try another color:
60% 70% 80% 90% تغییر اندازه فونت متن:
امروز: پنجشنبه, 30 دی, 1400

راه‌هاي جذب دانشجويان به نماز (قسمت اول)

Send to friendSend to friend
نام نویسنده: 
سيد حسين حر

1. ترسيم جذابيت‌هاي نماز
هنگامي كه انسان از زيبائي‌ها و جذابيت‌هاي عبادات به ويژه نماز كه ستون دين است، آگاه شود، پايبندي و توجه به آن فزوني مي‌يابد و مي‌كوشد به نحو احسن آن را به جا آورد. براي روشن‌تر شدن اين موضوع ذكر برخي از بيانات نوراني حضرات معصومين ـ عليهم‌السلام ـ‌ ضرورت دارد. پيامبر اسلام (ص) در اين خصوص مي‌فرمايد: "نماز به نهري تشبيه شده كه انسان روزي پنج بار در آن شستشو مي‌كند و ديگر چركي باقي نمي‌ماند"1 و يا فرمود: نور و روشني چشم من در نماز است.2 و نيز فرمود: نماز، به منزلة پرچم و آرم و نشانة مكتب اسلام است.3 امام علي (ع) در اين باره فرمود: "مردم نماز را بر عهده گيريد و آن را حفظ كنيد، زياد نماز بخوانيد، و با نماز خود را به خدا نزديك كنيد... همانا نماز، گناهان را چونان برگ‌هاي پائيزي فرو مي‌ريزد و غُل و زنجيرگناهان را از گردن‌ها مي‌گشايد..."4 از امام حسن مجتبي(ع) سؤال شد: چرا بهترين لباس‌ها را به هنگام نماز مي‌پوشيد؟ فرمود: خداي بزرگ زيباست و زيبايي را دوست دارد. پس من براي پروردگارم خود را آراسته مي‌كنم؛ زيرا خداوندمي‌فرمايد: نزد هر مسجدي خود را آراسته كنيد. به همين دليل دوست دارم بهترين لباس‌هايم را بپوشم.5 امام سجاد(عليه‌السلام) فرمود: "و به هنگام نماز، مقام واصلان به منازل والاي آن و حافظان اركانش را بر ما ارزاني‌دار، آنان كه نماز را در اوقات مخصوصش بنا بر سنّت بنده و پيامبرت ـ‌ كه درود تو بر او و آلش باد ـ در ركوع و سجود و همة فضيلت‌هايش با كامل‌ترين و تمام‌ترين طهارت، و روشن‌ترين و رساترين خشوع، به جاي مي‌آورند"6 امام صادق(عليه‌السلام) فرمود: "هر كه اين نمازهاي پنجگانة واجب را بر پا دارد و بر وقت‌هايش مواظبت نمايد، خداوند را در روز رستاخيز در حالي ديدار كند كه او را از جانب خداوند پيماني باشد و خدا او را به سبب آن پيمان به بهشت در آورد و هر كه در وقت‌هايش نماز را بر پا ندارد، پس او را چنان باشد كه اگر خدا خواهد او را ببخشايد و چون خواهد او را عذاب كند"7
با توجه به اين بيانات و ساير احاديثي كه در خصوص جاذبه‌هاي نماز از سوي حضرات معصومين عليهم السلام ايراد شد. نسيم فرح‌بخشي در وجود ما وزيدن گرفته و شوق و رغبتمان را نسبت به اقامه نماز كه فريضة الهي است، مضاعف مي‌نمايد.

2. پاداش رفت و آمد به مسجد و بيان فضيلت نماز جماعت
هنگامي كه پيامبر عظيم‌الشأن اسلام به مدينه هجرت كردند، نخستين اقدام ايشان تأسيس مسجد بود، تا گذشته از اينكه در خدمت عبوديت و بندگي خدا قرار مي‌گيرد، به عنوان يك محل تعليم و تربيت از يك سو و هم‌چنين كانون سياسي و قضايي از سوي ديگر در آيد. ساختن مسجد باعث ايجاد وحدت و يكپارچگي و انسجام بيشتر در ميان جامعه اسلامي گرديد، به طوري كه مسلمين براي اقامه نمازهاي پنجگانه در مسجد حضور پيدا مي‌كردند و باعث اخوت و برادري و نزديك شدن قلوب آنها به يكديگر مي‌گرديد و مي‌توانستند ضمن به جا آوردن فريضه مقدس نماز معارف و احكام اسلامي را از زبان پيامبرگرامي اسلامي بشنوند و عمل نمايند.8
مساجد به عنوان يك مكان مقدس از صدر اسلام تا كنون براي مسلمين نقش مهمّي چه در حوزة عبوديت و چه در حوزه‌هاي مختلف ديگر ايفا نموده، پيشوايان ما اجر و پاداش زيادي براي كساني كه قدم به آن مي‌نهادند، بيان فرمودند كه به پاره‌اي از آنها اشاره مي‌نماييم.
