانات اهلي‌اي كه خوراكي نيستند را مشاهده مي‌كند كه وقتي پير مي‌شوند رها مي‌شوند و به بيابان مي‌روند گرگ‌ها، شيرها و پلنگ‌ها آنها را مي‌درند. دستور مي‌دهد كه جايي را بنا كنند و پر از علوفه نمايند و چند نفر را به كار مي‌گمارد كه اين حيوانات در آنجا ساكن شوند و راحت بميرند. چون بيست، سي سال در خدمت انسان بودند. بعد از بيت المال براي آنها حقوقي تعيين كرد و مردم هم اضافه علوفه‌هاشان را آنجا مي‌بردند كه استفاده شود. اين يك نوع كار آفريني است كه اصلاً به فكر كسي نمي‌رسد.
من در يكي از همايش‌هاي بين المللي اين قضيه را گفتم، شنوندگان تعجب كردند و گفتند پس ما نمي‌توانيم بگوييم ما واضع بازنشستگي هستيم. شما حتي بازنشستگي حيوانات هم در دينتان داريد! گفتم بله اين هم يك نوع كارآفريني است.
يا مثلاً در زمين بايري كه فكرش را نمي‌كنيد آب پيدا شود چاه بزنيد، نخلستان هم بزنيد، بيست نفر هم آنجا بگماريد اين مي‌شود كارآفريني. ما فكر مي‌كنيم هر جا كه رودخانه باشد، باغ و مزرعه‌ هم هست؛ درحالي‏كه جايي كه هيچ كس فكرش را نمي‌كند هم ممكن است سر سبز شود.
اگر در نقطه يا كانوني كه هيچ كس به ذهنش نمي‌رسد بتوانيد فرصت شغلي ايجاد كنيد اين مي‌شود كارآفريني. در نظام ارزشي ما اين بحث خيلي زياد است.
نظام ارزشي اسلام كامل‌ترين نظام اقتصادي و كسب و كار است و در آن مستقيماً به مقولة كسب و كار و كارآفريني مي‌پردازد و آن را بالاترين ارزشها مي‌داند.
در بيانات حضرت رسول (ص) بي‌كاري، عاملِ دوري از خدا، پوچ‌گرايي، خطاپذيري، كج‌روي و انگيزة گناه است. اما كار در اسلام، شرافت، پرهيزكاري، جهاد، حيات و خداگرايي است.
نظرگاه قرآن پيرامون كار و كارآفريني
نظرگاه قرآن در مورد كار هم خيلي جالب است. ساختار قرآن كريم چون تنها كتابي است كه با نام خدا شروع مي‌شود و آخرين كلمه‌اش مردم است يعني از خدا به مردم ختم مي‌شود. دستورات بين اين دو هم مهم‌ند: عمل صالح، فعاليت مفيد، آگاهي، علم و دانش و عاقبت انديشي از دستورات قرآن است.
در تحقيقاتي ديدم كه نوشته است بالاي 90% آيات قرآن دربارة زندگي، كار وظايف آدمي، دانش اندوزي، تدبير، عمل نيك و سياست زندگي است. 10% و حتي كمتر از آن دربارة جهاد، مبارزه و مسائل ديگر است. به قول بعضي از دوستان، اتفاقاً همان 10% هم در مورد زندگي است. حتي داستان‌هاي قرآن كه مي‌گويند قرآن هزار داستان دارد.
فرمول قرآن هم شش تا قاعده براي آن قائل هستند:
خداجويي تا مردم گرايي، قاعدة لطف؛ "لَطِيفٌ بِعِبَادِهِ"، قاعدة بسط؛ "يَبْسُطُ الرِّزْقَ"، قاعدة تسخير؛"سَخَّرَ لَكُمْ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الأرْضِ"، قاعدة تبشير؛ "بَشِّرُ الْمُؤْمِنِينَ الَّذِينَ يَعْمَلُونَ الصَّالِحَاتِ أَنَّ لَهُمْ أَجْرًا كَبِيرًا" (برخي در تفسير كلمة صالحات مي‌گويند اين فقط عمل عبادي نيست؛ بلكه خود كار كه مساوي جهاد است، جزء برترين كار و عمل نيك است.)، قاعدة خلق؛ "أَوَلَمْ يَرَوْا أَنَّا خَلَقْنَا لَهُمْ مِمَّا عَمِلَتْ أَيْدِينَا"، قاعدة كنترل؛ "أَفَمَنْ هُوَ قَائِمٌ عَلَى كُلِّ نَفْسٍ بِمَا كَسَبَتْ"

