try another color:
60% 70% 80% 90% تغییر اندازه فونت متن:
امروز: شنبه, 5 بهمن, 1398

كارگاه آيين نگارش مقالات علمي- پژوهشي(2)

Send to friendSend to friend

نشست دوم كارگاه روش و آيين نگارش مقالات علمي پژوهشي با گرايش انقلاب اسلامي با حضور تعدادي از استادان گرانقدر دروس مربوط به انقلاب اسلامي توسط استاد ارجمند جناب آقاي دكتر قراملكي (سردبير فصلنامه علمي پژوهشي انديشه نوين ديني) و جناب آقاي دكتر عباس ملكي (سردبير فصلنامه علمي پژوهشي مطالعات انقلاب اسلامي) در تاريخ 10/9/84 در مركز آموزش عالي معاونت امور اساتيد برگزار شد.
به لحاظ اينكه اكثر مطالب مربوط به كارگاه آقاي قراملكي مشابه جلسه 3/10/84 بود در اين شماره به ذكر نكات و توصيه‏هايي پرداخته‏ايم كه در شماره قبل درج نشده يا به توضيح يا تأكيد بيشتري نياز داشته است. چكيده سخنان آقاي دكتر عباس ملكي نيز در همين نوشتار آمده است.
گزارشي از سخنان حجت الاسلام آقاي دكتر كلانتري كه در طليعه كارگاه ايراد شد نيز در بخش اخبار نهاد درج شده است.

تذكرات آقاي دكتر قراملكي:
1. پژوهش و آموزش دو مقوم هم سرنوشت هستند؛ با ضعف يكي، ديگري به ضعف مي‏گرايد و با تقويت يكي، ديگري نيز تقويت مي‏شود؛ بنابراين با ضعف پژوهش، آموزش نيز ضعيف خواهد بود.
2. رمز و راز موفقيت، خودشناسي واقعي و لحظه‏اي است. در اين لحظه و زمان بايد به اين مطلب توجه كرد كه سهم ما از پژوهش استاندارد چقدر است؟ مربي‏ها با مقالات علمي پژوهشي مي‏توانند استاديار شوند و براي دانشجوئي دكترا بورس شوند و در صورت نبود اينگونه مقالات، طبق آيين نامه‏هاي مصوب، عضو هيأت علمي از جميع حقوقش محروم مي‏شود و ترفيعي نيز در كار نخواهد بود و در صورت تأخير، شرط سني اجازه ترفيع را نمي‏دهد.
3. براي مقالاتي كه در ISI چاپ شود دو ميليون تومان مساعدت داده مي‏شود و در دانشگاه آزاد سيصد و شصت هزار تومان اهدائي داده مي‏شود.
4. كسانيكه در پژوهش ضعيفند به آموزش و تدريس‏هاي پرحجم پناهنده مي‏شوند و مثل اتومبيلي كه بدون قدرت لازم در سر بالايي مي‏رود بالاخره زماني متلاشي مي‏شود.
5. حجم زياد تدريس، اشتغال به تدوين كتاب يا مقالات ترويجي، كم توجه بودن دانشگاه‏ها به گروه‏هاي معارف، عدم آشنايي به ابزار، فقدان انگيزه لازم، تنبلي، ترس از توليد علم و... از موانع نگارش مقالات علمي پژوهشي هستند.
6. در كشف ناكامي‏ها، اگر تنها عوامل بيروني را ببينيم، هرگز درمان صورت نمي‏گيرد، اين كار همان فرافكني و توجيه است.
7. درآمد پژوهش قطعاً بيش از آموزش است و نيازهاي پژوهشي در كشور فراوان مي‏باشد.
8. اگر پژوهش داشته باشيد با ديدن پرونده شما فضاي هيأت مميزه و نگاه مسئولين دانشگاه عوض خواهد شد.
9. آنچه مقاله را قابل چاپ مي‏كند پايبندي به روش تحقيق و اقامه ادله محكم است.
10. عمومي بودن دروس معارف در ضعف پژوهش استاد مؤثر است. تدريسي كه محدود به ليسانس باشد، محدوديت‏هايي را در پژوهش ايجاد مي‏كند.
