try another color:
60% 70% 80% 90% تغییر اندازه فونت متن:
امروز: دوشنبه, 30 اردیبهشت, 1398

اصطلاحات حديثي (3)

Send to friendSend to friend
نام نویسنده: 
عليرضا كمالي

اشاره:
بر اساس اصطلاحات نرم افزار رجالي درايه النور
نرم افزار رجالي درايه النور به منزله يك كتابخانه‌ رجالي، در بردارنده متن كامل 38 جلد كتاب رجالي، 55 جلد كتاب حديثي،‌ 23 جلد معجم رجال الحديث آيه الله خويي، و 29 جلد لغتنامه است.
"اسناد كتب اربعه و وسائل الشيعه"، "كتب هشتگانه رجالي"، و "معجم رجال الحديث" سه بخش اصلي اين نرم افزار است. از جمله امكانات بخش اسناد كتاب‌هاي پنجگانه حديثي، "بازسازي و ارزيابي" تمامي اسناد اين كتاب‌ها و همچنين امكان بررسي "اتصال" و بيان "نوع اسناد" آن است. نظر به اهميت و كاربردي بودن اين نرم افزار در زمينه حديث‌شناسي، در اين شماره به بازشناسي اصطلاحات حديثي بخش "اسناد" آن ‌پرداخته مي‌‌شود و معرفي دو بخش ديگر به فرصتي مناسب وا‌گذار مي‌‌گردد.
معارف
اصطلاحات حديثي نرم افزار درايه النور
در اين نرم افزار اصطلاحات حديثي در قالب سه بخش آمده است:
1. از نظر اعتبار سند: "صحيح"، "موثق"، "حسن"، "معتبر" و "ضعيف"؛
2. از نظر اتصال سند: "مسند"، "مرفوع"،‌ "مرسل" و "موقوف"؛
3. از نظر نوع سند: "عادي"، "تعليق"،‌ "تحويل"، "عطف"، "ضمير"، "تذييل"، "اشاره" و "ترديد" مي‌باشد.
در ادامه به تعريف هر يك مي‌پردازيم.

1. از نظر اعتبار سند
اصطلاحات اين بخش، به جز "معتبر" در شماره 57 اين نشريه، معرفي گرديده است؛ از اين رو تنها به توضيح حديث "معتبر" بسنده مي‌شود.
مقصود از معتبر: "روايتي است كه به مضمون آن عمل شده باشد."1 به اين جهت روايت معتبر مي‌تواند از نظر سند، صحيح يا غير صحيح باشد، اما اعتبار صدور آن از معصوم (ع) بايد با قرائن ثابت شده باشد. مثل اين روايتِ شيخ طوسي: "اخبرني الشيخ ابوعبدالله عن ابي القاسم جعفر بن محمد بن قولويه عن ابيه عن سعد بن عبدالله عن الحسن بن علي عن احمد بن هلال عن الحسن بن محبوب عن عبدالله بن سنان عن ابي عبدالله(ع) انه قال: ... ."2
شيخ انصاري در باره اين روايت مي‌گويد: سند اين حديث به جهت وجود "احمد بن هلال" كه به غلو متهم شده ، ضعيف است اما تأمل در قرائن نشانگر الحاق اين روايت به صحاح مي باشد.3

2. از نظر اتصال سند
2 ـ 1. مسند: "روايتي است كه سلسله سند آن در تمام طبقات متصل به معصوم باشد."4 مثل: "علي بن ابراهيم عن محمد بن عيسي عن عبيد عن يونس عن حريز عن زراره عن ابي عبدالله (ع): ... ."5
2 ـ‌ 2. مرفوع: مرفوع داراي دو تعريف است:
2 ـ 2 ـ 1. "هر حديثي كه به معصوم نسبت داده شود مرفوع مي‌باشد."6 اعم از آنكه سند متصل باشد، يا منقطع. طبق اين تعريف اصطلاح مرفوع در برابر دو اصطلاح موقوف (ـ روايت منتسب به صحابي) و مقطوع (ـ روايت منتسب به تابعي) قرار دارد.
2 ـ 2 ـ 2. "هر روايتي كه از وسط، يا آخر سند آن يك راوي يا بيشتر افتاده باشد و به لفظ رفع تصريح شده باشد، مرفوع است." 7 مقصود از مرفوع در اين نرم افزار، همين معناي دوم است كه نشانه ضعيف بودن روايت نيز مي‌باشد؛ مثل: "علي بن محمد عن سهل بن زياد رفعه قال قال أمير المؤمنين(ع): ... ."8
در اين سند ميان سهل بن زياد تا اميرمؤمنان(ع) يك يا چند راوي حذف شده و به لفظ رفع نيز تصريح شده است.
2 ـ‌ 3. مرسل: مرسل معاني مختلفي دارد و مقصود از آن در اين نرم افزار "سندي است كه در آن از يك يا چند نفر از سلسله راويان با تعبير مبهم "بعض اصحابنا"، "عمن ذكره"،‌ "عن رجل" و مانند آن ياد شود." مثل: "علي بن إبراهيم عن أبيه عن الحكم بن بهلول عن رجل عن أبي عبدالله (ع): ... ." 9
2 ـ 4. موقوف: "روايتي است كه سلسله سند آن به صحابي پيامبر يا مصاحب امام منتهي شود."10 و به معصوم نرسد؛ و به عبارت دیگر محتوای حدیث کلام او باشد. مثل: "علي بن إبراهيم عن أبيه عن النضر بن سويد: ... ."11

