try another color:
60% 70% 80% 90% تغییر اندازه فونت متن:
امروز: یکشنبه, 14 آذر, 1400

حرف دانشجو

Send to friendSend to friend

تحريرية دانشجويي يا ممتحن!
مي‌خواستيم مطلبي دربارة امتحان و اضطراب آن و اين جور چيزها برايتان بنويسم. مقاله‌اي به اصطلاح مشاوره‌اي ديدم كه به خيلي چيزها اشاره داشت از جمله:‌ ـ از تجسم احساس‌هاي منفي بپرهيزيد. ـ‌ به خاطر داشته باشيد كه منطقي‌ترين انتظارات اين است كه سعي كنيد هر چه را مي‌دانيد تا آنجا كه مي‌توانيد، نشان دهيد ـ شب قبل از امتحان خوب خوابيده و سعي نماييد كه با يك موسيقي آرام بخوابيد.
ـ صبحانه سبك و مناسب بخوريد و از نوشيدن قهوه!!! بپرهيزيد ـ‌كاري كنيد كه ساعتي قبل از امتحان احساس آرامش كنيد ـ‌به خود بگوييد:‌ «بعد مي‌توانم مضطرب شوم ولي حالا وقت امتحان است». ـ‌ وقتي احساس مي‌كنيد به قدر كافي براي امتحان آماده‌ايد دست به فعاليتي آرام‌بخش بزنيد و...
ولي اصلاً از خدا، توكل، توسل و تفويض امور به او و... چيزي نديدم. دوستي داشتم كه وقتي مي‌خواست امتحان بده. امتحانو با عمليات تو جبهه مقايسه مي‌كرد. رمز عمليات را مي‌ذاشت، وقت باقيمانده تا شب عمليات رو مشخص مي‌كرد. حتي تداركات رو در نظر مي‌گرفت ـ‌ چي بخوره و كِي بخوره و ... ـ مثلاً اول كتاب هاشو شناسايي كلي مي‌كرد. نقاط استراتژيك و سخت و راحت رو مشخص مي‌كرد. بعد با بلدهاي منطقه ـ يعني همان سال بالايي‌ها ـ‌ عمليات رو چك مي كرد. بعد مي‌افتاد به جون كتاب و چيدن اطلاعات و ... گاهي وقت‌ها هم از بقية نيروها مداد و چيزها ديگه تك مي‌زد. سخت كار مي‌كرد و خدا رو هم در نظر مي‌گرفت. قبول هم مي‌شد. گاهي وقتا هم با وجود رعايت همه نكات شكست مي‌خورد، اما نااميد نمي‌شد و به فكر عمليات بعد بود ... .

نامة‌ واردة دانشجويي
بسم‌ رب الشهداء و الصديقين
با سلام به بچه‌هاي دفتر ارتباطات دانشجويي معارف
راستش خيلي حرف‌ها دارم كه بزنم. از بس كه دلم پره نمي‌دونم از كجا شروع كنم؟
تو اين وانفسا كه همه دارند از دين بد مي‌گويند، همه يك طوري مي‌خواهند ما را از دينمان جدا كنند، در اوضاعي كه همه مي‌خواهند چهره‌اي خشن و متحجر براي دين و دينداري بسازند، ...
خودتان كه بهتر مي‌دانيد چه كارها مي‌كنند كه دين را چنين و چنان نشان دهند. حالا كه در دانشگاه‌ها هنوز مي‌توان درس‌هايي از دينمان را بيابيم، چرا بايد اين چنين باشد؟
از اغلب دانشجويان كه بپرسند، مي‌گويند: «كلاس‌هاي اخلاق و معارف فقط فرصتي براي خواب است و استاد هم ...».