كار از منظر قرآن كريم
1. طبيعي 2. تحولي، اَلَم نَجعل الاَرضَ مهاداً (مهد آسايش و فعاليت) ؛ وَ جَعَلنا اللَيل لِباساً (مايه آرامش)؛ وَ جَعَلنا النَّهار معاشاً (براي کار و تحصيل معاش)5

اهميت كار و كارآفريني در روايات
روايات بسيار زيادي در اهميت كارآفريني و كار هست كه كار مساوي جهاد، عدالت، و سرافرازي است. حتي مرتبة شهداست؛ "الكاد علي عياله كالمجاهد في سبيل الله"، عبادت، ايمان، نور كه امام علي (ع) مي‌فرمايد:"كار مساوي حركت بر مدار نور و روشنايي است."، زيور، نشاط، شرف، پشتكار است.
متأسفانه اين مباحث هنوز براي جوان ما جا نيفتاده است. همه‌اش دنبال ميز و صندلي است و فكر نمي‌كند خودش بايد برود دنبال كار و خلاق باشد.
پيامبر اكرم (ص) مي‌فرمايد: "طلب الكسب فريضةٌ بعد الفريضه؛ به دنبال كسب و كار و توليد رفتن، واجبي است مؤكد مثل فريضة بعد از فريضه" يعني اگر بعد از نماز بروي كار كني انگار مشغول نماز ديگري شدي. يا در جاي ديگر مي‌فرمايد: "الخلق كلهم عيال الله و أحبّهم إليه أنفعهم لهم؛ خلق همه مانند دودمان خداوند مي‌باشند و محبوبترين آنها نزد خداوند سودمندترين آنها براي مردم است." اين سودمندي كجا اتفاق مي‌افتد؟ پيامبر (ص) دست‌ها را به سه نوع تقسيم مي‌كند و اين فرمول خيلي جالبي است. "الأيدي علي ثلاثه: اليد السائله، و اليد المُنفِقَه، و اليد المُمسِكه؛ دست بگير داريم (كسي كه هميشه دستش به سوي ديگران دراز است)، دست بده يا منفقه، دست مده يا ممسك است" و بعد مي‌فرمايد "و خير الأيدي المنفقه".
يكي از قواعدي كه انسان به مرحله كارآفريني برسد، فرصت است. اين كه به او فرصت داده شود. مثلاً شما در زندگي جيمز وات مي‌خوانيد كه انسان خيلي نحيفي بود. در تمام عمرش هم بيمار و در حال مطالعه بود. چون يتيم هم بود، عمو و زن عمويش خيلي به او توجه كردند. با تشويق‌هاي زن عمو و امكاناتي كه عمويش برايش فراهم مي‌كرد ـ كه بعد هم با دختر همان عمويش ازدواج مي‌كند ـ باعث شكفتگي اين فرد شد. تا به درجه اي رسيد كه اين كشف را انجام داد.
بحث انگيزش خيلي مهم است. حتي اگر عمر انساني از سي چهل سال هم گذشته باشد، ولي او را بتواني كشفش كني چون انسان‌هاي شناخته نشده خيلي اطراف ما هستند. كه از اديبان هم مي‌باشند مگر ابن مسكويه بالاي چهل سال نداشت كه به سراغ ادبيات عرب رفت؟ يك معلم او را كشف كرد.
بهمنيار كه شاگرد ابن سيناست چگونه كشف شد؟ يك روز ابن سينا از خيابان مي‌گذشت، آهنگري مشغول آهنگري بود كودكي آمد و گفت آتش بده. آهنگر به كودك گفت: ظرفي نداري من آتش را كجا بگذارم؟ بگذارم توي دستت؟ گفت بله! كودك مشتي خاك برداشت و گفت آتش را بگذار روي خاك. كودك رفت خانه و ابن سينا هم دنبالش رفت. ابن سينا از مادرش خواهش كرد كه اين بچه آينده درخشاني دارد. او را به من مي‌دهي كه تربيتش كنم؟گفت: شما؟ گفت: من ابن سينا هستم. مادرش قبول كرد و با خواهش بسيار گفت: اگر هزينه هم داشته باشد، پرداخت مي‌كنم. زندگي بهمنيار را بخوانيد خيلي شيرين است.
پس يكي از وظايف ما اين است كه كشف كنيم. چرا من گفتم مي‌خواهم از كارآفريني صحبت كنم؟ گاهي دانشجويي را مي‌بينيد كه غرق در متون ديني است او را كشف كنيد و به كار بگيريد؛ شايد يك قدم، دو قدم از من و شما هم جلوتر برود. اين را هم بگويم، انفاق و بخشش از ويژگي‌هاي انسان كارآفرين است. انسان‌هايي كه مي‌بخشند، توان توليد دارند. چون توليد هيچ محدوديتي ندارد. همة ذخائر و... محدوديت دارد؛ ولي خلاقيت و نوآوري هيچ محدوديتي ندارد و مي‌توان از چيزهايي كه در طبيعت هست براي ميليون‌ها سال ديگر هم توليد كرد.
از نظر پيامبر اكرم (ص) كم كاري و بي‌كاري عواقبي دارد
1. عواقب رواني و شخصيتي: تكدي، فقرگرايي، بي هدفي، غم گرايي.
2. عواقب اجتماعي: ظلم گرايي، نفرين، طرد و وابستگي.
3. عواقب عملي: معصيت، كفر، مرگ. (چون دچار افسردگي مي‌شود، زود ميميرد.)