3. از نظر نوع سند
3 ـ‌ 1. عادي:1. اصطلاح "عادی" در واقع جزو اقسام اصطلاحات حدیثی به شمار نمی رود و تهیه کنندگان نرم افزار به ناچار مجبور به استفاده از آن در برابر دیگر اقسام یاد شده، بوده اند. 12 "سندی است كه عاري از شرايط اقسام هفتگانه ذيل باشد." و به عبارت ديگر حديثي است كه سند آن تعليق، اشاره، تحويل و ... نداشته باشد. مثل: "على بن إبراهيم عن أبيه عن النوفلى عن السكونى عن أبى عبدالله (ع): ... ."13
3 ـ‌ 2. تعليق: "آن است كه يك يا چند واسطه از ابتدای سند به طور پيوسته حذف شده باشد و حديث به راويان بعدي استناد شود."14 مثل روايتي كه شيخ طوسي از حسين بن سعيد نقل مي‌‌كند و واسطه ميان خود و او را بيان نمي‌كند: "الحسين بن سعيد عن ابن أبي عمير عن عبدالله بن سنان عن أبي عبدالله(ع): ... ."15
3 ـ 3. اشاره: "حديثي است كه در ابتداي سند افتادگي داشته باشد اما نشاني از آن وجود داشته باشد." مثل مواردي كه راوي، سند روايت اول را به صورت كامل بيان ‌كند و در روايت بعدي، ابتداي سند را حذف و با عبارتي مثل "و بهذا الاسناد" به آن اشاره نمايد. مانند:
سند كامل: "محمد بن يحيى عن محمد بن الحسين عن محمد بن إسماعيل عن صالح بن عقبه عن عبدالله بن محمد الجعفي عن أبي عبدالله (ع) قال:...."16
سند دوم: "و بهذا الاسناد عن صالح بن عقبه عن يزيد بن عبد الملك عن أبي جعفر (ع) قال: ... ."17
عبارت "بهذا الاسناد" به "محمد بن يحيى عن محمد بن الحسين عن محمد بن إسماعيل" اشاره دارد. به اينگونه روايات "شبه تعليق" نيز مي‌گويند.
3 ـ 4. تحويل: "نوعى از عطف در سند است كه يك طبقه را بر يك طبقه و گاه يك طبقه را بر دو طبقه و گاه چند طبقه را بر چند طبقه عطف مى‏كند." به این ترتیب راوی چند سند را که دارای اشتراکاتی با یکدیگرند را در یک سند جمع می کند. مثل: "الحسين بن محمد عن معلى بن محمد عن مسافر و عن الوشاء عن مسافر ... ."18 كه در اصل دو سند بوده است: 1) "الحسين بن محمد عن معلى بن محمد عن مسافر ... ." و 2) "الحسين بن محمد عن معلى بن محمد عن الوشاء عن مسافر ..."
نمونه ديگر: "محمد بن أبي عبد الله عن سهل بن زياد و علي بن إبراهيم عن أحمد بن محمد و محمد بن يحيى عن أحمد بن محمد جميعا عن علي بن الحكم عن صالح النيلي قال سألت أبا عبد الله (ع)... فقال لي: ... ." اين روايت در اصل داراي سه سند كه در بخشي از اسناد مشترك مي‌باشد،‌ بوده است.
1) "محمد بن أبي عبد الله عن سهل بن زياد عن علي بن الحكم عن صالح النيلي قال سألت أبا عبد الله (ع)... فقال لي: ... ."
2) "علي بن إبراهيم عن أحمد بن محمد عن علي بن الحكم عن صالح النيلي قال سألت أبا عبد الله ع... فقال لي: ... ."
3) "محمد بن يحيى عن أحمد بن محمد عن علي بن الحكم عن صالح النيلي قال سألت أبا عبد الله(ع) ... فقال لي: ... ."
در اسناد دارای تحويل، همیشه بررسي همه سند لازم نيست، بلكه بررسي يكي از اسناد در صورت صحت كافي است و در صورت ضعف می توان از اسناد دیگر به عنوان بدل و جانشین استفاده کرد.
3 ـ 5. عطف: "روايتي است كه در سند آن يك طبقه بر طبقه ديگر به وسيله "واو" عطف شده ‏باشد." مثل: "محمد بن الحسن و علي بن محمد عن سهل بن زياد عن ... ."19 دراين مثال "علي بن محمد" عطف بر "محمد بن الحسن" شده است. اين سند از دو سند تشكيل شده است: 1) "محمد بن الحسن عن سهل بن زياد عن ... ." 2) "علي بن محمد عن سهل بن زياد عن ... ."
3 ـ 6. ضمير: "روايتي است كه به جاي تصريح به اسم راوي با ضمير به آن اشاره شود." مانند نمونه‌هاي ذيل:
مثال 1: روايت اول:‌ "محمد بن يحيي عن احمد بن محمد بن عيسي عن علي بن حكم عن ... ."
روايت دوم: "عنه عن احمد بن محمد عن حسين بن سعيد عن ... ." مرجع ضمير "عنه"، "محمد بن يحيي" است.
مثال 2: روايت اول: "ابوعلي الاشعري عن محمد بن عبدالجبار عن صفوان بن يحيي عن ... ."
روايت دوم: "و عنه عن صفوان عن ... ." مرجع ضمير "عنه"، "محمد بن عبدالجبار" است.
3 ـ 7. تذييل: "گاه در پايان يك روايت به نقل ديگرى از همان روايت اشاره مى‏شود." در اين گونه موارد معمولا قسمت مختص سند دوم در ذيل روايت اول آورده مي‌شود و با عبارتى نظير "مثله"، "رواه" و "فی روایه اخری" به اتحاد آخر سند دوم با سند اصلى اشاره مي‌گردد.
مثال: "محمد بن يحيى و غيره عن أحمد بن محمد بن عيسى عن الحسين بن سعيد عن ابن أبي‌عمير عن جميل بن دراج عن ابن الطيار عن أبي عبدالله (ع):... ."20
"محمد بن إسماعيل عن الفضل بن شاذان عن ابن أبي عمير عن جميل بن دراج مثله"21
3 ـ 8. ترديد: "روايتي است كه در سند آن عطف، به وسيله‏ حرف "أو" صورت گرفته باشد." مثل: "عده من أصحابنا عن أحمد بن محمد بن خالد عن ابن محبوب عن معاويه بن وهب أو معاويه بن عمار عن أبي عبد الله(ع): ... ."22