امام علي (ع) بارها مي‌فرمود: هر كه به مسجد رفت و آمد كند، يكي از اين هشت چيز را به دست آورد: برادري كه در راه خدا از او بهره‌مند گردد، دانشي برگزيده، نشانه‌اي استوار، رحمتي مورد انتظار، سخني كه او را از تباهي باز دارد، سخني كه بشنود و او را بر راه هدايت رهنمون شود و يا گناهي را به سبب بيم يا آزرم ترك كند.9 امام صادق از پدرانش عليهم‌السلام روايت نموده كه پيامبر خدا (ص) فرمود: هر كه قرآن گفتارش و مسجد خانه‌اش باشد، خداوند خانه‌اي براي او در بهشت بنا نهد.10 و نيز فرمود: هر كه پياده سوي مسجدها رود، پاي خويش را بر هيچ خشك و تري ننهد، جز آنكه اين زمين تا زمين هفتم براي او خدا را تسبيح گويند و به پاكي ياد كنند.11
به نظر مي‌رسد يكي از اهداف نبي مكرم اسلام (ص) در توجه دادن به مساجد اين بود كه به مردم تفهيم نمايند كه علم و ايمان با يكديگر توأم است، يعني هر كجا مسجدي بنا شد آنجا كانون تعليم و تربيت و علم و دانش نيز مي‌باشد.12 در خصوص پاداش نماز جماعت امام صادق عليه السلام فرمود: به راستي ، نماز جماعت بيست و سه درجه بر نماز فُرادي برتري دارد و بيست و پنج نماز به شمار آيد.13 از رسول خدا (ص) نقل شده كه فرمود: نماز كسي كه صداي اذان را بشنود و بي‌دليل ، در نماز جماعت مسلمانان شركت نكند، ارزشي ندارد.14 اگر نفرات شركت كننده در نماز جماعت از ده نفر گذشت، حساب آن را جز خدا كسي نمي‌داند.15
نخستين نماز جماعتي كه در صدر اسلام برگزار شد، به امامت پيامبر عظيم الشأن بود. يعقوبي در اين خصوص مي‌نويسد: "نخستين نمازي كه بر او واجب گشت، نماز ظهر بود، جبرئيل آمد و وضو گرفتن را به او نشان داد و چنانكه جبرئيل وضو گرفت، رسول خدا هم وضو گرفت، سپس نماز خواند تا به او نشان دهد كه چگونه نماز بخواند، سپس رسول خدا (ص) نماز خواند. بر روايت بعضي نخستين نمازي كه رسول‌الله(ص) خواند، "صلوة وسطي" يعني نماز ظهر بود. سپس خديجه دختر خويلد رسيد و رسول خدا (ص) او را خبر داد، پس وضو گرفت و نماز خواند، سپس علي بن ابيطالب رسول خدا (ص) را ديد و هر چه را ديد انجام مي‌دهد، انجام داد."16
اگر شريعت مبين اسلام امروز به دست ما رسيده، مرهون زحمات پيامبر اسلام (ص) و ائمه اطهار عليهم السلام و بسياري از كساني است كه در اين راه شكنجه و يا حتي جان خود را در راه اعتلاي آن دادند. چنانكه در تاريخ آمده، روزي پيامبر (ص) به همراه مسلمانان مشغول نماز جماعت بودند كه يكي از مشركان، غلام خود را امر كرد تا شكنبه و سرگين شتر را بردارد و بر ميان دو شانة رسول خدا (ص) كه در سجده بود، افكند.17 و به اين صورت موجبات آزار رسول ‌الله (ص) را فراهم نمودند. هر چند اين حادثه با جوانمردي عموي پيامبر (ص) ابوطالب، پاسخ دندان‌شكني به مشركان داده شد امّا دلالت بر استقامت پيامبر (ص) از يك سو و ايستادگي و حمايت مسلمانان از ايشان از دوم‌سو دارد. شايان ذكر است هنگامي كه دانشجويان و جوانان برومند ما از اين مصاديق تاريخي مطلع باشند با علاقمندي بيشتر به سمت نماز جماعت سوق پيدا مي‌كنند.