پيامبر اكرم(ص) و كشاورزي
پيامبر اكرم (ص) خودش كارآفرين بود. امام صادق (ع) مي‌فرمايد: "پيامبر (ص) هميشه هسته‌هاي خرما را مي‌نشاند." ابن اثير مي‌گويد: در فدك يازده درخت خرما وجود داشت كه پيامبر (ص) آنها را كاشته بود. ميوة آنها را حُجاج استفاده مي‌كردند. در زمان متوكل به دستور بازيار، بشران بن ابيه ثقفي را مأمور كرد درخت‌ها را قطع كند كه البته وقتي اين كار را كرد فلج شد. پيامبر (ص) عاشق زراعت و درختكاري بود: "سئل اي المال خير؟ قال الزرع" خيلي در مورد كشاورزي تأكيد مي‌فرمود.

كار و كارآفريني در سيرة انبياي الهي
جالب است بدانيد كه اغلب انبياي الهي اين گونه بودند و كار و كارآفريني و خلق فرصت جزء ذات آنها بوده است. هيچ پيامبري بر انگيخته نشد مگر اينكه كار و زحمت را پيشة خود ساخت. حضرت آدم (ع): كشاورزي، دامداري و بافندگي. حضرت داوود (ع): آهنگري، زنبيل بافي و زره سازي. حضرت مسيح (ع): درودگري (نجاري)، طب و رنگرزي. حضرت ادريس (ع): دوزندگي و نوشتن. "اولُ نبي ما خاط و كتب؛ اولين پيامبري كه هم خياطي كرد و هم نوشت." حضرت نوح (ع): باغ‌داري، نجاري و زراعت. حضرت هود (ع): تجارت و بازرگاني. حضرت ابراهيم (ع): كشاورزي، گوسفندداري و شباني. حضرت سليمان (ع): زنبيل بافي و معماري. حضرت موسي (ع): گله داري و شباني. حضرت شعيب (ع): چوپاني و گله داري. حضرت لوط (ع): كشاورزي و باغ‌داري. حضرت صالح (ع): تجارت و بازرگاني. حضرت محمد (ص): بنايي، باغ‌داري، مزرعه داري، تجارت و بازرگاني و حتي آرد كردن گندم در خانه.
كسب و كار و كارآفريني در سيرة ائمه اطهار(عليهم السلام)
من مي‌خواهم در سيرة ائمه حركت كنم، زيباترين ديدگاهي كه مي‌توانيم در مورد ائمه داشته باشيم مسئله كارآفريني است. امام علي (ع) يك كارآفرين ارزشي بود. در طول 63 سال عمر شريفش 23 سال مبارزه براي استقرار مكتب؛ 25 سال سكوت براي حفظ وحدت؛ 5 سال و چند ماه حكومت براي استقرار عدالت نمود. اما در تمام اين مدت يك چيز تعطيل نمي‌شود و آن كار است. كار و اشتغال در تمام زندگي ايشان بود. جرداق مي‌نويسد: در حكومت پنج سالة امام علي (ع) هيچ كس بيكار نبود؛ هيچ كس بي خانه نبود؛ هيچ جواني مجرد نبود؛ دوست و دشمن سهم داشتند و هيچ دادخواهي معطل وجود نداشت.
امام حسن (ع) دو ويژگي داشت. 1. كارش خانه سازي بود كه پس از ساختن مي‌بخشيد 2. ديگ غذاي ايشان بود كه معروف بود. نوجواني‌هاي حضرت أباالفضل (ع) هم در كنار امام حسن (ع) بود و هر از راه رسيده‌اي و درمانده و مسافري مي‌آمد و از خوان نعمت ايشان استفاده مي‌كرد.