استاد قراملكي در مورد آيين نگارش مقالات علمي پژوهشي توصيه‏هايي نمود كه اغلب آنها در شماره پيش چاپ شد و برخي اكنون به نظر اساتيد محترم مي‏رسد:
1. روشن كردن مسأله، خودش حاصل يك مطالعه است. تا ندانيد مسأله‏تان چيست دست به قلم نبريد.
2. خذوا الغايات و اتركوا المبادي
3. حجم مقاله استاندارد، 10 صفحه است.
4. اولين انتظار، مسأله محور بودن مقاله است.
5. حتماً پرونده علمي تشكيل دهيد كه رمز و راز موفقيت شماست، هم در وقت صرفه‏جويي مي‏شود هم موانع را كم مي‏كند و هم موجب تمركز مي‏گردد. درباره پرونده علمي توضيحات بيشتري خواهد آمد.
6. يك مقاله، يك مسأله يا حداكثر سه مسأله را پوشش مي‏دهد. هوس مسائل زياد نشانه خامي محقق است.
7. در همان عنوان، به داور القاء كنيد كه مسأله داريد.
8. اصل در عنوان، شيك بودن و هنري بودن نيست بلكه رسا و روشن بودن است. ايهام آموزشي بودن و ترويجي بودن نداشته باشد، مقاله پژوهشي براي فرهيختگان است و زبانش، زبان دقّي است.
9. در چكيده، اصل بر صداقت است نه مبالغه، گزاف، پز دادن، شعار و... .
10. چكيده نبايد تبديل به طرح مسأله شود بلكه هم مسأله هم ادله هم نتيجه را بايد برساند. هرگز در چكيده، ارجاع ندهيد.
11. يك مقاله پژوهشي مي‏تواند به طرح مسأله‏اي بپردازد كه تا به حال اصلاً طرح نشده.
12. يكي از مهمترين كارها فيش‏برداري است. در اين مورد توضيح كافي خواهم داد.
1. تشكيل پرونده علمي
پس از اينكه نقشه و طرح آماده شد بايد به اجراي تحقيق توجه كنيم و مواد لازم را براي آن آماده كنيم. اولين قدم در تشكيل پرونده علمي آن است كه تمام منابع بايد با گرايش حداكثري شناسايي شوند. فهرست كاملي را تهيه كنيد؛ هر چه غني‏تر، كامياب‏تر.
در اين مورد با پيشكسوت‏ها مشورت و رايزني كنيد و تماس بگيريد.
دومين گام: فهرست را غربال كنيد. با نقد منابع، هر كدام كه معتبر نيست يا ذهن را از مسأله دور مي‏كند كنار بگذاريد.
در عصر انفجار اطلاعات، بايد دانست كه چه را بايد نخواند. استادي كه ذهنش پريشان است و پريشان نامه مي‏خواند نظم ذهنش به هم مي‏خورد و مقاله‏اش به ثمر نمي‏رسد. كارِ پيدا كردن منابع را به دو گونه مي‏توان انجام داد: 1. دستي 2. ديجيتالي
سومين گام: جمع‏آوري منابع به گونه‏اي كه با زيراكس، امانت، CD و اگر مجبور شويد با خريد منبع موردنظر يك كتابخانه كوچك تشكيل دهيد.
چهارمين گام: منابع را به ترتيب تاريخي بچينيد. بايد كهن‏ترين آنها، اولين باشد و جديدترين آنها، آخرين. اين كار براي زايايي ذهن بسيار مؤثر است و در عمل معلوم مي‏شود. به صورت معجزه‏آسا ذهن را بارور مي‏كند. در آموزش هم همينطور است.
2. فيش برداري
فيش برداري، سليقه‏هاي مختلف دارد و براي اكثر افراد يك معضل است و گاهي به يك دام تبديل مي‏شود كه از كار جدي باز مي‏دارد. من در اينجا سليقه‏ام را مي‏گويم:
1. عنوان را به مسائل ريزتر تبديل كنيد. مثلاً به 3 مسأله.