3. ارائه و ترسيم ارزش عبادت در جواني
از جمله عوامل سوق دهندة دانشجويان و جوانان به نماز جماعت، بيان ارزش عبادات آنان در دورة جواني، كه در حقيقت همانند يك دُر گرانبها در اختيار آنان نهاده شده، مي‌باشد. پر واضح است هنگامي كه انسان از جايگاه و منزلت خود در نزد حضرت حقّ مطلع باشد، عمر گرانمايه‌اش را در همان راهي كه محبوبش مي‌پسندد، صرف مي‌نمايد و به هيچ وجه حاضر نيست ارزش وجود خود را با گناه تيره و تار سازد. در اينجا بيان احاديثي از سوي نبي مكرم اسلام (ص) ضرورت مي‌يابد. رسول خدا (ص) فرمود: "خداوند جواني را كه در اطاعت خدا، جواني خود را سپري ‌كند دوست دارد"18 و نيز فرمود: "خداي تعالي در برابر فرشتگان به جواني كه عبادت مي‌كند، مباهات مي‌نمايد و مي‌فرمايد: به بندة من بنگريد كه به خاطر من تمايلات شهواني‌اش را رها ساخته است."19 و باز فرمود: "برتري جوان عابدي كه در كمي سنش بندگي ورزد، بر پيري كه پس از سالمندي رو به بندگي آرد، همچون برتري پيامبران بر ديگر مردم است."20

4. ارائه الگوهاي موفق نمازگزار به دانشجويان و جوانان
يكي از ويژگي‌هاي عمده در انسان به ويژه در دوران نوجواني و جواني، حسن الگوپذيري است. انسان‌ها در صددند شخصيت‌هايي كه از نظر مادي و به ويژه معنوي به كمال رسيده‌اند را اسوة خود قرار دهند. الگوها و نمونه‌هاي اخلاقي و چهره‌هاي موفق نمازگزار، هميشه نيروي محركة جامعه بوده‌اند و آنها را به سمت اهداف متعالي كه همان قرب به خداوند است سوق داده‌اند.
در اين مورد ذكر برخي از نمونه‌ها ضروري است. در جنگ صفين تيري به پاي مبارك اميرمؤمنان اصابت كرد و نوك تير در پاي حضرت باقي ماند. جرّاحان آن روز نتوانستند آن را خارج سازند و وقتي حضرت به سجده رفتند آن را بيرون آوردند، بعد از نماز حضرت قسم ياد نمود كه چيزي حس نكرد.21 حال ممكن است كه اين سؤال در ذهن متبادر شود كه چگونه ممكن است كسي چنين دردي را حس نكند؟ آري!‌ مراحل كمال انسان اولاً تسلط بر اعضا و جوارح است يعني اينكه انسان بر چشم، گوش، زبان و... مسلّط باشد.
ثانياً: تسلط برخواسته‌هاي درون است از شهوت، غضب، حبّ مال، رياست‌طلبي و... ثالثاً: تسلط بر أوهام و خيالات و افكار است كه در نماز اسير آنها نباشد. رابعاً: فراموش كردن خويشتن و جذب جلوات حضرت حق شدن است.22
جهادهاي پيامبر (ص) و نبردهاي علي عليه‌السلام و نهضت حسيني، همه براي "اقامة نماز" و ايجاد و تقويت رابطة بندگي ميان خالق و مخلوق است. در نهضت عاشورا، نماز جايگاه مهمي دارد. پيش از شب عاشورا كه سپاه عمر سعد به طرف خيمه‌گاه امام مي‌تازند، حضرت برادرش عباس را مي‌فرستد تا با آنان گفتگو كند و شب را مهلت بخواهد تا به نماز و عبادت بگذرانند. در همان وقت نيز حبيب بن مظاهر به سپاه دشمن خطاب كرد كه چرا با گروهي مي‌جنگيد كه سحر خيزان و شب زنده داران و اهل عبادتند؟23
به گفته مورخان همة ياران امام شب را به نماز مشغول بودند. ظهر عاشورا نيز، ابوثمامه صائدي، وقت نماز را به ياد حضرت آورد. حضرت نيز او را دعا كرد كه: خداوند تو را از نمازگزاران ذاكر قرار دهد. آنگاه به اتفاق جماعتي به نماز ايستادند و نماز خوف خواندند.