پي‌نوشت‌ها:

1. درايه الحديث، كاظم مدير شانه‌چي،‌ ص 76؛ اصول الحديث و احكامه، جعفر سبحاني، ص 91.
2. تهذيب الاحكام، شيخ طوسي، ج 1، ص 221.
3. جهت اطلاع از تفصيل اين مطلب بنگريد به: دانش درايه الحديث، محمد حسن رباني، ص 227 ـ 229.
4. مقباس الهدايه، عبدالله مامقاني، ج 1، ص 202 ـ 203؛ الرعايه، شهيد ثاني، ص 96.
5. مرآه العقول، محمدباقر مجلسي، ج 1، ص 200.
6. مرفوع در اينجا به معني رفع شده و بالا رفته، است.
7. مقباس الهدايه، ج 1، ص 207 ـ 208.
8. كافي، شیخ کلینی، ج 1، ص 20.
9. همان، ص 427.
10. مقباس الهدايه، ج 1، ص 321 ـ 322؛ تدريب الراوي، ج 1، ص 149 ـ 150.
11. كافي، ج 1، ص 311.
12 . اصطلاح "عادی" در واقع جزو اقسام اصطلاحات حدیثی به شمار نمی رود و تهیه کنندگان نرم افزار به ناچار مجبور به استفاده از آن در برابر دیگر اقسام یاد شده، بوده اند.
13. همان، ص 12.
14. مقباس الهدايه، ج 1، ص 215؛ الرعايه،‌ ص 101؛ الرواشح السماويه، ميرداماد، ص 128.
15. تهذيب الاحكام، ج 5، ص 23.
16. كافي، ج 1، ص460.
17. همان.
18. همان، ‌ص 404.
19. همان، ص32.
20. همان، ج 1، ص 161.
21 . همان، ص 162.
22. همان، ج 2، ص 210.