2. پنج برگ، A4 را در يك كلاسور قرار دهيد.
در صفحه 1، مآخذ و منابع را كه در تشكيل پرونده علمي به آنها رسيده‏ايد به ترتيب تاريخي بنويسيد.
2. صفحه‏هاي 2، 3 و 4 را به مسأله‏ها اختصاص دهيد. صفحه پنجم مربوط به كشكول است.
3. طبق ترتيب منابع، منبع اول را برداريد. مطالب را مبحث به مبحث بررسي كنيد. هر كدام كه بي‏ربط است كنار مي‏گذاريد. مطالب مربوط به مسأله اول را در صفحه 2 به اختصار با انشاء خودتان بنويسيد و به گونه‏اي رمزي مشخصات منبع را ثبت نماييد. و بحث مربوط به مسأله دوم را در صفحه سوم و بحث مربوط به مسأله سوم را در صفحه چهارم وارد كنيد. مطالبي كه به هيچكدام مربوط نيست اما بي‏ربط هم نيست در كشكول بنويسيد.
در مورد منابع ديگر نيز به همين ترتيب عمل كنيد. حالا همه مطالب در چهار صفحه يكجا جمع شده به ترتيب تاريخ به گونه‏اي كه ذيل هر مسأله، تمام منابع به ترتيب تاريخي يكجا آمده نه جدا جدا. اين يكجا بودن، تحليل فيش‏ها را غني مي‏كند. اكنون برگه سفيدي را زيردست گذاشته چهار صفحه نوشته شده (ممكن است برگه‌‏هاي پيوستي نيز اضافه شده باشند) را به صورت نيم دايره‏اي جلو روي خود قرار دهيد و متمركز شويد. همه اخذها، ربط‏ها، تفاوت‏ها، شباهت‏ها و تطورات تاريخي ديده مي‏شوند. هر چه ديده شد در برگه سفيد بنويسيد. با اين كار، علم توليد مي‏شود، نقد صورت مي‏گيرد، اشكالات يافته مي‏شوند زيرا مقايسه صورت مي‏گيرد و نظريه‏پردازي مي‏شود. در حل مسأله‏اي نظريه‏اي به ذهن مي‏آيد كه قبلاً نمي‏آمد. كشكول هم ارتباطات و اخذها را معنادار مي‏كند و به آنچه به ذهن مي‏رسد كمك مي‏نمايد و در دقت و توليد علم، نقش غيرمستقيم دارد.
حالا توليد شما مكتوب شده است، اما به صورت پيش نوشت. اكنون هر جا نياز است به كتاب‏ها و منابع مراجعه كنيد و با حوصله، به تفصيل گزارش نماييد. علم فرّار است، توليد ذهن فرّار است، با نوشتن آن را اسير كنيد.
مجله‏هاي انديشه نوين ديني و مطالعات انقلاب اسلامي
قرار است اين دو مجله به اساتيد معارف مشاوره بدهد. زيرا مجله شماست. مقالات را بفرستيد و اگر قابل چاپ نباشد دست‏كم آن را ارزيابي مي‏كنيم و قرار است به تدريج به سمتي برويم كه اين دو مجله، تنها، مقالات اساتيد معارف را چاپ كند.
چكيده سخنراني دكتر عباس ملكي در كارگاه
در فصل اول كتاب انقلاب اسلامي و ريشه‏هاي آن، پنج نظريه درباره شكل‏گيري و وقوع انقلاب اسلامي ايران مطرح شده است. (اين مبحث در ويراست چهارم به انتهاي كتاب منتقل شده است).
الف- نظريه توطئه غرب: طبق اين نظريه، غرب و در رأس آنها آمريكا براي اينكه ايران در دام بلوك شرق و شوروي سابق نيفتد توطئه‏اي طراحي كردند و انقلاب اسلامي را در ايران برنامه‏ريزي و اجرا كردند تا مانع وقوع يك انقلاب كمونيستي در ايران شوند.