سعيد بن عبدالله نيز از ياران او بود كه هنگام نماز، جلوي امام ايستاد و بدن خويش را سپر تيرهاي بلا ساخت و با پايان يافتن نماز امام، او بر زمين افتاد و شهيد نماز گشت.24 امام زين العابدين را كه اهل سجده بود و آثار آن بر پيشانيش ظاهر بود "ذي الثفنات" مي‌گفتند.25 افراد زيادي در طول تاريخ به پيشوايان معصوم عليهم السلام كه سياستمدار و رهبر بندگان و اركان و استوانه‌هاي بلادند و اگر نبودند زمين اهلش را به كام خود فرو مي‌برد"26 اقتدا كرده و سجده‌هاي طولاني داشتند، از جمله: فضل بن شاذان گويد: داخل عراق شدم، شخصي را ديدم كه دوستش را مورد سرزنش قرار داده و به او مي‌گويد: تو مردي عائله مندي و ناچار مي‌بايست براي آنها كسبي داشته باشي، من مي‌ترسم كه سجدة طولاني تو، به چشمانت آسيب برساند. چون سخن بر اين منوال بسيار راند، دوستش در پاسخ گفت: سخن بسيار گفتي، واي بر تو، اگر چشم كسي به جهت سجده از دست مي‌رفت ، بايد چشم ابن ابي عمير از دست برود، چه مي‌گويي دربارة مردي كه بعد از نماز صبح به سجده شكر رفت و تا هنگام ظهر سر برنداشت؟ البته هرگز نبايد از آنچه در اين باره ذكر شد يا مي‌شود، شگفت زده شد، زيرا عاشق از مناجات با معشوق لذّت مي‌برد و نزديك‌ترين حال وصل همان سجده است، سجده‌اي كه تجلي گاه فروتني و مستلزم ترقي و رسيدن به محبوب واقعي است.27 نسل حاضر ما از امام خميني (ره) بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران، نيز در خصوص پايبندي به نماز تا پايان عمر شريفش درس مي‌آموزد و آن را الگوي خود قرار مي‌دهد. يكي از نزديكان امام گويد: امام خميني در يكي از روزهاي آخر عمر خود مي‌خواست بخوابد، به من گفت: اگر خوابيدم، اول وقت نماز بيدارم كن. گفتم: چشم. اول وقت نماز شد و امام خوابيده بود و حيفم آمد كه او را صدا بزنم، زيرا عمل جراحي كرده و سرم به دست او بود، گفتم ايشان را صدا نمي‌زنم، چند دقيقه‌اي از اذان گذشت كه امام چشمهاي خود را باز كرد و گفت: وقت نماز شده است؟ گفتم: بله... فرمود: چرا صدايم نزدي؟ گفتم: ده دقيقه بيشتر نگذشته است. فرمود: مگر به شما نگفتم (مرا صدا بزنيد؟) سپس فرزندش را صدا زد كه: احمد بيا! و فرمود: ناراحتم، از اول عمرم تا به حال نمازم را اول وقت خوانده‌ام، چرا الآن كه پايم لب گور است ده دقيقه به تأخير افتاد؟28 جوانان و دانشجويان ما كه خاطرة جانفشاني‌ها و عبادات و نمازها و توسلات رزمندگان اسلام و شهيدان جنگ تحميلي عراق عليه ايران را يا شنيده، يا ديده و يا مطالعه نموده و يا مطالعه خواهند نمود، مي‌توانند آن نمونه‌ها را به عنوان الگوهاي موفق نمازگزار براي خود قرار داده و اسباب سعادتمندي خود را مهيا نمايند.

5. ارائه و ترسيم جايگاه مهمّ نماز در قرآن و تبيين و تفهيم آن به دانشجويان [آثار نماز]
هنگامي كه انسان از دستورات الهي مطلع باشد و بداند كه فرامين حضرت حق چيست و يا به عبارتي ملاك‌هاي سعادتمندي و رستگاري و شايستگي يافتن در محضر حق تعالي كدام است و در صدد تفهيم دستورات خداوند باشد، مطمئناً پاي‌بند به آن دستورات نيز مي‌شود. يكي از فرامين مهمّ پروردگار متعال، امر به نماز است. اگر بتوانيم آيات نوربخش الهي را براي جوانان و دانشجويان به زبان ساده و رسا تفسير نمائيم، قطعاً موجبات علاقمندي به آن دستورات و فرامين را در ضمير وجودي آنها فراهم نموده‌ايم. زيرا دستورات حضرت حق بر اساس فطرت خداجويي در نهاد انسانها قرار داده شد و فقط بايد آن را شكوفا نماييم. در اين صورت است كه موفقيت ما نسبت به جذب دانشجويان به نماز بيشتر مي‌شود و اين يكي از راهكارهاي اساسي است. در اين باب توجه به برخي از آيات قرآن ضروري است. از جمله: "وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ و الإِنسَ الّا لِيَعْبُدُونِ؛29 خداوند مي‌فرمايد: من جنّ و انس را نيافريدم جز براي اينكه عبادتم كنند." (و از اين راه تكامل يابند و به من نزديك شوند).