شما از اين حكومت بهتر مي‌خواهيد؟ حتي جوان مي‌آمد و حضرت به خاطر انحرافش او را تنبيه مي‌كرد و بعد به او زن مي‌داد. اگر بي‌كار بود، مي‌گفت برو نخلستان مرا آباد كن، بعد بيا حقوقت را بگير. و خيلي جالب است اين عدالت اجتماعي كه در حكومت امام علي (ع) بود. امام علي (ع) مي‌فرمايد:"خداوند به داوود (ع) وحي كرد كه تو بهترين بنده هستي اگر از بيت المال استفاده نمي‌كردي و با دست خود كار و فعاليتي را شروع مي‌كردي. داوود (ع) 40 روز تضرع كرد. سپس به امر خداوند آهن در دستانش نرم شد و روزي يك زره مي‌ساخت و مي فروخت و ديگران را هم بي‌نياز مي‌ساخت."
امام علي (ع)؛ هزار بنده را با دست‌رنج خود آزاد ساخت؛ براي كسب معاش هميشه كار مي‌كرد؛ گاهي شب تا صبح نخلستان را آب مي‌داد؛ گاه در دل چاه تا رسيدن به آب مشغول بود؛ نخلستان مي‌كاشت و واگذار مي‌كرد؛ بزرگترين عامل موفقيت را در كار و تلاش مي‌دانست و خصوصاً كشاورزي؛ زراعت و توليد را ارج مي‌نهاد. حضرت در نامه به مالك اشتر مي‌فرمايد: كوشش تو در آبادي زمين بيش از كوشش تو در جمع آوري خراج باشد. و خراج جز از راه آباداني حاصل نمي‌شود و طلب خراج بدون آباداني، شهرها را خراب و بندگان را نابود و حكومت را سرنگون خواهد كرد.
امام علي (ع) مي‌فرمود: لعنت و نفرين خدا بر كسي كه آب و خاك (زمين) دارد و نيرويش را به كار نمي‌بندد و فقير است. روزي در كوچه راه مي‌رفت، مشاهده كرد پيرمرد و پيرزني كاه‏گِل درست كردند و مي‌خواهند خانه شان را تجديد سقف كنند. فرمود: مي‌خواهيد كمك‌تان كنم؟ گفتند: بله. فرمود: دستمزدم را چه مي‌دهيد؟ گفتند: هجده دانه خرما داريم آن را مي‌دهيم. حضرت تمام گل‌ها را بالا برد و با ماله پهن كرد و سقف را صاف نمود و هجده خرما را گرفت. در روايتي آمده است كه شش خرما را خودش خورد، شش خرما به پيامبر (ص) و شش خرما به حضرت زهرا (س) داد. يك كارآفرين اين‌جوري است، ممكن است يك روز چيزي نداشته باشد ولي يك روز هم تمام اموال دنيا زير دستش باشد. كارآفرين اين روحيه را دارد.
امام علي (ع) كارآفريني بخشنده بود. مزارع، حفر چاه، حفر قنات، وقف خانه در بني زريق، بئر قيس، حره الرجلاء، بيضاء و... اينها كارهاي اقتصادي است كه حضرت به عنوان كارآفرين انجام داد.

اهميت به سه مؤلفة مهم در كارآفريني
1. صنعت: الصناعه امن من الفقر و العجز مفتاح الفقر.
2. كشاورزي: امام حسين (ع): سئل النبي (ص) اي المال خير؟ قال: زرع زرعه صاحبه و اصلحه و أدي يوم حصاده
3. بازرگاني: التجاره تزيد في العقل. التاجر الأمين الصدوق المسلم مع الشهداء يوم القيامه.