ب- نظريه ماركسيستي: اين نظريه مي‏گويد انقلاب ايران مثل همه وقايع تاريخي محصول تعارض بين طبقات و اقشار مختلف بوده است. ماركس، جامعه را محصول تعارض مي‏داند و مي‏گويد: يك تز داريم، يك آنتي‏تز و محصول اين دو، سنتز است كه تاريخ را مي‏سازد. هر اتفاقي كه در تاريخ مي‏افتد به سمت نظام كمونيستي مي‏رود.
ج- نظريه مدرنيزاسيون: اينان معتقدند كه ايران در سال 1973 ميلادي (1352 شمسي) با افزايش قيمت نفت از لحاظ صنعتي و اقتصادي پيشرفت و رشد كرد اما از نظر فرهنگي دچار ركود و عقب‏گرد شد. اين ناهمخواني بين رشد سريع روبنايي اقتصاد و عدم رشد و ركود اصول توسعه سياسي، موجب وقوع انقلاب شد.
د- نظريه استبداد: اين نظريه مي‏گويد با وجود همه توسعه‏هايي كه در ايران صورت پذيرفت اما قدرت در ايران جابجا نشد. مثلاً اگر در زمان ناصرالدين شاه كسي جرأت حرف زدن نداشت اين وضع در زمان محمدرضا پهلوي بدتر شد و همين استبداد باعث انقلاب شد.
هـ- نظريه مذهب: انقلاب اسلامي به دليل روحيه شديد مذهبي مردم ايران و اهميت دادن مردم به مذهب و عكس‏العمل نشان دادن در برابر هتك حرمت به مذهب و روحانيت به عنوان پرچمدار مذهب شكل گرفت.
من از سال 82 تاكنون در همان جلسات ابتدايي ترم پس از تدريس اين فصل كتاب، هشت نظرسنجي از دانشجويان دانشگاه صنعتي شريف كرده‏ام و از آنها پرسيده‏ام كداميك از اين نظريه‏ها را مي‏پذيرند؟ نتيجه اين نظرسنجي از اين قرار است:
40% نظريه مذهب
32% نظريه استبداد
18% نظريه توطئه غرب
7% نظريه مدرنيزاسيون
3% نظريه ماركسيستي
اين آمار در نگاه اول خوشحال‏كننده است اما براي من هميشه اين سؤال بوده است:
چرا 18% دانشجويان فرضيه توطئه را پذيرفته‏اند؟
همه ما در متن انقلاب حضور داشتيم و ديديم كه انقلاب چگونه پيشرفت كرد. مثلاً اطلاعيه‏اي كه جامعه مدرسين براي ختم حاج آقا مصطفي خميني داد همه كساني كه اين اطلاعيه را امضا كردند مي‏دانستند سرانجام آنها دستگيري و يا شهادت است. در اين اطلاعيه، روي اسلام و امام تأكيد بود و سفارت انگليس يا آمريكا در اين اطلاعيه هيچ نقشي نداشتند. تظاهرات مختلفي كه در شهرهاي ايران رخ مي‏داد هيچ كدام از سفارت آمريكا خط‏دهي نمي‏شد. اگر قرار بود آمريكا انقلاب اسلامي را طراحي كرده باشد هرگز آن را به خود رها نمي‏كرد و تلاش مي‏كرد خطوط مورد نظر خود را القاء كند. اما چنين اتفاقي نيفتاد. با اين حال چرا نظر 18% دانشجويان چنين است؟
ما استادان درس انقلاب اسلامي بايد اين سؤال را مدنظر داشته باشيم و براي ارائه اين درس دنبال روش‏هاي بهتري باشيم تا دانشجويان متوجه شوند كه انقلاب اسلامي يك راه‏حل بومي و مذهبي براي حل مشكلات دوران ستمشاهي بوده است نه توطئه غرب.
يك روش اين است كه استادان درس انقلاب اسلامي با ارائه مقالات علمي، پژوهشي به نشريه تازه تأسيس مطالعات انقلاب اسلامي براي پاسخ به اين سؤال و سؤالات مشابه راه‏كارهاي نويني ارائه دهند.