هدف از آفرينش جن و انس آن است كه آنان را در معرض پاداش نيك قرار دهيم و اين به دست نمي‌آيد مگر به وسيله انجام عبادت.30 پاداش كمالي است براي فعل خدا، نه براي فاعل فعل كه خود خداست. پس عبادت غرض از خلقت انسان است و كمالي است كه نصيب انسان مي‌شود. پس هم عبادت غرض است و هم توابع عبادت كه رحمت و مغفرت و غيره باشد.31
خداوند در خصوص نماز مي‌فرمايد: "وَ اسْتَعِينوا بِالصَّبْرِ و الصَّلوة32...؛ از صبر و نماز ياري جوييد"
كلمه استعانت به معناي طلب كمك است، و اين در وقتي صورت مي‌گيرد كه نيروي انسان به تنهائي نتواند مسأله‌اي مهمّ و يا حادثه‌اي را كه پيش آمده بر وفق مصلحت خود بر طرف سازد، و اينكه فرموده: از صبر و نماز براي مهمات و حوادث خود كمك بگيريد، براي اين است كه در حقيقت ياوري به جز خداي سبحان نيست، در مهمات ياور انسان مقاومت و خويشتن داري آدمي است، به اينكه استقامت به خرج داده، ارتباط خود را با خدا وصل نموده، از صميم دل متوجه او شود و به سوي او روي آورد، و اين همان صبر و نماز است و اين دو بهترين وسيله براي پيروزي است. چون صبر هر بلا و يا حادثة عظيمي را كوچك و ناچيز مي‌كند، و نماز كه اقبال به خدا و التجا به او است، روح ايمان را زنده مي‌سازد.، و به آدمي مي‌فهماند كه به جايي تكيه دارد كه انهدام پذير نيست، و به سببي دست زده كه كه پاره شدني نيست.33
و باز حضرت حق فرمود: "يا اَيُّها الَْذينَ ءَامنُوا استعينُواْ بالصَّبرِ وَ الصَّلَوةِ اِنَّ اللهَ مَعَ الصَّابِرينَ34؛ اي افرادي كه ايمان آورده‌ايد! از صبر (استقامت) و نماز كمك بگيريد! (زيرا) خداوند با صابران است."
اين آيه از يك سو ارجمندي و ارزش ايمان و مؤمن را نزد خداوند بيان مي‌دارد و از سوي ديگر بيانگر لزوم استعانت مؤمنان از صبر و نماز است و از سوي سوم مي‌گويد نماز و صبر، ياور مومنان است و از سوي چهارم بيان مي‌دارد كه خداوند با صبرپيشگان است و از سوي ديگر ارزش و اهميت صبر و نماز و جايگاه بلند صبرپيشگان را در بر دارد.35 اين آيه داراي اين پيام‌ و نكات است 1. اگرچه خداوند با هر كس و در هرجائي حضور دارد لكن همراهي خدا با صابران معناي خاصي دارد و آن لطف به محبت و ياري رساني خداوند به صابران است. 2. نماز اهرم است بار نيست.36
و نيز فرمود: ".... فَاعبُدْهُ وَ اصطَبِرْ لِعِبادتِه37؛ خدا را بپرست، و درباره عبادت او صبور و شكيبا باش"
البته عبادت زحمت و مرارت دارد و بر خلاف هواي نفس است، بايد انسان دشمن‌هاي خود كه دنيا و هواي نفس و شيطان هستند را دور كند و كنار بگذارد و خود را براي بندگي و اطاعت و فرمان‌برداري پروردگار خود مهيا نمايد.38
سپس خداوند متعال به فلسفة بزرگ نماز پرداخته مي‌گويد: (ان الصلوة تنهي عن الفحشاء و المنكر)39 نماز انسان را از زشتي‌ها و منكرات باز مي‌دارد" طبيعت نماز از آنجا كه انسان را به ياد نيرومندترين عامل بازدارنده يعني اعتقاد به مبدأ و معاد مي‌اندازد.