انواع كار و كارآفريني در كلام امام علي (ع)
1. شخصي كه با دستور و اختيار ديگري كار بكند اسير است يعني وابسته، كم اختيار و تحت امر است.
2. شخصي كه براي ديگري كار كند اجير است يعني تحت اختيار، فرمان‌گير و تابع است.
3. شخصي كه با ديگري كار بكند شريك است يعني اختيار متوسط، خلاقيت متوسط و تفكر نسبي دارد.
4. شخصي كه براي خود كار بكند خبير است يعني خودآغازگري، مي‌تواند در كنار ديگران هم نوآور باشد. يعني آغازگر، خلاق و ريسك پذير است. اين از بهترين روايت‌هاي كارآفريني است كه ما به آن مباهات مي‌كنيم.

كاسب و كارآفرين با الهام از ديدگاه امام علي (ع)
ويژگي‌هاي روحي: سخت‌كوش، خوداتكا، كمال‏جو، مردم‏گرا.
ويژگي‌هاي جسمي: سستي گريز، سحرخيز (بكور)، پركار، كوشا و پرتلاش.
ويژگي‌هاي اقتصادي: احتكارگريز، متعادل، تجربه گرا، دورانديش، ابزارشناس.
ويژگي‌هاي رواني: فرصت شناس، ريسك پذير، وقت شناس، تشويش گريز، روشمند.
ويژگي‌هاي روحي كارآفرين از ديدگاه امام علي (ع)
سخت‌كوشي: "البقاء علي العمل أشد من العمل؛ مداومت بركار سخت تر از خود كار است.6" ما بايد اين را به جوان و كارآفرين ياد بدهيم كه كاري كه شروع كردي ناتمام رها نكن.
خود اتكايي: "الياس عما في أيدي الناس؛ خوداتكايي و بي‏نيازي از دارايي‌هاي مردم7"
كمال جويي: "طوبي لمن ذل في نفسه و طاب كسبه؛ خوشا به حال كسي كه پيش خود ناكامل و كار او رو به سامان است." 8
مردم‏گرا: "أفضل الناس أنفعهم للناس؛ با فضيلت ترين مردم مفيدترين آنان نسبت به مردمند."9

ويژگي‌هاي رواني كار آفرين از ديدگاه امام علي (ع)
فرصت شناسي: "فما الحزم؟ قال أن تنظر فرصتك و تعاجل ما امكنك؛ دورانديشي چيست؟ فرمود: اين كه مترصد فرصت بماني و در زمان مناسب شتاب كني."
نكته‌اي اضافه كنم: بسياري از افرادي كه در مديريت‌هاي مياني قرار دارند جابجا هستند؛ ادبيات فارسي خوانده، بخش حسابداري كار مي‌كند، چه ربطي دارد؟ اين قاعده اي است كه بايد اصلاح شود. آن هم بر مي‌گردد به استانداردهاي شغل؛ يعني يك هماهنگي در سيستم ايجاد شود تا سيستم خوشبخت شود. ‌هارموني يعني يك ضرب‏آهنگ، يك آهنگ موزوني باشد. فرد سر جاي خودش نيست، وظايفش را نمي‌داند، دستوراتش معكوس است، آن وقت سازمان مي‌شود تنبل و معطل. اين است كه در مديريت‌هاي مياني به جاي اينكه پست‌ها پر شوند، اشغال مي‌شوند. و اشغالگر پست‌هاي مياني زياد است. در استانداردها مي‌گوييم يعني چه كسي، با چه ويژگي‌هايي، براي چه مدت زماني، با چه دانشي، در چه پستي بايد قرار بگيرد و اين اصطلاح استانداردهاي جهاني است.كه استانداردهاي شغل و شاغل را ما در اين قرار مي‌دهيم. به زعم من يكي از مهمترين مشكلات ما اين است كه اگر حل نشود بعداً مي‌تواند فاصلة جامعة ما را با دنيا زياد كند. همين الآن با همة امكاناتي كه داريم صد سال، دويست سال فاصله داريم. رشدمان خوب بوده اما توسعه مان كم بوده است. يكي از علت‌هايش را منابع انساني مي‌دانم. هر چيزي از انسان شروع مي‌شود و به انسان ختم مي‌شود.
پي‌نوشت‌ها:

1. الرحمن/ 29.
2. عهد عتیق.
3. انجیل متی و یوحنا.
4. نبأ 6 و10 و 11.
5. نبأ/ ٦ و۱٠و۱۱.
6. کافی، ج 2، ص 196.
7. غرر، الف.
8. بحار، ج 100، 9.
9. غرر، حرف الف.