استاد ما آنقدر آهسته حرف مي‌زد و همه كلمات كتاب را تكرار مي‌كرد كه يك نفر بيدار سر كلاسش به زور پيدا مي‌شد. آخر اين چه وضعيتي است؟ چرا حالا كه ـ‌ خدا را شكر ـ هنوز مي‌توان اين كتاب‌ها را در دانشگاه‌ها ديد، اينقدر مطالب نامفهوم و تكراري ياد بگيريم؟
معارف 1و 2 را من پاس كردم و فقط مبحث ولايت فقيه در معارف 2 به نظرم جالب آمد كه آن هم استاد نرسيد درس بدهد و حذف شد.
همه مي‌نالند از اينكه وقتي سر كلاس معارف مي‌نشينند وقتشان تلف مي‌شود.
تاريخ اسلام و ريشه‌هاي انقلاب ايران هم همينطور هستند. درس‌هايي كه هيچ كدام با مقتضيات زمان ما هماهنگي ندارند.
بحث‌هايي كه هيچ كدام طرفدار ندارند و از همه بدتر، وضعيت اساتيد است كه اين موضوعات خشك را خشك‌تر مي‌كنند. اين همه مباحث شبهه‌برانگيز كه هر روز بيشتر از روز قبل از طرف براندازان انقلاب مطرح مي‌شود و متأسفانه آنقدر تبليغات وسيع دارند كه سريع در تمام قشر‌هاي جامعه مي‌پيچد و هر دانشجو آن را به خانه مي‌برد و به همين صورت از قشر تحصيل كرده به اقشار عامي هم انتقال مي‌يابد. اما كجا ديده‌اند كه دانشجويي از دروس معارف تعريف كند و از آن چيزي به خانه ببرد؟
البته در مقابل اين همه شبهه افكني كه وجود دارد، ما هم جواب داريم ولي متأسفانه تبليغات كم و غير متعهد بودن خودي‌ها و خيلي عوامل ديگر نمي‌گذارد صدايمان در بيايد.
قرآن كتاب جامعي است و خودتان بهتر مي‌دانيد چه مطالب علمي در آن هست كه هنوز كشف نشده، چرا روي قرآن كار نمي‌كنيد؟‌من خودم تحقيقي به نام اعجاز در قرآن داشتم، وقتي كتاب‌هاي تفسير را مي‌خواندم به چيزهاي عجيبي كه تا به حال نمي‌دانستم و خيلي برايم جالب بود بر مي‌خوردم. موضوع ديگري كه نظرم را جلب كرد موضوع روان‌شناسي در قرآن بود، چرا همه كتب روان‌شناسي ترجمه كتاب‌هاي لاتيني هستند؟ مگر ما در مملكت خودمان روانشناس نداريم كه كتاب بنويسد، قرآن به اندازه‌اي جامع هست كه نيازي به آدم نيست. من درس‌هاي ديگري هم داشتم و نتوانستم آن طور كه مي‌خواهم روي اين كار وقت بگذارم و كار كنم اما مسلماً بچه‌هايي كه در حوزه و درس‌هاي قرآني هستند وقت دارند روي اين كارها تحقيق كنند و اگر اين كارها را كرده‌اند لااقل نتايج جالب آنها در كتاب بياوريد. از رابطه علم و دين كه اين روزها روي آن بحث مي‌شود بياوريد. من يك مقاله مي‌خواندم و با وجود اين كه مي‌دانستم نويسندة آن چه خط و خطوطي دارد، بعد از خواندن مقاله كلي شبهه در ذهنم ايجاد شد كه بالاخره چرا دين ما اينقدر متحجر است؟ يا چرا ما مسلمانان اينقدر عقب افتاده‌ايم؟ تمام كشفيات و اختراعات مهم مال آنهاست و از ما فقط ادعا مانده‌. براي اين سئوالاتم جواب نداشتم و دائم به خودم مي‌گفتم 4 واحد معارف يك ذره هم به دردم نخورد.
ديگر زمان آن نيست كه بحث‌ها اين طوري مطرح شود. اينقدري كه آنها روي دين كار مي‌كنند كه تا چهره‌اش را خراب كنند ما كار نمي‌كنيم تا حفظش كنيم.