داراي اثر بازدارندگي از فحشاء و منكر است. منتها هر نمازي به همان اندازه كه از شرايط كمال و روح عبادت برخوردار است، نهي از فحشا و منكر مي‌كند، گاه نهي كلّي و جامع و گاه نهي جزئي و محدود. ممكن نيست كسي نماز بخواند و هيچ‌گونه اثري نداشته باشد. هر چند نمازش صوري باشد و هر چند آلوده گناه باشد، البته اين گونه نماز تأثيرش كم است، اين گونه افراد! اگر همان نماز را نمي‌خواندند از اين هم آلوده‌تر بودند. نهي از فحشا و منكر سلسله مراتب و درجات زيادي دارد و هر نمازي به نسبت رعايت شرايط داراي بعضي از اين درجات است.40
نماز، مهمترين توصيه انبياي الهي و بزرگان حكمت بوده، به نحوي كه حضرت لقمان به فرزندش فرمود: يا بُنَيَّ اَقِمِ الصَّلوة.41 "پسرم ! نماز را بر پادار" در جاي ديگر خداوند مي‌فرمايد: "... فَاعْبُدْني و أَقِمِ الصَّلوةَ لِذِكْري42؛ مرا بپرست و نماز را براي ياد من بپادار"
ادامه دارد
پي‌نوشت‌ها:

. سيد حسين حُرّ مربي و مدرس دانشگاه آزاد اسلامي واحد خميني شهر.
1. حر عاملي، وسائل الشيعه، ج 3 ، ص 7، نهج البلاغه، خطبه 199، ص 307.
2. مجلسي، بحارالانوار، ج 77، ص 77.
3. متقي هندي، كنزالعمّال في السنن و الافعال، ج 7 ص 279.
4. نهج البلاغه، خطبه 199، ص 307.
5. دشتي، مجموعه نهج‌الحياة (فرهنگ سخنان امام حسن (ع) ) ،ص 547 ، 548.
6. صحيفه كامله سجاديه، دعاي 44 ، ص 287.
7. شيخ صدوق ، ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، ص 79.
8. بنگريد به مقاله نگارنده (سيد حسين حرّ) در مجلة آينه پژوهش شماره 87، ص 9.
9. شيخ صدوق ، ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، ص 75.
10. همان، ص 75.
11. همان.
12. بنگريد به مقاله نگارنده (سيد حسين حرّ) در مجله آينه پژوهش شماره 87 ص 9.
13. شيخ صدوق، ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، ص 99.
14. قرائتي، پرتوي از اسرار نماز، ص 208.
15. همان، ص 209.
16. يعقوبي، تاريخ يعقوبي، ج 1 ص 378.
17. همان، ص 380.
18. نهج الفصاحه، حديث شماره 1921، ص 362.
19. همان، حديث شماره 1929، ص 363.
20. جامع الصغير، ج 2، ص 213، حديث 5856.
21. وحيدي، احكام و روح نماز، ص 186.
22. همان، ص 186.
23. محدثي، فرهنگ عاشورا، ص 452 ، 451.
24. همان، ص 452.
25. جعفريان، حيات سياسي و فكري امامان شيعه، ص 262.
26. شيخ صدوق، عيون اخبارالرضا (ع) ج1، باب 28، ص 557 [ سليمان بن جعفر جعفري گويد: از امام رضا عليه‌السلام سؤال كردم: آيا زمين بدون حجت باقي خواهد ماند؟ فرمود: اگر زمين ولو به مدت يك چشم به هم زدن، از حجت خالي باشد، اهل خود را فرو خواهد برد. همان، ص 558].
27. آيه ا... جوادي آملي، رازهاي نماز، ص 176، 177.
28. اكبري، سيماي امام خميني ، ص 47، 48.
29. ذاريات/ 56.
30. طبري، ترجمه تفسير مجمع البيان، ج 23، ص 331.
31. علامه طباطبايي، ترجمه تفسيرالميزان، ج 8، ص 579.
32. بقره / 45.
33. ترجمه تفسيرالميزان، ج 1، ص 228.
34. بقره / 153.
35. هاشمي رفسنجاني، تفسير راهنما، ج 1، صفحه 392.
36. قرائتي، تفسير نور، ج 1، ص 306.
37. مريم / 65.
38. آيت‌ا... طيب، تفسير طيب البيان، ج 8، صفحه 465.
39. عنكبوت / 45.
40. جمعي از نويسندگان، تفسير نمونه، ج 16، ص 284، 285.
41. لقمان / 17.
42. طه / 14.