من از شما بچه‌ها، رؤسا و خلاصه هر كه مسئول است و مي‌تواند كاري كند تمنا مي‌كنم كتاب‌ها را هر چه زودتر عوض كنيد و مخصوصاً بعضي از اساتيد آن را كه نمونه كامل تحجر هستند. تمنا دارم و استدعا دارم كه زمان را به فردا موكول نكنيد، زود بجنبيد كه شايد كمي ديرتر زماني برسد كه ديگر نتوان كاري كرد. با تشكر از شما و همة كساني كه خودشان را مسئول مي‌دانند و دائم مشكلات كشورمان يادشان هست و هنوز رنگ و بوي كربلاي جنوب را دارند.
سميه عباسي دانشجوي رشته پرستاري
دانشگاه علوم پزشكي يزد

ديدگاه دانشجويي
من عرف نفسه ...
• در لابه‌لاي فرم‌هاي نظر سنجي پيرامون محتواي كتاب‌هاي درسي معارف اسلامي 1و 2 به مطلب جالبي برخورد كرديم كه در ادامه مي‌آيد:
«اگر فرم نظرسنجي را ديده باشيد فقط به يك مورد پاسخ گفتم [انسان شناسي]، زيرا بقية موارد ظهورات اين يك مورد است. يعني اولين سئوالي كه آدم بايد پاسخ دهد اين سئوال است كه «من كيستم؟» اين من كيستم وقتي برانگيخته شود سئوالات ديگري پديدار مي‌شود مثلاً: «داراي چه نيازي هستم؟ و بايد اينجا چه كار كنم؟»
بحث خدا شناسي، احكام، حركت جوهري و ... حل نمي‌شود مگر اينكه مسأله معرفت نفس حل شود. الان نمي‌دانم كتاب معارف يك و دو دنبال چه هستند؟ آقا! اين مطالب به كار نمي‌آيد. كسي كه خود را نشناخته، خود را پيدا نكرده، خداشناسي به چه دردش مي‌خورد؟ احكام جديد به چه دردش مي‌خورند؟‌ شما بايد اين «من كيستم؟» افراد را روشن كنيد و آنها را مشغول كار و فعاليت كنيد تا آنها به دنبال خداشناسي و باقي مسائل بروند.»
استاد ما...
• آقاي ج.م، خبرنگار افتخاري معارف براي معرفي جناب آقاي رفيعي از اساتيد گروه معارف دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي مي‌نويسند:
«نحوه ارائه مطالب ايشان، نحوه برخورد خوب و شايسته ايشان، پيوند نزديك مطالب مطرح شده در كلاس با مسائل روز جامعه، تفسيرهاي منصفانه ايشان از وقايع روز به طور كلي به روز بودن مطالبي كه ارائه مي‌كنند، (صرفنظر از سرفصلي كه به ايشان براي ارائه مطالب داده شده بود)‌ ايشان را از ديگر اساتيد گروه معارف اسلامي دانشگاه متمايز ساخته است.
حضور مداوم و ارتباط ايشان با دانشجويان دانشكده‌ها به بهانه‌ها و مناسبت‌ها مختلف، حضور در اردوهاي دانشجويي كه در دانشكده‌هاي مختلف برگزار مي‌شد، حضور در اردوي «بازديد از جبهه‌هاي جنوب بسيج دانشگاه» و ... محبوبيت خاصي به ايشان داده است.
به نظر من حضور چنين اساتيدي در گروه‌هاي معارف دانشگاه مي‌تواند مقبوليت بيشتري به اين مجموعه ببخشد، به خصوص در دانشگاه‌هاي علوم پزشكي كه بيگانگي دانشجويان با دروس عمومي بيشتر به چشم مي‌خورد.»
نوشته‌هاي بي‌حوصله
• سركار خانم غفاريان، خبرنگار افتخاري معارف ـ دانشجوي رشته پرستاري دانشگاه علوم پزشكي بيرجند، دستنوشتة‌ يكي از دانشجويان اين دانشگاه را براي ما ارسال كرده‌اند كه عيناً درج مي‌شود:
امروز يكشنبه است و طبق معمول هر هفته، اين ساعت كلاس اخلاق داريم. خدايا چه كلاس خسته‌ كننده‌اي! به جاي اينكه استاد درس بدهد، ديكته مي‌گويد و اين بچه‌هاي ساده هم براي اينكه نمره آخر ترمشان از 20 كمتر نشود مثل ميرزا بنويس‌ها جزوه مي‌نويسند و من كتاب اخلاق را جلوي خودم باز كردم و خط مي‌برم. خدايا! خاطرات تكرار مي‌شوند. واي كه اين استاد چه حرفهاي بي‌سر و تهي مي‌زند!‌ كلاس هم خيلي شلوغ است. هر ثانيه يكي از صندلي‌ها تكان مي‌خورد و اعصاب مرا به هم مي‌ريزد، هر ثانيه يكي از بچه‌ها بعد از گذشت 10، 15 دقيقه از شروع كلاس با بي‌حالي و سر و صداي زياد وارد كلاس مي‌شود. از قيافه بچه‌ها مشخص است كه هيچ رغبتي براي كلاس آمدن ندارند. خدايا! اي كاش يك معلم اخلاق داشتيم كه به ما درس اخلاق مي‌داد نه اينكه از روي كتاب اخلاق ديكته بگويد!
الان استاد حرف مي‌زند و من هم با اين قلمي كه تازه خريده‌ام براي دوستم يادگاري مي‌نويسم ... ».
حرف دانشجو
ستون آزاد
توضيح:‌ مطلب زير داستان نيست، يك واقعيت است؛‌ يك واقعيت تلخ.
واقعيت تلخ:
زمان:‌ يكي از اولين روزهاي سال 1377.
مكان:‌ يك محفل كاملاً خصوصي
اعضاء: 8 نفر از دانش آموزان پيش دانشگاهي.
وضعيت:‌صداي آهنگي از راديو ـ‌ ضبط به گوش مي‌رسد.
موقعيت: در كنار هم مشغول گفتگو در مورد كنكور هستند.
ملاحظات: هر 8 نفر نماز مي‌خوانند.
وسايل جانبي: ندارند
محل تحصيل: دبيرستان.
3 سال بعد:
زمان: يكي از روزهاي سال 1380.
مكان:‌ همان محفل خصوصي.
اعضاء:‌ 8 نفر دانشجو (همان 8 نفر قبل)
وضعيت:‌ در فضايي كاملاً دودآلودف صداي قُل قُل قليان به گوش مي‌رسد.
موقعيت: در كنار هم مشغول بحث در مورد مرگ (خودكشي) هستند.
ملاحظات: 4 نفر از 8 نفر خدا را قبول دارند. فقط 2 نفر نماز مي‌خوانند.
وسايل جانبي:‌يك پاكت سيگار، يك بطري ... مقداري مواد ... .
توضيح: 2 ـ 3 نفر از اين وسايل جانبي استفاده نمي‌كنند.
محل تحصيل:‌دانشگاه!
نتيجه: دانشگاه جايي است براي تربيت نيروي متعهد، متدين و متخصص!!!!
پايان
ارسالي توسط رضا جديد اردكاني ـ‌ خبرنگار افتخاري معارف ـ دانشجوي مهندسي عمران ـ‌ آزاد يزد.
حرف دانشجو
مصاحبه با ....
در تاريخ 29 و 30 فروردين سال جاري و با حضور اساتيد دانشگاه‌هاي گرگان، آزادشهر و علي‌آباد كتول «كارگاه روش ارزشيابي» در دانشگاه آزاد علي‌ آباد كتول برگزار شد.
سركار خانم ابري، دانشجوي رشته حسابداري اين دانشگاه كه به عنوان خبرنگار افتخاري نشرية‌ معارف با دفتر ارتباطات دانشجويي همكاري مي‌كنند، مصاحبه‌اي با جناب حجت الاسلام موسوي (مدير دفتر هماهنگي شوراي مناطق گروه‌هاي معارف اسلامي)‌و حجت الاسلام طاهري (مدير گروه معارف و مسئول دفتر فرهنگ اسلامي دانشگاه)‌ انجام داده‌اند كه ضمن تشكر، بخشي از مصاحبه ارسالي ايشان درج مي‌گردد.
آقاي موسوي ضمن ابراز اميدواري براي تداوم اين حركات، از نحوة برگزاري و ادارة‌ اين نشست آموزشي ابراز رضايت و خرسندي نموده و آن را در سطح مناسب و خوبي ارزيابي نمودند. مدير دفتر هماهنگي شوراي مناطق در بخش ديگري افزودند: چون دروس معارف استاد محورند لذا بايد سرمايه‌ گذاري بيشتري شود.
حجت الاسلام طاهري، مدير گروه معارف و مسئول دفتر فرهنگ اسلامي دانشگاه آزاد علي‌ آباد كتول، در مورد اين كارگاه ابراز داشتند:‌ به نظر بنده تشكيل كارگاه‌هاي روش تدريس يا ارزشيابي، نه تنها مفيد بوده بلكه ضروري مي‌باشد. زيرا به طور يقين نحوة ارتباط و رفتار با دانشجويان در علاقه‌‌مند نمودن دانشجويان به دروس و كلاس بسيار مؤثر و مهم مي‌باشد به ويژه در دروس معارف كه به جهت ويژگي خاص خود، رعايت اينگونه مسائل را بيش از پيش داراي اهميت مي‌گرداند.
در حاشيه:
• از نكات جالب در مورد اين كارگاه آن است كه رياست دانشگاه واحد علي ‌آباد كتول (جناب مهندس علي‌ بيگي)‌ و چند تن از معاونان ايشان و جمعي از اساتيد گروه‌هاي ديگر نيز در اين كارگاه حضور داشتند و در برنامه‌هاي آن شركت نمودند.
• آقاي مهندس مقصودلو (استاد رشتة برق و معاون آموزشي دانشگاه آزاد علي‌ آباد كتول) نيز در اين كارگاه نيز شركت داشتند. و در اين زمينه گفتند « اين كارگاه براي اينجانب كه استاد رشته برق هستم بسيار خوب و مفيد بوده است.» ما هم اميدواريم كه براي اساتيد گروه معارف نيز مفيد بوده باشد.
«گروه معارف اسلامي دانشگاه آزاد اسلامي واحد كازرون به مناسبت هفته معلم و سالروز شهادت استاد مطهري برگزار كرد». همايش جوان و انديشه‌ها با تكيه بر آثار و انديشه‌هاي استاد شهيد مطهري
همزمان با سالروز بزرگداشت شهادت شهيد مطهري و هفته معلم، گروه معارف اسلامي دانشگاه آزاد اسلامي واحد كازرون اقدام به برگزاري همايش جوان و انديشه‌ها با تكيه بر آثار و انديشه‌هاي شهيد مطهري نمود. در اين همايش دكتر رضا حاجي ابراهيم در خصوص دينداري و جوان به ايراد سخن پرداخت. ايشان با اشاره به اينكه مي‌بايست بين جهان فيزيكي مشترك بين انسان‌ها و جهان شخصي (انفسي) تفكيك قايل شويم گفت:‌ امروزه ما با كساني برخورد مي‌كنيم كه جدا از حال و هواي اين جهان زندگي مي‌كنند گاهي ما در ايران زندگي مي‌كنيم اما ارزش‌ها و آرمان‌ها و تعلقات ما مثل كسي است كه در كشوري ديگر مثل فرانسه زندگي مي‌كند. ايشان در ادامه افزود:‌ همه هم و غم ما مي‌بايست عزت و عظمتي باشد كه در ذهن ما جا باز مي‌كند ايران جايي است كه ما در آن زندگي مي‌كنيم و به آن عشق مي‌ورزيم و با آن زندگي مي‌كنيم .
در ادامة‌ همايش دكتر علي مطهري فرزند شهيد مطهري طي سخناني گفت:‌ انسان اگر در همه چيز شكست بخورد اما در ايمانش شكست نخورد باز هم پيروز است. ايشان ادامه داد: با ايمان و عقيده به يك مكتب درست كه بزرگترين سرمايه براي نسل جوان است مي‌توان به آنها شخصيت داد و بزرگترين خدمت را به آنان نمود. اعتماد به يك مكتب و داشتن يك مكتب و ايدئولوژي مستقل به ما شخصيت و هويت مي‌دهد. دكتر مطهري بزرگترين خدمت شهيد مطهري به همه ما و جهان را اين دانست كه يك ايمان و شعور نسبت به مكتب خودمان در ما به وجود آورد، يك حماسه و صلابتي كه اگر ملتي اين شور و صلابت را داشته باشد در مقابل هيچ قدرتي سر فرو نخواهد آورد. وي عنوان كرد عصر ما عصر شك و ترديد است و مي‌بايست در اين عصر رفع شبهه كرد چرا كه مسائل زيادي به وجود آمده است. يكي از مهمترين مسائل امروز ما اين است كه ما زبان و مشكلات نسل جوان را بفهميم، آنگاه با زبان خود آنها به حل مشكلاتشان كمك كنيم. ايشان اضافه كرد: مصلح واقعي كسي است كه با نقاط ضعف مردم مبارزه كند نه تعريف و تمجيد كند. به عبارت ديگر فرد مصلح بايد به نقاط ضعف مردم توجه كند هر چند از محبوبيت اجتماعي او كاسته مي‌شود.

شبنم ياد
غزل غربت
• براي غريب‌ترين مرد روزگارمان امام خميني(ره)
كشيده جذبة چشمانت، مرا به خلوت بيداران
نثار مقدم سبزت باد، شكوفه‌هاي گل باران خوشم به جرعه‌اي از آن مي، كه در كلام تو مي‌جوشد
كم از كرامت دريا نيست. نم پيالة هشياران چه روزهاي غريبي را، در انتظار تو سر كرديم
طنين غربت ما را داشت، صداي طبل عزاداران
درون سينة يارانت، زلال عاطفه مي‌جوشد و در ادامة يك بيعت، فتاده دست علمداران به يمن نام بلندت و در اين سپيدة نوراني قلم به دست شقايق هاست، علم به دوش سپيداران
عليرضا قزوه ـ از نخلستان تا خيابان
با همراهان
آقايان:
محمد جواد اشعري، دانشگاه كردستان ـ رضا جديد اردكاني، دانشگاه آزاد اسلامي يزد ـ عباس فريدوني، دانشگاه كردستان ـ پرويز صداقت، دانشگاه محقق اردبيلي ـ نصرالله خواجه گيري، فارغ‌‌التحصيل دانشگاه خليج فارس ـ سيد حامد سيد حسيني، دانشگاه محقق اردبيلي ـ مهدي شعباني، دانشگاه صنعتي سهند ـ نعمت پناهي، دانشگاه زنجان.
خانم‌ها:
عفت عبدلي، دانشگاه بوعلي سينا همدان ـ الهام خطيبي، دانشگاه شهركرد ـ‌ شهري كارجو سادات،‌ دانشگاه تربيت معلم تهران ـ سميه عباسي، دانشگاه علوم پزشكي يزد ـ‌ مريم مرادي، دانشگاه تبريز ـ‌ مريم ابري، دانشگاه آزاد اسلامي علي آباد كتول ـ‌سوده شفيعي زاده، دانشگاه علامه طباطبايي(ره) ـ نجمة السادات بهشتي، دانشگاه صنعتي اصفهان ـ‌ كبري كريمي، دانشگاه علوم پزشكي سمنان ـ‌ اعظم غفاريان، دانشگاه بيرجند ـ زهرا فرشادفر، دانشگاه رازي كرمانشاه.